تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۲  ، 
کد خبر : ۱۳۹۸۷۳

دولتمردان و حقوق اساسی مردم


عباس پازوکی
روزی حاکمی به رعیتی گفت: اگر بخواهم خواسته تو را برآورده کنم، از من چه می‌خواهی. رعیت گفت: قربان گوشت را. حاکم دستور داد دستان رعیت را قطع کنند. بعد، از او مجدداً پرسید چه می خواهی. رعیت باز هم گفت: قربان گوشت را. حاکم که عصبانی شده بود با خشم به رعیت گفت: تو که دست نداری، با گوش من چه می‌خواهی بکنی. رعیت گفت: قربان من گوش شما را برای شنیدن سخنانم می‌خواهم نه برای کشیدن با دستانم. هرچند اگر امروز گوش شما شنوای سخنان من نباشد، دیر یا زود توسط مردمان دیگری کشیده خواهد شد.
سالهاست که در این کهن دیار، برخی حکمرانان با مردم سخن می‌گویند اما گوش شنوایی برای شنیدن درد دل‌های مردم ندارند.
27 سال پیش نه من و نسل من که پدر من و پدران و مادران نسل من با این اعتقاد که حکمرانان را تنها داشتن زبان کافی نیست انقلاب کردند. انقلاب کردند تا حاکمانی روی کار بیایند که گوش شنوا داشته باشند. انقلاب کردند و امروز ما را نسل چنین انقلابی می‌نامند. نسلی که پس از این 27 سال خیلی حرفها برای گفتن دارد، لیکن همان پدران و مادران انقلابی هرازگاهی به ما نهیب می‌زنند که "پسر حواست را جمع کن، زبان سرخ سر سبز دهد بر باد". چرا زبان انتقاد، سر سبز زندگی را بر باد می‌دهد؟ زیرا همان نسل‌های قدیمی از قبل از انقلاب یاد گرفته‌ بودند که زبان برای حاکم است تا حکم براند و گوش برای ملت! که دستورات را بشنود. نسل‌های قدیمی یاد گرفته بودند که زبان خلایق تنها هنگامی باید برون آید که قصد داشته باشد بگوید:
"چشم قربان" درست است قربان"، همین‌طور است قربان"، "اطاعت قربان"، "چه دستور حکیمانه‌ای قربان"، "چه اقدام پسندیده‌ای قربان" و...
اما پدران ما قیام کردند تا دیگر چنین نباشد. تا زمستان سر استبداد حکام این سرزمین جای خود را به بهار سبز آزادی دهد. تا شیوه حکومت علی(ع) جاری و ساری گردد و نام حکومت جدید را "جمهوری‌ اسلامی گذشتند. جمهوری که به گفته بنیانگذارش "به همان معنایی است که همه جا جمهوری است". همه جای دنیا جمهوری چگونه است؟ باز هم به گفته ایشان "ملت هرچه گفتند آرایشان معتبر است ولو به خلاف و یا به ضرر خودشان باشد"
حالا ما می‌خواهیم دولتمان حرفمان را گوش کند. هیچ‌کس هم نگفته که اینها توقعات زیادی است. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید. چگونه می‌توانند به این خلق بگویند که آرمانهای شما در بهمن 57 اشتباه بود؟
هرچند اخیراً برخی گفته‌اند که منظور امام، جمهوری اسلامی نبوده و از روی تعارف گفته و حتی گفته‌‌اند منظور صرفا حکومت اسلامی بوده! اما اینها فقط آرزو دارند که تمام قدرت از آن گروهشان باشد اما فعلاً که محقق نشده، پس کاری به آنها نداریم. ما به این کار داریم که در جمهوری اسلامی دولتمردان هم باید شنونده حرف مردم باشند.
اما سخن امروز من با رئیس‌جمهور است. رئیس‌جمهوری که خوب می‌شناسمش و برای همه خوبیهایش احترام قائلم.
آقای رئیس‌جمهور! یک سال است که برای ما سخنرانی می‌کنید. دوستان شما در ایام انتخابات گفته بودندکه مردم از سخنرانی خسته شده‌اند و می‌خواهند کار شود. اما گویا شما بیش از هر رئیس‌جمهوری سخنرانی می‌کنید. کی و کجا می‌خواهید به حرف مردم گوش کنید؟
شما باور کرده‌اید که این سفرهای استانی راه خوبی برای شنیدن سخنان مردم است؟ اگر چنین است چرا در یکی از این سفرها دست از سخنرانی‌های یک طرفه برنمی‌دارید تا فقط شنونده آلام این ملت صبور باشید؟ در کدام سفر استانی جنابعالی نشسته‌اید و فقط گوش کرده‌اید؟ حرف مردم را از کدام کانال می‌شنوید؟ استانداران و فرمانداران و وزرا؟
اگر قرار است اینها زبان ملت باشند، پس لطفاً همان تهران بمانید و این همه هزینه‌های چند صد میلیونی نداشته باشید. بگذارید تا استانداران برای شما گزارش بفرستند. آقای رئیس‌جمهور چرا به جای اینهمه سخنرانی در یک جلسه پرسش و پاسخ آزاد شرکت نمی‌کنید؟ چرا در دانشگاه‌ها حاضر نمی‌شوید تا به سخنان دانشجویان و پرسشهای آنان گوش دهید. چرا در سفرهای استانی جلسه پرسش و پاسخ برگزار نمی‌کنید؟
کجای دنیا سفر کردن به استانها، تعطیلی ادارات و مدارس و دست تکان دادن برای مردم و سخنرانی کردن برای آنان را آشنا شدن با دردهای مردم نام می‌نهند؟ آیا نباید باور کنیم که دولت نهم هدفی به جز آشنایی با مشکلات مردم ندارد؟
آقای رئیس‌جمهور! پل ارتباطی شما با مردم کجاست؟ از چه طریقی می‌توان با شما حرف زد؟ نامه‌های مردم که مطابق بخشنامه معاون اجرایی جنابعالی مستقیماً به استانداری‌های هر استان و سپس ادارات مربوطه ارجاع داده می‌شود. حتی ملاحظه این هم نمی‌شود که این نامه اگر افشاگری یک کارمند در مورد مفاسد مدیرش باشد و به دست همان مدیر برسد ممکن است چه بلایی سر آن کارمند آید.
احزاب را به عنوان نوین‌ترین کانال ارتباطی حاکمیت و ملت به رسمیت نمی‌شناسید. علی‌رغم اینکه عضو شورای مرکزی حزب ایثارگران هستید می‌گویید به احزاب توجهی ندارید. یعنی در واقع به احزابی که متعلق به شما نیستند توجهی ندارید. روزنامه‌ها که تکلیفشان روشن است. خبرنگار روزنامه مردم‌سالاری به جرم نقدهای منصفانه این روزنامه حق طرح سوال در کنفرانس خبری شما را پیدا نمی‌کند. احزاب منتقد دولت شما، به رغم تصریح قانون اساسی اجازه برگزاری تجمع و انتقاد به وزارت کار شما را پیدا نمی‌کنند.
آقای رئیس‌جمهور! شما سوگند یاد کرده‌اید که به حقوق اساسی مردم وفادار باشید آیا حق تجمع اعتراض‌آمیز، حق پرسش، حق آزادی بیان و احزاب و... جزو حقوق مسلم اساسی مردم محسوب می‌شود یا نه؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات