علیصالحآبادی
ائتلاف به منظور فعالیت و جهتگیری سیاسی برای رسیدن به هدف مشترک و یا در اختیار گرفتن پارلمان، دولت، انجمنهای شهری، روستایی، شوراها و به تعبیر غربیها، شهرداریها مقولهای پذیرفته شده و بسیار مهم در پیروزی یک گروه و شکست گروه دیگر است. رعایت قواعد ائتلاف از سوی جریانهای فکری و سیاسی بیتردید پیروزی و یا شکست آبرومندانه را در پی دارد. اصلاحطلبان با ائتلافهای پیاپی که از خرداد76 تا قبل از انتخابات مجلس هفتم انجام دادند، بیسابقهترین اقبای مردمی را از آن خود کردند.
استفاده حداقلی این گروه از دو نهاد مجلس و دولت که در کنترل خود داشتند از یکسو و مخالفت و موانعی که مخالفان آنان در برابر برنامههای این گروه به وجود آوردند از سوی دیگر شرایط را بهگونهای نزد افکار عمومی رقم زد که اصلاحطلبان در پیشبرد امور ناتوان جلوه داده شدند. این فرآیند موجب شد تا جریان اصلاحطلب تا حدودی از چشم مردم بیفتد. نزاع مستمر شورای شهر اول و بروز اختلاف میان افراد و گروههای موثر اصلاحطلب، باعث شد تا ائتلاف گروه آبادگران که با چراغ خاموش در اسفند 1381 به میدان انتخابات شوراها آمد. پیروز انتخابات پایتخت و چند کلانشهر دیگر شود.
در جریان انتخابات مجلس هفتم که در سال 1383 برگزار شد، به دلیل رد صلاحیت گسترده نامزدهای اصلاحطلب، نخستین شکاف میان این گروهها بوجود آمد. این شکاف در انتخابات نهم ریاستجمهوری اوج گرفت و با ماندن کروبی، معین، مهرعلیزاده و هاشمی رفسنجانی در عرصه انتخابات، زمینه پیروزی محمود احمدینژاد هموار شد. در انتخابات پیشرو، اصلاحطلبان با نگاه به گذشته و درک شرایط، این بار برای رسیدن به پیروزی به رغم اختلاف و حتی تعرض با یکدیگر با مصلحتسنجی و با کنار گذاشتن اختلافات بر روی فهرست 15 نفره توافق کردند. در فصل سیزدهم کتاب «تئوری سازمان و طراحی ساختار» نوشته ریچارد دفت که در آن استراژی چانه زِنی و گفتوگو از منظر علم مدیریت بحث شده، درباره چگونگی ائتلاف و یا عدم ائتلاف این گونه آمده است:
الف) بازی برد – برد
در بازی برد – برد که محور آن بر اساس دستیابی به نفع و سود طرفین است، 6 اصل وجود دارد که رعایت آنها برای مذاکره، گفتوگو و یا ائتلاف ضروری است.
1- تعارض به عنوان مساله متقابل در گفتو گو و چانهزنی مطرح شود.
2- نتایج مذاکراتی که به دست میآید دنبال شود.
3- ائتلاف کنندگان باید در پی توافقهایی برآیند که هردو گروه را ارضا کند.
4- ارتباطها بین گروهها، آشکارا و بیپرده برقرار شود و نیازهای طرفین مطرح گردد.
5- اجتناب از هر نوع تهدید، تا افراد در موضع دفاعی در ائتلاف یا مذاکره قرار نگیرند.
6- گروههای مذاکره کننده باید در موضع خود انعطافپذیر باشند.
در دنیای کنونی، گفتوگو برای مصالحه، ائتلاف و یا حل مناقشات جهانی و منطقهای از این قاعده استفاده میشود.
ب)بازی برد – باخت
در بازی برد – باخت مانند بازی برد - برد ، 6 اصل زیر وجود دارد:
1- موضوع مورد تعارض یا مسالهساز را باید به صورت مسالهای که برد و باخت دارد مطرح کرد.
2- تنها در پی نظرها و خواستههای گروه خود باشید.
3- گروه دیگر را مجبور به تسلیم کنید.
4- ارتباطات را بر اساس و پایه نادرست و گمراه کننده بگذارید و اجازه ندهید نیازها، اهداف و پیشنهادهای گروه دیگر به درستی مطرح شود.
5- طرف مذاکره یا ائتلاف را بترسانید و او را تهدید کنید( در صورت لزوم به زور او را مجبور به تسلیم شدن کنید).
6- در ارتباط با نظرها یا تعهدات خود هیچ انعطافپذیری نشان ندهید و ذرهای کوتاه نیایید.
بسیاری از مناقشات، منازعات جهانی و منطقهای نتیجه استفاده از استراژی بازی برد - باخت است که طرفین در پی سود خود هستند و در مذاکره، گفتوگو و یا ائتلاف حاضر به انعطافپذیری نیستند. پیشرفت دنیای کنونی بر پایه بهرهگیری از رقابت، مدیریت مشارکتی و توزیع قدرت به وجود آمده است.
قدرت مانند مسابقهای است که مجموع برد و باخت آن صفر است. زیرا در رقابتهای اجتماعی، گروهی قدرت را از دست میدهند و در مقابل گروهی دیگر آن را به چنگ میآورند. از همین منظر است که در کشورهای پیشرفته، قدرت چرخشی است، نه دایمی و ابدی و از طریق رأی مردم تغییر میکند. اگر قاعده برد - برد را بپذیریم و انتخابات آزاد و رقابتی برگزار شود و فیلترها برداشته شود، از آنجا که در هر انتخابات یک برنده و یک بازنده وجود دارد، برنده جایگاه و شخصیت بازنده را به رسمیت میشناسد و در مقابل بازنده داوریاش نسبت به برنده در نظر گرفتن منافع ملی است، به این جهت نسبت به رقیب سیاه و سفید نگاه نمیکند و در تجزیه و تحلیل، نقاط مثبت و منفی را با یکدگر میسنجد.
در چنین شرایطی چرخ ماشین و یا توسعه در باتلاق گیر نمیکند، بلکه مسیر توسعه و رشد هموار میشود. نتیجه ائتلاف چه پیروزی و چه شکست باشد، از آنجا که نفس ائتلاف قدرت جمعی را در پی دارد نگارنده آن را پیروزی میداند، زیرا در رسیدن به ائتلاف عقل سیاسی به گروهها و شخصیتهای نامدار نظیر سیدمحمد خاتمی ، مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی دیکته کرده است که منافع ملی بر منافع فردی و گروهی برتری دارد، بنابراین رأی دهندگانی که در چهار سال گذشته شوراها، مجلس و دولت به اصولگرایان سپردند اکنون عملکرد این گروه زندگی را بر آنان در زمینههای گوناگون نسبت به قبل دشوار کرده است، بیتردید مردم بار دیگر با درک شرایط در تهران و کلانشهرها از بازگشت اصلاحطلبان به قدرت و در اختیار گرفتن شوراها استقبال خواهند کرد.