امیررضا دهقانینیا
اصل نژادی
جریانهای یهودی که تفرقه و گروههای متفاوت و متقابل (در آینده به صورت کامل بیان خواهد شد) یهودی را در واقع میدیدند، در یک تقسیم نژادی، برخلاف عرفهای رایج و قاعدههای معمول نژادی که پدران را اصول و عمود میدانند، مادر یهودی را اصل نژادی گرفته و قاعدهای ترتیب دادهاند که هر شخص که از مادری یهودی متولد شود، یهودی است. در این اصل هیچ اشارهای به قواعد نژادی معتبر نیز نشده است؛ حتی در این موضوع که ممکن است فرد یهودی متولد شده پدری مسیحی داشته باشد و تابع دین پدر خود شود، توضیح نمیدهند و یهودیان او را یک یهودی میپندارند و در جامعه یهودی پذیرا هستند. با کمی دقت در این اصل به دست میآید که این قاعده نه تنها بر موضوع وحدتانگاری یهود کمکی نکرده است، حتی بسیاری از افرادی که هرگز خود را یهودی نمیدانند، از نظر جامعۀ یهودی، یهودی محسوب شدهاند؛ از این رو این اصل را با اصل دیگری ضمیمه کردند؛ هرچند در جهت هدف مذکور، توجیه قابل قبولی را نتوانست ارائه دهد.
اصل اعتقادی
جریانهای یهودی، اعتقاد به دین یهود را به عنوان اصلی مهم در عضویت جامعۀ یهودی محسوب کردهاند. البته این قاعده را به گونهای تفسیر کردهاند که بار دیگر پراکندگی جریانها را همسو نکرده و خود بر این تعدد افزوده است؛ زیرا در جامعۀ یهودی حتی یهودیان ملحد را یهودی محسوب کرده و از عضویت این جامعه خارج نمیکنند. بر طبق این دو اصل، تقسیماتی به وجود آمده است که به شرح ذیل بیان میشود؛ تقسیمات نژادی در میان گروههای یهودی عبارت است از:
الف: نژاد
1. سفاردیها
2. اشکنازیها
3. یهودیان مشرق زمین و جهان اسلامی
4. یهودیان قومی (لائیک)
ب: مذهب
1. یهودیان ارتودوکسی
2. یهودیان معتقد
3. یهودیان اصلاحطلب
4. یهودیان محافظهکار
ج: گروههای حاشیهای
1. سامریها
2. قراوؤن
3. کرمشاکی
4. عبرانیهای سیاهپوست
5. فلاشاموراه
با توجه به تقسیمبندیهای بالا میتوان به پراکندگی بسیار این گروهها پی برد. شاید بسیاری جمع شدن گروهها را تحت عناوین یهودیان لائیک یا یهودیان معتقد نشانهای برای وحدت نهایی یهودیان بدانند؛ در صورتی که اگر به عناوین تقسیم نگریسته شود، نکات ذیل به دست میآید؛
1. هیچ سنخیت واحدی در میان تقسیمها به جز دو عنوان کلی نژادی و عقیدتی دیده نمیشود؛ (البته در این دو عنوان نیز خدشههایی وارد شده است)
2. ذیل عناوین کلی تقسیماتی وجود دارد که ناقض مقسم است؛ به عنوان مثال اعتقاد و ایمان به یهود اصل تقسیم است؛ در صورتی که یهودیان لائیک داخل در تقسیم میباشند یا در قسم یهودیان معتقد، یهودیت ارتدوکسی طرفدار یهودی خاخامی بوده و یهودیت اصلاحطلب مقابل یهودیت خاخامی قرار دارد؛ از این رو آنچه بعد از غصب بیتالمقدس به صورت یک برنامۀ منظم در دستور تبلیغ یهودیان قرار گرفته است، در بستر متکثر پاره پاره تعریف میشود. برای روشن شدن این موضوع و دربارۀ هر یک از موارد مذکور، توضیح مختصری بیان میشود.
1. سفاردیها: عدهای از یهودیان که گویش لادینویی داشته و در شبهجزیرۀ ایبری ساکن بوده و از اشراف و طبقۀ سرمایهدار یهودیان محسوب میشدند. این گروه با انعطاف بیشتری در جوامع مقصد هضم شده و معمولاً تجارت و بازرگانی جوامع مقصد را به عهده میگرفتند. این گروه مناسک و مراسم عبادی متفاوت از گروههای دیگر یهودی داشتند و بسیاری از آداب و رسوم عربی و بعدها غربی را در خود جای دادهاند. این گروه هرگز با گروههای دیگر مراوده و ارتباط قومی برقرار نکردهاند و آن را مایۀ تنزل و سقوط دانستهاند. "اسپینوزا فیلسوف و دیزرائیلی (بنیامین دیزرائیلی که برای خدمت به اهداف صهیونیست به ظاهر مسیحی شد و مدتی نخستوزیر انگلیس شد) از جمله افراد این گروه بودهاند." این گروه پس از مهاجرت اجباری از شبهجزیرۀ ایبری به دولت عثمانی، شمال آفریقا و یونان سفر کرده و در آنجا ساکن شدند.
2. اشکناری (imzAshkena): گروههای یهودی ساکن در شرق اروپا، گویش یدیشی داشتهاند؛ البته در میان این گروه، گویشهای زبان وطنی رایجتر از گروه اسفاردیها بوده است. این گروهها از تعصبات بیشتری برخوردار بوده و معمولاً در کشورهای مقصد از سوی گروههای دیگر یهودی نیز پذیرفته نمیشدند. این گروهها به دلیل اصرار بر جدایی از تمدن تازه، همواره گروهی عقبافتاده تلقی میشدند. پوشش و اصلاح ویژۀ این گروه باعث میشود که ضریب پذیرش جوامع مقصد و انعطاف گروههای مهاجر اشکنازی در تعامل با یکدیگر بسیار کاهش یابد و به انزوای این گروهها در جوامع مذکور بینجامد. مناسک عبادی خاص و متفاوت، از دیگر علل تفاوت این گروهها بوده است. عموم نهضتهای فکری دورۀ معاصر از جمله صهیونیزم از سوی این گروه ایجاد شده است؛ اما بعدها به دست گروههای شرقی از اختیار اشکنازیها خارج شد. این گروه یهودیان ایران، کرد، سامری، مقیم کوههای اطلس و را شامل میشود. این گروه یهودی که عموماً عرب شدهاند و آداب و رسوم عربی را با خود دارند، حتی گویش خاصی نداشته و به زبان جوامع خود تکلم میکنند. آداب و مناسک عبادی این گروه نیز متفاوت از دو گروه دیگر بوده است و برخی از آداب و رسوم عربی یا وطنی را پذیرا شدهاند. برخی به اشتباه این گروه را سفاردی نامیدهاند. البته شباهت عبادی این دو گروه موجب شده تا چنین توهمی به وجود آید. ولی گذشتۀ کاملاً متفاوت تاریخی و اجتماعی این گروه از گروه سفاردیها، مهمترین دلیل بر رد این توهم است. شرح مختصر گروههای دینی نیز میتواند به وجود تفاوتهای اساسی در این باره اشاره کند. یهودیان در جهان به دو گروه عمدۀ یهودیان مرتبط با میراث دینی یهود و ملحدان و غیرمرتبطان با میراث دینی یهود تقسیم میشوند. یهودیانی که ارتباطی با آموزههای مذهبی خود نداشته و شیوه غیریهودی دارند، یهودیان قومی اطلاق میشوند که بیشتر از نیمی از گروههای یهودی ساکن در آمریکا و شوروی را شامل میشود. در مقابل یهودیان قومی، گروههای دیگری وجود دارند که با آموزههای مذهبی خود مرتبط بوده، ولی تفاسیر بسیار متفاوت و پراکندهای را ارائه کردهاند که به ترتیب عبارتند از:
1. یهودیان اصلاحطلب
مهد این گرایش،کشور آلمان است. آلمان مهد اصلاحطلبی و اصلاحخواهی در دین مسیحیت بوده است. این گرایش قوی در میان متفکران آلمانی تأثیر خود را بر یهودیان ساکن در این کشور گذاشته و آنها را به سمت اصلاحطلبی در یهودیت سوق داد. این فرق که از زندگی در دولت آلمان بهرههای مادی بسیاری بردهاند، تفاسیری خاص از سرزمین موعود و آموزههای نژادی دین یهود ارائه کردند.
در اعتقاد یهودیان تفکراتی مانند: "دوران مشیحانی"، "بازگشت" رجعت به سرزمین موعود و "تبعید" (زندگی در سرزمین غیرموعود) را آموزههای غیردینی و نژادی اعلام کرده و بیاعتبار دانستند و فقط خود را در قبال تفاسیر آموزههای دینی مجاب دانستند. این موضوع که از وابستگی سرزمینی و دولت مردمی اصلاحطلبان یهودی نسبت به کشور آلمان حاصل شده بود، توجیهگر حضور آنها در این سرزمینها شد و تئوری خاخامی در فرق یهودی را به انفعال کشاند؛ البته برای تناسب با دیرینهگرایی یهودی، آموزههای نژادی را در آخرالزمان معنامند دانستند. در هر حال این اندیشه سبب افزایش ضریب هاضمۀ فرهنگی گروههای یهودی ساکن در هر کشور و پذیرش عناوین دولتهای مدرن مانند شهروندی شد؛ افرادی که در محاسبات دولتی، شهروند محسوب شده و در مقایسه با معیارهای داخلی یهودی، اصلاح طلب محسوب شدند.
2. یهودیان ارتدوکس (تلمودی)
عدهای از یهودیان با اعتقاد به نزول کامل تورات از سوی خدا، خود را در برابر تمام دستورات موجود در این کتاب متعهد دانسته و به گروههای تلمودی شهرت یافتند. این گروه به شعائر مذهبی مشهور یهود مانند دستورات غذایی و تعطیلی روز شنبه بسیار مقید بودند؛ البته این گرایش که در دورههای قبل از رنسانس ریشه داشت تا پایان قرن نوزدهم (بعد از رنسانس) طرفدارانی را در میان گروههای یهودی کسب کرد.
3. یهودیان محافظهکار
یهودیان محافظهکار از جمله گروههای یهودی هستند که بر وحدتمندی یهود عقیده دارند. این گروه که قادر به انکار پراکندگی قومی، نژادی و دینی در میان یهودیان نیست، ایدهای را از درون این بستر متکثر بیان میکند که عبارت است از این که گروههای یهودی منشعب از قوم بنیاسرائیل در طول تاریخ تغییرات بسیاری کرده و گروههای متعددی از آن به وجود آمدهاند (شرح مختصر آن گذشت) که میکوشند تا حتی عقاید تغییر داده شده را برخاسته از روح و هویت قوم بنیاسرائیل بدانند "این گروه را فرهنگ عامه یا روح قومیت میدانند که البته تقریباً این همان دیدگاه صهیونیزم است، هرچند در اسرائیل مسائل دینی در اختیار کامل یهودیت ارتدوکسی است." ادامه دارد...