چکیده سخنرانی شهید بهشتی دو هفته قبل از رفراندوم جمهوری اسلامی (این تلخیص و چکیدهسازی توسط بنیاد نشر آثار و اندیشههای شهید بهشتی انجام گرفته و از طریق فرزند بزرگوارشان دکتر علیرضا بهشتی در اختیار روزنامه قرار گرفته است.)
انواع حکومت در جوامع بشری
حکومت با موازین و معیارهای گوناگونی مورد دستهبندی قرار گرفته است. قدیمیترین و پذیرفتهترین دستهبندی که توسط فلاسفه انجام گرفته آن را به سه دسته اصلی به شرح ذیل تقسیم میکند:
1- مونارشی (پادشاهی یا فردی)
اتکا حکومت یک فرد بر قدرت و زور سر نیزه یا با اتکا به وراثت حکومت یک زورمند یا صاحب قدرت دیگر
2- گروهی (اقلیت)
الف) اریستوکراسی (برگزیدگان):
زمامداری یک گروه برجسته یا یک قشر خاص براساس امتیازات فکر و روحی و بلنداندیشی و ملکات انسانی
ب) الیگارشی (ثروتمندان):
زمامداری یک گروه بر اساس ثروت و دارایی
3- رپوبلیکا (جمهوری):
زمامداری براساس رضایت و پذیرش عامه
کدام نوع با مبانی اسلام درباره حکومت سازگارتر است؟
نوع جمهوری
منظور از حکومت جمهوری چیست؟
تعریف جمهوری: الف ـ لغوی: 1- جمهور یعنی تودهای از شن که بلندتر از اطرافش و مشرف بر اطرافش باشد
2- جمهور یعنی قسمت عمده هر چیز
3- جمهور یعنی ناس یا قسمت عمده مردم
با استناد به آثار عربی دوران میانه که به بحث و بررسی افکار یونانیان باستان پرداختند و نیز با استناد به دو کتاب قاموس (نوشته فیروزآبادی) و المنجد (فرهنگ لغات عربی جدید)
ب ـ اصطلاحی: جمهوری آن نوع حکومت یا نظام سیاسی است که زمامدارانش از طریق آرای اکثریت مردم بر سر کار بیاید مدت زمامداری غالباً محدود بوده و در هر دوره زمامداران با رای مستقیم یا غیرمستقیم مردم انتخاب میشوند (نفی حکومت موروثی)
[با استناد به فرهنگ معین و فرهنگ سیاسی داریوش آشوری]
چرا نوع حکومت جمهوری با مبانی اسلام سازگارتر است؟
زیرا طبق مبانی اسلام اولاً زور و تفوقطلبی مطرود و مردود بوده و مایه فساد و تیرهبختی در دنیا و آخرت است، ثانیاً هیچکس حق ندارد ولایت و قدرت و زمامداری خود را بر مردم تحمیل کند. ثالثاً هیچکس حق ندارد برخلاف رضایت و پذیرش مردم و یا برخلاف حمایت آنها حکومت کند. از سوی دیگر، مطابق تعالیم اسلام در عصر غیبت، زمامدار باید سمت و قدرت خود را صرفاً از آرای مردم بگیرد و لذا تنها کسی حقو دارد حاکم مسلمانان باشد که برگزیده مردم و مورد پذیرش و حمایت آنها باشد.
بنابراین، از آن جهت که از میان انواع حکومتها تنها نوع حکومتی که در آن حاکم تحمیلی نیست، نوع جمهوری است، پس تنها همین نوع با مبانی اسلام سازگار است.
نتیجه آنکه: جمهوری اسلامی آن نوع حکومت است که با پذیرش و انتخاب آزادانه اکثریت ملت مسلمان به قدرت میرسد و با حمایت و پشتیبانی آنها تداوم مییابد.
اولین پایه اساسی نظام جمهوری اسلامی (اصل انتخاب آزاد):
باید حکومتی انتخاب شود که در آن عامل زور و تحمیل به هیچ عنوان برای رسیدن به هیچ سمتی از سمتهای سیاسی و اجتماعی مورد بهرهبرداری احدی قرار نگیرد.
همه مناصب و مسئولیتها و نیز همه مسائل دیگر این نظام باید از طریق دخالت یا نظارت آگاهانه و آزادانه مردم در تعیین سرنوشت خویش حل شود.
دومین پایه اساسی نظام جمهوری اسلامی (اصل تعهد نسبت به تعالیم اسلام):
وقتی اکثریت مردم یک کشور مسلمان باشند و آنها با رای آزادانه و آگاهانه خود کسی را برای زمامداری انتخاب کنند، خود به خود از چنین شخصی یا نظامی میخواهند که خودش را در اداره مملکت نسبت به مقررات و تعالیم اسلامی ملتزم و متعهد نماید.
این دیدگاه هم با استناد به قرآن و به ویژه با تبیین اصطلاحات ملأ و استکبار در داستان پیامبرانی چون صالح، شعیب، موسی و مقاومت آنها در برابر مستکبرین زمانه و هم با استناد به تاریخ تشیع ارائه شده است.
زیرا قرآن از مستکبرین که خود را بزرگ میشمارند و بزرگیشان را به دیگران تحمیل میکنند، به زشتی یاد میکند و استکبار را عامل انحراف و فساد میشمارد. همچنین در قرآن، گروههای ملأ (چشمپرکنها) که مستضعفین را در ضعف و ناتوانی نگه میدارند، مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفته شده است.
در قرآن تنها از متقین و حقمداران به نیکی یاد شده است که عاقبت از آن آنها است. در تاریخ شیعه، مردم همواره مراجع و رهبران مذهبی خود را آزادانه و آگاهانه چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم انتخاب کردهاند (مثل مراجع تقلید و رهبران دینی روستا، محله، منطقه، شهر و جامعه).