تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۳  ، 
کد خبر : ۱۳۹۷۳۱

فایده‌گرا، نه حیثیتی


مسعود بهنود / روزنامه‌نگار
نوشته‌اند ژرژ مک‌گی معاون وزارت خارجه آمریکا در دروان ترومن از آن جمله آمریکایی‌های ساده‌دل و از نسل اول مهاجران بود که هر‌چه روزگار بر ایالات متحده گذشت حضورشان در دستگاه تصمیم‌گیری آمریکا کم و کمتر شد.
او همان کسی است که زمانی که دشمنی حسین مکی با نهضت ملی فاش شده بود و از جانب مردم لقب سرباز خطاکار وطن گرفته بود، دکتر مصدق در مجلس گفت آنها مک‌گی دارند و ما هم مکی داریم. در همه منابع آمده و از نوشته‌های سال‌های پیری مک‌گی هم به پیداست که دل با نهضت‌های آزادیبخش داشت.
این شخص در روز پایان سفر دکترمصدق به نیویورک تقاضای ملاقاتی خصوصی با نخست‌وزیر ایران کرد و در آن دیدار که اصرار داشت کس دیگری در آن حاضر نباشد، به دکتر باز گفت که دیگر بیش از این نمی‌توان طناب را کشید پاره می‌شود. او توصیه کرد که ایران یکی از آخرین پیشنهادها مثلاً پیشنهاد بانک صنعت و معدن آمریکا را بپذیرد و مانع از دسیسه‌های دولت بریتانیا شود و در فرصت لازم دبه دربیاورد. حالا که به تاریخ نگاه می‌کنیم پیشنهاد او می‌توانست به نفع ملت ایران تمام شود.
اگر ماجرای نفت به تفاهمی نسبی می‌رسید، در نتیجه کودتایی رخ نمی‌داد و مقدمه برای دیکتاتوری 25 ساله فراهم نمی‌آورد و... از دید فایده‌گرا می‌توانست به نفع ایرانیان باشد. اما در عالم واقع بنا به روایت دکترمصدق بعد از بوسیدن روی مک‌گی و تشکر از وی و خیرخواهی او گفته بود مدت‌هاست که نهضت در بن‌بست است چون که وضعیت در تهران به گونه‌ای است که کسی از من جز «نه» نمی‌پذیرد.
با درز کردن آن دیدار به و خواست بریتانیا‌یی‌ها، هنوز دکترمصدق به تهران نرسیده بود که مک‌گی را از معاونت وزارت خارجه آمریکا برداشتند و به سفارتشان در ترکیه گماشتند.
اما مهم‌تر سرنوشت مردم ایران و نهضت مردمی ملی‌ کردن نفت بود که به همان دلیل که دکترمصدق به مک‌گی گفت به کودتا رسید. اگر تمامی این روایت با جزئیاتش درست باشد می‌توان گفت مثال روشنی است برای مواقعی که دولتمردان با حیثیتی کردن یک بحث فنی دست و بال خود را در دفاع از منافع ملی می‌بندند. حال آن که پشت میز مذاکرات هرطرف که قدرت مانور بیشتری دارد، به موفقیت نزدیک‌تر است و آن طرف که موضعی خشک اختیار می‌کند، در حقیقت یک امتیاز مهم به حریف تعارف کرده است.
سخن سخنگوی وزارت خارجه که از اروپایی‌ها خواسته تا از حیثیتی‌ کردن پرونده هسته‌ای بپرهیزند، سخن خردمندانه ای است و روی دیگر همان بازیی باخت و برد است که از مدت‌ها پیش دبیر شورای عالی امنیت ملی طرفین را از کشاندن ماجرا به آنجا پرهیز می‌‌دهد. اما جای این سوال باقی است که آیا ما پرونده را حیثیتی نکرده‌ایم؟
در عالم واقع نمی‌توانیم هیات مذاکره‌گر را از این بابت نکوهش کنیم و خرده بگیریم اما رسانه‌های هوادار دولت به اندازه کافی برکشاندن پرونده هسته‌ای به بازی سنتی برد و باخت همت گمارده‌اند. تبلیغاتی که لابد برای افتخارآفرینی و گاه هم به قصد خودنمایی و غرورفروشی صورت می‌گیرد اما گاهی مذاکره را که امری فنی است به حیطه بازی حیثیتی «مرگ هست و بازگشت نیست» می‌کشاند. همان بازی منحط صفر و صد.
اروپایی‌ها اگر بخواهند نصیحت سخنگوی وزارت خارجه را به گوش بگیرند کارشان ساده‌تر است چرا که تنوع دیدگاه‌هایی که در رسانه‌ها مطرح می‌شود و افکار عمومی را نشانه می‌دهد چندان است که مانع از حیثیتی‌ شدن ماجرا در میان افکار عمومی اروپایی می‌شود،‌ حتی در ماجرای به مراتب سخت‌تری مانند لشکرکشی به عراق و افغانستان هم دولت‌های اشغالگر اگر فردا صبح اعلام دارند که سپاهیان خود را فرا می‌خوانند کسی از توده آمریکایی و بریتانیایی بر آنها خرده نخواهد گرفت چون همان است که اکثریت می‌خواهند و رسانه‌ها مردم را با بدگویی از جنگ آماده کرده‌اند، چه رسد به پرونده هسته‌ای ایران که به جز چند گروه با نفوذ کسی هوادار کشاندنش به نقطه بی‌بازگشت نیست اما برای کشورهای شرقی که متخصص حیثیتی کردن و به میدان‌های پر نفر تبلیغاتی کشاندن موضوع‌ها هستند، باز برگشتن از راه رفته و حفظ منافع ملی آیا به همین سادگی است؟
به باور من به جز لحظات تند و نگرانی‌آور که در جریان پرونده هسته‌ای ایران گذشت، این فایده بزرگ در آن درج بود که گروه‌های کارشناسی و مذاکره‌گر ما را پخته‌تر کرد، گستراندن راه‌های دسترسی به اطلاعات، شناخت چفت‌وبست‌های تاثیرگذاری در رسانه‌های غرب، خودداری از پیشداوری درباره ناشناخته‌ها، همه نتایجی است که از مذاکره حاصل آمده است که آخرینش همین است که آقای آصفی می‌گوید اما در همین زمان باید متاسف بود که یک نحله خاص بی‌اعتنا به تجربیات به دست‌آمده، بی‌توجه به منافع ملی که گاه از اثر باد زدن احساسات عمومی خدشه‌دار می‌شود، همچنان کارشان هیزم نهادن زیر دیگی است که گاه ممکن است سرریز شدن آن نتایج بلندمدت دردناکی داشته باشد.
با این همه باید امیدوار بود که با میدان دادن به مطرح شدن آرای مختلف و تبادل آسان‌آرا، چنان که آقای آصفی خواسته است، در این سوی میز نیز به تکنوکرات‌های مذاکره‌گر امکان داده شود که بهترین شیوه برای حل بحران و استیفای حقوق ملی را جست‌وجو کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات