بهیار سلیمانی/ نماینده مجلس ششم
یکی از علل و انگیزههای اصلی جنگهای بشری در طول تاریخ انگیزه اقتصادی بوده است و در قرن گذشته نیز جامعه بشری دو جنگ ویرانگر جهانی را بر همین سیاق تجربه کرده در پی اتمام جنگها و مشخص شدن عوامل اصلی نبردها حوزه جدیدی از قدرت تعریف شد و مناطق خاصی در عالم به منظور تامین منافع اقتصادی معین گردید.
منطقه استراتژیک خاورمیانه به دلیل دارا بودن بخش عظیمی از ذخایر نفت و گاز باید سهم بیشتری را از هزینههای دولتهای مقتدر و ملل مرفه را تامین نماید اصولاً در یک چشمانداز تاریخی برخی از صاحبنظران پیدایش اسرائیل به عنوان یک نقطه ناهمگون در قلب ملتهای مسلمان را به عنوان عامل بحران در منطقه محسوب مینمایند و با همین عامل ناهمگون پیوسته جنگهایی را طراحی و راهاندازی مینمایند تا آن بخش از اندوختههای ملل مسلمان که گاه در قالب بورسهای منطقهای و گاه تحت عنوان صندوقهای ذخیره ارزی فراهم شده است به آن سوی آبها برگردانده شود. پس از حادثه 11 سپتامبر و فرار ثروتها به این سوی عالم بایستی عواملی ایجاد شود که ثروتها به آن قلمرو باز گردد. حمله آمریکا به افغانستان و عراق و ناامنیهای موجود میتواند بخشی از این سناریو باشد که ادامه دارد.
حمله امروز اسرائیل به لبنان و فلسطین نیز از این زاویه قابل تامل است. علاقه سرمایهداران عرب و مسلمان به سرمایهگذاری در کشورهای مسلمان خاورمیانه و به خصوص ایران نیازمند آرامش و ثبات و چشمانداز روشنی است که در پرتو سیاستهای درازمدتی نظیر برنامههای پنج ساله اقتصادی و چشمانداز بیستساله و سیاست کلی اصل چهلوچهارم قانون اساسی و تصویب قانون سرمایهگذاری خارجی و تبدیل ایران به کشوری که نماد گفتوگوی تمدنها در سازمان مللمتحد گردید نقطه امیدی برای مسلمین شد.
به هرحال دولتهای مقتدر که اقتدارشان در پرتو استیلا بر منابع مالی ملل در حال توسعه است نیز برنامهریزی کردهاند دولتهایی که مدتهاست نساجی و صنعت سنگین را برنمیتابند و اقتصادشان بر پایه خدمات مالی و بانکی اداره میشود حتی شرکای شرقی خود را نیز متقاعد کردهاند که در این یورش اقتصادی سهم آنان را نیز لحاظ خواهند نمود و لذا غائلهآفرینی در خاورمیانه ثروتمند مورد حمایت همه آنان است یکی با حمله و دیگری با سکوت و آن یکی با توصیه به عدم استفاده از سلاحهای فروخته شده به این بازی جنگی پرداختهاند تا صرفه اقتصادی حاصل شود و با آن ملتهای خود را راضی نگهدارند و بر ادامه حکومت خویش مبادرت ورزند و در تضعیف اقتصاد ما از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند.
امروز خط لوله باکو - جیهان را عملی کردهاند که قبلاً ما تصور میکردیم آنان نمیتوانند و فردا نیز به اعتقاد خودشان قطر در همسایگی ما را به بزرگترین تولیدکننده فرآوردههای گازی از حوزه مشترک ما مبدل خواهند نمود و ما را از ایجاد پیوندهای مشترک اقتصادی با دولتهای عالم محروم میسازند.
امروز کشور امارات در همسایگی ما نماد پیوند مشترک اقتصادی دنیاست که همه در آن سرمایه دارند و از خطرات مصون است و چین در کمی دورتر از همسایه شرقی ما به بزرگترین کشور جذب سرمایه خارجی تبدیل شده است و کسی دیگر قادر نیست جلوی رشد اقتصادی آن را به این سادگیها بگیرد.
اما ما در این مدت در جذب سرمایه خارجی موفق نبودهایم و پیوند مشترک اقتصادی نداریم تا در تعریف جدید دنیا جایگاهی برای خود فراهم کرده باشیم و هر چند در دهه اخیر قدمهای اولیه را برداشتیم و زمینه خوبی برای آن فراهم کردیم اما با توجه به اینکه دولت جدید معتقد است که تحول جدیدی صورت گرفته است عملکرد مجموعه نظام همان سیاق قبلی است اما این شعارهای بدون عمل ما را دچار مشکل نموده است.
اما نکته حائز اهمیت این است که در تصمیمگیریهای کلان نیاز به تدبیر همهجانبه و بهرهگیری از خرد خردورزان در عرصه سیاست، اقتصاد، حقوق و روابط بینالملل دارد.
معمولاً سقوط بورسها در دنیا بوی باروت میدهد مدتی پیش پس از سقوط ارزش سهام در بورس ایران و سرایت آن به بورس منطقه و به خصوص عربستان در گزارشی توسط شبکه ماهوارهای الجزیره اعلام شد، کارشناسان معتقدند که علت سقوط سهام در بورسها از اتفاقاتی خاص و قریبالوقوع در خاورمیانه حکایت دارد و نظر به اطلاعاتی که صاحبان سرمایه از این امور دارند و سعی در جابهجایی سرمایههای خود کردهاند متاسفانه این سقوط سهام در سایر نقاط جهان نیز رو به گسترش است و زنگ خطر به صدا درآمده است و با نگاهی به نمودار شاخصهای بورس در گذشته بهویژه در مقطع جنگ عراق و کویت این موضوع، قابل تامل جدی است.
با توجه به جمیع جهات در این شرایط حساس با تکیه بر خرد و تدبیر بایستی چارهاندیشی شود که در دامهای گسترده شده در فراروی ملتهای خاورمیانه نیفتیم و بتوانیم کشور را از چالشهای پیشرو نجات دهیم.