رایجترین ملاک برای طبقهبندی احزاب سیاسی، ملاک ایدئولوژی و ارزشهای احزاب است که براساس آن میتوان احزاب را دستهبندی کرد. ایدئولوژی و ارزشهای احزاب سیاسی معمولا با صفاتی مانند: راست، چپ، محافظهکاری، آزادیخواهی، اشتراکی (سوسیالیست ـ کمونیست) و غیره نشان داده میشود. هدف یک حزب ممکن است ایجاد جامعه جدیدی باشد در حالی که هدف حزب دیگر حفظ وضع موجود است.
مهمترین فعالیت احزاب در زمینه انتخابات و کسب آراء صورت میگیرد. افراد فعال از نظر سیاسی معمولا برای خود هویتی حزبی قائل میشوند و نسبت به حزب خاص تعلق خاطر و وابستگی پیدا میکنند و همین تعلق و وابستگی بر رفتار انتخاباتی و رای افراد تاثیر تعیینکننده دارد. عوامل مختلفی چون تعلقات طبقاتی، صنفی، مذهبی، قومی و غیره به نوبه خود ساختار نگرشهای افراد نسبت به احزاب را تعیین میکند و موجب هویتیابی حزب میشود.
نظامهای انتخاباتی
نظام انتخاباتی نظامی است که آراء را به مناصب و پستهای سیاسی تبدیل میکند. نظامهای انتخاباتی از اهمیت بسیاری برخوردارند زیرا در تعیین نتایج انتخابات، ماهیت نظام حزبی، شمار احزاب عمده، تکحزبی یا ائتلافی شدن کابینهها و انسجام درون احزاب سیاسی بسیار موثرند. فرمول انتخاباتی (نظام اکثریت ساده یا مطلق...)؛ وزن عددی حوزههای انتخابیه (شمار نمایندگان هر حوزه)؛ حدنصاب انتخاباتی (حداقل حمایتی که هر حزب باید برای کسب نماینده به دست آورد) و ساختار رای (امکان رای دادن به بیش از یک حزب در انتخابات) از مسائل مهم در نظام انتخاباتی هستند.
البته مواردی مانند شرایط احراز رای دادن، هزینههای مبارزات انتخاباتی و قوانین مرتبط با آن، شرایط برای نامزد شدن در انتخابات، چگونگی تایید و احراز صلاحیت نامزدهای انتخاباتی و... نیز به نوعی در تعیین نظام انتخاباتی نقش دارد.
مبارزات انتخاباتی
مبارزه انتخاباتی به فعالیتهای گفته میشود که از سوی نامزدهای انتخاباتی و یا احزاب حامی آنها برای ترغیب و تشویق مردم در دوران پیش از رایگیری انجام میشود. البته مبارزات انتخاباتی دارای هزینههایی نیز میباشد که در هر نظام انتخاباتی قوانین و قواعد مخصوص به خود را دارد. میتوان گفت که هر مبارزه انتخاباتی دارای سه طرف است: یکم: نامزد انتخاباتی، دوم: رسانههای منتقلکننده پیامهای انتخاباتی از نامزدها به مردم و دیگری رایدهندگان رقابتهای انتخاباتی براساس شیوه تبلیغات و مقدار هزینههای انجام شده دارای چارچوب خاص و قوانین و مقررات ویژهای است.
مبارزات انتخاباتی از جنبه تشویق مردم به حضور در عرصه انتخابات بسیار مهم است. البته در بعضی از کشورها مانند ایتالیا، بلژیک و استرالیا رای دادن اجباری بوده و معمولا بیش از نود درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت میکنند که در چنین کشورهایی مبارزات انتخاباتی تاثیر زیادی در میزان مشارکت مردم ندارد.
در بیشتر کشورها محدودیتهایی برای هزینههای انتخاباتی در نظر گرفته شده است، با این حال اعمال کنترل و نظارت در خصوص صرف هزینههای هنگفت در مبارزات انتخاباتی معمولا آسان نیست. مبارزه انتخاباتی در سطح ملی، تبلیغات در مطبوعات، نصب پوسترها و سفرهای انتخاباتی، هزینههای سنگین طلب میکند. البته در برخی از کشورها، دولتها در جهت تامین هزینههای انتخاباتی یارانههایی را به نامزدها اختصاص میدهند.
احزاب و جامعهپذیری سیاسی
علاوه بر نهادهای مختلفی که در فرآیند اجتماعی شدن موثر هستند حزب سیاسی نیز به نوبه خود نقش مهمی در این امر ایفا میکند. البته با توجه به نوع رژیم سیاسی، وجود یک یا چند حزب در هر جامعه این فرآیند و چگونگی شکلگیری جامعهپذیری سیاسی افراد تفاوت پیدا میکند. در کشورهای تکحزبی، حزب نقش مهمتری را در این خصوص ایفا میکند ولی در کشورهایی که دارای چند حزب میباشند، نهادهای دیگر مانند خانواده، مدرسه و... نیز در جامعهپذیری سیاسی افراد نقش خواهند داشت.
تعمیق آگاهی سیاسی
جلب مشارکت سیاسی فعال مردم، بیش از هر چیز به تعمیق آگاهی سیاسی در بطن جامعه نیاز دارد. مشارکت سیاسی پدیدهای مستمر و دائمی است و به مقاطع پراکنده و کوتاهی که در قالب حضور در صحنه سیاست و نمایش حمایت قاطع مردم از نظام، دولت و عملکرد آن صورت میپذیرد، محدود نمیشود. تنویر افکار عمومی امروزه یکی از مهمترین وظایف دولتهاست و تمامی افراد جامعه از این حق برخوردارند که در پیرامون عملکرد دولت برگزیده خویش تفحص و بررسی کنند. ابزارهای ایجاد مشارکت عمومی به طور عمده احزاب و رسانههای ارتباط جمعی هستند که نهادینهتر شدهاند.
احزاب سیاسی با توجه به نوع سیستم سیاسی کشورها نقش مهمی را در نقل و انتقال اطلاعات چه از دولت به مردم و از چه مردم به دولت بازی میکنند. احزاب با هماهنگ ساختن افکار عمومی از تشتت افکار و عقاید متفاوت جلوگیری میکنند.
بیان خواستههای مردم و دولت
جمعآوری، دستهبندی و پالایش تقاضاها از جمله کارکردهای اصلی احزاب به شمار میرود، بدین معنا که تقاضایی که از احزاب به دولت فرستاده میشود، حاصل جمعبندی خواستها و منافع افراد جامعه است که در حزب دستهبندی شده است. بنابراین میتوان گفت که احزاب دارای یک نقش میانجیگری بین دولت و جامعه هستند. از سوی دیگر، احزاب با ارائه منشور و مواضع خود قادر به برنامهریزی درازمدت برای اداره جامعه میباشند و مردم نیز به طور شفاف این برنامهها را میبینند. به طور مثال اگر در یک نظام چندحزبی، حزبی خط مشی کلی خود را توسعه بیمه اجتماعی، آموزش و پرورش رایگان و... قرار داده باشد و در صورت پیروزی در انتخابات ملزم به اجرای این برنامهها است.
بر این اساس مسئولیتپذیری را باید یکی از کارکردهای موثر احزاب دانست. مسئولیتپذیری امکان پاسخگویی را فراهم می کند و براساس آن میتوان نسبت به برنامهریزیهای کلان اقدام کرد و حزبی موفق خواهد بود که برنامه جامع برای اداره کشور داشته باشد. یکی دیگر از کارکردهای احزاب تلطیف منازعات سیاسی است، یعنی به جای برخوردهای فیزیکی و خشونتآمیز در قالب مبارزات حزبی، مبارزات سیاسی در جامعه جریان پیدا میکند.
در پایان میتوان گفت که احزاب سیاسی یکی از ابزارهای اجتنابناپذیر توسعه سیاسی هستند. لذا کار ویژه آنها مشخصا با ذات توسعه سیاسی همراه است. متشکل کردن تمایلات و اعتقادات مشترک اما پراکنده تحکیم وحدت ملی و حفظ حقوق اقلیتهای سیاسی و اعتقادی از مهمترین خصوصیات توسعه سیاسی است. احزاب سیاسی در این زمینه باید کارکردهایی قابل قبول به جامعه ارائه دهند.