* شما جزو کسانی بودید که پیشنهاد واگذاری نظارت بر انتخابات خبرگان به شورای نگهبان را ارائه کردید. تا چه اندازه استدلال شما از تعریف نظارت با استنباطی که اکنون از نظارت شورای نگهبان میشود متفاوت است؟
** بله نظارت بر انتخابات با دخالت و تغییر متفاوت است ولی آنچه که اکنون شورای نگهبان بدان قائل شده کاملاً متفاوت از تعریف نظارت است. به عنوان مثال مجلس شورای اسلامی در بسیاری از مسائل نظارت میکند ولی هیچگاه دخالت ندارد در حالی که مجلس ارگانی است که با رأی مستقیم مردم انتخاب میشود. البته در هر کجای دنیا از هر فردی بپرسید، تعریف نظارت جدای از دخالت است؛ به این معنا که نهادی خودش به طور مستقیم وارد عمل شود. اما شورای نگهبان علاوه بر نظارت خودش میبرد و میدوزد در حالی که در مقوله نظارت دخالت جایگاهی ندارد. در واقع نظارت براساس قانونی است که مجلس شورای اسلامی تصویب کرده است و بر طبق آن نظارت به این معناست که آیا قانون اعمال میشود یا خیر ولی شورای نگهبان خودش به صورت مستقیم وارد قضایا میشود و بدون ارائه استدلالی به طرف مقابل فردی را رد صلاحیت میکند و هیچ مرجع قانونی این مطلقگرایی در اعمال نظر را نمیپذیرد.
* اگر در شرایط فعلی هم عضو خبرگان بودید باز هم به آن اعتقاد قبلی خودتان پایبند بودید؟
** بله اگر الان خودم عضو شورا و جزو افرادی بودم که قانون را تصویب میکردم باز هم نظرم این بود که افرادی که باتقوا هستند و تحت تاثیر زور قرار نمیگیرند و جز خدا از کسی نمیترسند بر انتخابات نظارت کنند.
* یعنی باز هم پیشنهاد نظارت توسط شورای نگهبان را ارائه میکردید؟
** من چنان پیشنهادی ندارم بلکه در مجلس خبرگان چنین تفکری وجود داشت زیرا در آن زمان افرادی که حتی دیپلم و یا سواد کلاس ششم داشتند، میتوانستند وارد مجلس شوند و لذا آنها تشخیص دادند که عدالت حکم میکند افرادی در شورای نگهبان قانون را با شرع تطبیق دهند و هر چند که این به نفع مجلس و مردم است ولی هر قانونی ضایعاتی هم دارد. به هر حال در قانون اساسی بنابراین دلیل 6 نفر از مجتهدان طراز اول مسئولیت این امر را بر عهده گرفتند و به نظر من این کار خوبی است که 12 نفر از متخصصان خبره، عادل و آگاه به مسائل روز بر قانون نظارت کنند ولی همیشه در قانون منفذهایی برای فرار وجود دارد و لذا باید مواظب بود که آقایان فقط ناظر باشند و با نظر خود مسائل را تایید و رد نکنند و مستندات قانونی برای حرف خود ارئه کنند اما در حال حاضر اعضای این شورا یک بند را پیدا میکنند و میگویند که فلان فرد مطابق این بند متشرع نیست ولی جواب و مستندات قانونی ارائه نمیکنند. تا به حال با گذشت هفت دوره از مجلس شورای اسلامی آقایان مستندی را مبنی بر گفتههای خود ارائه ندادهاند.
* گفتنی است که در حالی شما بر ارائه مستندات قانونی رد صلاحیتها تاکید میکنید که دبیر شورای نگهبان اعلام کردهاند باید شرایط کاندیداها احراز شود...
** این در منطق قانون و شرع قابل قبول نیست. باید دلایل رد صلاحیتها مستند باشد. در قانون صحبتی از احراز صلاحیت نشده و فقط از نظارت صحبت شده است. تمام کشورهای اسلامی این را قبول دارند که نظارت به معنای دخالت نیست و باید مطابق با قانون عمل شود.
* یعنی به نظر شما احراز صلاحیت یعنی دخالت در قانون؟
** این آقایان دخالت میکنند. نظارت به این معناست وقتی گفته شد فلان فرد رفتارش خلاف شرع بوده دلایل مستند آن مطابق با مواد قانون عادی و اساسی ارائه شود و نباید گفت که طبق شهود فردی مرتکب شرابخواری شده و یا اینکه بگویند قلب من گواهی میدهد که شما خلاف شرع عمل کردهاید. در حالی که احراز یعنی اینکه برای من که شخص خیلی بالایی هستم محزر شده که آدم خوبی نیستید ولی دلایل قانونی وجود ندارد.
* پس از نظر شما احراز صلاحیت، الهامات قلبی برای بررسی صلاحیتها است؟
** بله، اگر فردی را رد صلاحیت میکنند باید ماده قانونی آن ارائه شود و نباید گفته شود که «من فکر میکنم که شما کافر هستید.» پس رد صلاحیتها باید مستند باشد تا شبههای ایجاد نشود و واقعاً استدلالهایی که این آقایان برای رد صلاحیتها میآورند منطقی نیست.
* دبیر شورای نگهبان گفتهاند که طی سالهای اخیر غفلتهایی باعث شده که افرادی ضد نظام وارد ارکان حکومت شوند اگر این گفته ایشان صحیح باشد آیا بررسی صلاحیت توسط احراز باعث بروز چنین مشکلاتی نشده؟
** ایشان بگویند چه افرادی و با چه صفاتی وارد مجلس شدهاند که الان متحمل ضرر شدهایم، باید طبق قانون اعلام شود که آنها چه خلافی انجام دادهاند. پس به نظر من تفکر «این را من تشخیص میدهم» باید برداشته شود و اعلام شود که طبق مستندات قانونی فرد ردصلاحیت میشود. باید روشن شود که نظارت به معنای دخالت نیست و قانونگذار نمیتواند هم قانون وضع کند و ناظر هم باشد و هر کسی باید مطابق قانون ناظر باشد.
* نحوه نظارت شورای نگهبان همواره به موضوع چالشانگیزی تبدیل شده است برای برونرفت از این وضعیت چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
** اگر به نظر آنها صفات موجود برای ردصلاحیت افراد کم است موارد مورد نظرشان را در قانون بیاورند و با تشکیل مجلس قانونگذاری قانون جدیدی را تدوین کنند.
* نظارت فعلی چه تفاوتی با نحوه نظارت شورای نگهبان در دوره امام(ره) دارد؟
** در همان زمان هم شورای نگهبان گاهی، مطابق میل خود رفتار میکرد و امام(ره) دخالت میکرد. پس این اختلافات در دوران امام(ره) هم وجود داشت ولی به شدت الان نبود.
* به نظر شما چرا تعریف نظارت متفاوت از تعریفی است که مدنظر شما بوده؟
** زیرا انسانها هیچگاه بیطرف نیستند.
* یعنی دیدگاه خاصی پشت پرده این رفتارها است؟
** بعید نیست و وظیفه قانونگذار این است که با تنظیم قانون اعمال نظرها را محدود کند.
* آقای جنتی در اظهارات اخیر خود بارها تاکید کردهاند که نظام موجودیت خود را مدیون شورای نگهبان است، آیا شما این را قبول دارید؟
** هر چند که وجود شورای نگهبان لازم است ولی نظام مدیون این نحوه نظارت این شورا نیست. ما شورای نگهبان را قبول داریم ولی مشکل تفسیری است که این شورا از قانون اساسی ارائه میکند. برداشت این آقایان از وظایف شورای نگهبان اشتباه است. آقایان نظارت را دخالت تعبیر میکنند در حالی که همه باید طبق قوانین موضوعه عمل کنند و نباید هر کسی مطابق با ذهن و برداشت خودش تعبیری از قانون ارائه کند که در این صورت چیزی از قانون باقی نمیماند.