تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۳۹۳۵۷

گسل‌های فعال در مناسبات آمریکا و پاکستان


سفر «رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا به پاکستان نتوانسته است به تنش و بحران میان دو کشور پایان دهد و چشم انداز مناسبی را برای مناسبات دو کشور ترسیم نماید. با وجود آنکه اسلام آباد همواره «شریک استراتژیک» آمریکا معرفی شده ولی رفتارهای متناقض آمریکا با پاکستان اخیرا موجبات اعتراض و حساسیت مقامات پاکستانی را فراهم ساخته است.
صرفنظر از مسائل مطروحه در جریان دیدار گتیس از اسلام آباد بنظر می رسد که اوباما فرد مناسبی را برای تلاش موفقیت آمیز در جهت بهبود مناسبات دو طرف به اسلام آباد اعزام نکرده چرا که اساسا بخش اعظم مشکلات پاکستان با آمریکا به عملکرد گیتس در «پنتاگون» باز می گردد.
با مروری بر مهمترین محورهای اختلاف برانگیز در صحنه مناسبات مشترک شاید بهتر بتوان عوامل بحران زا را شناسائی نمود :
1 ـ آمریکا در پرتو آزمایشات اتمی پاکستان مناسبات نظامی خود با این کشور را قطع کرد . اگر چه این حادثه مربوط به دو دهه قبل است اما هنوز هم آثار و تبعات آن بر همکاریهای دو کشور محسوس است و پاکستان از آن پس احساس نمود که نمی تواند بر روی همکاری های واشنگتن حساب ویژه ای را باز کند «گیتس» وزیر دفاع آمریکا در جریان سفر اخیر خود سعی کرد با پاکستان ابراز همدردی و همراهی کند و برای جبران گذشته ها وعده های مساعدی بدهد.
وی از قطع روابط نظامی با پاکستان طی 2 دهه گذشته به عنوان یک «یک اشتباه راهبردی بزرگ» یاد کرد که طرفین از آن زیان دیده اند ولی مسئله این است که پاکستان در این ماجرا احساس کرد که آمریکا خیانت کرده و عمدا پشت پاکستان را خالی نموده است و کاملا بعید است که این احساس به سادگی در اسلام آباد از میان برود. گیتس تلاش کرد با توسل به لفاظی های دیپلماتیک موضوع را خاتمه یافته معرفی کند ولی پذیرفت که این پدیده باعث کاهش اعتماد دو کشور به یکدیگر شده است .
2 ـ موضوع بعدی به همکاریهای مشترک آمریکا و پاکستان علیه پاکستان باز می گردد . پاکستان طی سال گذشته شاهد تحرکات وسیع نظامی طالبان بوده و در بررسیهای خود به این جمع بندی رسیده است که آنچه به نام طالبان در پاکستان ظاهر شده بمراتب افزونتر از دیدگاهی است که از توان و ظرفیت عملیاتی طالبان وجود داشته و دارد. در واقع اسلام آباد احساس می کند که از توان مشترک عملیاتی آمریکا و طالبان در جهت ایجاد بی ثباتی و ناامنی در پاکستان سو استفاده می شود و همه را به حساب طالبان می گذارند.
موضوع مهم در این میان آنست که اسلام آباد با انعقاد قرارداد تفاهم با طالبان پیرامون «دره سوات» انتظار داشت که طالبان رفتار مسالمت جویانه ای را در پیش بگیرد ولی امضای این تفاهم نامه همچون بنزین عمل کرد و خطر طالبان را آنچنان گسترش داد که اسلام آباد در معرض خطر سقوط فوری قرار گرفت!
مقامات پاکستان عقیده دارند که واشنگتن بویژه شخص «رابرت گتیس» وزیر دفاع و ابزارهای اطلاعاتی ـ عملیاتی آمریکا در منطقه تعمدا به خاطر دستیابی به اهداف خاص خود با طالبان همکاری و هماهنگی کرده اند و می کنند و مشخصا به بزرگنمایی در این خصوص پرداخته اند تا اولا پاکستان را بی ثبات و نا امن جلوه دهند و ثانیا از همین فرصتها برای دستیابی به اسرار سیستم دفاع اتمی پاکستان سو استفاده کنند.
موضوع سوم اینکه بر شکستهای خود در افغانستان سرپوش بگذارند و چنین وانمود کنند که حتی دولت و ارتش پاکستان هم که در منطقه حضور و استقرار دارند در برابر طالبان درمانده و منفعل شده اند تا در واقع درماندگی و شکست آمریکا در منطقه قابل درک و قابل توجیه جلوه دهند.
3 ـ سفر وزیر دفاع آمریکا و اظهارات وی و همراهانش در واقع یک «تست» برای ارزیابی دیدگاه های پاکستان در قبال طالبان و اوضاع افغانستان نیز محسوب می شود. گیتس از مقامات پاکستان خواست به بی تفاوتی در برابر طالبان خاتمه دهند و با شدت عمل علیه طالبان وارد عمل شوند. واکنش تند و آشکار ژنرال اطهر عباس سخنگوی ارتش پاکستان ابعاد خشم ارتش و مقامات ارشد سیاسی ـ نظامی این کشور را به تصویر کشید.
وی اعلام کرد اولا ارتش پاکستان در جنگ علیه طالبان تا کنون بیش از 2 هزار قربانی داده و ثانیا برای دستکم 12 ماه آینده هیچگونه برنامه ای برای مقابله علیه طالبان در دست ندارد . با وجود این گیتس خواستار همکاری مشترک برای تحت فشار قرار دادن طالبان شد که واشنگتن از اعزام 35 هزار نیروی جدید به افغانستان به نتایج دلخواهش برسد.
4 ـ گیتس مشخصا از پاکستان می خواهد که در اجلاس آتی کنفرانس لندن پاکستان به نفع مواضع واشنگتن موضع بگیرد و برای راضی کردن اسلام آباد حاضر است 12 هواپیمای بدون سرنشین در اختیار پاکستان قرار دهد تا آنها را علیه طالبان شلیک نمایند!
در واقع واشنگتن با زیرکی و شیطنت خاص خود مایل است حتی مسئولیت حملات هوایی به روستاهای مرزی پاکستان را هم بر عهده اسلام آباد واگذار کند که خشم بازماندگان حملات موشکی و هوائی بجای آنکه علیه آمریکا باشد به سمت اسلام آباد کمانه کند! این در حالیست که حتی در شرایط کنونی هم التهابات ناشی از حملات موشکی و هوائی آمریکا علیه روستاهای مرزی پاکستان قابل مهار نیست.
بدین ترتیب بدون آنکه در سرنوشت قربانیان عملیات موشکی تغییری ایجاد شود جای آمریکا و اسلام آباد بعنوان عامل حملات موشکی عوض می شود!
در مجموع سفر رابرت گیتس به اسلام آباد به هیچ یک از اهداف مورد نظر واشنگتن منجر نشد و حتی گسل های فعال در مناسبات اسلام آباد و آمریکا را حساستر کرد. بدین ترتیب کاملا منطقی می بود اگر اوباما فرد شایسته ای را به جای گیتس به این ماموریت بد فرجام اعزام می کرد که خود مجرم پرونده مناسبات آشفته میان طرفین ماجرا نباشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات