نویسنده: رنده تقیالدین
مترجم: سیدمحسن ساری
«میخواهیم که دولت حماس بدون اعمال خشونت سرنگون شود»... «قدس پایتخت کشور یهود باقی خواهد ماند»... «بوش رییسجمهور آمریکا عدم خروج اسراییل از شهرکها را درک میکند»... «میخواهم با ژاک شیراک رییسجمهور فرانسه در مورد تمایل خود برای دستیابی به ثبات در مرزهای شمالی اسراییل با لبنان سخن بگویم». این گزیدههایی از مصاحبه ایهود اولمرت نخستوزیر اسراییل با روزنامه «فیگارو» پیش از دیدار با ژاک شیراک رییسجمهور فرانسه است.
از سخنان فوق کاملا روشن میشود که اولمرت با دیدگاههای فرانسه که چندی پیش توسط موریل گوردو مونتائیه مشاور رییسجمهور فرانسه به اطلاع مسئولان آمریکایی در واشنگتن رسید، تباین زیادی دارد زیرا فرانسه بر این باور است که راهبرد آشوبگری و خشونت و محروم ساختن کارمندان از دریافت حقوق، راهبردی بس خطرناک است.
متوقف شدن کمکهای مالی اروپا با تصمیم صادره از سوی کمیساریای اروپایی به محروم شدن خانوادههای فلسطینی از دریافت حقوق منجر شد، حقوقی که در واقع فقط نیازهای اولیه خانوادهها را در سطحی بسیار پایین، تامین میکرد. منتها آنها از بدی شانس از دریافت همین حداقل نیز محروم شدند. آنها در این انتظار به سر میبرند که اروپا برای یافتن ساز و کار جدیدی که بتوانند مجدداً کمکها را روانه سازند، دچار مشکل تازهای نشوند.
شیراک پیشنهاد کرد که صندوقی افتتاح گردد که بانک جهانی پول مدیریت آن را عهدهدار شود و پرداخت حقوق کارمندان فلسطینی را سرپرستی کند ولی رییس بانک جهانی و دولت آمریکا با این امر مخالف هستند.
گفته میشود که اتحادیه اروپا به دنبال سازوکار دیگری است ولی زمان در حال گذر است و یاس و ناامیدی در میان محافل فلسطینیها افزایش مییابد؛ این در حالی است که مناطق فلسطینی بر لبه پرتگاه جنگی داخلی ایستادهاند که این خود به مثابه هدیهای برای صهیونیستهایی است که هرگز مایل نیستند در مرزهای خود کشوری فلسطینی را شاهد باشند.
راهحل موردنظر اسراییل، سرنگون ساختن دولت «حماس» و همچنین سرنگونی محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان است، گرچه ایهود اولمرت ادعا کرده که خواستار کمک به او است. به هر حال اسراییل تلاش جدی به کار میبندد که کشور فلسطینی شکل نگیرد زیرا در غیر این صورت، راهبرد خود را تغییر میداد و با «نقشه راه» برخوردی مثبت پیشه میکرد.
روشن است که اولمرت، خواستار همراهی با موضع فرانسه در قضیه فلسطین نیست زیرا او میداند که دولت آمریکا، راهبرد او را تایید میکند و این برای اولمرت کفایت میکند.
دولت آمریکا نیز از سویی دیگر به شدت تلاش میکند که بر برخی کشورهای اتحادیه اروپا و بر کمیساریای اروپایی فشار وارد آورد که تلاشهای فرانسه را در این میان ناکارآمد کند.
در رابطه با تمایل اولمرت برای دستیابی به ثبات در مرزهای شمالی خود لبنان باید گفت که این یک موضع کاملا پیچیده است خصوصاً اینکه او از مزارع شبعا یادی نمیکند. آیا رییسجمهور فرانسه او را برای خروج از مزارع شبعا نصیحت میکند؟ پرسشی که در آن زمینه مطرح میشود این است: آیا مزارع شبعا مربوط به لبنان است؟
در این زمینه باید گفت که اگر سوریه برای آزادسازی مزارع از اشغالگر شتاب میورزید میبایست در اجرای قطعنامه 1680 و ترسیم مرزها با لبنان و تاکید بر لبنانی بودن مزارع نیز شتاب میکرد زیرا در این صورت دوستان لبنان و از جمله آنها ژاک شیراک امکان اعمال فشار علیه اسراییل برای خروج از مزارع شبعای لبنان، مییافتند.
دیدار اولمرت از فرانسه با این هدف صورت میپذیرد که روشن سازد که اسراییل تمایل دارد که پروسه فلسطینی ـ اسراییلی و همچنین امور مربوط به مرزهای خود با لبنان شاهد نقش فعال فرانسه باشد.
ولی سیاست کشور عبری در پرونده فلسطینی آن و در رابطه با پرونده سوری ـ لبنانی در این امر خلاصه میشود که اسراییل از فرانسه میخواهد که روابط دوجانبه بهبود یابد و همکاریهای اقتصادی و پژوهشی و علمی تقویت گردد.
مواضع کشور فرانسه و خصوصاً مواضع دولت ژاک شیراک نسبت به هر کشور اروپایی و غربی در قبال قضیه فلسطین، از انصاف بیشتری برخوردار است.
در نهایت باید گفت که پذیرش این نکته که سیاست فرانسه با سیاست اسراییل که با هدف بحرانی ساختن قضیه فلسطین صورت میپذیرد، همگامی نشان دهد و بر ملت فلسطین ستم مضاعفی اعمال شود و راهحل عادلانه این قضیه را نادیده بگیرد، امری دشوار به نظر میرسد.