لطیف صفری *
مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی در هر جامعهای به عنوان عامل و شاخص گردش اطلاعات تلقی میشوند و در روند فعالیت خود میزان الحراره سنجش میزان آگاهیدهی و اطلاعات مردم از مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... است.
طبیعی است هرچه اطلاعرسانی سالمتر و گردش اطلاعات روانتر باشد مردم به مطبوعات و رسانهها بیشتر اعتماد نموده و خود را از رسانههای غیرمسئول بیگانه بینیاز میدانند. اما اگر گردش آزاد اطلاعات در جامعه معیوب و نارسا باشد اعتماد مردمی که دانستن حقایق و کسب آگاهی درست را حق مسلم خود میدانند به رسانهها و مطبوعات ملی ضعیف میشود و درصدد کسب اطلاعات از راههایی که بعضا هم ناصواب هستند برمیآیند که در این رابطه متاسفانه رسانه شایعه جزو مهمترین مراجع اخبار و اطلاعات شده و میتواند تاثیر سوء فراوان در اطلاعرسانی و آگاهیدهی داشته باشد تا جایی که با تحریک احساسات مذهبی، قومی، فرهنگی و ملی مردم و القای شبهات در اذهان افکار عمومی مشوش نموده و حوادث فاجعهآمیزی را به بار آورند که جبران آنها مشکل و هزینه های آن برای کشور سنگین خواهد بود.
حقیقت این است که نقش مطبوعات در اطلاعرسانی و ارتقا و توسعه فرهنگ جامعه و تحولات اساسی کشور و تامین حقوق اساسی مردم از آنچنان اهمیتی برخوردار است که قانون اساسی به آن تاکید داشته تا جایی که در اصل 24 به صراحت نشریات و مطبوعات را در بیان مطالب آزاد دانسته و در بندهای اصل سوم دولت جمهوری اسلامی را موظف کرده تا برای نیل به اهداف عالیه انقلاب «... زمینه مساعد را برای رشد فضائل اخلاقی و بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در همه زمینهها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانههای گروهی و وسایل دیگر ایجاد نماید و در این راستا کلیه امکانات خود را به کار گیرد...»
روزنامه ایران که اخیرا به بهانه اشتباه یا خطایی که احتمال پیش آمدن نظایر آن در هر رسانهای متصور است، توقیف موقت شده است، به عنوان یک رسانه، شایسته توقیف نیست. از سوی دیگر وعده و دستور رئیس محترم قوه قضاییه که در جهت حفظ امنیت شغلی ارباب مطبوعات برای جلوگیری از خسارات سنگین و تضییع حقوق عمومی مشی و شیوه برخورد دستگاه قضائی را بر مبنای مجازات افراد متخلف که در قانون مطبوعات مسئولیت دارند گذاشتهاند نه بر توقیف و تعطیل مطبوعات، زیرا آیتالله شاهرودی نیک میدانند نشریاتی مانند ایران در مقام نورافکنهایی فراروی مردم جامعه هستند که با خاموش شدن آنها زمینه فعالیت جریانهای ناسالمی که به تخریب و تضییع حقوق عمومی و عدالت اجتماعی میپردازند فراهم میشود.
نظر به اینکه بر طبق مفاهیم اصول قانون اساسی (اصول 6-7-8 و...) اداره امور کشور به اتکای رای و نظر مردم دانسته است. حال که اکثریت قاطع خبرگان فرهنگی و ارباب جراید و جمع کثیری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و بسیاری از شخصیتهای سیاسی، اجتماعی و... که به یقین همگان دلسوز مملکت هستند خواهان اجازه ادامه کار (انتشار) روزنامه ایران و مجازات قانونی عاملین تخلف مربوطه هستند دستگاه قضایی و مسئولین ارشاد شایسته است هرچه زودتر تکلیف این روزنامه را مشخص نمایند. نکته دیگر اینکه تصور میرود این نوع برخوردها مساله قومیتها را حادتر مینماید زیرا این روزها که برای جمعی از هموطنان ترک زبان ما مسائلی پیش آمده است که به تحریک احساسات پاک قومی انجامیده، و حتی در مواردی به درگیریهای ناگوار خسارتباری هم انجامیده است، دولت و مسئولین که درصدد حل بحران هستند باید زمینه رسیدن به تفاهم و آرامش را با دادن اطلاعات صحیح حقایق موضوع را برای مردم فراهم کنند تا از طریق گردش آزاد اطلاعات مردم شریف آذربایجان متوجه این واقعیت بشوند که دستگاه حاکم و روشنفکران و نخبگان فارسی زبان و دیگر اقوام نیز درد و رنج آنها را درک میکنند. تا بدین وسیله از گسترش شایعات و تحریک بیشتر احساسات مردم جلوگیری شود.
اما مردمی که احساسات پاکشان جریحهدار شده است در شرایطی که نیاز مبرم به دلجویی و عطوفت از جانب حاکمیت و نخبگان دارند وقتی از جانب بعضی با انبوهی از اتهامات و انگهای نامربوط مانند وابستگی به بیگانگان و تجزیهطبی و... مواجه شدند و در این رابطه نیز عدم دسترسی آنها به تریبونهای مستقل تا بتوانند از طریق آنها مکنونات قلبی و خواستهای مشروع فرهنگی و قومی خود را از طریق آن بیان کنند نیز به تقویت بحران و ترویج به اعتمادها کمک میکند. البته حمایتهای فعالان و نخبگان فرهنگی، سیاسی از خواستههای مشروع قومیتهای ایران که اعمال خشونت را علیه مدعیان حقوق قانونی قومیتها را محکوم کردهاند و خواستار برقراری آرامش و امنیت در شهرهای ترکنشین و آزادی بازداشتشدگان این ماجرا شدهاند نکته مثبت قابل توجهی است اما اقدامات موثرتر این است که مسئولین مربوطه به جای انگزدنها و اتهامات ناروا رسانه ملی و دیگر رسانههای مکتوب را تشویق کنند تا در فضایی دوستانه از وجود شخصیتهای مقبول آذری زبان و دیگر قومیتها برای تبیین بیمنظور بودن موضوع روزنامه ایران بهرهگیری شود. در این صورت غائله با آگاهی دادن و اطلاعرسانیها و بحثهای رودرور توام با همدلی و همچنین تعهد عملی مسئولین با دورنمای استیفای حقوق قانونی اقوام به پایان برسد. تاکید بر این است که در شرایط کنونی انتشار نشریات ایران میتواند در بیان حقایق و خنثی کردن شایعاتی که منشا تحریک احساسات مردم میباشند تاثیر بسزایی دارد. زیرا در شرایط بسته و محدود اطلاعرسانی مطلوب رخ نمینماید و هر چه بیشتر این روند ادامه یابد فرصت برای فتنهگران و آشوبطلبانی که وجود نارضایتیهای اجتماعی را در تنوع قومی موجود جامعه ایران بهترین زیستگاه خود میدانند فراهم میشود تا به هر شکلی موجبات نگرانیها و نارضایتیهای آنها را تقویت کنند. تا منجر به حوادث نامطلوبی شود که به مثابه سم مهلک برای وحدت ملی است. بطور کلی از وظایف اصلی دولت و رهبران فکری و مسئولین فرهنگی و شخصیتهای ملی است که در مقام حرف و عمل به گونهای حضور یابند که مردم باور داشته باشند ایران متعلق به همه ایرانیان اعم از ترک، فارس، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن و... با هر مذهب و آئینی است. این مهم عملی میشود اگر زمینه گفتوگو و گردش صحیح اطلاعات و تبادلات فرهنگی همراه با آزادیهای مشروع رسانههای مستقل فراهم شود.