1- افزایش سرکوب و ایجاد رعب و وحشت در جامعه:
وابستگی حکومت پهلوی به سیاستهای آمریکا و عدم اعتماد مردم به این حکومت، اوضاع را به گونه ای رقم زد که رژیم برای حفظ خود به افزایش سرکوب مردم، گسترش زندانها، بالا بردن توان نظامی و پلیسی و تاسیس واحدهای شناسایی و شکار مخالفان حکومت و استفاده از سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) به عنوان یکی از ابزارهای مخوف ترور، شکنجه و ایجاد رعب و وحشت، پرداخت و از این طریق روز به روز فاصله خویش را با مردم بیشتر کرد. ساواک در سال1335 توسط مجلس شورای ملی تصویب و در سال1336 عملا تاسیس شد. فلسفه وجودی ساواک برقراری سیستم سرکوب به منظور مقابله با حرکتهای سیاسی مخالف رژیم و مبارزه و مقاومت ملت مبارز ایران بود.
از آنجا که حکومت نظامی خواه ناخواه موقت و حالت عادی داشت، سیستم ساواک به صورت دائمی با همان اهداف، جایگزین حکومت نظامی گردید. ساواک که از یک سو با سیا و از سوی دیگر با موساد در ارتباط بود، به تدریج به یک سازمان مخوف و جهنمی مبدل شد. شرم آورترین فجایع و رقت بارترین تراژدی ها و ننگین ترین جنایتها را علیه ملت ایران و بویژه در مورد مبارزین نهضت اسلامی ایران آفرید. اقدام ساواک در به شهادت رساندن جوانان مملکت و متفکران جامعه چون آیت الله غفاری و دستگیری و تبعید علماء، امکان هر گونه سازش با حکومت پهلوی را منتفی ساخت و شرایط را برای نفرت هر چه بیشتر مردم از حکومت فراهم کرد.
2- گسترش نفوذ و حضور بیگانگان در ارکان حکومت:
پس از کودتای28 مرداد1332 ش. شاه به صراحت اعلام کرد که سلطنت خود را مدیون آمریکاییهاست. وی تا آخرین روز حیات خود نیز به این عقیده وفادار ماند و دست امپریالیسم آمریکا را در همه ارکان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه بازگذاشت. اجرای طرح اصلاحات ارضی، انقلاب سفید، انجمنهای ایالتی و ولایتی و از همه ننگین تر، احیای قرارداد کاپیتولاسیون و به عهده گرفتن نقش ژاندارمی آمریکا در منطقه خلیج فارس و حضور هزاران آمریکایی در قالب مستشار نظامی، دیپلمات بازرگان و ... در ایران، همه و همه نمونه های عینی گسترش و نفوذ آمریکا در ارکان مهم جامعه ایران بود.
مردم ایران تحمل آثار مخرب فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این نفوذ را نداشتند و آن را مغایر با احساسات دینی، روح ملی و هویت اسلامی خود می دانستند. اوج این نفوذ را می توان در اختصاص کانال ویژه ای در تلویزیون سراسری به آمریکاییان و تبلیغ فرهنگ آمریکایی از این کانال در ایران و برقراری رابطه گسترده با رژیم صهیونیستی اشغالگر قدس به توصیه آمریکا، دخالت نظامی در کشورهای منطقه مثل عمان به نفع آمریکا و ... مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
3- تاسیس حزب رستاخیز:
سیاستهای سرکوب حکومت پهلوی که عملا هر گونه صدای مخالف را در جامعه ایران خاموش می کرد، رژیم شاه را با بحران روبرو ساخت. همین امر باعث شد که جامعه ایران همیشه آبستن تحولات و تحرکات اجتماعی باشد. این اوضاع برای آمریکا، که ایران را جزیره ثبات برای کنترل منطقه می خواست، مطلوب نبود لذا در سال1353 ایجاد تشکیلاتی فراگیر برای جذب مردم و فریب نخبگان فرهنگی و سیاسی و جلب مشارکت آنها، ضروری تشخیص داده شد. به همین دلیل حزب رستاخیز را عناصر وابسته به رژیم تاسیس کردند و عضویت در آن برای ایرانیان اجباری شد. شاه اعلام کرد که هر کس به عضویت حزب رستاخیز درنیاید، ایرانی نیست، این اصرار عملا شرایط لازم را برای نفرت عمومی فراهم ساخت.
نخستین ثمره شوم حزب رستاخیز، مجلس شورای ملی دوره بیست و چهارم و آخرین مجلس رژیم ستمشاهی بود که توسط این حزب آماده و در شهریور54 افتتاح گردید. دومین دستاورد شوم حزب رستاخیز شاه، تغییر تاریخ هجری به تاریخ شاهنشاهی بود که خود نشانه اوج اسلام ستیزی طاغوت به شمار می آمد. در پایان سال54 تصویب شد که مبداء تاریخ به شاهنشاهی تغییر یابد و همه مردم و سازمانهای ملی و دولتی موظف شدند تاریخ جدید را به کار ببرند. بازیگران سیاست رژیم وقتی از خواب خرگوشی سراسیمه بیدار شدند که روحانیت، یکپارچه در برابر این خیانت و اهانت بزرگ به پا خاست و ملت مسلمان ایران یکبار دیگر حمایت بی دریغ خود را در پشتیبانی از روحانیت اعلام نمود.