هدایتالله جمالیپور
با روی کار آمدن دولت نهم، دولت مردان جدید به جای بررسی منصفانه عملکرد دولت قبل و استفاده از تجربیات و برنامههای مفید آن و اصلاح آرام و منطقی رفتارها و برنامههای احساسی، غیرواقعی و غیرعلمی دولتهای گذشته با استفاده از نظرات کارشناسان منصف و امین، در اولین گام با نگاه احساسی به عملکرد گذشته اقدام به زیر سوال بردن عملکرد دولتهای قبل بخصوص دولت خاتمی بدون توجه به جنبههای مثبت و منفی آن نمود و برنامهها و تصمیمات دولت قبل بویژه تصمیمات اتخاذ شده در حوزه سیاست خارجی و موضوع انرژی هستهای را خلاف مصالح و منافع ملی عنوان کرد. این مباحث در حالی عنوان شد که قبل از روی کار آمدن دولت خاتمی در سال 1376 آمریکا و متحدان اروپایی کاخ سفید با توجه به شکست دستنشانده عراقی آنها در جنگ تحمیلی علیه انقلاب اسلامی ایران و عدم تحقق خواستههای نامشروعشان و قدرت گرفتن انقلاب اسلامی و ترس آنها از تثبیت و گسترش آن بین ملل آزادیخواه جهان به علت ماهیت روشنگرانه و ظلمستیز، آن را تهدید کننده منافع نامشروع خود میدانستند و هر روز به دنبال توطئه علیه آن بودند. این توطئهها در سالهای آخر دولت هاشمی اوج گرفت. دولت خاتمی نیز در سال نخست به قدرت رسیدن مواجه با بحرانهای بزرگ از جمله تنش شدید در روابط کشورهای اروپایی با ایران بود تا جایی که کشورهای اروپایی سفرای خود را از ایران فراخوانده بودند و حتی کار تا مرحلهای پیش رفته بود که دولتمردان آمریکایی و متحدان اروپایی کاخ سفید به دنبال جلب موافقت برخی کشورهای منطقه در جهت اقدام نظامی علیه ایران بودند و هر روز توطئهای را علیه جمهوری اسلامی در منطقه و جهان سازماندهی میکردند.
با روی کار آمدن دولت خاتمی و اتخاذ سیاست تنشزدایی در عرصه سیاست خارجی و حضور فعال دولتمردان در مجامع بینالمللی و دفاع از حقوق مسلم ملت با استفاده از سیاست گفتوگو، تعامل و اعتمادسازی بدون عقبنشینی از اصول و آرمانهای انقلاب این روش و استراتژی توانست چهره جمهوری اسلامی ایران را در عرصه بینالمللی بازسازی نماید و سفرای اروپای خارج شده از ایران بار دیگر به ایران بازگشتند. این اعتمادسازی آنقدر اهمیت داشت که در اولین سخنرانی خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بیل کلینتون رییسجمهور وقت آمریکا که کشورش سالها موضع خصمانه علیه ایران داشت برای شنیدن سخنان رییسجمهور ایران به طور بیسابقهای تا پایان سخنرانی وی در سالن حضور پیدا کرد و سخنرانی تاریخی خاتمی و طرح گفتوگوی تمدنها از سوی ایشان را محترم شمرد. از آن زمان به بعد در برخی موضعگیریهای دولتمردان آمریکا و متحدان اروپاییشان درباره ایران چرخش ایجاد و موضع خصمانه آنها نسبت به ایران ملایمتر شد. کشورهای اروپای به طور بیسابقهای اقدام به دعوت از رییسجهمور ایران برای دیدن از کشورهایشان نمودند. رییسجمهور ایران برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تعدادی از کشورهای مهم اروپای نظیر فرانسه، آلمان، ایتالیا و... مسافرت نمود و مورد استقبال گرم قرار گرفت. سفرهای دیپلماتیک بین ایران و اروپا رونق گرفت و فرصت درک مناسب از مبانی انقلاب اسلامی ایران به دنیا به ویژه اروپا داده شد. توطئههای دشمن در خارج به ویژه ضدانقلاب نیز در آن برهه از زمان نقش برآب و کمرنگ گردید. تا جایی که بعضی کشورهای غربی که روزی مدافع و پشتیبان گروههای اپوزسیون جمهوریاسلامی بودند آنها را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دادند و فعالیت آنها را در کشورهایشان ممنوع و یا محدود نمودند. بیتردید نگاه واقعبینانه و بدون تعصب به عملکرد دولت قبل در عرصه سیاست خارجی تحسین هر منتقد و تحلیلگر سیاسی منصف حتی آنهایی را که با دولت خاتمی در مبانی اندیشه، برنامهها و سیاستهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی اختلاف نظر داشتند، در پی خواهد داشت.
عملکرد و موضعگیریهای تند و احساسی فعلی که قطعاً بعضی از موارد آن میتواند از روی دلسوزی باشد در عرصه سیاست خارجی طوری بوده که تمام تلاشهای دیپلماتیک قبل را بیاثر کرده و کشور را در عرصه بینالمللی دچار تنش و بحران شدید به مراتب سختتر از سال 75 نموده است. بیتردید تصویب قطعنامه 1739 بر ضد ایران در شورای امنیت و تحرک کشورهای اروپایی و آمریکا علیه ایران و همراه شدن برخی کشورهای مهم دنیا با موضع خصمانه آنها بر ضد جمهوری اسلامی نشان از تغییر رفتار و اجماع علیه ایران در هفتههای گذشته است. لذا کشور در این برهه از زمان نیازمند انسجام و اتحاد همه نیروهای معتقد به نظام و آرمانهای امام با هر گرایش و تفکر و نیز دوری از موضعگیری احساسی، تند و تحریک کننده و تخریبی دارد.
عدم توجه به موارد مذکور و عدم اصلاح روش های غلط میتواند تاوانی خطرناک و جبران ناپذیر برای کشور در پی داشته باشد. واقعیت این است که امروزه مهمترین ابزار در عرصه بینالملل در جهت دفاع از منافع کشورها گفتگو، تعامل و شناخت عمیق کشورها از منافع یکدیگر است نه تقابل و تهدید.
بنابراین بهترین راه خروج کشور از بحران فعلی، تقویت دیپلماسی و تنشزدایی از مسایل اختلافانگیز و درک صحیح و منطقی از منافع کشور است. بنابراین دولتمردان، دلسوزان نظام، نخبگان، اندیشمندان و مجلس شورای اسلامی که بر اساس اصل 84 قانون اساسی در برابر همه مسایل مسئول هستند و انتظار میرود در شرایط کنونی بیتفاوت نباشند و نقش تاریخی خود را در دفاع از دستاوردهای انقلاب، نظام، خون شهدا و آرمانهای امام ایفا نمایند و اجازه ندهند موضعگیریهای نسنجیده، احساسی و بعضاً تخریبی که مطمئناً تبعات منفی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی زیادی برای انقلاب، مردم و کشور در پیخواهد داشت، تداوم پیدا کند و کار از این که هست هزینهزاتر و دشوارتر شود، والا همه ما در مقابل پیشگاه خداوند متعال، خون شهدا، امام آینده باید نظام و انقلاب پاسخگو باشیم.