مصطفی ایزدی
پس از یک جنگ خونین و سخت که بر لبنان و فرزندان مقاوم آن سرزمین توسط اسرائیلیها تحمیل شد، برعکس آنچه که غربیها تصور میکردند، کار بر متجاوزین به کشور بیدفاع لبنان دشوار شد. شورای امنیت سازمان ملل با یک تعلل یکماهه، قطعنامه 1701 را تصویب کرد که با پذیرش آن توسط طرفین مخاصمه فصل جدیدی در منطقه همیشه ملتهب خاورمیانه گشوده میشود.
اگرچه صهیونیستهای متجاوز به کرّات عهدشکنی خود را نشان داده و به مصوبات مجامع بینالمللی بیاعتنایی کردهاند اما این بار ضربهای را که به ازای دستدرازی به لبنان برای برچیدن پایگاههای مقاومت اسلامی و نیروهای حزبالله خوردند، آنها را تاحدی ادب کرده است تا به آتشبس و سایر بندهای قطعنامه اخیر تن دهند.
اگر تجاوز خونین اسرائیل به سرزمین لبنان به بهانه نجات دو نظامی اسیر در دست حزبالله بود، در این یک ماه نه تنها نتوانست آن دو را نجات دهد بلکه تعداد قابل توجهی از نیروهای نظامی خود را در این جنگ از دست داد.
اگر اسرائیل به قصد تضعیف و نابودی حزبالله و مقاومت ضدصهیونیستی جوانان لبنان، چنین آتشبازی سهمگینی را آغاز کرد، نه تنها به هدف خود نرسید که قدرت و اعتبار حزبالله در میان مسلمانان و آزادیخواهان جهان بسیار بالا رفت، به گونهای که در بند 1 قطعنامه 1701 شورای امنیت از حزبالله به عنوان یک نیروی مقتدر و تعیینکننده در امنیت و صلح جهانی خواسته شده آتشبس را به اتفاق اسرائیل بپذیرد. واقعیت این است که اعضای شورای امنیت سازمان ملل، کشورهایی نیستند که حزبالله را بر اسرائیل ترجیح دهند. حتی اکثر آنها بسیار علاقهمند و مشتاقند که پدیده و واقعیتی به نام «حزبالله» در جنوب لبنان وجود نداشته باشد اما چه کنند که با یک نیروی سلحشور، شکستناپذیر و مدافع واقعی لبنان روبهرو هستند و به نظر میرسد که تاخیر غربیها در صدور قطعنامه به این دلیل است که فکر نمیکردند روزی فرا برسد که شورای امنیت از نیرویی بهنام «حزبالله» و روحانی میانسالی به نام «نصرالله» بخواهد که باش! اما آتشبس را بپذیرد.
علی القاعده اعضای شورای امنیت میدانند که با یک قطعنامه و دو قطعنامه نمیتوان حزبالله را که سابق بر این قطعنامههای مکرر تحت عنوان «شبهنظامیان» از آنها یاد میشده، خلع سلاح نمود، همچنان که قطعنامه شماره 1559 شورای امنیت سازمان ملل نتوانست چنین خواسته ناحقی را بر دولتمردان لبنان تحمیل نماید.
از طرفی اسرائیل مجبور است که تصرفات خود را در خاک لبنان بر اساس بند 2 قطعنامه جدید ترک کند و زمینهای لبنان را به صاحبان اصلیاش تحویل نماید زیرا در گذشته اگر اسرائیل با درخواست مجامع بینالمللی از جمله شورای امنیت، سرزمینهای غصب شده را پس نمیداد، با فشار مقاومت اسلامی و جوانان لبنان مجبور به ترک مناطق مورد تجاوز میشد. لذا تا حزبالله سلاح در دست دارد، تخلیه نیروهای صهیونیسم از سرزمینهای لبنان قابل حصول است و احتمالا اسرائیلیها گذشته نهچندان دور را فراموش نکردهاند بهویژه اینکه شرایط و قدرت حزبالله چه از نظر اعتبار مردمی گسترده و چه از نظر پختگی در میدان جنگ با گذشتهها تفاوت بسیار دارد و این تفاوتها چیزی نیست که از سوی اسرائیل و همپیمانان او در شورای امنیت و در کشورهای حامی اسرائیل نادیده گرفته شود.
بعضی از روزنامهنگاران و چهرههای سیاسی ایران، موضعگیری کاملا یکطرفه علیه قطعنامه 1701 شورای امنیت دارند و حتی معتقدند که این قطعنامه هدیهای به اسرائیل است، در صورتی که نگاه واقعبینانه به شرایط فعلی جهان و وضع سازمان ملل و شورای امنیت آن همان است که دولت لبنان و حزبالله مورد توجه قرار دادهاند. انتظار اینکه قدرتهای مسلط بر شورای امنیت قطعنامهای در تضاد با منافع اسرائیل به تصویب برسانند انتظار عبث و بیهودهای است مگر اینکه از ترس موشکهای حزبالله ناچار به این کار شوند؛ رخدادی که به صدور قطعنامه 1701 منجر شد.
در یک نمایش تصویری از آوردگاه خونین خاورمیانه، اسرائیل همچون یک عقاب تیزچنگال، در پی محو کامل کبوتر کوچک اما مصمم و بیباکی به نام حزبالله است که گاه و بیگاه آرامش عقاب را بههم میزند و بلندپروازی آن را به سخره میگیرد. برای این کبوتر با تدبیر در مصاف با عقاب وحشی، هر اتفاقی جز «از پا افتادن» پیش آید، پیروزی است. لذا اگر به زعم بعضیها بپنداریم که صهیونیستها از اعضای شورای امنیت و مشخصا از دولتهای آمریکا و انگلیس خواسته باشند که با صدور قطعنامهای اسرائیل را از مخمصه نجات دهند و آن شورا به تصویب قطعنامه 1701 به عنوان هدیه به اسرائیل دست زده باشد، این قطعنامه پرچم پیروزی حزبالله است که برافراشته شده چرا که کبوتر نمایش ما با «حضور خود» در شورای امنیت و در صحنه سیاسی- نظامی منطقه مهم خاورمیانه عقاب مغرور را ناکام گذاشته و این یعنی شکست اسرائیل و پیروزی حزبالله خصوصا اینکه یکی از مقامات اسرائیل برای اولین بار در طول این جنگ، برخلاف شعارهای قبلی اسرائیل، اعلام کرده که حاضر است بر سر دو اسیر اسرائیلی با حزبالله وارد مذاکره شود.
البته بقیه بندهای قطعنامه 1701 هم تکرار حرفهای گذشته است که کی گوش کرد و کی عمل کرد؟
نکته آخر اینکه پیروزی سیاسی حزبالله و مقبولیت روزافزون آن در جهان اسلام شکست طرحهای آمریکا برای خاورمیانه را نیز در پی دارد که اولین تاثیر آن وخیم شدن وضعیت و موقعیت آمریکاییها و انگلیسیها در عراق است.