سیدمحمود حسینی/عضو هیات علمی دانشگاه
روزنامه سلام در عمر کوتاه و پربرکت خود از موثرترین روزنامههای تاریخ این کشور در حوزه توسعه اندیشه و نهصضت اسلامی مردم ایران بوده است که استفاده از تجربیات و دستاوردهای آن برای صاحبان مطبوعات متعهد بسیار مفید و آموزنده است، اگرچه تفاوت بنیادی میان موقعیت و جایگاه سلام در آن مقطع خاص یعنی زمان بعد از رحلت حضرت امام(ره) و امروز وجود دارد اما با این وجود اصول و باورهای حاکم بر سلام دستاوردهای بسیار ارزشمندی برای سایر مطبوعات از جمله روزنامه اعتمادملی که به نظر بنده در حال حاضر نزدیکترین روزنامه به سلام از حیث آرمان و اهداف است به همراه دارد. روشن است که این یادداشت برداشتهای شخصی نگارنده از دوران فعالیت در روزنامه سلام است و چنانچه بقیه دوستان در این زمینه اظهارنظر کنند قطعاً به غنای بحث کمک خواهند کرد.
1- تعهد به جمهوری اسلامی: مدیریت سلام متشکل از مدیر مسئول و مدیران بخشهای مختلف از ابتدا تا روزی که سلام را از ادامه فعالیت بازداشتند بر حفظ ارزشهای اسلامی و حاکمیت مردم به شدت پایبند بود و تمام تلاش مدیریت بر حفظ و توسعه اندیشه جمهوری اسلامی و توسعه و تکامل نظام جمهوری اسلامی به عنوان دستاورد تاریخی نهضت مردم مسلمان ایران متمرکز بود. بنیان اندیشه مدیریت سلام بر حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش در پرتو ارزشهای اسلامی بود، مدیریت سلام بر این باور بود که آزادی مردم در انتخاب سرنوشتشان شرطی از شروط مشروعیت حاکمان در نظام اسلامی است و لذا تفکیک میان مقبولیت و مشروعیت را گرایشی مخالف اندیشههای حضرت امام(ره) میدانست، این نگرش باعث شد که دفاع از آزادی مردم در تعیین سرنوشتشان در انتخابات مورد تاکید جدی روزنامه سلام باشد چرا که از نظر مدیریت این روزنامه اگر در انتخاباتی با استفاده از اهرمهای مختلف از جمله نظارت استصوابی از سوی صاحبان قدرت نه مردم نمایندگانی انتخاب شوند که نمایندگان واقعی مردم نباشند آنگاه به لحاظ دینی تصرف در اموال جامعه از سوی آنان دارای شبهه شرعی است و بدیهی است در این نگرش دفاع از آزادی یا با تعبیری تسامحآمیز دموکراسی نه به عنوان روش یا استراتژی یا هدف مرحلهای، بلکه به عنوان یک اصل اصیل اسلامی و شاخص برای حفظ مشروعیت نظام از بعد دینی مورد تاکید قرار میگرفت.
2- تعهد به دفاع از انقلاب اسلامی و منافع ملی:
تعارض میان دفاع از انقلاب و منافع ملی در سلام معنادار نبود، فعالان سلام به شدت و یا تمام توان از منافع ملی در مقابل هجوم بیگانگان در اشکال مختلف، حمایت میکردند و این امر را با دفاع از حاکمیت ارزشهای اسلامی در تعارض نمیدیدند و این دو را از هم قابل تفکیک قلمداد نمیکردند.
3- تعهد به آرمانهای حضرت امام(ره): جریانها و گروههای مختلفی وجود داشته و دارند که از انقلاب اسلامی، منافع ملی و ارزشهای اخلاقی دفاع میکنند اما مدیریت سلام تلاش فراوانی برای حفظ و توسعه اسلام مورد تایید و تفسیر حضرت امام(ره) مبذول میکرد و کوشش میکرد تمایز دیدگاهها و اندیشههای حضرت امام(ره) با سایر گرایشها به ویژه گرایشهای متحجرانه و طرفداران نظریه سلطنت اسلامی را نشان بدهد، همچنین سلام هرگز تحت تاثیر فضاهای ساختگی و یا اندیشههای نامتناسب با فرهنگ و باورهای جامعه قرار نگرفت و مرز خود را با تفکرات سکولاریستی به روشنی مشخص کرد.
اعتقاد راسخ مدیریت سلام به دیدگاهها و تفکرات حضرت امام(ره) به عنوان شاخص ارزیابی عملکرد مقامات ارشد نظام بود، مدیریت سلام بر این باور نبود که با رفتن امام(ره) تفکر او هم رفته است و لذا با جدیت تمام این تفکر را توسعه بخشید که وصیتنامه حضرت امام(ره) تنها یک وصیتنامه اخلاقی نیست، بلکه این وصیتنامه به همراه سایر نظرات و رفتارهای امام(ره) چارچوبی را فراهم میکند که ولایت فقیه را از دیدگاه امام(ره) تفسیر میکند و نظام جمهوری اسلامی را معنا میکند و لذا اگر کسانی این مبنا را قبول نداشته باشند و یا بر این مبنا عمل نکنند ممکن است آن نظریه هم یک نظریه اسلامی باشد و آن حکومت هم حکومت دینی اما قطعاً در چارچوب دستگاه نظری امام(ره) قرار ندارد.
4- تعهد به مرجعیت علمی: نیروهای فعال در سلام از اندیشمندان حوزه تخصصی خود بودند که دائماً با بزرگان علمی رشته خود تعامل و تبادل نظر داشتند که این مجموعه از قویترین مجموعههای علمی در سطح مطبوعات بودهاند و روشن است که از ارائه مطالب سطحی، مبتذل و شعارگرایی در سلام اجتناب گردیده و همواره در ارائه مطالب جدید و نوآوریهای فکری در حوزه کاری خود پیشقدم باشد، این مرجعیت علمی هنگامی که با مدیریت مجتهدی مسلم و اندیشمندی بزرگ و مورد وثوق کامل حضرت امام(ره) مانند آیتالله موسوی خوئینیها همراه میگردید تفکراتی نو و سازنده در سلام به وجود میآورد که تاکنون راهگشای روشنفکران مسلمان بوده و خواهد بود.
اصول و شاخصهای دیگری مانند دفاع از قانون، حرمت افراد، عدالت و ارزشهای اخلاقی را میتوان در سلام دید و مورد بررسی قرار داد که امیدوارم به آن پرداخته شود مخصوصاً دفاع از قانون و عدالت که محور مباحث اصلی سلام بوده است و جا دارد برادران بزرگوار سلام آنها را توضیح دهند.
در پایان ذکر این نکته ضرورت دارد که سلام دارای ضعفهای متعددی مخصوصاً از نظر حرفه روزنامهنگاری بود که میتوان آنها را نیز مورد بحث و بررسی قرار داد.
در مجموع باید گفت که سلام نه یک روزنامه به معنای متداول بلکه یک راه و یک نشانه بارز برای یاران امام(ره) و مردم ایران جهت شناسایی مسیر اصیل انقلاب اسلامی بود.