شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها درباره سالگرد دکتر شریعتی و وضعیت جاری دانشگاهها بیانیهای صادر کردند.
به گزارش ایسنا در این بیانیه آمده است: «نیمه دوم خرداد ماه یادآور نام و عظمت دو شخصیت بزرگ دانشگاهی یعنی دکتر علی شریعتی و مهندس مصطفی چمران است که نقش مهم و انکارناشدنی در تکامل و موفقیت نهضتی دارند که رخدادهای 15 خرداد 42 به رهبری امام خمینی، تجلی آغازین آن بوده است.
دکتر علی شریعتی نماد بارز نسلی از دانشگاهیان مسلمان است که در عصر غربت اسلام در دانشگاههای نظام ستمشاهی و در شرایطی که اسلام عزیز زیر ضربات اتهامات و شبههآفرینیهای پیروان مکاتب الحادی و لیبرالیستی قرار گرفته بود و گفتمان رایج و مسلط متولیان نهاد دین و روحانیت نیز کفایت و توانمندی کافی برای مقابله با این امواج ویرانگر را نداشت، به درک خردمندانهای از اسلام دست یازیدند که متناسب با نیازها و ضرورتهای روز بود و همین امر جذب دانشگاهیان و قشرهای تحصیلکرده به این گفتمان دینی – انقلابی را ممکن میساخت.
حرکت این نسل از دانشگاهیان مسلمان که در همراهی و همسویی با خیزش عقلانی و شجاعانهای بود که روحانیت روشنبین در آن زمان آغاز کرده بود، تحت رهبری حضرت امامخمینی(ره) چنان جاذبه فراگیری یافت که توانست به سرعت از گفتمانهای رقیب پیشی بگیرد و به تبع آن موج ائتلاف گستردهای از همه قشرها و طبقات اجتماعی حول گفتمان اسلام عقلانی – انقلابی به زعامت امام به وجود آورد که بر اثر آن، طومار حیات یکی از مجهزترین رژیمهای مستبد و وابسته در منطقه درهم پیچیده شد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.
اکنون که نزدیک به سه دهه از آن موفقیتهای درسآموز میگذرد، ما نگران آن هستیم که پارهای اقدامات و ندانمکاریها، شرایط نامساعد دهههای قبل از دهه پنجاه را مجددا به نحوی دیگر باز تولید کند و اسلام عزیز نسبت با دیگر مکاتب و نحلههای فکری رقیب، نزد نسل جوان و افراد تحصیلکرده متهم به عدم کفایت و ناتوانی گردد.
اعضای انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها که نوعا از فعالان یا پرورشیافتگان جریانی است که تبار اندیشهای خود را بویژه به آرای متفکران برجستهای چون شریعتی و مطهری پیوند زده و مرجعیت سیاسی و دینی امامخمینی(ره) را پذیرفته و با جرعهنوشی از چشمه فیاض اندیشههای این سه بزرگوار، در عرصه انقلاب و نهضت اسلامی ملت ایران حضور داشته است با حساسیت تمام چالشهای فراروی این مکتب عزیز را بویژه در عرصههای دانشگاهی تعقیب میکند. در همین راستا این انجمن در تداوم حساسیتها و دغدغههای خود در نشست مورخ 11/3/85 شورای نمایندگان انجمن از دانشگاههای سراسر کشور، وضعیت جاری دانشگاهها را مورد توجه و تحلیل قرار داد و براساس اطلاعات و گزارشهای ارائه شده، ملاحظات زیر را خاطرنشان میسازد:
1- فضای حاکم بر جامعه دانشجویی کشور متاثر از شرایط عمومی جامعه و نیز پارهای برخوردهای ناصواب گذشته (که متاسفانه تا کنون نیز رفع و رجوع نشده است) از زخم عمیقی رنج میبرد که میدان را برای سوءاستفاده و بهرهبرداری جریانهای افراطی هموار کرده است. ما معتقدیم باید حساسیتهای این عرصه را به درستی شناخت و از تنگ نظری و اعمال محدودیتهای واکنش برانگیز پرهیز کرد. باید با پذیرش مطالبات و خواستههای مشروع دانشجویان و نیز مواجهه صبورانه و مدبرانه با انتظاراتی که بعضا ممکن است خدشهپذیر نیز به حساب آید، زمینه را برای تعامل مثبت و سازنده آنها را فراهم کرد.
ما بر این باوریم که اساسا باید نقادی و خردهگیریهای جریانهای دانشجویی را موهبتی راهگشا دانست که بعضی وجوه آسیبشناختی آن در مقایسه با برکات آن قابل اغماض است. ما هرگونه اقدامی که در مسیر تشدید شکافهای جریانهای دانشجویی و سوق دادن بخشی از آنها به سمت جریانات برانداز است، محکوم نموده معتقدیم عطوفت نظام اسلامی و وسعت نظر حاملان و مروجان گفتمان اسلامی باید به گونهای باشد که به واسطه آن، منتقدان از مسیر تضارب آرا به باورها و مواضع اعتدالی رهنمون شوند و نقدهای برآمده از این مسیر نیز راهگشای دلسوزان در کشف و فهم کاستیها و نارسائیها باشد.
2- رعایت شئون و موقعیت اعضای هیات علمی دانشگاهها و تامین امنیت فکری و موقعیت مناسب برای تضارب آرا یکی از پیششرطهای اساسی توسعه علمی کشور است. در همین راستا لزوم حفظ حرمت و نیز بهرهبرداری از تجارب و صلاحیتهای علمی آنان ایجاب میکند در اعمال مقرارت اداری و استخدامی، ظرافتهای خاص این امر ملحوظ گردد به گونهای که نه از آن برای تسویه حسابها و برخوردهای سلیقهای و جناحی سوءاستفاده شود و نه دانشگاه و دانشجویان از فیض حضور خرمن معرفت آنان محروم گردند. نیم نگاهی به سنت حزوی ما نشان میدهد که بخش مهمی از برکات و فیض علمی علما و مراجع عظام، اتفاقا در دورهای از عمر آن عزیزان حاصل میگردد که با معیارهای اداری، دوره بازنشستگی آنان به حساب میآید و اگر در آن حوزها اینگونه معیارهای خشک و متصلب اداری در مورد بازنشسته کردن آنها اعمال میشد، جامعه و امت اسلامی از برکات وجود آنان محروم میماند. ما معتقدیم در شرایط توسعه نظام دانشگاهی کشور که اساساً تنگ بودن عرصه برای جذب اساتید جوان متصور نیست، پارهای اقدامات در خصوص بازنشسته کردن برخی اساتید برجسته دانشگاهها از این حیث قابل تامل است و انتظار داریم دقتنظر و تامل بیشتری صورت گیرد.
3- بومیگرایی و سازگار کردن عرصه علمی و دانشگاهی کشور با فرهنگ و باورهای اسلامی و نیازهای حقیقی جامعه، ضرورت حساس و خطیری است که افراط و تفریط در آن نابخشودنی است. در هر حال دو شرط اساسی این امر یکی درک عقلانی و غیرمتحجرانه از دین است و دیگری خودباوری و نقد غرب باوریهای افراطی در رویکردهای علمی است و فقدان هر یک از این دو وجه، به مواضع نامتعادل میانجامد که کما بیش شاهد آن بودهایم ما معتقدیم تعامل مثبت و سازنده با مجامع علمی بینالمللی و حسن استفاده از تجارب دیگران همراه با حفظ اصالت و تاکید بر مرجعیت نهادها و مراجع علمی بومی و داخلی به ویژه در عرصه علوم انسانی ضرورتی است که نباید از آن غفلت شود و متاسفانه طی چند سال گذشته بعضاً با هدف ارتقای موقعیت بینالمللی کشور، به مرجعیت نهادهای علمی داخلی آسیب وارد شده است. در عرصه فرهنگی خطری که قرائن آن محسوس است نوعی نگرشهای افراطی و صورتگرایانه در تحمیل استنباطهای متحجرانه از اسلام به نظام دانشگاهی است که به شدت نسبت به آسیبهای آن هشدار میدهیم. ما بر این باوریم که جریانهای مخالف امام و شریعتی که در اوج مبارزات انقلابی ملت ایران عملاً از صحنه مبارزه دور بوده و بعضاً همسوهایی نیز با رژیم شاه داشتهاند، اینک با ادعای اسلامگرایی و با اتکا به اهرمهای قدرت، حضور و نفوذ در دانشگاهها و مراکز علمی را وجهه همت خود قرار دادهاند و با تمسک به شیوههای افراطی میخواهند هم مخالفان خود را حذف کنند، هم به تعداد هم مسلکان خود در نظام دانشگاهی بیافزایند و به زعم خویش فرایند تربیت نیروی علمی کشور را به انحصار بینشهای خود درآورند. ما هشدار میدهیم که این حرکت عملاً در خدمت رشد جریانهای دین گریز و مکتبهای لیبرالیستی است که ایدههای ظاهراً آزاداندیشانه آنها جذابیت بیشتری از اینگونه اسلامگراییهای تحمیلی و متحجرانه دارد. خطر این امر به ویژه هنگامی بهتر احساس میشود که به فرایند باز تولید گفتمانهای رقیب یعنی گفتمانهای سوسیالیستی و نیز نئولیبرالیسم توجه داشته باشیم که نظریهپردازان آن با درسآموزی از تجارب تاریخی و تکاپوی نظری، قرائتهای جذابتر و کارآمدتری از مکتبهای خود عرضه میکنند.
4- دانشگاه به عنوان یک سازمان و نهاد علمی که در برگیرنده مجموعهای از فرهیختگان کشور است برای اعمال نظام مدیریت دموکراتیک و عقلانی نسبت به دیگر مراکز در اولویت قرا دارد. تحقق این ضرورت که علیرغم تاخیرهای زیاد سرانجام در اواخر مدیریت قبلی نظام آموزش عالی آغاز شده بود، متاسفانه با لغو آییننامه مربوط مواجه شده است و انتصاب مدیران بعضاً غیر مقبول در پارهای دانشکدهها و مراکز دانشگاهی، زمینه ناکارآمدی و تنشهای مدیریتی را به وجود آورده است.
ما عدول از اصل معقول مقبولیت به عنوان شرط مدیریت کارآمد را در شرایط کنونی جز در پناه ایده پیوند قدرت – مدیریت و تمایل به استفاده از مدیریت آمرانه برای اعمال سلائق ویژه نمییابیم و اینگونه مدیریتها را آفت نظام دانشگاهی و عامل انفعال و کاهش انگیزهها از یک سو و گرایش به سمت جریانهای برانداز از سوی دیگر میدانیم.
با عنایت به ملاحظات فوق ما به مجموعه دستاندکاران آموزش عالی کشور که خوشبختانه هنوز هم در میان آنان عناصر صادق، مومن و انقلابی نیز سراغ داریم هشدار میدهیم؛ که اگر صادقانه به توسعه علمی کشور و تعمیق ارزشهای اسلامی – انقلابی میاندیشند، بازنگری در جهتگیری مورد اشاره اجتنابناپذیر است وگرنه خواسته یا ناخواسته، مسوولیت واکنشهای خطر خیز و اسلام گریزانه به عهده شما خواهد بود.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها نیز حسب احساس مسئولیت و تعهدی که نسبت به سرنوشت جامعه علمی کشور و ارزشهای والای اسلامی در خود احساس میکند ضمن تداوم هشدارها و انتقادهای منصفانه، تمایل و تعهد خود را برای همکاری در رفع نارساییهای فوق اعلام میدارد.»