* آقای جهرمی باید روزهای پرکاری داشته باشید، این طور نیست؟
** بله، روزهای پرکاری است. سفرهای استانی و کار سنگین دولت وقت زیادی از همه ما گرفته است. سفرهای خوبی به استانها و مناطق محروم داشتهایم که کارساز بوده است. نتیجه این اقدامات بعدها نمود پیدا خواهد کرد.
* پس باید منتظر تحولات جدیدی در کشور؛ باشیم، اینطور نیست؟
** اگر امسال را به سلامت بگذرانیم، بهطور قطع برای سالهای بعد حرفهای زیادی برای گفتن خواهیم داشت.
* چرا امسال نه؟
** به این دلیل که بودجه کار خودمان نیست و از ابتدای سال، کار دست ما نبوده است، اما برای سالهای بعد برنامههای خوبی داریم.
* چه برنامههایی آقای دکتر؟
** در بخش خودم کارهای زیادی وجود دارد که باید انجامشان داد. از تغییر قانون کار بگیرید تا اصلاح ساختار وزارت کار و امور اجتماعی. قرار است در تمامی وزارتخانهها معاونت کارآفرینی ایجاد شده و با این وزارتخانه مرتبط باشد. علاوه بر آن در صدد هستیم به منظور تشویق کارفرمایان برای گرفتن کارگر از مراکز کاریابی تحت پوشش وزارتکار، سهم بیمه کارفرمای این کارگران را از سوی وزارتکار پرداخت کنیم. همچنین به دنبال ایجاد شورای سازش در کارخانهها هستیم تا قبل از اینکه دعاوی کارگر و کارفرما به هیاتهای حل اختلاف برسد، در کارخانه و بنگاه حل و فصل شود. همچنین در صدد هستیم دریافت تسهیلات را آسان کنیم و مقرر شده است بانکها حداکثر ظرف مدت 45 روز نظرات خود را نسبت به درخواستهای کارآفرینان اعلام کنند و در صورت پرداخت نکردن تسهیلات، دلایل آن به کار گروه استان اعلام شود. دولت هم به شدت دنبال این است که نرخ بهره را کاهش دهد.
* در زمینه ایجاد کار و اشتغال چه؟ آیا برنامهای دارید؟
** اشتغال یکی از شعارهای مهم دولت نهم است. این موضوع واقعاً جزو دغدغههای شخصی رئیس جمهوری هم هست، اما در ارتباط با سرمایهگذاریهایی که در حوزه اشتغال زایی صورت گرفته، استراتژی مناسبی در این بخش وجود ندارد. برنامه چهارم چند تکلیف از جمله، افزایش نرخ مشارکت از 39 درصد به 43 درصد، کاهش نرخ بیکاری به 4/8 درصد، کاهش نرخ بیکاری زنان از 6/18 درصد به 3/9 درصد، کاهش نرخ بیکاری جوانان از 6/26 درصد به 6/12 درصد، کاهش نرخ بیکاری فارغالتحصیلان از 63/15 درصد به 4/8 درصد، فاصله نرخ بیکاری مناطق از 16درصد به حداکثر پنج درصد، ایجاد 900 هزار فرصت شغلی در سال و ایجاد چهار میلیون و 483 هزار و 300 فرصت شغلی در طول برنامه چهارم را بر عهده ما گذشته است. اشتغال امری تبعی است. همه چیز بستگی به سرمایهگذاری دارد. تا فن و حرفه و فرهنگ کار رونق نگیرد، اشتغال درستی صورت نخواهد گرفت. زیربنای اشتغال، سرمایهگذاری است و زیربنای سرمایهگذاری، اصلاح در بازار پول و سرمایه. تعادل بخشیدن به بازار کار، قبل از اینکه بخواهد صورت بگیرد، باید مسأله بازار پول و سرمایه و کالا و خدمات حل شده باشد. برای ایجاد یکمیلیون شغل، باید بین 20 هزار تا 40 هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری جدید کرد. اگر سرمایهگذاری جدید صورت نگیرد اشتغالی در کار نخواهد بود. من واقعاً اعتقاد دارم که باید شرایط سرمایهگذاری را ایجاد کرد و بعد توقع اشتغال داشت. وزارتخانههای اقتصادی باید به گونهای عمل کنند که بستر مناسب برای کار و اشتغال فراهم شود.
* پس نقش وزارتکار چیست؟
** افزایش انطافپذیری در بازار کار، کاهش هزینههای مبادله و بالطبع استفاده از نیروی کار، تنظیم قوانین کار و تأمین اجتماعی با توجه به نیاز بازار کار، ایجاد ارتباط سیستماتیک بین نظام آموزشی و نیازهای بازار کار، ارتقای سطح مهارت (فنی، کسبوکار و کارآفرینی)، کاهش پدیده چند شغلی و پرکاری با تأمین معیشت، افزایش اشتغال از طریق گسترش کارآفرینی و ایجاد مراکز خدمات مشاوره و توسعه کارآفرینی و افزایش پوشش یبمه بیکاری از جمله کارهایی است که ما باید پیگیری کنیم. گذشته از آن، طبق برنامه چهارم که ما متعهد به اجرای آن هستیم، باید نرخ بیکاری را از 3/12 به 4/8 برسانیم. یعنی باید پنج میلیون شغل ایجاد کنیم. البته هر سال حدود یکمیلیون نفر به نیروهای متقاضی کار اضافه میشود. اگر سرمایهگذاری در بستری امن و سودآور شکل بگیرد، اشتغال مطابق برنامهها پیش خواهد رفت. ما در دولت بستر را فراهم کرده و پیگیری میکنیم که دیگر وزارتخانهها به وظایف خود عمل کنند. ایجاد فضا برای کسبوکار و تجارت، کار وزارتکار و امور اجتماعی نیست. دیگر وزارتخانههای اقتصادی باید به گونهای عمل کنند که بستر مناسب برای کار و اشتغال فراهم شود. البته باید یادآوری کنم که تغییراتی در حوزه کاری این وزارتخانه به منظور تحقق اهداف ذکر شده ایجاد شده است.
وزارتکار و امور اجتماعی، ساختار را عوض کرده و معاونتهای کارآفرینی و سیاستگذاری منابع انسانی ایجاد کرده است. بخشی از معاونتها جابهجا شدهاند و معاونتی به نام «معاونت کارآفرینی» راهاندازی شده است. معاونت دیگری به نام «معاونت برنامهریزی منابع انسانی و سیاستگذاری اشتغال» هم به وجود آمده است. این دو معاونت زاییده تفکرات جدیدی است که به این وزارتخانه تزریق شده است. در استانها و سازمان کار و آموزش فنی راه انداختهایم. زیرمجموعه بعضی معاونتها هم تغییر کرده است. با ادغام بعضی حوزهها و شکل گرفتن بعضی ادارهها مثل اداره کل کارآفرینی و هدایت نیروی انسانی، اداره کل کاریابیهای داخلی و خارجی هم به تشکیلات ما اضافه شده است. سعی ما هم این بوده است که معاونتها و مدیران کل را متناسب با دیدگاههای جدید، منصوب کنیم. در بدنه وزارتکار، نیروی انسانی خوبی وجود دارد. هم در وزارتکار و امور اجتماعی و هم در استانها، این بدنه باید قبول کند که تفکر عوض شده و رویکرد تغییر کرده است.
* یک بار گفته بودید قانون کنونی مانع کسب و کار است.
** این یک تیتر روزنامهای بود، اما تا حدودی آن را قبول دارم. قانون فعلی باید تغییر کند. من گفته بودم اگر بتوانیم مقرراتزدایی کنیم، قطعاً بیش از 80 درصد مشکلات بنگاهها در حوزه روابط کارگری و کارفرمایی، حل خواهد شد. ما نمیگوییم قانون کار نباید اصلاح شود اما این قانون در 95 درصد بنگاهها نیاز به اجرا ندارد و مستثنی هستند. ایراد کار را باید در جای دیگر جستوجو کرد.
* ایراد کار کجاست؟
** در ناکارآمدی بنگاهها؛ به این دلیل که مشکل اساسی ما میرایی بنگاههاست، چراکه مهارت کسبوکار در ابتدا وجود نداشته است. بررسیهایی که در ارتباط با انگیزه کسبوکار در دانشگاه صنعتی شریف انجام شده است نشان میدهد 5/19 درصد از دانشجویان این دانشگاه برای ایجاد کسبوکار انگیزه دارند اما این انگیزه در جامعه حدود 10 درصد است. در ادامه این بررسیها از میزان مهارتهای لازم در ایجاد کسبوکار نیز سؤال شده که مشخص شده کمتر از پنج درصد از افراد، مهارت لازم را برای ایجاد کسبوکار دارند، د حالی که این رقم در جامعه کمتر از یک درصد است. بنابراین ضروری است در کنار مهارتهای فنیوحرفهای مهارتهای کسبوکار و کارآفرینی نیز ارتقا یابد. به نظر من اصلاح ساختار این روند مهمتر از اصلاح ساختار قانون است.
* جریان طرفداری شما از بنگاههای کوچک چیست؟
** 98 درصد از بنگاههای فعال را در اقتصاد ایران واحدهای کوچک و متوسط تشکیل میدهند. در دنیای امروز خیلی از کشورها برای حل بحران اشتغال، با وجود مشکلات سرمایهگذاری و خیلی از معضلات اقتصادی و اجتماعی خود، سیاستهای تشویق ایجاد و راهاندازی شرکتهای کوچک را در دستور کار قرار دادهاند. در انگلستان این سیاست اجرا شد و خیلی هم موفق بوده است. در انگلستان و خیلی جاهای دیگر، شرکتهای بزرگ به راهاندازی شرکتهای کوچک و متوسط تشویق شدهاند. در ایران ما 2 درصد بنگاه بزرگ داریم و هدف ما این است که این 2 درصد را تشویق به راهاندازی و ساماندهی شرکتهای کوچک کنیم.
اگر این اتفاق بیفتد، درصد قابل توجهی از بنگاههای کوچک، از امکانات تحقیقات و بازاریابی و مدیریت بنگاههای بزرگ استقاده خواهند کرد. اگر بخواهیم بنگاههای کوچک را توسعه بدهیم، باید به سمت «هلدینگ» سازی حرکت کنیم. اگر بنگاههای کوچک با هم ائتلاف کنند و تحت نفوذ یا مدیریت یک هلدینگ فعالیت کنند، بخش عمدهای از نقاط ضعف بنگاههای کوچک پوشش داده خواهد شد و عمر 5/2 ساله پایداری بنگاه به 10 تا 15 سال خواهد رسید. «میرایی» بنگاه کوچک با این سیاست، به تعویق میافتد. من معتقدم تنها راه تزریق خونی تازه به رگهای اقتصاد ایران، رونق بنگاههای کوچک است.