افسانه پرچکانی
تنگه هرمز به عنوان یک آبراه بینالمللی از ارزش استراتژیکی خاصی برخوردار است و در میان تنگههای استراتژیک جهان اهمیت ویژه دارد. این تنگه در جنوب غربی آسیا و در امتداد پیشرفتگی آبهای اقیانوس هند در مدخل خلیج فارس قرار دارد. تنگه هرمز، خلیج فارس و دریای عمان را که دارای دو ماهیت حقوقی متفاوتند به هم میپیوندد و کم فاصلهترین منطقه دریایی بین شبه جزیره عربستان و فلات ایران است. (8 – حافظ نیا، 82) در تعریف محدوده تنگه هرمز گفتهاند که از فضای بین دو خط فرضی که اولی دو نقطه «راس دبه» و «دماغه الکوه» را در دریای عمان و دومی «راسالشام» یا «شیخ مسعود» و «جزیره هنگام» را در مدخل خلیج فارس به هم متصل میکند و طول آن را در امتداد خط منصف 187 کیلومتر ذکر کردهاند (9- میرحیدر، 66)؛ ولی از آنجایی که از حیث جنبههای نظامی و استرتژیک، فضای یاد شده به همراه فضایی که جزایر مجاور تنگه را در داخل خلیج فارس (جزایرقشم، لارک، هنگام، ابوموسی و تنبها) اشغال میکند، در مجموع یک واحد را تشکیل میدهد، بهتر است حد غربی تنگه را خط فرضیای بدانیم که بندر بستانه را در غرب بندر لنگه به شرق بندر دبی متصل میکند. طول تنگه هرمز بر اساس این محدوده تعیین شده، حدود 310 کیلومتر است. تنگه هرمز هلالی شکل است که قوس آن رو به شمال به طرف داخل فلات ایران قرار دارد و در نتیجه بیشترین منطقه ساحلی آن در کشور ایران قرار گرفته است. (10- حافظ نیا، 82)
ژئوپولیتیک تنگه هرمز
تنگه هرمز یکی از تنگههای استراتژیک جهان است که به دلایل اقتصادی و ژئواستراتژیکی از اهمیت ویژهای برخوردار است. واقع شدن تنگه هرمز همراه با ارزشهای ژئواستراتژیک آن در سطح تماس اهداف دو قدرت بری و بحری و نیز قرار گرفتن در کانون بخش مرکزی ریملند باعث شده که همواره در استراتژیهای نظامی دو قدرت بحری و بری مورد توجه قرار گیرد. تنگه هرمز نقش ارتباطی خود را از گذشتههای دور حفظ کرده است و با انتقال نفت خلیج فارس به کشورهای صنعتی و غیرصنعتی در رفع نیازهای نظامی، خدماتی، رفاهی و صنعتی آنها نقش مهمی دارد.
جنبههای ژئوپولیتیکی تنگه هرمز در قالب اهمیت ژئواستراتژیکی، اهمیت ارتباطی و اقتصادی آن تجلی می یابد و این دلایل است که از اظهارنظر آلبرکوک مهاجم پرتغالی به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس در سال 1507 مبنی بر این که هر دولتی به سه تنگه هرمز، بابالمندب و مالاکا تسلط داشته باشد بر جهان مسلط خواهد بود را تا به امروز معتبر میکند. (11- الهی،82)
تنگه هرمز به لحاظ اهمیت اقتصادی و جغرافیایی و تاثیر در منافع قدرتهای رقیب غرب در آثار بسیاری از صاحبنظران، به عنوان نقطه فشار و کنترلی شناخته میشود که از طریق آن میتوان گلوی اقتصاد دنیای صنعتی غرب را فشرد زیرا بخش عمدهای از نفت مورد نیاز اروپای غربی، ژاپن، آمریکا و سایر کشورهای صنعتی در شرق آسیا از تنگه هرمز عبور میکند.
اهمیت ژئواستراتژیک تنگه هرمز
تنگه هرمز از اهمیت ژئواستراتژیک ویژهای برخوردار است که آن را در هر دو استراتژی بری و بحری وارد میکند زیرا این تنگه به عنوان مکمل هر دو استراتژی بری و بحری شناخته میشود. تنگه هرمز به دلیل ویژگیهای جغرافیایی و حقوقی، تنگهای بینالمللی است که در استراتژی هوایی و اتمی نیز مورد توجه است و قدرتهای جهان برای به دست آوردن کنترل تنگه با هم رقابت میکنند زیرا با این کنترل میتوانند موازنه قدرت جهانی را به نفع خود تغییر دهند.
میتوان دلایل اهمیت ژئواستراتژیک تنگه هرمز را به این شرح خلاصه کرد:
- قرار داشتن در مسیر انتقال نفت مورد نیاز جهان غرب به عنوان یک نقطه کنترل و اعمال فشار
- واقع شدن در ابتدای دهلیز فلات ایران
- قرار داشتن در موقعیت مناسب برای ورود قدرت بحری
- قرار گرفتن در موقعیت گسترش بحران به صحنه عملیات اقیانوس آرام
- موقعیت تنگه هرمز در حاشیه و صحنه کشمکش دو قدرت زمینی و دریایی
- ایجاد پیوستگی برای نیروی دریایی
- ایجاد تسهیلات برای تدارک نیرو و پشتیبانی
- تناسب جغرافیایی و حقوقی تنگه هرمز برای عبور واحدهای ویژه دریایی و هوایی
- تنگه هرمز به عنوان مکمل استراتژی بری
- تامین امنیت جناح چپ نیروهای قدرت بری
- متکی بودن تنگه هرمز به آبهای آزاد اقیانوس هند (12 – صفوی،80)
نگاهی گذرا به اهداف قدرتهای جهانی در خلیج فارس و تنگه هرمز
تنگه هرمز واقع در مرکز ریملند که دو بخش شرقی و غربی و جنوبی و شمالی آن را به هم پیوند میدهد، از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا کنترل این تنگه به معنی کنترل چهار بخش ریملند است. قدرتهای کنونی جهان در خلیج فارس و تنگه هرمز، آمریکا و شوروی هستند اما نگاهی به تاریخچه فعالیت قدرتهای جهانی در طول تاریخ، این موضوع را آشکار میکند که این تنگه همیشه مورد توجه قدرتها بوده است و بین پرتغال، هلند، انگلیس، روسیه و فرانسه برای تسلط بر خلیجفارس رقابت وجود داشته است.
انگلیسیها پیش از به قدرت رسیدن آمریکا در خلیجفارس به عنوان قدرت صاحب نفوذ در منطقه خلیجفارس حضور داشتند. اهداف دولت انگلستان در منطقه خلیجفارس، استفاده از موقعیت آن به عنوان مسیر ارتباطی اروپا و مدیترانه با هندوستان و نیز اهداف تجاری و سیاسی و استراتژیک در منطقه بود. مجموعه ارزشهایی که در خلیجفارس نهفته بود، انگلستان را به صورت دولتی هوشیار و مراقب نفوذ دیگران درآورده بود که امکان استفاده از سواحل و بنادر آن را به دولتهای دیگر نمیداد.
انگلیس تلاش داشت تا با اتخاذ این سیاستها موقعیت و سیادت خود را در خلیجفارس حفظ کند:
- تضعیف ایران تا آن حد که در اندیشه حمله به هندوستان نباشد زیرا سابقه تصرف هندوستان از سوی ایران وجود داشت.
- اتحاد با ایران برای جلوگیری از اتحاد ایران با کشورهای رقیب نظیر روسیه، فرانسه و آلمان.
- مشغول کردن ایرانیها و روسها با یکدیگر و درگیر کردن آنها به جنگ برای انحراف از توجه به هندوستان.
- سلطه سیاسی - نظامی بر ایران و استفاده از آن به عنوان پایگاه و سد دفاعی برای حفظ هندوستان.
- کسب امتیازات مختلف اقتصادی در ایران.
- فراهم کردن تسهیلات لازم برای فعالیت بازرگانان انگلیسی در ایران. (13- حافظ نیا، 82)