سیدحسین معصومی
برای بررسی نقش و جایگاه در هر حکومت و نظام یا باید به مکتب و مرامی که آن حکومت و سیستم برپایه آن بنا شده است توجه کرد و یا باید به اندیشهها، آرمانها و شعارهای بنیانگذاران حکومت یا نظام موجود پرداخت. البته جایگاه تئوریک و فلسفی مردم در یک مکتب و مرام ممکن است با آن چه عملاً در یک حکومت دیده میشود متفاوت باشد. به عبارت دیگر ممکن است در شعار یک مکتب و ایدئولوژیک، یا در شعارهای رهبران یک انقلاب قبل و پس از پیروزی انقلاب دفاع از حقوق مردم نقش آنها در جامعه فراوان دیده شود اما در عمل اختیاری برای آنها قائل نشوند.
نگاهی گذرا به تاریخ انقلاب ها در جامعه بشری و شعارهای رهبران این گونه قیامها و حتی بررسی توجیهات ستمگران و قدرتهای بزرگ از گذشته دور که آنان خود را واسطه بین خدا و خلق میدانستند تا دوران اخیر به حمایت از طبقه محروم یا حمایت از آزادی و اصالت بشر و... همه و همه حاکی از آن است که دفاع از مردم، حمایت از آنان، حفظ حقوقشان شعار همیشه تاریخ بوده است و این امر ریشه در قدرت تودههای مردم و اراده ملت دارد که توجه به مردم شعار همه کسانی میشود که خواهان تسلط بر اجتماع و حاکم شدن بر مردم هستند. در این میان ادیان الهی و پیامبران که فرستاده خداوند هستند و انسان را بنده خدا دانسته و بندگی غیر او را برای بشر خلاف فطرت او میدانند به معنای واقعی به اراده ملت در تعیین سرنوشت خویش معتقد و بنا به تعالیم عالی الهی او را تنها دعوت به راه حق مینماید تا با اراده و اختیار خویش جامعهای بسازد که هیچ ارادهای جز اراده مردم بر آن حاکم نباشد. بر این اساس تاریخ انبیا و دیگر مصلحان ادیان الهی شاهد رهبری مردم از سوی آنان برای درهم شکستن قدرت هایی است که با توجیهات و نیز با استفاده از قدرت نظامی و... اختیار مردم را از آنان سلب مینمودند.
انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام که از نوع انقلاب انبیا بود و با فعالیت فرهنگی و آگاهی دادن به مردم سبب شد تا مردم با رهبری آن بزرگ مرد عصر حاضر بتوانند دست سلطهگران را از مملکت کوتاه کنند و خود با رای خود، حکومتی ایجاد نمایند که به نظر رای و اراده آنها گردن نهد. مروری بر تاریخ نهضت امام خمینی از سال 41 و در نوشتههایی که قبل از آن مرقوم نمودهاند نشان میدهد که به پیروی از احکام نورانی اسلام آن حضرت برای مردم، خواست مردم، اراده مردم، حضور مردم در تعیین سرنوشت خویش اهمیت و جایگاه اصلی و اساسی قائل بوده است. نویسنده کتاب به ایران در این زمینه مینویسد: از اصول مهم تفکر امام این بود که به اراده و خواست مردم اعتقاد عمیق داشتند. ایشان اعتقاد خود را در کمال صدق بیان میکردند و در طول عمر پربرکتشان کلامی که برخاسته از اعتقادشان نبود بر زبان جاری نکردند. همین صداقت در گفتار و انطباق قول و فعل ایشان بود که قلبها را تسخیر میکرد. این نکته یکی از اصول استراتژیک تفکر امام به شمار میرود یعنی پذیرش رای اکثریت مردم و برخورد صادقانه با آنان، به طوری که دوست و دشمن احساس تصنع و تکلف در این پذیرش نمیکردند. چیزی که نشات گرفته از عمق باور ایشان به اسلام ناب محمدی بود. به عقیده من هر کس میخواهد میزان دوری یا نزدیکی خود به خط امام را محک بزند پیش از هر موضوعی باید به باورهای خود نسبت به مردم و میزان محبتی که در وجود خود نسبت به اشخاص و اقشار مختلف احساس میکند مراجعه کند.
اگر احساس قیم مابی نسبت به مردم داشت و به رای و نظر مردم بیاعتنا و بیتفاوت بود یقین بداند که راهی را که پیش گرفته خط امام نیست ولو آن که آن را با هزار رنگ و لعاب مردم فریب به جامعه القا کند (به ایران ج ص 375 محتشمیپور) این ادعا و این را بهترین مشاهده و گواه سخنان و فرمایشان حضرت امام است که علاوه بر بیان و سخن عملاً قبل و پس از انقلاب گفتهها و اعتقادش را به اثبات رساند. با اشاره به بخشی از سخنان آن حضرت که از صدق و اخلاق و بدون ذرهای مصلحتگرایی فرمودهاند به جایگاه مردم و نقش آنان در تحولات جامعه از دیدگاه امام میپردازیم تا یادآوری باشد برای مسئولین ارجمند نظام جمهوری اسلامی و تذکری برای مردم شریف به حساس بودن برای تعیین سرنوشت خویش در همه صحنههای اجتماع. از دیدگاه امام راحل مهمترین ویژگی این نظام مردمی بودن آن است آنجا که میفرماید: (از ویژگیها این است که انقلاب، انقلاب مردمی است، نه انقلاب حزبی، نه انقلاب حکومتی، نه کودتای یک حکومتی، یا یک کسی برضد دیگری، خود مردم جمع شدند آن حکومت را کنار گذاشتند، یک حکومت سرجایش گذاشتند) ج 14 صحیفه نور ص 320 ایشان دلیل سقوط حکومت شاه را بیپشتوانه مردمی شدن سلطنت پهلوی میداند و معتقد است اگر این پشتوانه وجود داشت حکومت پهلوی سقوط نمیکرد: مردم پشتیبان حکومت هستند، اگر مردم نصف مردم پشتیبان محمدرضا بودند، این مصیبتها به سر او نمیآمد، مردم یکپارچه پشتیبان این حکومت هستند ج 18 صحیفه نور ص 32 امام وجود پشتوانه مردمی و حمایت مردم از حکومت را باعث اطمینان خاطر مسئولان برای خدمت و کار میداند و بیان مینماید که: امیرالمومنین آن روزی که با او بیعت کردند... بعد از بیعت، بیل و کلنکش را برداشت و رفت سراغ یک کاری که انجام میداد، در بین مردم هم هیچ باکی نداشت، برای این که مردم با او بد نبودند، خیانتی نکرده بود که از مردم بترسد. او هرچه کرده بود به نفع ملت خودش، به نفع مسلمین انجام داده بود. یک کسی که به نفع مسلمین، به نفع ملت، کارها را انجام میدهد، دیگر از ملت نمیترسد، ملت پشتیبان هست.
لذا از دیدگاه آن حضرت ملت نقش اصلی و اولی را در روی کار آمدن حکومت و بقای آن دارند و مهمترین خطر رابرای حکومت، بیتفاوت کردن مردم نسبت به سرنوتشان میداند: یک کشور وقتی آسیب میبیند که ملتش بیتفاوت باشند کلمات قصار امام ص 122
یعنی ملت باید در صحنه باشد نسبت به سرنوشتش حساس باشد تا حکومت باقی و قدرتمند باشد: (اگر یک ملت پشتوانه حکومتی نباشد) این حکومت نمیتواند درست بشد زیرا عامل ایجاد و عامل بقا حکومت ملت است: اگر ملت پشتیبان یک دولت باشد، دولت سقوط نمیکند. امام هر چند قوای مسلح مقتدر را برای مقابله با دشمن و متجاوزان آن هم به کمک ملت لازم بلکه ضروری میداند، اما برای حفظ و حراست از حکومت تنها علاقمندی ملت، عشق ملت و اراده ملت را سبب حفظ حکومت دانسته، میفرماید: هیچ اسلحهای با قیام ملت نمی تواند مقابله کند و از سوی دیگر با وجود حمایت ملت و تودههای مردم از حکومت، غیرممکنها ممکن میشود و سختیها به آسانی از پیش پای حکومت برداشته خواهد شد: با اراده ملتها، ارادهای که تبع اراده خداست، ارادهای که برای خداست، غیرممکنها ممکن و محالها واقع میشود کلمات قصار ص 121 از این سو نیز عشق مردم به امام، امامی که برای مردم، اراده مردم، خواست مردم، نظر مردم چنین اهمیت قایل بود نیز روشن است، عشقی وصفناپذیر، چنان عشقی که تنها با اشارهای مردم جوانانشان را فدای این راه و مسیر کردند، از یک سو باور داشتن مردم توسط امام، اعتقاد به این که اینان ولینعمت رهبران جامعه هستند که فرمود : اینها ولی نعمت ما هستند و ما باید ولینعمت خودمان را از آن قدردانی کنیم و خدمت کنیم به او و همینها هستند که الان هم حفظ این کشور را میکنند و هم حفظ نظام این کشور را میکنند. صحیفه نور ج 16 ص 25 لذا بنا به فرموده امام و راه و سیره آن حضرت برای حفظ و حراست از نظام باید به مردم متکی بود، به رای و نظر آنان احترام گذاشت و با این ملت بزرگ قیممابانه برخورد نکرد، ملتی که برای انقلاب خویش خونها داد برای حفظ آن هم از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد.