ابراهیم متقی/ عضو هیات علمی دانشگاه تهران
کشورهای صنعتی جهان، بیانیه خود را در مورد مواضع هستهای ایران در شرایطی منتشر نمودند که مذاکرات دوجانبه و چندجانبه مقامات ایرانی در مورد فعالیتهای هستهای ادامه دارد. اگر در نگرش سنتی روابط بینالملل، استراتژی ادامه دیپلماسی محسوب میشود در نگرش پستمدرن روابط بینالملل، جلوههایی از استراتژی و دیپلماسی به گونهای درهم تنیده وجود دارد. نمیتوان بین دیپلماسی و استراتژی تمایز قایل شد و یا اینکه جنگ و سیاست را در مدار عمودی قرار داد. جنگ و سیاست در هم آمیخته شدهاند. در شرایطی که بازی دیپلماسی تداوم مییابد، میتوان نشانههایی از تهدید و جدال در حوزه استراتژی را نیز مشاهده نمود.
بیانیه مشترک سران گروه هشت را میتوان انعکاس توافق عمومی کشورهای صنعتی جهان برای محدودسازی قابلیت صنعتی و استراتژیک ایران دانست. آنان بیانیه خود را با عنوان «منعاشاعه» منتشر نمودهاند. در این بیانیه اعلام داشتهاند که نسبت به مواضع ایران نگران بوده و از سوی دیگر، تهدید نمودهاند که اگر در مواضع هستهای ایران تغییری ایجاد نشود، فشارهای جدیدی را از طریق شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران اعمال خواهند کرد.
آنان از بیانیه 6ژوئن 2006 و همچنین 12 جولای که در پاریس منتشر گردید، حمایت به عمل آوردند. در بیانیههای یاد شده از ایران خواسته بودند که فعالیتهای هستهای خود را متوقف نماید. آنان براساس اقدام اولیه ایران، سایر فرآیندهای همکاریجویانه را مورد پیشبینی قرار دادند. آنچه به عنوان بسته پیشنهادی در ژوئن 2006 ارائه گردید، بار دیگر در اجلاسیه سران 8 کشور صنعتی مورد تاکید قرار گرفته است.
در بیانیه منتشر شده، نسبت به تاخیر ایران در اتخاذ مواضع رسمی اظهار نگرانی شده و از سوی دیگر جلوههایی از مشارکت ایران با آژانس براساس پروتکل الحاقی مورد توجه قرار گرفته است.
در حالی که ایران صرفاً پذیرش چارچوب عمومی پروتکل الحاقی مبادرت نموده و تصویب آن منوط به موافقت مجلس و همچنین اقدامات اصلاحی از سوی کشورهای اروپایی میباشد در چنین شرایطی، معادله همکاری ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نسبت به گذشته پیچیدهتر شده است.
شواهد نشان میدهد که ایران از «سیاست تاخیری» در ارتباط با پرونده هستهای استفاده میکند. این امر مخاطرات پیشبینی نشدهای را برای امنیت ملی ایران به وجود میآورد. ضرورتهای دیپلماتیک ایجاب میکند که ابتکار عمل در بازی هستهای ایران با کشورهای 1+5 از دست بازیگران بینالمللی خارج شود. در تمامی مذاکرات دیپلماتیک، کشورهای موثر در سیاست بینالمللی تلاش دارند تا تعلیق فعالیتهای هستهای ایران را به عنوان اولین گام در ارتقای همکاریهای چندجانبه معرفی نمایند. این امر به عنوان جلوههایی از پیش شرط تلقی میشود؛
در حالی که موضوعات امنیتی نمیتواند براساس پیش شرط یکجانبه قدرتهای بزرگ طراحی شود. فعالیتهای هستهای ایران به عنوان نشانهای از منافع جانبی و اصلی است. به همین دلیل است که مقامات عالیه حکومت نسبت به چنین فرآیندی حساسیت داشته و از سوی دیگر، هرگونه انعطافپذیری را منوط به اقدامات متقابل از سوی کشورهای قدرتمند جهان میدانند.
بسته پیشنهادی اتحادیه اروپا همانند بسیاری از پیشنهادات گذشته، حقوق عمومی ایران را نادیده انگاشته و از سوی دیگر، از الگوهای مبتنی بر تهدید و محدودسازی استراتژیک استفاده نموده است. بهرهگیری از چنین الگوهایی، به حل موضوع هستهای ایران منجر نخواهد شد. کشورهای تشکیلدهنده هیات مدیره نظام جهانی نمیتوانند صرفاً از طریق بیانیههای تهدیدآمیز، ایران را وادار به پذیرش الزامات یکجانبه نمایند.
به همان گونهای که دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران نیز نمیتواند از طریق دیپلماسی تاخیری، حقوق ملی کشور را تامین نماید. در مفاد بسته پیشنهادی، جلوههایی از همکاریهای کمشدت پیشبینی شده است. مراحل همکاری نیز مورد توجه قرار گرفته است. هماکنون این سوال مطرح میشود که چرا بعد از گذشت 33 روز از انتشار بسته پیشنهادی، مواضع ایران در این ارتباط اعلام نشده است؟
طبعاً جمهوری اسلامی ایران نیز دارای اولویتهای خاصی در مورد فعالیتهای هستهای و همچنین سایر شاخصهای همکاری با نظام بینالمللی میباشد. ما نسبت به سیاستهای تبعیضآمیز جهان غرب در حوزه اقتصادی و استراتژیک معترض میباشیم. کشورهای جنبش عدم تعهد بر ضرورت تامین حقوق هستهای ایران تاکید داشتهاند. بسیاری از کشورهای نظام بینالملل نیز نسبت به هژمونیکگرایی آمریکا نگران است.
صرفاً از طریق «مقاومت فعالانه» میتوان در برابر تهدیدات جهان غرب ایستاد. این امر به مفهوم آن است که مقاومت استراتژیک از طریق تحرک دیپلماتیک حاصل میشود. چگونه کشورهای صنعتی در شرایطی که محدودیتهای گستردهای علیه ایران اعمال کردهاند، انتظار واکنش همکاریجویانه از سوی ایران را خواهند داشت؟ موضوع هستهای ایران به هیچ وجه نمیتواند براساس ماده 41 از فصل هفتم منشور ملل متحد مورد ارزیابی قرار گیرد. تاکنون هیچگونه اقدامی از سوی شورای امنیت در ارتباط با کشورهایی که همکاری همهجانبهای با آژانس انجام دادهاند، صورت نگرفته است.
بنابراین دیپلماسی هستهای ادامه خواهد یافت. عدم تحرک دیپلماتیک ایران، زمینه لازم برای فشارهای بینالمللی را فراهم میآورد. در این شرایط به جای اتخاذ سیاست اعلامی در بازی دیپلماتیک لازم است تا جمهوری اسلامی ایران «دستور کار جدید بازی هستهای» را تنظیم نماید. ایران نمیتواند فضای موجود را نادیده گیرد. در این شرایط لازم است تا اولویتهای ایران مطرح گردیده و بازی دیپلماتیک در ارتباط با چگونگی تامین اولویت تمامی بازیگران تداوم یابد.