یوسف مولایی/ عضو هیأت علمی دانشگاه
چالش ایران با دنیای غرب پیرامون پرونده هستهای و تعامل با کشورهای برجسته اروپایی، چین، روسیه، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سازمان ملل متحد گذرگاه شناخت و درک محسوس عناصر قدرت دخیل در فعل و انفعالات دیپلماتیک حاکم بر عرصه بینالملل بود. آوردگاهی عینی از گفتوگو با جهان پیرامون بر مبنای منطق «منافع ملی»، «حقوق ذاتی» و نیز «توانمندی بومی»، کسب تجارب و توانمندیهای با ارزش در کشاکش این کارزار دیپلماتیک فرصتی مغتنم برای تصمیمگیران و سیاستگذاران ایران فراهم کرد تا مولفههای نوین حاکم بر جهتگیری قدرتهای جهانی پس از حوادث مهمی چون یازده سپتامبر و حمله به عراق را از نزدیک لمس و مشاهده کنند و با لحاظ آن متغیرها، معادلات خود را تنظیم و طراحی کنند. بررسی پرونده هستهای در سه سطح تعاملات ایران با کشورهای اروپایی، اروپا با آمریکا و نیز اجلاسهای مهم منطقهای و بینالمللی (همچون نشست جنبش عدم تعهد و مجمع عمومی سازمان ملل متحد) فهم اثربخشی ابزارهای دیپلماتیک در روابط دو یا چندجانبه، بین قارهای و نیز بینالمللی را سادهتر کرده است.
به دیگر سخن این پرونده میدان تجربهاندوزی و واقعنگری به رویدادها و سیر تکوینی سیاستهای موجود در عرصه جهانی بود. با این حال بدون شناخت ویژگیهای جامعه جهانی، دستهبندیها و رقابت اعضای موثر آن، نقش عنصر قدرت در تنظیم قواعد بازی، میزان شکیبایی و بردباری کنشگران در مقابل مسائل مختلف، ظرفیت نهادهای بینالمللی، نقش افکار عمومی جهان و درک حساسیتهای ملتهای مختلف امکان طراحی یک استراتژی کارآمد و چگونگی تعریف تاکتیکها مقدور نمیباشد. هدف، دستیابی ایران به دانش هستهای پیشرفته و صلحآمیز و بومی کردن آن با کمترین هزینه و در کوتاهترین زمان ممکن میباشد. با تعریف این هدف، تبیین استراتژیهای موثر جهت نیل به آن امکانپذیر میباشد. تدوین راهبرد موثر جهت این هدف استراتژیک مستلزم پاسخ به پرسشها و تدقیق در ظرایفی است که بدون عنایت به آنها امکان برخورد مناسب و اصولی با مساله هستهای ایران و استمرار راه مقدور نمیباشد؛ نکاتی که به اجمال جهت کنکاش در راههای نیل به هدف مطرح میشوند.
1- آیا تحقق هدف دستیابی به فناوری پیشرفته هستهای بدون همکاری و سرمایهگذاری کشورهای توسعهیافته و دارنده این تکنولوژی ممکن است؟ اگر پاسخ مثبت است بلافاصله این پرسش به ذهن متبادر میشود که برای جلب همکاری و سرمایهگذاری کشورهای صاحب تکنولوژی، برقراری مناسبات دوستانه با این کشورها و اعتمادسازی در بالاترین سطح ضروری میباشد یا خیر؟ و اگر آری، پس برای این پرسش هم باید پاسخ مناسبی ارائه کرد که آیا وجود تنش در مناسبات ایران و کشورهای قدرتمند هستهای، هزینه کمک و استفاده از تکنولوژی هستهای صلحآمیز را افزایش نمیدهد؟
2- مساله دوم برخاسته از یک منطق صنعتی است. آیا تولید برق توسط انرژی هستهای به ضرر قدرتهای صنعتی یا کشورهای منطقه میباشد؟ دستیابی ایران به انرژی هستهای صلحآمیز موجب تقویت زیرساختهای صنعتی و تولیدی شده و هزینه تولیدات صنعتی را کاهش میدهد. در نتیجه سهم تولید و مصرف ایران در مجموعه بازار جهانی افزایش یافته و بر میزان صادرات نفت تاثیر مثبت میگذارد. چنین دورنمایی، کسب و بهرهبرداری از فناوریهای نوین توسط ایران را به یک فرصت برای جامعه جهانی تبدیل میکند یا یک چالش و تهدید؟ اگر فعالیت صلحآمیز هستهای ایران برای جامعه جهانی یک تهدید تلقی نمیگردد و به لحاظ اقتصادی فرصتهای جدیدی برای همکاری و تحکیم مناسبات ایجاد میکند، جهتگیری آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اتحادیه اروپا و به خصوص ایالات متحده آمریکا چگونه قابل توجیه و تفسیر است؟
3- چرا بخشی از جامعه جهانی از درک ماهیت صلحآمیز فعالیت هستهای ایران عاجز است و یا آگاهانه و با سوءنیت واقعیتها را کتمان میکند؟ آیا عجز درک واقعیت از سوی این کشورها ناشی از ضعف دیپلماسی ایران و سخن نگفتن به زبان قابل فهم دیپلماتیک است یا اینکه بدبینی و سوءظن این بخش از جامعه جهانی ناشی از توطئهای است که دشمنان ایران طراحی کرده و برای کاهش هزینههای مقابله خود با ایران بقیه کشورها را نیز در اجرای این توطئه همراه کردهاند؟ اگر این سوءظن را برخاسته از یک توطئه بدانیم بلافاصله این پرسش تداعی میشود که هدف غایی این توطئه فقط ایجاد مانع در دستیابی ایران به تکنولوژی هستهای است یا دارای ابعاد پیچیده است؟ اگر این توطئه را دارای زوایای پیچیده و ابعاد گوناگون بدانیم این تهدید جلوهگر میشود که دشمن با آگاهی از ارتقای جایگاه تکنولوژی اتمی برای مردم ایران و با تبدیل پرونده هستهای به میدان نبرد درصدد است که توان اقتصادی و سیاسی ایران را تا حد ممکن به تحلیل برده و مانع جدی در فرآیند توسعه اقتصادی، مبارزه با بیکاری، فقر، فساد، اعتیاد و فحشا ایجاد کرده و طی این پروسه گسلهای اجتماعی ایجاده کرده و نهایتا مشکلات جدیای برای اعمال حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران بیافریند. تلقی توطئه یا سوءظن قابل رفع در پرونده هستهای از آن رو اهمیت مییابد که اعمال فشار در زمینه پرونده هستهای و افزایش تهدیدها و رادیکال شدن مواضع آمریکا و متحدانش علیه ایران، دارای تاثیر مستقیم و منفی بر روند فعال کردن بنگاههای اقتصادی و تولیدی و روابط تجاری خارجی است و بیم آن میرود در جریان این کشمکش نفسگیر برای دفاع از حقوق مسلم خود در زمینه فعالیت هستهای صلحآمیز، رابطه حاکمیت با شهروندان و زمینههای تحکیم حاکمیت ملی نیز دستخوش دگرگونی شود.
4- اگر توطئهای با ابعاد پیچیده طراحی شده باشد در آن صورت نمیتوان صرفا براساس ظاهر گفتهها و رفتارهای دشمنان، عکسالعملهای مناسب و سودمند را طراحی و سازماندهی کرد بلکه میبایستی در ورای گفتهها و رفتارهای عادی، نیات و اهداف پیچیده و رفتارهای غیرعادی را شناسایی کرد. حال اگر نگرش غرب نه توطئه که سوءظن باشد ولی همچنان نگاه توطئهانگارانه از سوی ما حاکم باشد در آن صورت زمان دستیابی به تکنولوژی صلحآمیز هستهای طولانیتر شده و به افزایش هزینهها میانجامد.