محمدعلی سبحانی/ سفیر سابق ایران در بیروت
هنگامی که روز بیست و پنجم ژانویه سال 2006 جنبش حماس (مقاومت اسلامی فلسطین) در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین به پیروزی رسید فصل جدیدی را برای این جنبش و مبارزات مردمی و اسلامی فلسطین و نیز برای آینده سیاسی در فلسطین رقم زد. پیروزی حماس زلزلهای را بین فلسطینیها و میان صهیونیستها و نیز در سطح منطقه به وجود آورد که هنوز با گذشت ماهها پسلرزههای آن ادامه دارد.
1- «فتح» شکست بزرگ و تاریخی خود را که در غیاب عرفات توقع آن وجود داشت تجربه نمود. این ناکامی رهبران فعلی حرکت فتح را با بحران سختی مواجه ساخت، به نحوی که دستاوردهای سیاسی خود را در طول دهها سال حاکمیت مطلق بر صحنه سیاسی فلسطین منجمله ارتباطات خارجی، توافقات منطقهای و بینالمللی، در اختیار داشتن نهادهای سلطه خودگردان و کمکهایی که با این عنوان از جهان خارج دریافت مینمود همه و همه را در یک چالش واقعی دید.
2- رژیم صهیونیستی که با سلطه خودگردان توافقات زیادی را براساس دیدگاههای حرکت فتح پس از تغییر دادن منشور سازمان آزادیبخش فلسطین و به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر انجام داده بود خود را با دولتی مواجه دید که نه فقط اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد بلکه بر مبارزه مسلحانه با آن اصرار میورزد.
3- آمریکا و دولتهای بزرگ دیگر که در به وجود آمدن روند صلح فلسطینی ـ اسرائیلی در طول بیش از 15 سال گذشته نقش اساسی داشتند با حاکمیتی فلسطینی مواجه شدند که نه تنها روند صلح را تایید ننموده است بلکه روند صلح را روندی ظالمانه معرفی نموده که کمترین ملت فلسطین را استیفا ننموده است. نکات ذکر شده فوق تاثیرات راهبردی پیروزی حماس در تحولات فلسطین به حساب میآیند. فرصتهای پیشروی حماس عبارتند از: تشکیل دولت وحدت ملی، تشکیل دولت متکی به نیروهای خود، بازگشت به مبارزه و خالی کردن میدان مبارزات سیاسی و سپردن آن به فتح است.
تشکیل دولت وحدت ملی
حماس از ابتدا نیز با همین رویکرد در جهت تشکیل دولتی با حضور کلیه نیروهای موجود گام برداشت اما توقع حماس این بود که وزارتخانههای کلیدی را در اختیار داشته باشد و در مقابل حرکت فتح شروطی را مطرح نمود که از جمله آن در اختیار داشتن وزارتخانههای کلیدی بود. اگر دولت حماس موفق به تشکیل دولت وحدت ملی شده بود، میتوانست با تقسیم کار مناسب شرایط را برای استمرار کمکهای بینالمللی و کاهش فشارهای خارجی و داخلی فراهم نموده و از محاصره اقتصادی و فشارهای گسترده نظامی و امنیتی تا حدودی خلاصی پیدا کند.
تشکیل دولت با اتکا به تواناییهای خودش
حماس با این امید که با حمایتهای مردمی و برخی دولتهای منطقهای خواهد توانست بار سنگین تشکیل دولت را بر دوش بگیرد این گزینه را انتخاب نمود اما بلافاصله همه راهها به روی او بسته شد، قطع کمک باعث بحران مالی در دولت شده و عدم پرداخت حقوق کارکنان دولت را به دنبال داشت و عدم پرداخت حقوق کارکنان منجر به بحرانهای اداری و اجرایی و سرانجام نارضایتی و بحرانهای اجتماعی گردید. رژیم صهیونیستی برای تضعیف دولت حماس علاوه بر بلوکه نمودن درآمدهای مالیاتی به دستگیری وزرای عضو کابینه حماس و نمایندگان مجلس قانونگذاری فلسطین نیز مبادرت نمود تا دولت تازه تأسیس حماس را با فشارهای جدیتری مواجه ساخته و عملا نشان دهد که اجازه هیچگونه موفقیت و پیشرفتی را به این دولت نخواهد داد.
بازگشت به مقاومت و خالی نمودن صحنه سیاسی
بدیهی است که انتخاب چنین راهی برای حماس دشوارتر از هر گزینه دیگری است و صحنه فلسطین را نیز با خطرات و مشکلات زیادی مواجه خواهد ساخت اما در صورتی که این بحرانها به همین شکل ادامه پیدا کند و رژیم اشغالگر نیز با استمرار فشارها و اشغال مجدد مناطق فلسطینی در غزه موجب تشدید بحرانها شود و دستگیریها ادامه پیدا کند علیرغم همه دشواریهای آن انتخاب چنین گزینهای محال نخواهد بود.
نتیجهگیری
بهترین گزینه کنونی در صحنه فلسطین دولت وحدت ملی است و این دولت میتواند با ایفای نقش مناسب اولاً به بازسازی اوضاع داخلی در فلسطین پرداخته و اختلافات داخلی را کاهش بدهد و خطر بروز جنگ داخلی را از میان بردارد. ثانیاً با تنظیم گفتوگوهای خود با طرفهای خارجی به ویژه اروپا و آمریکا کمکهای خارجی را تامین نموده و بحران مالی دولت فلسطین را پایان دهد. ثالثاً جنبش حماس که در حال حاضر تحت فشارهای شدید برای تغییر مواضع اصولی خود میباشد تا حدودی از این فشارها خلاصی پیدا کند.
چشمانداز
شرکت حماس در انتخابات و پیروزی و تشکیل دولت تجربهای تلخ در مسیر مبارزات ملت مظلوم فلسطین است و این تجربه نشان میدهد که رژیم صهیونیستی علیرغم بحرانهایی که با آن مواجه شده است به آسانی امتیازاتی را به فلسطینیها نخواهد داد؛ چنانچه اجازه نداد جنبش حماس و طرفداران پرشمار آن در صحنه فلسطین طعم شیرین پیروزی را احساس کنند. جنبش حماس و همه مبارزان فلسطینی یک بار دیگر به این نتیجه میرسند که برای احقاق حقوق خویش راهی جز مبارزه و مقاومت ندارند. شرایط جاری در فلسطین نشان داد که صلح با اسرائیل برای فلسطین سرابی بیش نیست و آینده کوتاه مدت و میان مدت استمرار و تشدید بحرانها، درگیریها و کشتار مردم بیدفاع فلسطین و تشدید مقاومت مسلحانه خواهد بود.
در این مرحله تنها راهی که میتواند از تبدیل بحرانها به تراژدی انسانی جلوگیری کند، دولت وحدت ملی است که با رعایت حداقلهای همه طرفهای درگیر، تفاهم و آرامش نسبی را ایجاد کند. اگر طرفهای یاد شده این موقعیت را از دست بدهند برای حماس و گروههای جهادی فلسطین راهی جز ترک صحنه سیاسی باقی نمیماند و این گزینه به خلاء سیاسی در صحنه فلسطین منجر خواهد شد و وضعیت را به سمت نامعلوم و غیرقابل پیشبینیای سوق خواهد داد.