تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۲  ، 
کد خبر : ۱۳۹۷۳۴

زنگ خطر


مرتضی کاظمیان
هفته گذشته، لابه‌لای اخبار و گزارش‌های مختلف و از جمله نقد عملکرد دولت احمدی‌نژاد در یک سال اخیر، اظهارنظری مهم و قابل تأمل توسط رسول منتجب‌نیا عنوان شد. حجت‌الاسلام منتجب‌نیا، قائم‌مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی، در انتقاد از فضای سیاسی - امنیتی موجود علیه آزادی مطبوعات،‌گفته بود: «شرایطی که امروز بر مطبوعات حاکم شده از زمان انقلاب تاکنون سابقه نداشته است». وی تاکید کرده بود: «برخوردهایی که با مطبوعات می‌شود و تهدیداتی که به صورت کتبی و شفاهی علیه مطبوعات وجود دارد، مطبوعات و رسانه‌ها را در تنگنا قرار داده است، بر مطبوعات فشار می‌آورند که مطلبی را منتشر نکنند یا دستور می‌دهند که چه بنویسند و چه ننویسند، حتی اجازه نمی‌دهند مطبوعات سوال‌هایی را از برخی مسائل مطرح کنند و تهدید می‌کنند که روزنامه را می‌بندیم.» سخنان صریح و شفاف منتجب‌نیا، به صدا درآوردن یک «زنگ خطر» دیگر است. این اظهارات، نه ارزیابی و نقد یک شهروند معمولی است و نه تحلیل و انتقاد یک فعال سیاسی در حوزه اپوزیسیون. در حالت اول، اظهارنظر منتجب‌نیا می‌توانست «غیرکارشناسانه» تلقی شود و در حالت دوم، برچسب عناد و مخاصمه با نظام و تضعیف آن را بر خود ببیند. اما منتجب‌نیا از یک سو چهره‌ای سیاسی است که به‌ ویژه در این سال‌ها، پایی در مطبوعات داشته است و از سویی دیگر نه تنها پیوندهای عاطفی - ایدئولوژیک او با انقلاب اسلامی، مشهود است که در تمامی این سال‌های سپری شده از عمر جمهوری اسلامی، به‌ گونه‌ای غیرمستقیم و مستقیم، با ساخت قدرت در تماس و نزدیک بوده است. از این رو - و به همین توضیح مختصر اکتفا می‌کنم - نقد او از وضع کنونی آزادی بیان و مطبوعات، بیشتر قابل تامل و توجه می‌گردد. زنگ خطر و هشدار، به صدا درآمده است، آن هم توسط فردی روحانی و از چهره‌های مورد وثوق نظام.
تحدید و تهدید مطبوعات، اصحاب قلم و صاحبان عقیده، پیش از این نیز توسط برخی صاحبنظران و نیز نهادهای حقوقی مستقل در حوزه جامعه مدنی، مورد توجه و انتقاد و اعتراض قرار گرفته بود. به عنوان نمونه انجمن دفاع از آزادی مطبوعات یا کانون مدافعان حقوق بشر، دو سازمان غیردولتی هستند که نسبت به بسط محدودیت‌ها و افزایش فشارها بر مطبوعات و نویسندگان و روزنامه‌نگاران، تأملات و زنهارهای خود را علنی کرده‌اند. از کار ویژه‌ها و ضرورت‌های حضور آزاد و امن مطبوعات، به مثابه رکن چهارم دموکراسی، کم گفته نشده است. نادیده گرفتن نقش مطبوعات به عنوان یک «درمانگر اجتماعی»‌ که البته همزمان با آگاهی‌بخشی و روشنگری در جامعه، به نقد قدرت مستقر می‌پردازند و چشمان ناظر بر اعمال و رفتار و تصمیمات ساخت قدرت - و کارگزاران آن - هستند، در نهایت آثار سوء خود را نه تنها متوجه قدرت مستقر که کل جامعه و منافع ملی خواهد کرد. تردید نکنیم که دشمنان آزادی مطبوعات و مخالفان آزادی عقیده و بیان، کسانی هستند که تنها به منافع خود و بقا و تداوم و گسترش منافع و مصالح سیاسی - اقتصادی خویش در ساخت قدرت می‌اندیشند. آنهایی که منافع ملی را بر منافع فردی و گروهی و فرقه‌ای ترجیح دهند، شک نمی‌کنند که مطبوعات، پاسداران منافع درازمدت کشورند. بدون حضور مستقل و منتقدانه مطبوعات، شکاف ملت و حکومت و بی‌اعتمادی و گسست جامعه مدنی از ساخت قدرت،‌ رشد و عمق می‌یابد. آنچنان که قانون اساسی به مثابه میثاق دولت و ملت،‌ هر روز لطمه‌ای بیشتر خواهد خورد. قدرت بی‌مهار،‌ قدرت بدون منتقد، قدرت مطلقه، قدرت بدون ناظران جامعه مدنی، آنچنان سرمست و متوهم پیش خواهد رفت که تنها در مواجهه سخت با دیوارهای مستحکم واقعیت هوشیار خواهد شد، آن‌ هنگام که بسیار دیر شده و حیات شهروندان به اشکال مختلف، در تهدید مرگ و نیستی قرار گرفته است. هرچند در عصر ارتباطات و با تکنولوژی پیشرفته اطلاعات هیچ قدرتی از ذره‌بین افکار عمومی جهانیان مصون نمانده است و نخواهد ماند اما آنهایی که دل‌بسته توسعه پایدار کشور خود هستند، بیش از دیگران به ضرورت توسعه متوازن و پایاپای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی واقفند و در راهش کوشا. توسعه انسانی و پایدار بدون حضور مطبوعات آزاد و مستقل، بدون آزادی عقیده و بیان و امنیت دگراندیشان و منتقدان، رویایی بیش نیست. بدیهی است به میزانی که کشورها از درجات پایین‌تری از توسعه‌نایافتگی در رنجند، بیشتر نیازمند بسیج و مشارکت کارشناسان و صاحبان عقاید گوناگون هستند. تلخ و تاسف‌بار است که – مستقل از کیفیت مطبوعات - حتی کمیت نشریات در ایران با برخی کشورهای منطقه (چون لبنان، مصر، ترکیه، اردن و بحرین) در تفاوتی محسوس قرار دارد. در چنین وضعی، وعده مبارزه با فساد و تبعیض و رانت‌خوای، از حد یک «شعار» آن هم برای جلب رأی بیشتر، فراتر نخواهد رفت و عملی نخواهد شد. تلاش برای تبدیل کردن مطبوعات و رسانه‌ها به بلندگویان قرائت و گفتمان مسلط در ساخت قدرت و فروکاستن نقش آنان به تریبو‌های رسمی، شاید در کوتاه‌مدت قلقلکی برای صاحبان قدرت و ثروت باشد اما در میان‌مدت و دراز‌مدت پیامدهای منفی خود را عریان و بی‌تعارف، آشکار خواهد ساخت! این را تجربه مکرر در مکرر تاریخ، اینجا و آنجای جهان، می‌گوید. هیچ سیستمی بدون بازخورد (فیدبک) قادر به ادامه بقا و تداوم حیات و رشد نیست. مطبوعات و رسانه‌ها صاحبان قلم و اندیشمندان و دگراندیشان، بهترین مجال و امکان برای هر نظام سیاسی در جهت اصلاح و تصحیح رویکردها و رفتارهایش محسوب می‌شوند و سهل‌الوصول‌ترین مشاوران و کارشناسان و آن که به عمد و خودآگاه، خویش را از چنین «چشمان» و «پنجره‌ها»یی محروم می‌سازد، راهی را می‌رود که فرجام ناخوش آن را کتاب‌های تاریخ فراوان نگاشته‌اند. فراموش نکنیم که شرایط خاص ایران در این روزها به ویژه در مورد مناسبات و چالش‌ها با غرب و مجموعه مشکلات و بحران‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور، ضرورت تامین فضای امن و آزاد برای مطبوعات و صاحبان عقیده و نظر را مضاعف و مشدد ساخته است. موجب تعجب و افسوس است که برخی جریان‌های سیاسی واجد هژمونی در بلوک قدرت، نگاهی کاملاً متفاوت دارند و از افزایش محدودیت‌ها و فشارها بر مطبوعات حمایت و آن را تقویت می‌کنند. نشنیدن صدای زنگ خطری که اشخاص حقیقی صاحبنظر و شخصیت‌های حقوقی مستقل و ملی در این روزها و بیش از پیش به صدایش درآورده‌اند، روزی روزگاری خود مخالفان آزادی مطبوعات را هم پشیمان خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات