تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۳۹۵۷۷
القدس العربی:

لـیبرمـن و تــغییر نــظام ســوریـه

به قلم عبدالباری عطوان

رژیم صهیونیستی که چیزی جز جنگ، خونریزی و کشتار مردم بیگناه را در آرشیو ندارد، این بار نیز از زبان مهمترین ارکان دولت راست و افراطی نتانیاهو که به مواضع خصمانه و نژادپرستانه شهره است، تهدید‌هایی شدیداللحن علیه سوریه و لبنان بیان نموده است. این در حالی است که این جنگ‌ها چیزی جز شکست سیاسی و حتی نظامی برای این رژیم به همراه نداشته است و سردمداران رژیم صهیونیستی باید بدانند که خسارت دیده اول و آخر این مواضع خصمانه خودشان هستند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عبدالباری عطوان، مدیر مسئول روزنامه فرامنطقه‌ای الشرق الاوسط، در تحلیلی تحت عنوان "لیبرمن و تغییر نظام سوریه"، به ارزیابی تهدید‌های اخیر مقامات صهیونیست علیه سوریه و تاثیر آن بر منطقه پرداخته است.
در این تحلیل آمده است: منطقه عربی این روزها در وضعیتی بحرانی و نگران کننده به سر می‌برد و با توجه به شباهت این وضعیت به پیش از حمله به عراق و اشغال آن، بسیاری از کارشناسان به این مساله معتقدند که حمله نظامی امری حتمی است و تنها مورد اختلاف نظر، زمان وقوع این حمله است. مانورهای دریایی و هوایی آمریکا، سرعت بخشیدن به فروش سلاح به کشورهای منطقه خلیج (فارس) و نصب سامانه‌های دفاع موشکی در چهار کشور این منطقه، همه و همه نشان از جنگی جدید می‌دهد.
عطوان می‌افزاید: در سایه این وضعیت بحرانی و بسیج نظامی، انتظار می‌رفت که قیمت نفت افزایش یابد، اما با توجه به کاهش قیمت نفت و رسیدن آن به 70 تا 80 دلار، بسیاری معتقدند که زمان وقوع جنگی جدید نزدیک است، زیرا کاهش قیمت نفت همزمان با نزدیک شدن به جنگ‌ها و طی وقوع آن و افزایش این قیمت پس از پایان جنگ، یک معادله‌ی شناخته شده است که در جریان جنگ آزادسازی کویت و جنگ آمریکا علیه عراق نیز روی داد.
این تحلیل‌گر عرب می‌نویسد: اما مهمترین نشانه از نظر ما تهدید‌های خطرناک و وقیحانه‌ی اسراییل علیه سوریه است که توسط آویگدور لیبرمن، وزیر امور خارجه‌ی اسراییل، بیان شد و مورد تائید بنیامین نتانیاهو نخست وزیر نیز قرار گرفت. تهدید‌هایی که به زلزله‌ای تقریبا شدید در جهان عرب منجر شد. دلیل خطرناک توصیف کردن این تهدید‌ها، بی‌سابقه بودن آن است. تهدید‌هایی که این بار خط‌های قرمز زیادی را نقض کرده و نظام سوریه را هدف قرار داده است تا جایی که لیبرمن شخص بشار اسد، رئیس جمهور سوریه را هدف قرار داده و می‌گوید، "چنانچه اسراییل را تهدید کنی، تو و حکومتت متضرر خواهید شد و هر کس اسراییل را تهدید کند متضرر می‌شود و هر جنگی که انجام دهد، به شکست او می‌انجامد". اما وقیحانه بودن این اظهارات نیز به این دلیل است که لیبرمن از سوریه می‌خواهد از بلندی‌های جولان، (رویای بزرگ سوریه) چشم پوشی کند و یا به عادی سازی رایگان با اسراییل بپردازد، به طوری که گویا سوریه جمهوری موزی و یا جزیره‌ای منزوی در اقیانوس اطلس یا اقیانوس آرام هم‌چون گرانادا، هائیتی و یا گوام است.
در ادامه این تحلیل آمده است: لیبرمن از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید. او یکی از برجسته‌ترین اعضای کابینه امنیتی اسراییل به ریاست نتانیاهو است که درباره‌ی جنگ و صلح تصمیم‌گیری می‌کند و اظهارات او پیش از آنکه بیانگر رویکرد‌های سیاسی نظام حاکم اسراییل باشد، بیانگر رویکرد‌های نظامی آن است. اسراییل در بحران موجودیت و انزوای بین‌المللی بسر می‌برد و انزجار از آن در بسیاری از محافل بین‌المللی حتی بین هم پیمانانش به دلیل جنگ اخیر علیه غزه و محکومیت آن در گزارش ریچارد گلدستون، رئیس کمیته‌ی حقیقت یاب سازمان ملل متحد در خصوص این جنگ، افزایش یافته است. تا جایی که حتی ژنرال‌های اسراییلی با خطر دستگیری در بسیاری از پایتخت‌های اروپایی روبرو هستند. چیزی را که باید بر وضعیت بحرانی رو به وخامت اسراییل افزود، شکست‌های پی در پی آمریکا در عراق و افغانستان، افزایش نگرانی‌های امنیتی آمریکا از شکست در جنگ علیه تروریسم و گسترش حوزه‌ی فعالیت‌های تشکیلات القاعده است.
عطوان می‌افزاید: از سوی دیگر، شکست اعمال فشارها و جنگ روانی آمریکا و اسراییل در مجبور ساختن ایران به توقف غنی سازی اورانیوم و صرف‌نظر کردن این کشور از اهداف هسته‌ای‌اش، واکنش تهران به این اعمال فشارها با آزمایش موشک‌های دوربرد و ارسال ماهواره‌ به فضا، همه و همه عواملی است که فضایی از رعب و وحشت را برای اسراییل ایجاد کرده و اسراییل نمی‌تواند به مدت طولانی در این شرایط بسر برد. ما نمی‌توانیم به طور دقیق گام آتی اسراییل را پیش بینی کنیم، اما تجربه‌های گذشته طی 60 سال تاسیس این دولت در سرزمین‌ عربی و اسلامی، نشان داده که هر گاه اسراییل با تهدیدی برای موجودیتش و یا برتری نظامی استراتژیکش در منطقه روبرو می‌شود، به جنگ روی می‌آورد؛ همان کاری که در جنگ 1967 و یا جنگ 1982 و 2006 علیه لبنان انجام داد و یا در جنگ سال 2003 علیه عراق که به تحریک واشنگتن برای انجام این جنگ پرداخت.
در ادامه این تحلیل می‌خوانیم: اسراییل با خطر حزب‌الله در شمال، حماس در جنوب و رشد قدرت نظامی سوریه روبرو است و از سوی دیگر هم پیمانش آمریکا نیز با خطر رشد قدرت چین و روسیه مواجه است. از سوی دیگر بازجویی‌ها و شهادت‌ها در کمیته‌ی تحقیقات انگلیس در خصوص جنگ عراق، ثابت کرد که برنامه‌ریزی برای جنگ‌ها سالها پیش از وقوع آن صورت می‌گیرد، لذا بعید نیست که این مانور‌ها، قرارداد‌های تسلیحاتی و تهدید‌ها عناوینی برای آغاز شمارش معکوس جهت وقوع جنگی جدید در منطقه باشد. آیا این که باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، متعهد می‌شود با توجه به اوضاع بحرانی در افغانستان و بی‌ثباتی در عراق، تمامی نیروهای خود را تا پایان سال جاری از عراق و افغانستان خارج کند عجیب نیست؟ آیا او از طریق یک جنگ جدید به دنبال اصلاح اشکالات در دو جنگ سابق این کشور نیست؟
این تحلیلگر عرب هم چنین می‌نویسد: سوریه این بار هدف تهدید قرار گرفته است، زیرا از یک سو هم پیمان مقاومت در لبنان و فلسطین است و از سوی دیگر پیمانی استراتژیک با ایران دارد و تمامی تلاش‌ها برای قطع ارتباط این کشور با این هم پیمانان با رشوه و تهدید تاکنون به شکست انجامیده و چه بسا اظهارات اخیر لیبرمن آخرین برگه در این راستا باشد.
در پایان این تحلیل آمده است: چه بسا عده‌ای این جنگ لفظی و تهدید‌های متقابل بین سوریه و اسراییل را مقدمه‌ای برای مذاکرات صلح بین دو طرف می‌دانند، اما احتمال جنگ به مراتب قوی‌تر از صلح است، زیرا اسراییل هرگز به این آسانی از بلندی‌های جولان چشم پوشی نمی‌کند و سوریه نیز نمی‌تواند پاسخگوی شرط‌های اسراییل باشد و سخت‌تر از همه این که به ائتلاف بیش از 30 ساله‌اش با ایران پایان دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات