تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۲  ، 
کد خبر : ۱۳۹۸۹۸

پاییز جنگجوی بی‌رحم


سهراب نیکخواه
«سال 2005، سال فرصت‌های بزرگ است.»؛ این جمله را آریل شارون، نخست‌وزیر اسرائیل چند روز پیش از آغاز سال 2005 (دقیقاً 16 دسامبر 2004) گفت، ولی یک سال و چند روز بعد (4 ژانویه 2006) بر اثر سکته مغزی روانه بیمارستان شد. جدا از سکته مغزی، شارون آن‌طور که فکر می‌کرد سال خوبی در پیش نداشت. مشکلات شارون پیش از آغاز سال 2005 شروع شده بودند ولی مرگ مشکوک یاسر عرفات آنقدر به کام نخست‌وزیر اسرائیل خوش آمده بود که گمان نمی‌کرد دیگر مشکلی بر سر راهش وجود داشته باشد.
شارون و عرفات هر دو در یک سال به دنیا آمدند و در تمام این سال‌ها سرسخت‌ترین دشمنان یکدیگر به شمار می‌رفتند؛ حذف عرفات یعنی آزادی شارون. با این حال همان‌طور که برخی از تحلیل‌گران خاورمیانه معتقدند، اسرائیل در نبود یک دشمن خارجی، دچار مشکلات داخلی می‌شود؛ عقب‌نشینی ارتش اسرائیل از نوار غزه و بخش کوچکی از کرانه باختری رود اردن، جرقه‌ای بود بر آتش زیر خاکستر اختلافات درونی سیاستمداران اسرائیل.
تندروی علیه تندرو
پس از آنکه آریل شارون توانست اعضای لیکود و سپس پارلمان اسرائیل (کنست) را برای خروج از نوار غزه و برچیدن شهرک‌های یهودی‌نشین این منطقه متقاعد سازد، مخالفان به رهبری بنیامین نتانیاهو ـ نخست‌وزیر سابق و وزیر اقتصاد دولت شارون ـ اواخر ماه سپتامبر طرحی را تهیه کردند که براساس آن، انتخابات زودهنگام درون حزبی انجام می‌شد. این طرح در صورت تصویب می‌توانست رهبری شارون بر لیکود را به چالش کشد. در جلسه‌ای که به همین منظور تشکیل شده بود، شارون برای ایراد یک سخنرانی احتمالاً تند روی صحنه رفت ولی متوجه شد که میکروفون قطع شده است! او این جلسه را با عصبانیت ترک کرد.
در هر صورت طرح مذکور با 1433 رأی مخالف در برابر 1329 رأی موافق به نتیجه نرسید. با این حال همگان متوجه شدند موقعیت شارون در حزبی که خود از اصلی‌ترین بنیانگذارانش بود، متزلزل شده است. 45 روز بعد از این جدال سخت، یکی از اصلی‌ترین منتقدان شارون به رهبری حزب کارگر رسید. حزب کارگر، روزگاری اصلی‌ترین رقیب لیکود به شمار می‌رفت، اما شیمون پرز در زمان رهبری خود بر حزب کارگر، با شارون، دولت ائتلافی تشکل داد. امیر پرتز 53 ساله که ریاست سندیکای کارگری اسرائیل (هیستادروت) را برعهده دارد و یک سوسیال دموکرات به شمار می‌رود، در ماه نوامبر به رهبری حزب کارگر رسید. او در مبارزات انتخاباتی‌اش اعلام کرده بود به حضور اعضای حزب کارگر در دولت خاتمه داده و خواستار انتخابات پارلمانی پیش از موعد خواهد شد.
همچنین پرز معتقد به دادن امتیازات بیشتر به فلسطینیان و دستیابی هرچه سریع‌تر به صلح است. از سوی دیگر او به عنوان یک سوسیالیست، مخالف سیاست‌های اقتصادی دولت راست‌گرای شارون بود. بدین‌ترتیب دومین ضربه ناخوشایند بر شارون وارد شد. او پس از تزلزل موقعیت در لیکود، متحد خود در حزب کارگر را نیز از دست داده بود و اکنون باید هم به انتخابات درون حزبی در ماه آوریل و هم به انتخابات پارلمانی پیش از موعد می‌اندیشید.
در این زمان، تحلیل‌گران خاورمیانه معتقد بودند شارون سه راه پیش‌رو دارد؛ اعلام بازنشستگی سیاسی، خروج از لیکود و تأسیس یک حزب جدید یا ادامه مبارزه.
خداحافظی از لیکود
هنگامی که در سال 1977 حزب تازه تأسیس لیکود توانست بر سه دهه استیلای حزب کارگر بر ارکان سیاسی اسرائیل پایان دهد، کسی گمان نمی‌کرد که روزی دو تن از رهبران این دو حزب رقیب با یکدیگر، بر سر تأسیس یک حزب تازه تأسیس به توافق برسند اما ظهور جوانان تندرو ـ نسبت به سیاست‌های هرکدام از این دو حزب ـ باعث شد پیرمردهای اکنون محافظه‌کار شده با یکدیگر ائتلاف کنند.
یازده روز پیش از پیروزی پرز در حزب کارگر، آریل شارون به دیدار موشه کاتساف (یا موسی قصاب) رئیس‌جمهور اسرائیل رفت و از او درخواست انحلال پارلمان را کرد.
ساعتی پس از پایان این ملاقات، شارون با انتشار نامه‌ای خطاب به لیکود، کناره‌گیری خود را از این حزب اعلام کرد.
بلوک لیکود در سال 1973 از مجموع چند حزب راست‌گرا برای پایان دادن به قدرت مطلق حزب کارگر تشکیل شد. در صحنه سیاسی اسرائیل، تقسیم‌بندی چپ و راست بیشتر براساس تمایل یا عدم تمایل به مصالحه با فلسطین انجام می‌شود. بر همین اساس می‌توان لیکود را حزبی راست‌گرا دانست که جناح تندرو آن به شدت با دادن هرگونه امتیازی به فلسطینیان و تخلیه اراضی اشغالی مخالفت می‌‌ورزد.
هنگامی که شارون این حزب را تأسیس کرد به تازگی از ارتش استعفا داده بود و سیاست‌های سرسختانه‌ای علیه مردم و سیاستمداران فلسطینی اجرا می‌کرد اما حدود سی سال فعالیت سیاسی، از ژنرال آریل شارون تندرو یک سیاستمدار میانه‌رو ساخت. البته واضح است که این میانه‌روی را باید در چارچوب فضای سیاسی اسرائیل و دیگر گرایشات سیاسی آن تعبیر کرد وگرنه شارون همچنان یک تندرو ضدفلسطینی است.
در هر حال تندروهای لیکود به شارون اجازه پیشبرد سیاست‌هایش را ندادند و همین عقب‌نشینی‌های اندک را نیز نپذیرفتند. او یک روز پس از آنکه جدایی‌اش از لیکود را به اطلاع همگان رساند، اعلام کرد در حال تأسیس یک حزب سیاسی تازه لیبرال ملی است که او با کمک آن می‌خواهد «شالوده‌های یک معاهده صلح» با فلسطینی‌ها را پی‌ریزی کند. حزبی که شارون آن را تأسیس کرد مواضع سیاسی از دو جناح چپ و راست را انتخاب کرده است.
از یک سو خواستار انحلال گروه‌های مبارز فلسطینی است و از سوی دیگر طرفدار کاهش فقر در میان مردم فلسطین. با این حال شارون تأکید کرد که همچنان به طرح نقشه راه پایبند است.
تأسیس یک حزب جدید در میانه جناح‌های موجود اسرائیل می‌تواند آرایش فضای سیاسی این کشور را تغییر دهد. تاکنون هیچ‌یک از احزاب میانه‌رو اسرائیل نتوانسته‌اند به قدرت برسند. به دنبال تأسیس حزب جدید از سوی شارون، گمانه‌زنی‌ها و تحلیل‌ها از سوی آگاهان به مسائل خاورمیانه آغاز شد.
در فاصله اندکی از آغاز به کار حزب شارون که اکنون کدیما (پیشرو) نام گرفته بود، جمعی از سیاستمداران معروف اسرائیل به آن پیوستند. شائول مرفاز (وزیر دفاع)، ایهود المرت (وزیر دارایی)، تزیپی لیونی (وزیر دادگستری)، می‌یر شیتریت (وزیر حمل‌ونقل) و سرانجام شیمون پرز (رهبر شکست‌خورده حزب کارگر) از جمله این افراد بودند.
همگان منتظر انتخابات زودهنگام و نتیجه آن بودند. در حالی که نظرسنجی‌ها از محبوبیت آریل شارون خبر می‌داد و به نظر می‌رسید برای اولین بار در تاریخ اسرائیل یک حزب میانه‌رو تنها چند ماه پس از تأسیس می‌تواند به صدر قوه مجریه برسد، در روزهای آغازین سال 2006 همه چیز تغییر کرد.
دنیا بدون شارون

سکته مغزی آریل شارون او را راهی بیمارستان کرد و خبر وخامت حالش به زودی در سراسر دنیا منتشر شد. نخست‌وزیر 77ساله اسرائیل تحت چند عمل جراحی سنگین قرار گرفت ولی همچنان در وضعیت مناسبی به سر نمی‌برد. در نبود شارون، کابینه اسرائیل به ریاست ایهود اولمرت تشکیل شد. در همین حال، گمانه‌زنی‌ها برای سرنوشت حزب تازه تأسیس کادیما آغاز شد. براساس نظرسنجی‌ها این حزب علی‌رغم وضعیت جدید شارون، همچنان می‌تواند حدود 40 کرسی را در پارلمان 120 نفره اسرائیل را در اختیار گیرد و به این ترتیب نخست‌وزیر را از میان حزب خود معرفی کند.
در این شرایط، ایهود اولمرت ـ معاون شارون و وزیر دارایی دولت او ـ به عنوان رهبر موقت کدیما برگزیده شد. اولمرت متولد 1945 در فلسطین و تحصیلکرده در رشته حقوق است. او در سال 1973 برای نخستین‌ بار به عضویت پارلمان درآمد و از سال 1988 چندبار به عنوان وزیر در دولت‌های اسرائیل حاضر شد. اولمرت از سال 1993 تا 2003 شهردار بیت‌المقدس بود و از ماه آگوست سال گذشته پس از استعفای بنیامین نتانیاهو، به سمت وزارت دارایی منصوب شد.
اولمرت هنگامی که شهردار بیت‌المقدس بود نظراتی افراطی راجع به فلسطینیان و مالکیت شهر بیت‌المقدس ابراز می‌کرد ولی اندک اندک به چهره‌ای معتدل تبدیل شد که حتی حاضر به واگذاری بخشی از بیت‌المقدس به دولت فلسطین نیز شد. او چند روز پس از آغاز به کار به عنوان کفیل نخست‌وزیری گفت که اسرائیل باید از بخش‌های وسیع‌تری از کرانه باختری خارج شود.
ولی یک مشکل بسیار بزرگ بر سر راه اولمرت و میانه‌روهای اسرائیل وجود دارد. تنها یک روز پس از آن که اولمرت این سخنان را بر زبان آورد، گروه حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین به پیروزی چشمگیری دست یافت و چند روز بعد اسماعیل هنیه را به عنوان نخست‌وزیر معرفی کرد. این اتفاق می‌تواند تأثیر مستقیمی بر انتخابات ماه مارس اسرائیل داشته باشد. اگر دولت جدید فلسطین حاضر به مصالحه با اسرائیل نباشد، آن‌وقت بعید نیست که رأی اسرائیلی‌ها در روزهای آخر به نفع تندروهای لیکود تغییر کرده و همراهان آریل شارون از انتخاب خود پشیمان شوند.
در هر حال به نظر می‌رسد فضای کلی سیاسی اسرائیل هرچه بیشتر به سوی صلح‌گرایی پیش برود. روی کارآمدن امیر پرتز در حزب کارگر، تأسیس حزب کدیما و پیروزی بنیامین نتانیاهو در انتخابات داخلی حزب لیکود در برابر رقبای تندرو، همگی نشان از ورود اسرائیل به فضایی جدید می‌دهد؛ فضایی که ظاهراً در آن، بوی مصالحه بیش از جنگ به مشام می‌رسد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات