گستره گفتمان جنبش نرمافزاری و نهضت تولید علم
گستره گفتمان جنبش نرمافزاری و نهضت تولید علم، گستره ساده و متداول علم و فلسفه نیست، بلکه میتوان آن را در مسائل متعدد نظری و عملی دنبال کرد. در قلمرو معرفتشناسی این گفتمان را لااقل میتوان در پنج گستره تعریف و معنا کرد:
الفـ مسأله چیستی علم و هویت معارف که مربوط به حوزه معرفتشناسی است.
بـ گفتمان تولید در علوم بشری که جزیی از علمشناسی و فلسفه علم است.
جـ گفتمان تولید در علوم دینی (علوم حوزوی و الهیات) که از مسائل فلسفه علوم دینی است.
دـ گفتمان تولید در هنر و ادبیات که جزیی از جنبش نرمافزاری است و جا دارد دچار تحول و رشد و توسعه شود.
هـ ـ گفتمان تولید در معرفت عمومی.
در اینجا ضروری است چند سؤال اساسی در این زمینه مطرح شود:
آیا تولید علم و معرفت در این زمینه فقط در اختیار حوزویان و دانشگاهیان است؟ آیا معرفت و دانش مردم کوچه و بازار و روستا و اقصی نقاط کشور قابل رشد و توسعه نیست؟ آیا نباید تحول و توسعه در معرفت عمومی جامعه ایجاد شود؟ اصولاً چرا علم فقط در اختیار و انحصار آموزش عالی و آموزش و پرورش و حوزههای علمیه است؟ چرا باید معرفت و دانش و هنر فقط در اختیار کسانی باشد که میتوانند از امکانات آموزش عالی استفاده کنند؟ ما چگونه باید معرفت بانوان خانهدار را افزایش دهیم؟ ما چگونه باید از هوش و استعداد کسانی که به دانشگاه راه نیافتهاند و یا کسانی که حتی به دبستان و دبیرستان نرفتهاند، استفاده کنیم؟
نهضت نرمافزاری میباید در سه حوزه «علوم حوزوی، علوم دانشگاهی و مدلهای اجرایی» صورت گیرد. لذا در علوم حوزوی نیازمند به تکامل و کارآمدتر شدن فقه و فقاهت، کلام و فلسفه، اخلاق و تحول در روش تحقیق میباشیم و در علوم دانشگاهی باید تولید علم در سه حوزه علوم انسانی، علوم تجربی و علوم پایه صورت گیرد و آخرین حوزه هم تولید مدلهای اجرایی کارآمد در اداره نظام است.
شرایط و بسترها:
تولید علم، یک پدیده معرفتی و انتزاعی محض نیست؛ بلکه قطعا نیازمند «بسترها و زمینه های مناسب اجتماعی» است. از این رو، ده ها مصوبه و سازمان رسمی، بدون نظریه تاریخی و اجتماعی قادر به ایجاد جنبش و نهضت نخواهند بود. به بیان دیگر، لزوم حرکت در مسیر تولید علم، باید در متن «جامعه» نهادینه شود و جامعه در این راستا، برانگیخته و برگزیده شود.
آن هنگام که تولید علم به یک«ضرورت اجتماعی» و «فضیلت فرهنگی» تبدیل شود، شاید چند دهه ای بیش نگذرد که حاصل آن در قالب تولیدات علمی و فکری تجسم می یابد.
پیش بایستههای جنبش نرمافزاری
برای ایجاد نهضت نرم افزاری باید نگاه های تازه ای در زمینه های گوناگون دین شناسی، شناخت شناسی و تاریخ شناسی پدید بیاید.
اولاً: باید بدانیم همه چهره های حیات بشر که در آنها اراده و فاعلیت او حضور دارد، صحنه تقابل حق و باطل است، از این رو انسان در جز جزء زندگی فردی و اجتماعی مضطر به ولایت الهیه و قواعد دینی می باشد. طبعاً با این درک حداکثری از دین، نهضت نرم افزاری در راستای تعبد بیشتر به وحی و گسترش مرز پرستش خداوند معنا پیدا می کند.
ثانیاً: همگان باید به این نتیجه برسند که علم از سنخ کشف واقعیات نیست، بلکه پدیده ای تولید شدنی است که از نظام نیازمندهای انسان متأثر می گردد، در نتیجه، علم در مرحله نخست متصف به حقانیت و بطلان می شود نه به صدق و کذب. بنابراین با ایجاد تحولاتی باید نسبت به تولید علوم حق و الهی اهتمام ورزید.
ثالثاً: ما باید فلسفه تاریخ اسلامی طراحی کنیم. اگر به چگونگی تحولات تاریخ و مراحل آن واقف نباشیم و جایگاه هر یک از دو جبهه تاریخی حق و باطل را در آن تبیین نکنیم، در برنامه ریزی های اجتماعی و سیاسی، موضع گیری فعال و واقع بینانه ای نخواهیم داشت. فلسفه تاریخ به ما نشان می دهد که توان ما در این برهه از تاریخ چه میزان است و نهضت فکری ما برای تحقق تمدن اسلامی چه کیفیت و سمت و سویی باید داشته باشد.
ضرورت تحقق جنبش نرم افزاری
اگر ما معتقد به دین حداکثر هستیم و نمی خواهیم که در هیچ ضلعی از زندگی خود به کفر یا شرک مبتلا شویم، باید به تولید مفاهیم مختلف در راستای توسعه تعبد به وحی بپردازیم. پرستش خداوند علاوه بر علوم انسانی باید به علوم پایه و علوم نظری محض نیز تسری پیدا کند و در آن فضاها نیز نفس پرستی و انسان پرستی مطرود گردد. از این منظر جنبش نرم افزاری به مثابه حرکتی در طریق تکامل پرستش ضرورتی انکارنشدنی پیدا می کند.
درحال حاضر علوم غربی که سازوکار پرستش مادی هستند و متکی بر فلسفه های حسی می باشد، از مرزهای جوامع اسلامی گذر کرده و زندگی مسلمانان را تحت تاثیر قرارداده و به تدریج می رود تا آنها را به کام تمدن غرب فرو بفرستد. ما برای اینکه مسلمانان را از سایه سنگین تمدن ضد دینی غرب رهایی بخشیم باید نرم افزارهایی تولید کنیم که آموزه های قدسی اسلام را در عینیت جاری سازد و مدل اداره جدیدی برای بشر تعریف کند. چنانچه ما معادلات کاربردی ارایه دهیم که بتواند کیفیت را بر پایه فرهنگ اسلامی به کمیت تبدیل نماید، بدون تردید نظام اسلامی از اتهام ناکارآمدی در کنترل عینیت مبرا گشته و همچنین موازنه قدرت در جهان به نفع مذهب بیش از پیش دگرگون خواهد شد.
موانع و چالشهای نهضت نرمافزاری
موانع و چالشهای فراروی نهضت تولید علم را میتوان در سه مقوله زیر جای داد:
الف) موانع به اعتبار تولیدکننده علم عبارتند از: سستی و کاهلی، لجاجت و مقاومت در برابر حق، برخورداری از ذهنیت رعیبمآب در برابر تمدن غرب، تکروی، بیتدبیری و فقر زمانه آگاهی.
ب) موانع به اعتبار روش و مبانی معرفتی عبارتند از: باورهای زیرساختی ناصواب در زمینههای وجودشناختی، جهانشناختی و انسانشناختی و فقدان مطالعه بین رشتهای.
ج) موانع به اعتبار محیط فرهنگی و اجتماعی عبارتند از: از خودبیگانگی و مرعوبیت در برابر مکاتب و آرای وارداتی، سیاستزدگی و برخورد جناحی با نظریات علمی، مدرکگرایی، حاکمیت یافتن منفعتطلبی مادی و روحیه سوداگری در حوزه علم، فقدان سنت گفتوگو و مناظره علمی میان نخبگان، ناآشنایی با منطق و ادب نقد و نقادی، شخصیتپرستی و سیطره جمودآمیز قلههای علمی بر یک رشته یا قلمرو علمی، مشهوراتزدگی و فقد مستقلاندیشی.
در باب موانع نهضت نرمافزاری و توسعه علمی موارد زیر به عنوان موانع اساسی تولید علم از نگاه امام راحل(ره) طرح شده است:
1- غربزدگی: پذیرش الگوی زندگی غربی همراه با نوعی دلبستگی به این نوع از زندگی و تمدن باعث غفلت از لایههای باطنی این تمدن و بیتوجهی به فرهنگ غنی اسلام شده است. تمدنی که به ظاهر با تنظیمات کلان براساس خواست انسانی و رأی اکثریت جایی برای دخالت مفاهیم قدسی و دخالت دین در تعیین بایدها و نبایدهای رفتار و زندگی فردی و اجتماعی نگذاشته است. در این بستر بخش تخصصی و علمی جامعه نیز به دنبال به دست آوردن استانداردهای زندگی غربی براساس روشهای علمی وارداتی میباشد. باقی ماندن این تعلق روحی و میل عمومی برای جامعه ما خطرناک و مانع بزرگی برای شروع و همگانی شدن نهضت نرمافزاری محسوب میشود.
2- وابستگی تمامعیار: گمان عمومی تقلید از الگوهای منجر به وابستگی در همه ابعاد جامعه میشد. در این بستر همان نیازها از غرب تأمین و یا به تولیدات بومی نیز رنگ و لعاب غربی زده میشود. مهمترین جلوه وابستگی، وابستگی فکری است که وابستگیهای دیگر را به دنبال خواهد داشت. از جمله وابستگی فرهنگی که هویت جامعه را از درون تهی ساخته و وابستگی در ابعاد سیاسی و اقتصادی را نیز به دنبال خواهد داشت. نتیجه قهری وابستگی فکری و فرهنگی چیزی جز ارتزاق علمی از غرب نخواهد بود که به مصرفزدگی در عرصههای مختلف منجر خواهد شد و توده مردم و نخبگان جامعه مصرفکننده محصولات متنوع غربی خواهند بود که آن نیز بر شدت وابستگی جامعه خواهد افزود. وابستگی فکری، فرهنگی، علمی و مصرفزدگی ناشی از آنها که تماماً محصول روند غربزدگی است از موانع مهم نهضت تولید علم میباشد.
3- وجود کاستی در حوزه معرفتشناسی: نگرشهای دین حداقلی و عدم شناخت ابعاد و گستره دین و ارایه تصویرهای ناقص و ناکارآمد از اسلام و بالاخره درک ناصحیح از رابطه علم و دین و حاکم ندانستن جهت خاصی بر علم و واگذاری آن به اندیشه بشری و تفکر جدایی دین از سیاست و انحصار فقاهت به احکام فردی و عبادی و عدم دخالت روحانیت در امر سیاست و حکومت، همگی از موانع بزرگ در راه تحقق نهضت نرمافزاری و تولید و توسعه علم به شمار میروند. به راستی معتقدان جنبش نرمافزاری و نهضت تولید علم برای تبدیل آن به گفتمان حاکم در محافل علمی و آکادمیک کشور و رفع موانع تحقق و نهادینهسازی آن، چه راهکارهایی را اندیشیدهاند؟