پاتریشیا وایتسمن/ نیویورک تایمز
رئیس ستادمشترک ارتش آمریکا میگوید این کشور از زمان خاتمه جنگ سرد در چندین عملیات چندملیتی در سطح جهان شرکت داشته است که نسبت به شرایط یک قرن گذشته، تغییر قابل توجهی در سیاستهای آمریکا به شمار میآید. آمریکا عملاً برای معنی دادن به «جنگ» و مداخله نظامی، به متحدان و شرکای خود امید بسته است.
اما به طور منطقی، به نظر میرسد بهتر است هر کشوری در کنار «دوستانش» وارد جنگ بشود و «به تنهایی» چنین ریسکی را تحمل نکند، اما چنین فرضیهای برای آمریکا کاملاً نادرست از آب درآمده است.
دو تجربه اخیر آمریکا نشان داد که اگر جنگ و مداخله نظامی به بهانههای غیرواقعی آغاز شود، جمع و جور کردن و حفظ ائتلاف نیروهای درگیر در جنگ، بسیار پرهزینهتر و کماثرتر از حضور نیروی نظامی «یک» کشور در آن خواهد بود. واقعیت آن است که آغاز کردن جنگ به صورت ائتلافی، به درجه زیادی از برنامهریزی مشترکی، مشاوره و همکاری نیاز دارد.
پیشفرضی که در این راستا وجود دارد، این است که آمریکا ترجیح میدهد در برابر از دست دادن خودمختاری و تصمیمگیری مطلق خود در مداخلات نظامی، شرکای دیگری را به این راه بکشاند و نیروی ائتلافی تشکیل دهد تا تعداد نیروی بیشتری در منطقه حاضر شود و بار مسئولیت این جنگ میان آنها تقسیم شود.
اما آیا آمریکا واقعاً با توسل به همین دلایل، نیروهای ائتلافی را برای به راه انداختن جنگ به همراهی با خود طلبیده است؟
شکی نیست که آمریکا از حضور شرکای خود برای ایجاد مشروعیت و درست جلوه دادن سیاست خارجی خود استفاده میکند، اما این همکاری و شراکت، هزینه زیادی نیز دربردارد. به درخواست جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، کنگره این کشور یک صندوق همیاری با نیروهای ائتلافی را تشکیل داد که با هزینهای بالغ بر 200 میلیون دلار شکل گرفت. هدف از راهاندازی آن، حمایت از شرکای ائتلافی آمریکا در افغانستان و عراق اعلام شد و بر اساس آن، مثلاً استونی 5/2 میلیون دلار در چارچوب این صندوق دریافت کرد تا حمایت از نیروهای خود در عراق و افغانستان را مورد توجه قرار دهد و این درحالی است که تعداد نیروهای نظامی استونی در عراق تنها 40 نفر و در افغانستان نیز 80 نفر است. از سوی دیگر، آلبانی نیز که 120 نیرو در عراق و 35 نیرو در افغانستان دارد، شش میلیون دلار در چارچوب برنامه کنگره دریافت کرده و وضعیت جمهوری چک با 100 نیرو در عراق و 60 نیرو در افغانستان نیز نسبتاً مشابه همین کشور است.
از سوی دیگر، سال گذشته آمریکا تامین هزینه انتقال 2400 نیروی نظامی لهستان به عراق را به عهده گرفت و برای ساخت اردوگاه و نیز تجهیز این نیروها نیز هزینه زیادی صرف کرد. لهستان در عین حال در چارچوب صندوق همیاری با نیروهای ائتلافی 57 میلیون دلار از کنگره آمریکا دریافت کرده، اما حتی این مساله نیز باعث نشده که لهستان از تلاش برای کاهش شمار نیروهایش در عراق منصرف شود. براساس گزارشهای موجود، لهستان در حال حاضر 50 نفر به نیروهای صدنفره خود در افغانستان افزوده اما قصد دارد تمام نیروهای نظامی خود را از عراق خارج کند. به همین ترتیب، مشارکت مغولستان در اعزام 180نیروی نظامی به عراق و افغانستان باعث شد که این کشور خود را در موقعیت چانهزنی بهتری برای عقد قرارداد تجارت آزاد با آمریکا ببیند.
علاوه بر 130 هزار نیروی آمریکایی و 7500 نیروی انگلیسی که اکنون در عراق حاضر هستند حدود 12هزار نیروی ائتلافی نیز در این کشور حضور دارند و به نظر میرسد جورج بوش توانسته است سربازان کشورهای دیگر را به راه تامین اهداف خود در عرصه سیاست خارجی بکشاند، اما واقعیت این است که هزینهای که برای راضی نگاه داشتن این «دوستان» بر آمریکا تحمیل شده، چندان لزوم به کار گرفتن آنها را نشان نمیدهد و اکنون منتقدان سیاستهای آمریکا چنین اظهار نظر میکنند که دلیلی ندارد آمریکا برای «خریدن دوستی و اتحاد» تا این حد هزینه کند.
این مساله به خصوص در عراق کاملاً نمایان شده است، زیرا حضور نیروهای ائتلافی نتوانسته کمک شایانی به آمریکا و انگلیس کند. منابعی که در اختیار نیروهای ائتلافی قرار گرفته، عملاً به کسب مشروعیت برای اقدامات آمریکا در عراق نیز منجر نشده است، بهطوری که براساس نظرسنجیهای اخیر، تعداد افرادی که سیاستهای آمریکا را در جهتی غیر از تامین منافع خود در سطح جهان ارزیابی کردهاند، زیاد نیست. در جامعه بینالمللی، همگان آمریکا را به عنوان کشور یکجانبهگرایی میشناسند که دیگر کشورها را نیز بر سر سفره همیاری برای تامین منافع خود مینشاند. به محض آنکه آمریکا و شرکای ائتلافیاش از عراق خارج شوند فرصت خوبی فراهم خواهد شد تا همکاری آمریکا و متحدانش در امور مرتبط با مداخله نظامی مورد بررسی قرار گیرد و هزینهها و نتایج آن آشکار شود.
در عین آنکه میتوان شرایط خاصی را برای همکاری آمریکا و گروههای ائتلافی در مداخلات نظامی مختلف در سطح جهان تعیین کرد، میتوان انتظار داشت که کنگره آمریکا راهی برای نظارت دقیق و ایجاد محدودیت در خصوص تعداد نیروهای ائتلافی و هزینههای آن پیدا کند و قوانینی در این خصوص وضع شود. بر این اساس، میتوان انتظار داشت کشورهایی که مشارکت بسیار کوچکی در این عملیاتها دارند، از دریافت یارانههای کنگره محروم شوند. آمریکا عملاً میتواند با این اقدام، استانداردهایی را برای کمک گرفتن از نیروهای ائتلافی وضع کند و مانع از افزایش سرسامآور هزینههای آن شود. دوستی خوب است، اما نه به هر هزینهای.