تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۱  ، 
کد خبر : ۱۳۹۷۱۳
نخشب طالقانی

قصه ناتمام چپ دینی


مرتضی کاظمیان
شهریور، مثل همه ماه‌های دیگر است، متبرک است به نام آزادگان و ظلم‌ستیزانی که رشد و آبادی و آزادی را در مام میهن، با تمام وجود پی گرفتند؛ و چه بسیار که بی‌هیاهو، گمنام جان باختند. از شهدای مظلوم و به یادماندنی 17 شهریور در میدان ژاله تا «صمد» که می‌گفت: «مرگ خیلی آسان می‌تواند الان به سراغ من بیاید اما من تا می‌توانم زندگی کنم، نباید به پیشواز مرگ بروم؛ البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبه‌رو شدم – که می‌شوم- مهم نیست؛ مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد». صمد بهرنگی نهم شهریورماه، به تاریخ ایران پیوست... و نیز تا مصطفی شعاعیان، نمادی از چپ مستقل و دموکرات این مرز پرگهر و تابلویی از یک «روشنفکر» که به تعبیر شریعتی مهم‌ترین شاخصه‌اش، داشتن «بینش انتقادی» است و بس. او هم از جمله جان‌باختگان شهریور (در 16 شهریور 54) بود.
اما شهریورماه در گذشت دو چهره برجسته چپ دینی در ایران نیز هست: ‌محمد نخشب در 18 شهریور 1355 و سیدمحمود طالقانی در 19 شهریور 1358. نخشب و طالقانی، نمادهای برجسته‌ای از مسلمانان نواندیش و نوگرا بودند که همزمان با عدالت، دغدغه آزادی داشتند. عدالت اجتماعی در کنار حکومت مردم (دموکراسی) و این هر دو در سایه و کنار اخلاق و ارزش‌های توحیدی، مضمون مشترک مجاهدت‌ها و روشنگری‌های نخشب و طالقانی بود.
میان تاکیدات طالقانی بر «قسط» و این توجهات دقیق او که: «اگر ما به قسط اسلام معتقدیم، اگر به رهبری قرآن و اسلام معتقدیم، ‌در نظام عادلانه باید از پایین به بالا الهام بشود و نظام اجتماعی را باید توده مردم انتخاب کند؛ اگر مردم همه حق رأی و حق نظر داشته باشند، این هرم (نظام اجتماعی) قابل بقا است وگرنه آسیب‌پذیر است... و این با تنگ‌نظری جور درنمی‌آید، اسلامی که از متن قرآن و سنت پیامبر سرچشمه گرفته است، آزادی را محدود نمی‌کند. هر جمعیتی که بخواهد آزادی مردم را در انتقاد و بحث محدود بکند، اسلام را نشناخته است؛ هر جمعیتی که نخواهد استثمار و استعمار و استبداد ریشه‌کن بشود، اسلام را نشناخته است»؛ با اندیشه‌ها و دیدگاه‌های نخشب، مشابهت‌ها کم نیست. نخشب، ایدئولوگ نهضت خداپرستان سوسیالیست هم تاکید می‌کرد که دموکراسی بدون سوسیالیسم و سوسیالیسم بدون دموکراسی و این هر دو بدون ارزش‌های انسانی و اخلاقی، ناقص و ناتمام‌اند. به عقیده نخشب لازمه استقرار دموکراسی، وجود عدالت اجتماعی است و بالعکس و این دو برای تحقق، نیازمند تکیه بر طرز فکر خداپرستی و فضایل اخلاقی هستند.
دهه‌هاست که اندیشمندان عدالت‌جو و آزادیخواهان وطن‌دوست، در انتقاد از وضع اجتماعی و گستردگی فقر و اختلاف طبقاتی و فقدان آزادی بیان و عقیده و مطبوعات، می‌کوشند و این دغدغه‌ها همچنان به جاست...
در گزارش اخیر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، در مورد توزیع فرصت‌های شغلی در نواحی مختلف کشور، نرخ بیکاری 20 درصدی در برخی از استان‌های کشور، ‌مورد اشاره قرار گرفته است. سیستان و بلوچستان، لرستان و کردستان، بدترین شاخص‌های کار را به خود اختصاص داده‌اند. آمار و گزارش‌های مربوط به نرخ فقر و میزان جمعیتی که زیر خط فقر قرار دارند، نه فقط تاسف‌بار که برای کشوری با درآمد چند 10 میلیارد دلاری نفت، شرم‌آور می‌نماید. تردید نکنیم که بدون حضور آزاد و امن و منتقدانه کارشناسان و صاحبنظران و در فضای تهدید مطبوعات و ایجاد محدودیت و ناامنی برای دگراندیشان، خروج کشور از بحران‌های اقتصادی - اجتماعی موجود، بیش از پیش دشوار خواهد شد.
آنهایی که خود را در مورد بیکاری و فقر و اختلاف طبقاتی، صاحب دغدغه معرفی و تبلیغ می‌نمایند، نمی‌توانند به آزادی و لوازم آن بی‌توجه باشند. و بهتر است به ملاحظات و تامل‌های اندیشمندان چپ (عدالتخواه) در ایران، نیم‌نگاهی بیفکنند؛ نخشب و طالقانی تنها 2چهره از طیف گسترده جریان سوسیال‌دموکرات دین‌مدار در ایران محسوب می شوند که عدالت را با آزادی و تنها با آزادی – ممکن می‌دانستند. طالقانی تصریح می‌نمود که:‌ «دعوت اسلام، دعوت به رحمت و آزادی است.»
استبدادستیزی و آزادی‌خواهی طالقانی و نخشب که با عدالت‌جویی و استثمارستیزی همراه می‌شود و باور آنان به اینکه رسالت انبیاء رهایی انسان‌ها از بردگی و جهل است، جوهر اندیشه و عمل اجتماعی چپ دینی دموکرات در ایران بوده است.
پس تا آن هنگام که در این سرزمین، اختلاف طبقاتی و فقر و بی‌عدالتی هست و تا آزادی بیان و عقیده تامین نشده است و تا خرافات و سوءاستفاده از باورهای دینی وجود دارد و زیر پوشش ارزش‌های دینی، از قدرت و ثروت، کامیابی می‌شود، چپ دموکرات دینی در ایران، ضرورتی غیرقابل اجتناب است. قصه عدالت‌جویان آزادیخواه دین‌مدار در ایران، آن‌چنان که آمار و گزارش‌های ناگوار موجود از فقر و بیکاری و اختلاف طبقاتی در ایران نشان می‌دهد و آن‌گونه که آزادی و دموکراسی، نفی و طرد و لعن می‌شود و تهدید، در جامعه گره خورده با دین و باورهای مذهبی ادامه خواهد داشت؛ از این منظر، ‌چپ دموکراتیک دین‌مدار در ایران، نقشی ویژه و متمایز، در تحولات سیاسی – اجتماعی آتی ایران، ایفا خواهد نمود؛ این قصه هنوز ناتمام است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات