رقیه احسانی کلخوران - دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی
ایدئولوژی صهیونیسم در میان اکثر یهودیان جهان که یهودی گری را دینی آسمانی و معنوی و نه پیوند سیاسی- قومی به شمار می آورند، سر بر آورد و اندیشه میهن قومی یهودی را مطرح کرد. رابطه ای که میان ایدئولوژی صهیونیسم و نژادپرستی وجود دارد رابطه متقابلی است. از یک سو ایدئولوژی صهیونیسم در منشا به وجود آمدن، از نژادپرستی یاری می گیرد و از سوی دیگر با پا گرفتن ایدئولوژی صهیونیسم شاهد رشد روز افزون نژادپرستی و آپارتاید دولت اسرائیل که حاصل همان ایدئولوژی صهیونیسم بود، هستیم.
پاره ای از پژوهشگران و صاحب نظران بر این عقیده هستند که تروریسم ویژگی اصلی تفکر صهیونیست ها را تشکیل می دهد. این روش از متونی سرچشمه می گیرد که کتاب عهد قدیم و تلمود نیز متضمن آن می باشد. چون صهیونیست ها این گونه تصور می کنند که ملت برگزیده از سوی خداوند هستند، نوعی تمایل برای تجاوز به سایرملت ها در آنها متولد گردیده است. این خصیصه برای یهودیان در طول تاریخ موجب روشی نژاد پرستانه در رفتار شده که سبب اذیت و آزار دیگر ملت ها می شود.
مفهوم ایدئولوژی
واژه ایدئولوژی را نخستین بار بین سال های1798-1796 ، آنتوان دوتراسی، هنگام ارائه گزارش علمی تحت عنوان «رساله ای درباره قوه تفکر» در انستیتوی پاریس مطرح کرد، که این رساله بعدها به صورت کتاب وبا عنوان «عناصر ایدئولوژی» به چاپ رسید. اصطلاح ایدئولوژی از دوکلمه لاتین «ایده» به معنای فکر، نظر، ذهن و «لوژی» پسوندی به معنای شناخت یا شناسی ترکیب شده است. این واژه را به آرمان، انگاران، اندیشه ورزی، مرام و مسلک و... ترجمه کرده اند. (برجانیان،1371:393)
«ایدئولوژی بویژه در دوران معاصر، از جمله مهمترین منابع قدرت دولت به شمار می آید، ایدئولوژی دستگاهی از ایده هاست، که جهت و معنا دهنده به عمل بشری است یا در حالت آرمانی مبنای جهت ومعنای عمل قرار می گیرد.» (آشوری،1376: 213)
«ایدئولوژی ها همواره با به دست آوردن توضیحی از واقعیات اجتماعی، حاوی یک رشته عقاید سیاسی نیز هستند که به بهترین شکل ممکن سازماندهی اجتماعی را به تفصیل شرح می دهند و همواره نقشه ای از واقعیت تصویری از جامعه ای مطلوب هم در برابر می نهند. ایدئولوژی سیاسی، وظیفه سنتی اسطوره ها و مذاهب را که تضمین توافق است، تجدید می کند. بدین منظور الگویی از عناصر اجتماعی را مشخص می سازد. ایدئولوژی از منظر ایده ای، جامعه را یک کاسه می کند و تمامیت می بخشد.» (آنسار،70 :68-1381)
صهیونیسم
نهضتی که در سال1897 توسط تئودور هرتزل (یهودی اتریشی) در اولین کنگره جهانی صهیونیست ها در شهر بال سوئیس به وجود آمد و با این اعتقاد که یک ملت واحد یهود مرکب از یهودیان سراسر جهان وجود دارد، خواستار تاسیس کشوری یهودی ترجیحا در فلسطین شد. صهیونیست ها در همگامی با استعمارگران اروپایی (بویژه استعمارگران انگلیسی) و در اتحاد با آنها، این واقعیت را که در فلسطین عملا ملتی با تمدن اصیل و غنی سکونت دارد، نادیده گرفتند. در واقع صهیونیسم نهضت سیاسی ساخته و پرداخته سرمایه داران یهودی اروپایی و با محتوای ناسیونالیسم افراطی، جنگ طلبی و توسعه طلبی است که خواسته های خود را نه تنها به حساب ملتی دیگر که هیچ نقشی در یهودستیزی ندارد بلکه به حساب یهودیان جهان تحقق بخشیده است. (آقا بخشی1383: 749)
در ادامه بحث به کارکرد ایدئولوژیکی صهیونیسم در جامعه اسرائیل و اینکه چرا می توان مکتب صهیونیسم را ایدئولوگ دانست، نگاهی خواهیم داشت.
جنبش صهیونیسم با هدف احیای دولت یهودی در سرزمین مورد ادعای یهودیان در اواخر سده نوزدهم به عنوان حرکتی سیاسی پا به عرصه وجود نهاد. صهیونیست ها در اولین کنگره این جنبش که در شهر بال سوئیس برگزار گردید هدف صهیونیسم را تاسیس دولت یهودی اعلام نمودند چرا که از نظر آنها:
1- یهودیان نیز مانند سایر اقوام یک ملت هستند.
2- مکان طبیعی برای اسکان یک ملت سرزمینی است که به لحاظ تاریخی متعلق به آنها بوده است.
3- استقرارخارج از این سرزمین برای زندگی و فرهنگ یهودی خطرناک است.
4- ادعای مالکیت یهودیان در خصوص سرزمین تاریخیشان تنها ادعای مشروع می باشد و ادعای دیگران در مورد آن سرزمین غیر مشروع و بی مورد است.
بر این اساس صهیونیسم حق مسلم یهود می داند که فضای محدود از آن خود جهت زندگی و دولتی حافظ منافعشان داشته باشند. البته صهیونیسم تلاش بسیارنمود تا «بازگشت» یهودیان به سرزمین موعودشان را نتیجه طبیعی سیر تاریخی این قوم معرفی کرده و با استناد به آیات تورات در خصوص بازگشت این قوم به سرزمین موعود ، این ادعا را توجیه نماید. برای بیداری حس ملی گرایی در یهودیان، صهیونیسم در آفریدن مفاهیمی از قبیل: تاریخ یهود، فرهنگ یهود، جامعه یهودی و هویت یهودی سعی وافری نمود، زیرا تنها از طریق حس ملت بودن و داشتن نقاطی مشترک به غیر از مذهب در یهودیان بیدار می شد.
به عنوان مقوله مورد بحث، صهیونیسم هم دارای ایدئولوژی است و هم دارای رویه عمل. صهیونیسم دارای تشکیلات، جمعیت، نهادهای سازمانی و قوانین و فعالیت های ویژه برای دستیابی به اهداف مورد نظرش می باشد. صهیونیسم به عنوان یک ایدئولوژی دارای خطوط و مرزبندی های مشخصی است که به خوبی مرزهای درونی و بیرونی آن را مشخص می کند. اهداف اولیه صهیونیسم در اولین نشست آن در شهر بال کاملا شفاف بیان گردید: متحد نبودن یهودیان و مرکزیت اسرائیل در زندگی یهودی، گرد هم آوردن یهودیان در سرزمین تاریخیشان- ارض اسرائیل- از طریق مهاجرت دادن آنها از تمام کشورهای دیگر به این سرزمین، قوت و قدرت بخشیدن به دولت اسرائیل بر اساس رعایت اصول عدالت و صلح، حفظ هویت یهودیان از طریق تشویق تعالیم یهودی، صهیونیستی و عبری و نیز حفظ ارزش های معنوی و فرهنگی یهودیان، اما در آن زمان، در مقابل اهداف اول و دوم، اهداف معنوی صهیونیسم چندان مهم جلوه نمی کرد.
در مباحث صهیونیستی مانند مباحث دیگر با تعاریف خاص از مفاهیم خاص روبرو می شویم. یکی از این مفاهیم «مفهوم ملت» است. صهیونیسم نیز جوامع بشری را متشکل از واحدهای فرهنگی و اجتماعی طبیعی می داند که «ملت» نامیده می شود. ملت ها با عواملی از قبیل ریشه های پیدایش، تاریخ، زبان، فرهنگ و علایق بومی از یکدیگر متمایز هستند. ایدئولوژی صهیونیسم از همین تعریف استفاده نموده و برای ملت یهود هویتی ویژه در نظر می گیرد که آن را از دیگر گروه های ملی یا به عبارتی از ملل دیگر متمایز می کند. تاریخ یهود نیز به تعبیر صهیونیسم داستان نضج و پیشرفت و توسعه ملت یهود است. صهیونیسم از منظر ایدئولوژی ملت یهود و فرهنگ آن را با نوعی رابطه خاص به سرزمین تاریخی شان مرتبط می داند و البته این ارتباط و دلبستگی را برای تمام ملت ها محترم می شمارد. با این باور تنها در سرزمین مادری یک ملت شرایط لازم برای رشد و شکوفایی آن ملت و فرهنگ آن مهیا است. به این دلیل است که از استقرار در فضای خارج از این سرزمین به «تبعید» تعبیر می شود: تبعیدی که ماندن در آن برای مدت طولانی برای سلامت و ماندگاری یک ملت خطرآفرین و مضر است. با این مقدمات صهیونیسم، هنرمندانه مسئله «بازگشت» را برای بقای هر ملت و احیای ارزش های فرهنگی اش حیاتی می داند.
در اینجا مفهوم دیگری در ایدئولوژی صهیونیسم مطرح می شود و آن مفهوم آزادی است. در مباحث صهیونیستی آن گروه از یهودیان که در خارج از موطن ملی شان به سر می برند- چه به میل و خواسته خودشان و چه به اجبار- به واقع در نوعی تبعید به سر می برند و ورود آنها به موطن ملی شان به هر نحوی از انحاء که صورت گیرد «آزادی» آنها از تبعید و رنج دوری از وطن است.
اما اساسی ترین مبحثی که ایدئولوژی صهیونیسم به آن می پردازد طرح این موضوع است که یک «مسئله یهود» جهانی وجود دارد که بر اساس این مسئله شرایط کلی یهودیان تعریف می شود.
صهیونیسم معتقد است «مسئله یهود» منجر به روز مسائلی از قبیل احساس پوچی و تهی بودن در جوامع پراکنده یهودی شده است و راه حل بر طرف کردن این احساس فقط و فقط «بازگشت» یهودیان به عنوان یک ملت به موطن تاریخی خود است .
ایدئولوژی صهیونیسم یک مسئله را در مباحث خود قرار داده است و آن اینکه سرزمینی به نام اسرائیل که فلسطین نیز نامیده می شود حق مشروع مردمی به نام یهود است. در بطن ادعای تعلق سرزمین فلسطین به یهودیان و غیر مشروع بودن ادعای دیگران حقیقتی نهفته است. صهیونیسم در هرم قدرت، یهودیان ساکن اسرائیل را برتر از اعراب فلسطینی و حتی برتر از یهودیان در تبعید می داند. در این پژوهش جهت تسهیل در مبانی و اصول دولت اسرائیلی و نیز چگونگی تشکیل دولت یهودی مبتنی بر اصول صهیونیسم و زمینه سازی به وجود آمدن نژادپرستی و تروریسم از رویکرد کارکرد گرایی استفاده می نماییم.
(مک دانل،1380: 104)
صهیونیسم و اندیشه نژادپرستی:
امروزه جریان صهیونیسم به عنوان مصداق بارز نژادپرستی در جهان حاضر محسوب می شود. به طوری که برخی از محققان مثل روژه گارودی آن را از لحاظ اصول و مبانی با نازیسم یکسان می دانند. تاکید صهیونیست ها بر اصول نژادی در حالی است که آنها نمی توانند وحدت نژادی خود را به اثبات برسانند. در واقع نژادپرستی اساس اندیشه بنیادی صهیونیسم به حساب می آید. صهیونیسم برای توجیه اندیشه میهن قومی از تکیه گاه نژادپرستی بهره برداری کرده است و در مقابل با آمیختگی نژادی یهودیان با دیگر ملت ها، به مخالفت برخاسته است. غافل از اینکه نژاد خالصی که در اندیشه صهیونیست ها مطرح است، ادعایی بیش نیست.
موسی هس در کتاب «رم و قدس» که در سال1826 به چاپ رسیده است بیان می کند: «یهودیان از وجود خویش حفاظت کردند، زیرا توانستند غریزه نژادی خود را حفظ کنند.» (صفا تاج، بی تا:42)
سیاست دولت اسرائیل به عنوان دولت منتخب صهیونیسم بر اساس اندیشه تبعیض نژادی استوار است. دکتر حامد رفیع از دانشمندان جهان عرب با تاکید بر وجود تثبیت نژادی در اندیشه صهیونیستی معتقد است که یکی از ویژگی های متمایز کننده دولت اسرائیل و وضع حکومتی آن، تبعیض نژادی می باشد. (همان:43)
روژه گارودی اندیشمند بزرگ فرانسوی نیز با تاکید بر اینکه نژادپرستی سرآغاز مناسبی برای سیاست های توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی به حساب می آید، بیان می کند که صهیونیست ها خود را مردمی برگزیده و متمایز از سایر اقوام و ملل به شمار می آورند و اعتقاد دارند که دیگر ملت ها باید در اختیار آنها باشند. در همین راستا آنها سیاست غیرانسانی خود را در مورد حقوق اعراب و محروم کردن ایشان از حقوق سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و نیز بهره برداری های خود از سرزمین های اشغالی به بهانه حق تملک بر این سرزمین ها توجیه می کنند. به نظر گارودی این نژادپرستی از همان ابتدا در پایه ریزی طرح دولت صهیونیسم توسط هرتزل، مشاهده می شود. (گارودی،9 : 1364)
گارودی معتقد است آنچه با عنوان نژاد یهودی از آن یاد می شود، جز در هذیان های هیتلر و صهیونیست ها وجود نداشته است. در حقیقت در تمام مراحل تاریخ، «یهودیان» یکی از اجزای اقوام بزرگ بوده اند و در طول تاریخ همواره با اقوام دیگری که در کنار آنها می زیستند، اختلاط نژادی پیدا کرده اند. نمونه بارز این اختلاط نژادی پس از سقوط معبد اول صورت گرفت که قوانین سرسخت نژادی عزرا، پس از ورود به سرزمین اسرائیل بر این امر گواه است. حتی پیش از آن نیز در زمان داوود و سلیمان نیز از زنان بیگانه، همسرانی برای خود برگزیده بودند و ضمن آنکه آن دسته از یهودیانی که طی ویرانی معبد اول و معبد دوم از سرزمین مقدس، رانده شدند در محل سکونت جدید خود با نژادهای دیگر نیز به صورت فردی یا جمعی به کیش یهودیت گرویده بودند. حتی اکثریت بزرگی از یهودیان روسی، لهستانی در سرزمین های شرق اروپا از بازماندگان خزرها- قوم تاتار جنوب روسیه- بودند که در قرن هشتم میلادی به طور دسته جمعی به یهودیت گرویدند. به این ترتیب به نظر گارودی، برای صحبت از «نژاد» یهودی یا باید نادان بود یا بدوی.
توماس کی یرنان در زمینه افشای این فریبکاری تاریخی چنین می گوید: «صهیونیست ها، اروپایی بوده اند و هیچ گونه رابطه بیولوژیک یا انسان شناختی بین یهودیان اروپا و قبایل قدیمی عبری مطلقا وجود ندارد.» (گارودی، 1374:46)
صهیونیست ها در اجرای طرح های خود از ادبیات نژادپرستی گسترده ای بهره می برند. ادبیاتی که بر اندیشه برتری ذاتی یهودیان مبتنی است و شعارهایی همچون «یهودی سرگردان، جاویدان، خالص، برگزیده و برتر» ترویج می کند. (صفا تاج،57: 1381)
این شعارها تنها واژه لفظی و معمولی نیستند بلکه یک دنیا معانی را در ذهن انسان یهودی، یادآوری می کنند و مرتب به او القا می کنند که نژاد او با دیگران متفاوت و بلکه از آنها برتر است. ناحو سوکولون معتقد است که ملیت بر اساس ویژگی های نژادی و اشتراک اصل و نسب بنا می شود و دین یهود، فقط دین فرزندان ملت یهود است. او نژادپرستی را جوهره هنری می داند و بیان می کند که هنرمند یهودی شخصیت خود را از ویژگی هایی که به ارث برده است می سازد. (همان:57)
صهیونیست ها نه تنها بر پاکی و اصالت نژاد یهود تاکید دارند بلکه بر اساس اعتقاد به اینکه ملت برگزیده خداوند هستند، نژاد خود را برتر و فراتر از نژاد دیگر می دانند و این برتری نژادی از دیدگاه آنها در همه جنبه های جسمانی و روحانی به حساب می آید تا آنجا که معتقدند یهودیان از لحاظ صفات جسمی و فیزیکی و نیز ویژگی های اخلاقی و هوشی خصوصیات روحی و معنوی بر دیگر اقوام و ملت ها برتری دارند تا آنجا که موسی هس، ادعا نمود که صورت یهودیان احساس معنوی زیبایی را از خود انعکاس می دهد. او بیان کرد که تنها یهودیان هستند که به واسطه حکمت والایی که در وجود آنهاست، عشق خانوادگی را بر عشق جنسی ترجیح می دهند و او آنقدر در این ادعاها افراط می کند که سرانجام اعلام می کند که مزین بودن به ارزش های معنوی نیز خاص یهودیان می باشد. (همان:59)
صهیونیسم و ترور:
وجود ایدئولوژی صهیونیسم همان طور که بیان شد شکل گیری آن بر پایه نژادپرستی به دنبال تشکیل رژیم صهیونیستی و در چارچوب ایدئولوژی صهیونیستی، چندین گروه و سازمان فاشیستی با ویژگی آشکار نژادگرایی و تروریستی در سرزمین های اشغالی فلسطین رشد یافت. شالوده و آرمان این گروه ها به همان ایدئولوژی نژاد پرستانه صهیونیستی باز می گردد. این ایدئولوژی، در گذشته و حال، برای ترغیب یهودیان فلسطین اشغالی به گرایش های تجاوز کارانه علیه عرب ها مورد بهره برداری قرار گرفته است، تا نقشه های رژیم صهیونیستی و هدف های توسعه طلبانه آن در سرزمین های عربی را تسهیل کند. از اینجاست که ایدئولوژی صهیونیسم تروریسم را نیز با خود به همراه می آورد.
شاهد بودیم که چگونه دستگاه دولتی اسرائیل تحت تاثیر ایدئولوژی رسمی و غالب خود درگیر مسائل نژاد پرستانه و تروریسم است. رژیم صهیونیستی برای نیل به این هدف، اوضاع اقتصادی و سیاسی عرب های این مناطق را خفقان آور ساخت و به ستمگری علیه آنان پرداخت. همچنین به روش های تروریستی روی آورد. اما به طور کامل موفق نشد تا آنان را وادار به ترک سرزمین هایشان کند؛ بلکه به عکس، در برخی مناطق پایبندیشان را افزون تر کرد. رژیم صهیونیستی در رویارویی با پایبندی عرب ها به سرزمین خویش، افزون بر تمامی شیوه های سرکوبگرانه، به ابزار دیگری نیز دست یازید که همانا تشکیل و تحریک گروه های تروریستی از یهودیان شهرک نشین علیه ساکنان عرب در مناطق اشغال شده است.
پیوند این گونه گروه ها با رژیم صهیونیستی که رسانه های گروهی این رژیم نام های مخففی چون «سازمان»، «جنبش» و «اتحادیه» را به آنها اطلاق می کنند، دیگر نوعی از پیشگوییهای بی دلیل نیست بلکه عوامل فراوانی هست که دخالت این رژیم را در ایجاد و رشد و توسعه این گونه گروه های فاشیستی و تروریستی صهیونیستی در مناطق اشغال شده فلسطین، نشان می دهد.
راه حلی که از هنگام تشکیل رژیم صهیونیستی مورد توافق راست گرایان صهیون گرا با سازمان های جدید فاشیستی بوده است، بیرون راندن تمامی ساکنان عرب، به هر وسیله ممکن، ولو نامشروع، از سرزمین هایشان است. اگر بر این اساس به فعالیت های سازمان های تروریستی و فاشیستی بنگریم، خواهیم دید که آنها ادامه دهنده کارهای خشونت آمیز و تروریستی هستند که راست گرایان صهیونیسم، پیش و پس از برپایی اسرائیل آغاز کرده بودند. حکومت های راست گرا و غیر راست گرای رژیم صهیونیستی نیز به اجرای این گونه کارها ادامه دادند.
گواه این مطلب، اسناد سازمان ملل متحد و کمیسیون های آتش بس در فاصله سال های1948 -1967 است. این اسناد بر این امر دلالت دارد که عملیات تجاوزکارانه اسرائیل در این مرحله، بیش از21 هزار مورد است. پس از به حاکمیت رسیدن حزب لیکود، در تجاوز نظامی سال1982 این رژیم به لبنان، خشونت رژیم صهیونیستی به اوج خود رسید.
در همین سال بود که صدها تن از فلسطینیان اردوگاه های صبرا و شتیلا در بیروت، به دست تروریست های وابسته به این رژیم، به طرز بسیار فجیعی قتل عام شدند. پس از آن نیز بسیاری از فلسطینیان مبارز، توسط عوامل سازمان جاسوسی اسرائیل در خارج و عناصر گروه ها و سازمان های فاشیستی و تروریستی صهیون گرا در داخل فلسطین اشغالی، ترور شدند و به شهادت رسیدند.
نتیجه گیری:
در یک نتیجه گیری کلی می توان بیان داشت با توجه به تمام آنچه در این پژوهش مورد مطالعه واقع شد و در فصل های مختلف بدان ها اشاره شده است:
1- اساس و پایه تشکیل دولت اسرائیل بر مبنای ایدئولوژی با عنوان ایدئولوژی صهیونیسم برگرفته از احکام افراطی دین یهودیت همراه با جعل و مدرک سازی است.
2- وجود رفتارهای نژادپرستانه در دولت اسرائیل تحت تاثیر مستقیم این ایدئولوژی صهیونیستی که مبنای تشکیل این دولت می باشد است.
3- متعاقب وجود رفتارهای نژادپرستانه برگرفته از ایدئولوژی صهیونیسم در دولت اسرائیل شاهد رشد روز افزون تروریسم صهیونیستی می باشیم.
4- در حقیقت رابطه میان ایدئولوژی صهیونیسم و نژادپرستی و تروریسم موجود در دولت اسرائیل یک رابطه مستقیم و متقابل است.
5- بنابراین می توان این فرضیه را به اثبات رساند که: نفوذ ایدئولوژی صهیونیسم در دولت های اسرائیل، تبعیض نژادی و تروریسم را سبب گردیده است.