تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۳۹۳۵۹

اسلام سیاسی و روابط بین‌الملل


حسن بختیاری‌زاده /  کارشناس ارشد دیپلماسی
1 - آنگاه که اروپایی‌ها در پرتو تحولات ذهنی و عینی دوران نوزایی از آشفتگی و نابسامانی‌های سده‌های میانه فاصله گرفتند، پا از سرزمین خود فرا نهادند و به سبب ضعف‌ها و کاستی‌های مناطق دیگر حضور خود را در آنجـا رقم زدنـد و تثبیت کردند. به‌گونه‌ای که بعضی سرزمین‌ها را به مستعمره خود بدل کردند و مناسباتی مبتنی‌بر تحقق منافـع‌شان بـا برخی دیگر سامان دادند.
بسیاری از سرزمین‌های اسلامی در این میان سرگذشتی مصیبت‌بار یافتند. استعمار خارجی در کنـار استبداد و ضعف و انحطاط ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی داخلی دوگانه‌ای بس مخرب را شکل دادند که به‌طور فزاینده‌ای سرزمین‌های اسلامی را در گرداب عقب‌ماندگی فرو می‌بردند.
2 - مدت زمانی لازم بود تا اندیشمندان و کنشگران مسلمان در برابر آن دوگانه مورد اشاره، راهکارهایی تمهید کنند. مصلحان و متفکران مسلمان در پرتو آشنایی با دستاوردهای غرب و پیشرفت‌های آن به‌ویژه در سده‌های نوزدهم و بیستم براساس باورها، ارزش‌ها و اندیشه‌های خود پیشنهادهای متنوعی ارائه کردند. آنان در سده‌های نوزدهم و بیستم در عرصه‌های عملی (همچون عمرمختار) و عرصه‌های نظری (همچون سیدجمال) تکاپو‌هایی آغاز کردند. بدین‌سان متفکران اسلامی نظام‌های فکـری درباره سیاست و مسائل مربـوط به آن ترتیب دادند که می‌توان آن را اقدامی در راستـای شکل‌گیری اسلام سیاسی دانست اما باید این نکته بنیادین را در نظر داشت که اسلام سیاسی دلالت‌های متنوعی دارد.
این تنوع برخاسته از گوناگونی باورها، ارزش‌ها و اندیشه‌های کنشگران و مصلحان اسلامی است، به‌گونه‌ای که این تنوع‌ها و گوناگونی‌ها میان گونه‌های مختلف اسلام سیاسی بیش از اشتراکات آن به چشم می‌آیـد. اگـرچـه نوعی تعارض بـا غرب (از بدبینی نسبت بـه غرب تا خصومت با آن) وجـه مشترک‌ گرایش‌های متنوع اسلام سیاسی است اما انتخاب‌های تعیین‌کننده میان خردگرایی و عقل‌گرایی، رویکرد مسالمت‌آمیز و وحدت‌گرا یا رویکرد خصومت‌آمیز نسبت به دیگر مسلمانان و نیز رویکرد‌های متفـاوت نسبت به مسائلی چون آموزش زنـان، حقـوق بشر، هنـر و آزادی‌های سیـاسی وجوه تمایـز‌ گرایش‌های سیاسی اسلامی را تشکیل می‌دهد.
3 - اسلام سیاسی در سده‌های نوزدهم و بیستم به‌عنوان واکنشی در برابر استبداد و کاستی‌های داخلی و استعمار خارجی بروز یافت اما نتوانست به تشکیل نظام سیاسی پایداری بینجامد. حاملان اسلام سیاسی هر چند تکاپوی فراوانی انجام دادند اما نتوانستند در برابر استعمار‌گران خارجی و رقبای داخلی به‌ویژه ملی‌گرایان و نظامیان توفیقی به‌دست آورند. تشکیل جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان حکومتی اسلامی فصلی نوین در دوران حیات اسلام سیاسی بود.
مصلحان مسلمان تا آن زمان توانسته بودند، دیدگاه‌هایی بر مبنای فهم خود از اسـلام ارائه و با آن دوگانه مـورد اشاره مبارزه کنند امـا اسلامگرایان شیعه در ایران از پس پیروزی انقـلاب اسلامی توانستند نظامی حکومتی شکل دهند و به‌طور فزاینده‌ای سمت‌های سیاسی را در اختیار گیرند. ادراکات و برداشت‌های جریان‌های انقلابی در ایران نسبت به رفتار غرب در سده‌های نوزدهم و بیستم آنگونه بود که غرب ستیزی را به جزئی از ماهیت انقلاب اسلامی و عنصری پایدار در سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل کرد.
از این رو حکومت‌های غربی به مهار و محدودسازی جمهوری اسلامی روی آوردند. وضع تحریم‌های گوناگون، حمایت از عراق در جنگ تحمیلی علیه ایران، پشتیبانی همه‌جانبه از اسرائیل و نیز دولت‌های محافظه‌کار منطقه در این راستا قابل تحلیل است. انقلاب اسلامی ایران سبب اوج و فراز تمایلاتی مشابه در میان مسلمانان به‌ویژه شیعیان لبنان شـد.
4 - اسلام سیاسی در میان اهل سنت نیز در سال‌های پایانی سده بیستم اوج و فراز یافت. مبارزه فلسطینیان با اسرائیل که تا دهه 1980 میلادی جنبه ملی- عربی پررنگ‌تری داشت با به میدان آمدن حماس جلوه‌ای اسلامی یافت. جبهه نجات اسلامی الجزایر تنها گامی برای در اختیارگیری حکومت فاصله داشت؛ گامی که البته با دخالت نظامیان هیچ گاه برداشته نشد. اسلام‌گرایان در ترکیه نیز در دهه 1990، به توفیق دست یافتند.
حزب رفاه در انتخابات سال 1995 توانست کرسی‌هایی از پارلمان را به خود اختصاص دهد و پس از مدتی اربکان رهبر آن حزب به نخست وزیری رسید. پیروزی حزبی با‌ گرایش‌های اسلامی در نظام سیاسی لائیک ترکیه رویدادی بس مهم بود و سرانجام نیز لائیک‌ها و نظامیان توانستند به حکومت حزب رفاه پایان دهند اما اسلام‌گرایان تنها چند سال زمان نیاز داشتند تا در سال 2003 به قدرت بازگردند. حزب عدالت و توسعه از آن زمان تاکنون به‌طور فزاینده‌ای سمت‌های سیاسی را در اختیار گرفته‌اند.
عبدالله گل رئیس‌جمهور و اردوغان نخست‌وزیر ترکیه توانسته‌اند بـا عمل‌گرایی سیاسی در مقابل رقبای لائیک و نیز نظامیان که همواره خطری مهم در برابر مردم‌سالاری ترکیه بوده‌اند، دوام آورند. غرب با آن نوع اسلام سیاسی که حزب عدالت و توسعه نمـاد آن است، دشمنی نمی‌ورزد. مجاهدان افغان نیز با اخراج نیروهای شوروی از کشور خود توانستند قدرت را در کابل به دست گیرند اما اختلافات درونی میان آنها موجی از ناپایداری و بی‌ثباتی را پدید آورد.
در این میان طالبان توانستند با حمایت بازیگران منطقه‌ای به‌ویژه پاکستان قدرت را در افغانستان در اختیار گیرند. دولت‌های غربی به‌ویژه آمریکا در راستای تحقق اهداف خود از جمله تامین ثبات در افغانستان و مخالفت با جمهوری اسلامی از طالبان حمایت کردند اما ماهیت آن گروه و دیگر گروه‌های خرد گریز سلفی آنچنان بود که هیچ‌گونه سیاست مبتنی بر خرد و منطق را برنتافت و حیاتی‌ترین منفعت آمریکا (امنیت ملی آن) را در حوادث 11سپتامبر نشانه رفت.
5 - غرب و اسلام‌سیاسی به‌ویژه در سه دهه گذشته مناسباتی غیردوستانه داشته‌اند. حاملان اسلام سیاسی غرب را به‌لحاظ وجود اختلافات و تفاوت‌های فرهنگی (به‌ویژه آنکه فناوری ارتباطات سبب انتقال هنجارهای فرهنگی غرب به جوامع اسلامی به‌گونه انبوه می‌شود) و نیز به سبب نوع رفتارهای غرب (چه در دوره‌های گذشته و چه در دوره حاضر) تهدید و حتی دشمن تلقی می‌کنند. غرب نیز اسلام‌سیاسی را به سبب رویکرد غیردوستانه آن، مساله و حتی دشمن می‌داند .
6 - حاملان اسلام‌سیاسی غرب را و سیاستمداران و متفکران غربی، اسلام‌سیاسی را پدیده‌هایی یکپارچه و بسیط تلقی می‌کنند. نکته مهم آن است که اسلام‌سیاسی دارای دلالت‌های متنوعی است. هرچند بعضی حاملان اسلام سیاسی درباره مسائلی چـون آزادی سیاسی، حقوق اقلیت‌ها و احترام به اندیشه‌های دیگر مسلمانان انعطاف‌نا‌پذیرند اما بعضی دیگر درباره موارد پیش گفته، رویکرد انعطاف‌آمیزی دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات