تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۲  ، 
کد خبر : ۱۳۹۸۸۱
به مناسبت روز گفت‌وگوی تمدن‌ها و هفته ایران‌شناسی

معماری، زبان دوستی و گفت‌وگو

اشاره: «انجمن مفاخر معماری ایران» در بزرگداشت هفته ایران‌شناسی اقدام به انتشار گفتارهایی با مضمون «معماری، زبان گفت‌وگو» کرده است. دو نوشتار از این مجموعه را برای چاپ در اختیار صفحه معماری «اعتماد ملی» قرار دادند. ضمن سپاس از همراهی این فرهیختگان عرصه معماری، دو مطلب زیر را تقدیم خوانندگان عزیز می‌کنیم.

تکیه بر ارزش‌ها، برای سازندگی فردا
دکترر سیاوش تیموری- فرهنگ، خصوصیات فرهیخته جوامع انسانی، از پیدایش بشر تا عصر حاضر است و مجموعه شناخت‌ها و معارف اکتسابی بشر، به پدیده‌های محیطی، جهت بهتر زیستن و پیشرفت از آغاز حیات، تعریف ساختار تمدن است.
فرهنگ و تمدن ایرانی سرشار از ارزش‌هاست و تاریخ سرزمین ما گواه آن است، و این شامل معماری گذشته، که تجلی و زبان گویای فضای زیست جوامع کهن در پهنه کشور ما بوده، نیز می‌شود. معماری ایران دارای سبک و هویت بوده است. به بافت عرصه عمومی و عرصه‌های خصوصی و موجودیت‌شان در کالبد شهر کاشان و یزد و... توجه کرده، دل بسپاریم. تجلیات ذوق و سلیقه، زیبایی و لطافت، عشق و محبت و روابط مردمی و سایر ظرافت‌های انسانی عجین شده با تار و پود شهر، که برگ‌های زرین و زنده و گویای تاریخ اجتماعی و شهرسازی گذشته‌اند، طی نیم قرن اخیر، به دست ناآگاهان و به بهانه نوسازی بافت‌های فرسوده، تخریب شده و می‌رود تا برای همیشه از صفحه روزگار محو شود.
در آموزش آکادمیکی حرفه معماری، چنانچه تاکید بر این اررزش‌ها شود، معمار جوان فارغ التحصیل از مراکز آموزشی کشور، با تکیه به این ارزش‌ها در صحنه کار، طرح و ساخت ظاهر خواهد شد و اگر دانشجویان را مقلد تربیت کنیم که (فعلا بدین گونه است)، در بازار کار با گروهی غیر متعهد و غیر آشنا به ارزش‌ها روبرو خواهیم بود که به تقلید از اشکال و عناصر کهن یا جدید اقدام می‌کنند، و هر از گاه در جای جای شهر می‌نمایند.
معماران از این دست، به تولد این فضاها که متاثر از روش زندگی مردم یک جامعه، بافت اجتماعی اقوام، موقعیت جغرافیای طبیعی و سیاسی، زمان و مکان، توان اقتصادی، قدرت تکنولوژی ساخت و... و فرهنگ مردم یک سرزمین است نمی‌اندیشند و با حوزه محدود دید و معرفت خود به آنچه باید بدانند و نمی‌دانند، فقط شکل ظاهری فضاها و عناصر متشکله آن را در طرح‌های خود لحاظ می‌کنند و با به‌به و چه‌چه عوام غیر مطلع استقبال شده و سلامت عمل خود را باور می‌دارند که جای تاسف است.
در گسترده شهر گردش کنیم، آیا فضایی قابل بحث که بتواند بیان معماری معاصر باشد، خواهیم یافت؟ آیا مرجعی برای کنترل کیفیت آثاری که ساخته می‌شود هست؟
بزرگانی چون، فرانک لویدرایت، آنتونیو گائودی، لوکربوزیه، گروپیوس، میس وندروه، آلوار آلتو، میکلوچی، کنزو تانگه، لویی کان و... چه در سرزمین خود و چه در ماورای مرزهای کشورشان آثاری را طرح و خلق کردند که هرگز دستخوش تغییرات چهره ناشی از قوانین خشک محلی و جاری برای عموم نشدند و به عنوان یک اثر هنری و شیئی موزه‌ای در فضای مردمی پا گرفتند، که امروز جزو مفاخر هنر معماری قرن بیستم و جاذبه‌های توریستی به ثبت رسیده و از آنها مراقبت می‌شود و مورد بازدید شیفتگان هنر معماری قرار دارند.
تکیه بر ارزش‌های گذشته
معماری گذشته ما از فرهنگی غنی برخوردار است، که امروز ما می‌توانیم به آن تکیه داشته باشیم، بریدن از ریشه‌ها و هویت‌ها، تحول نیست، بلکه از بین بردن شناسنامه است، ارباب هنر در سراسر دنیا هرچه خلق کردند به ریشه‌های فرهنگی قومی گذشتگان آن سرزمین، تاکید داشتند. یوهان وان اسپرکلسن در طراحی طاق دغانس(که در شهر پاریس به منظور گردهمایی آزادانه انسان‌ها در آینده ساخته شد) دیدگاهی بسیاری قوی به چند محور قابل و غنی در شهر پاریس دارد. وی از داخل بنای بسیار جالب مکعبی که دل آن خالی است و حجمی به اندازه کلیسای نتردام را در برمی‌گیرد و از سادگی به صلاحیت اهرام مصر می‌ماند، به دور نمای شهر پاریس می‌نگرد و نشان می‌دهد، می‌توان طرحی بسیار متحول عرضه کرد، اما به سایر ارزش‌هایی که زبان گویای فرهنگ معماری ملت فرانسه و شهر پاریس است، نیز احترام گذاشت و خلاصه به تشدید اثر علایم در موازات این فرهنگ پرداخت و نه تخریب آن.
هنگامی که مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو در پاریس به کنکور گذاشته شد، «روژه» و «پیانو»، طراحانی که جایزه اول کنکور را از آن خود ساختند و طرح‌شان پا گرفت و به اجرا درآمد، ویژگی ایده‌شان این بود که در بدنه‌های کریستال مانند و شفاف طرح، مجموعه ای از تصاویر معماری قرون گذشته(که بین تاریخ جوامع پیشین در شهر پاریس است و در جبهه‌های جابنی خیابان‌های اطراف استقرار دارند) منعکس گردیده و رویت می‌شد، این طرح در زمان خود جنجالی به پا کرد و یکی از موفق‌ترین‌ها بود. اینان سعی در تقلید از گذشته‌ها نکردند اما به ارزش‌های والای فرهنگ پیشینیان بسیار تکیه داشتند و آن را در آینه زمان حال، به رخ ببیننده کشیده بودند، ضمن آنکه از نیازهای انسان معاصر و تکنولوژی ساخت، غافل نبوده، از سیستم استخوان‌بندی مدرن سه بعدی با لوله‌های فولادی ضد زنگ (که شرکت کروپ آلمان آن را ساخت) استفاده نمودند و به بهترین وجه در پاسخگویی به این مهم توفیق داشتند. این نمونه‌ها می‌تواند اندرزی برای معماران ما به ویژه طراحان جوان باشد.
اندیشه معماری و گفت‌و گوی تمدن‌ها
سید علیرضا قهاری - هنگامی که در سال 1099، اورشلیم به دست سپاهیان صلیبی افتاد، مسیحی‌ها چنان مسحور زیبایی مسجد الاقصی و گنبد الصخره آن شدند که با وجود تنفر از دشمنانشان، به جای ویران کردن، مسجد را بدون کوچک‌ترین تغییری به کلیسا تبدیل کردند و مشابه آن را بعدها در ساختن بسیاری از کلیساهای اروپا از جمله «تمپل چرچ - لندن» به کار بستند. از آن پس قلاع نظامی به سبک قلعه‌های اسلامی ساخته شد و پیروی از سبک خانه سازی اسلامی در سراسر اروپا رواج یافت. آنان که در آغاز تردیدی در برتری نیروی نظامی خود نداشته و منتظر بودند که با دشمنی ناآگاه و کینه‌توز روبرو شوند، دیری نگذشت که دریافتند مسلمانان دارای آنچنان تمدن و فرهنگ خیره کننده‌ای هستند که می‌بایست در مقابلش به تواضع سرفرود آورد.
امروزه بسیاری از بناهای باشکوه در سراسر اروپا و آسیای صغیر یادآور دوره‌هایی است که تبادلات فرهنگی میان اروپاییان و مسلمانان (چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ) رونق بیشتری یافت. در اواخر قرن پانزدهم، امپراطور شارل پنجم که بنای باشکوه الحمرا را برای سکونت خود نامناسب دید، در کنار آن قصری ساخت که یکی از خالص‌ترین نمونه‌های معماری رنسانس اسپانیا به شمار می‌رود و اگرچه امروزه الحمراء قصر شارل را به کلی در محاق افکنده، معهذا این دو بنای فاخر در کنار یکدیگر نمونه‌هایی گویا از محصول گفت‌وگوی فرهنگی در حوزه معماری جهان هستند.
تجزیه و تحلیل و شناخت ما از این تبادلات و فلسفه و روح آن (در ایران و جهان)، نیاز به نگرشی نو در تاریخ و اندیشه معماران دارد که ( اگر صورت پذیرد) کمترین نتایج آن ایجاد تغییر بخش اعظمی از تلقی و آموزش و عملکرد معماری و شهرسازی ما خواهد بود.
اگر بخواهیم امروزه در یک گفت‌وگوی فراگیر جهانی در حیطه اندیشه معماری و شهرسازی مطلبی با ارزش برای ارائه داشته باشیم، باید تاریخ معماری و میراث آن را با دیدی جدید بسنجیم و از نو بنویسم، این بدان معنا نیست که با نفی تمدن‌های دیگر بعضی نظریات سیاسی را تقویت و شکل دهی کنیم. اما توجه داشته باشیم که میان اندیشمندان ما در زمینه بزرگداشت فرهنگ معماری گذشته، گرایش‌های متمایز وجود دارد. پژوهش و تاریخ‌نگاری درباره فرهنگ پرشکوه معماری ایران (به مثابه انجام یک تجزیه و تحلیل مجدد و اساسی از تاریخ معماری ایران) نه تنها موجب آشکار شدن جهان بینی و جلوه‌های فراوان آن خواهد شد، بلکه مناسبات جهانی آن (گاهی در همزیستی و گاهی در تضاد) با جلوه‌های معماری و شهرسازی سایر تمدن‌ها را آشکار خواهد کرد.
شناخت همبستگی یا تفاوت‌های گوناگون میان اندیشه معماران در میان ملت‌ها این فرصت را لااقل برای فرهیختگان و صاحب نظران در حوزه معماری و شهرسازی پیش می‌آورد که به آنچه داشته‌ایم و داریم به نظری متفاوت بنگرند و دیدگاه‌ها و نگرش‌هایی نوین با اهداف و ابعادی جدید را تکامل بخشند. این کار می‌بایست، جبرا، بر زمینه‌ای از ادراکات قابل انعطاف در زمینه فلسفه و اندیشه معماری ایران در شرایطی تکیه کند سنت های نیرومند پژوهشگری در جهان و فشار ناشی از حجم عظیم اطلاع رسانی و انتشاراتی معاصر، انجام هرگونه نگرش را تحت الشعاع خود قرار می‌دهند.
آنچه مورد امید است، ذهن‌های مشتاق به ویژه در نسل معماران جوان برای درک جدیدی ار آموخته‌هاست، و نیز گرایشی است فزاینده که در ارزیابی تاریخ معماری خود به کار می‌بندند. زمانی که این کار صورت گیرد، معماران جوان آموخته‌های خود را مرور می‌کنند تا از میان‌شان چیزی برای ارائه و چالش بیابند. وظیفه اندیشمندان ما در حوزه معماری و شهرسازی، جوابگویی به این نیاز است. اگر این امر خطیر امروز هم آغاز شود، چندان دیر نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات