*آینده قطعنامه 1701 مبنی بر توقف کامل خشونتها از سوی طرفین درگیری را چگونه ازیابی میکنید؟
**وضعیت کنونی پس از پذیرش این قطعنامه از سوی طرفین و حمایتکنندگان دو جبهه مقاومت و ضدمقاومت وارد مرحله نه جنگ، نه صلح میباشد.
این قطعنامه از نظر تحلیلی میتواند مقدمهای بر یک تقابل یا معامله بزرگ باشد.
مسجل است که گرداننده این بحران در پس پرده، ایالات متحده در چارچوب طرح خاورمیانه بزرگ است. بحران اخیر، موج دوم این مقدمه پس از جنگ در عراق و افغانستان است و آمریکا در چارچوب خاورمیانه بزرگ 5 گام دولتسازی، ملتسازی، نخبهسازی، فرهنگسازی و مذهبسازی را دنبال میکند.
در این مرحله دولتسازی در کشورهای هدف مورد نظر آمریکا قرار دارد.
8 کشور عمده موثر در منطقه خاورمیانه بزرگ عبارتند از عربستان سعودی، مصر، اسرائیل، لبنان، اردن، ترکیه، عراق و سوریه که آمریکا در پی دولتسازی در جغرافیای آنها میباشد. در شرایط فعلی شاهد دولتسازی در عراق و لبنان در چارچوب قطعنامه 1701 با تاکید بر تمامیت ارضی لبنان و حاکمیت دولت بر تمام مرزها در ادامه قطعنامه 1559 هستیم که با استناد به تمام قطعنامههای قبلی صورت گرفته است. لذا بحران اخیر از منظر آمریکا گامی قابل توجه در خاورمیانه بزرگ است. بر این باورم که این رویکرد نیز متوجه دولت اسرائیل نیز خواهد بود. اسرائیل حرمسرای قدرت آمریکاست، به گونهای که بسیاری از کاندیداهای ورود به کاخ سفید باید از سوی آن حمایت شوند. به نظر میرسد در قرن 21 پس از مستندسازی موجودیتی به نام اسرائیل در خاورمیانه توسط آمریکا و انگلیس قدرتمندان موجود در آمریکا برآنند تا به باز تعریف مدیریت این حرمسرا از طریق فهرست آمریکایی مقیم در واشنگتن بپردازند. امروزه آمریکا به دولتسازی با تعریف جدید نیز در اسرائیل میاندیشد، تا نقشه راه پذیرفته شده، تشکیلات خودگردان در غزه در وضعیت تکوینی قرار گرفته و حزبالله نیز با غلیظ شدن وجهه سیاسیاش در فضای لبنان قرار گیرد و جداسازی لبنان و سوریه طبق قطعنامه 1559 نیز تحقق یابد.
*با عنایت به تحلیل کارشناسان سیاسی مبنی بر رعایت احتیاط در تعهدات اسرائیل، آیا احتمال نقض توقف خشونتها از سوی تلآویو قوت نمیگیرد؟
**توقف کامل خشونتها اگرچه مرحله ماقبل آتشبس است، اما خود آتشبس نیست. حتی اگر آتشبس را مفروض بدانیم هیچ تضمین جدی برای آن وجود ندارد، مگر توازن قدرت هر یک از طرفین حفظ شود یعنی اگر یکی از طرفین احساس قدرت بیشتری کند، امکان تهاجم به طرف مقابل وجود دارد.
پرسش اینجاست چرا با وجود این که اسرائیل قصد برقراری آتشبس در ابتدای بحران را داشت، آمریکا بر ادامه منازعات پای میفشرد، آیا نباید این توازن قدرت در آستانه تحولات منطقهای از سوی اسرائیل نیز پذیرفته میشد.
*پس از توقف خشونتها، برقراری آتشبس نیازمند چه سازوکارهایی است؟
**طرح دائمی نیازمند یک طرح جامع خاورمیانه است که کشورهای مستقلی همچون ایران باید به طرف ارائه چنین طرحی حرکت کنند. طرح دائمی صلح خاورمیانه جز با خلع سلاح هستهای اسرائیل، کنترل این رژیم در مرزهای تعریف شده و قابل قبول فلسطینیها و نیز سرزمین اشغالی سال 1967 و کنترل خشونت صهیونیستی میسر خواهد بود.