سیدمرتضی خلخالی
4- پرونده جنایی انتفاضه – کشتار شیعیان طی 37 سال گذشته در فرامین حزب بعث و بنیانگذار این حزب، میشل عفلق و خصومت و کینه شخصی صدام به صورت خاصی با شیعیان عراق ادامه ظلم و ستمی است تاریخی که طی قرون گذشته بر شیعیان عراق روا رفته و صدام به استمرار و تشدید آن مبادرت نموده است. متاسفانه کشتار شیعیان عراق که اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل میدهند، همواره با سکوت جامعه جهانی و دنیای عرب و سازمانهای بینالمللی و حقوق بشر مواجه بوده است. صدام حسین و طه یاسین رمضان که شخصا در نابودی شیعیان و آوارگی و کوچ دادن آنها از خانه و کاشانه و مصادره اموال دخیل بودهاند و مباهات میکردهاند پس از سرکوبی قیام انتفاضه شعار معروف (لا شیعه بعد الیوم) را در کلیه مناطق شعیهنشین و به خصوص بقاع متبرکه بر در و دیوار نوشتند و به تبلیغات در این زمینه پرداختند.
یعنی دیگر در عراق شیعه نداریم از نظر مادی و معنوی لطمات و خسارات جبرانناپذیری بر شیعیان وارد شده است عراقیها پناه و ملجئی جز بارگاه ائمه اطهار نداشتهاند، مراقد متبرکه همیشه از طرف بعثیها و صدام حسین مورد اهانت و تخریب واقع شده است. لازم به یادآوری است که مراقد متبرکه در نجف اشرف و کربلا بارها از سوی اسلاف صدام حسین یعنی بنیامیه، بنیالعباس و وهابیان تخریب و ویران شده است. آخرین بار در جریان انتفاضه بارگاه حضرت علی و ابا عبدالله الحسین تخریب شد و بسیاری از زایران که به این مراقد پناه آورده بودند قتل عام شدند. بسیاری از شیعیان را که ایرانیالاصل بودند و تابعیت عراقی داشتند، سلب تابعیت کرد و زن و فرزندان آنها را به زعم این که تا در عراق است از پدر جدا کرد و پدر را به ایران تبعید و مادر و فرزندان عراقی را به زندانها سپرد که که تاکنون اثری از آنها بدست نیامده است.
در جنگ تحمیلی که 8 سال طول کشید صدام حسین بیشرمانه از جوانان شیعه برای شرکت در جنگ اصرار میورزید حتی از دانشآموزان دبستانها و دبیرستانها هم که تحصیل میکردند چشمپوشی نمیکرد و خوشحال بود که این جنگ عامل نابودی نسل شیعه و محبین اهلبیت است. باید گفت شیعیان از هرگونه مقامی در زمینههای سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی محروم بودند. در ارتش حداکثر تا رده افسران جز میرسیدند و تا درجه سروانی یا بازنشسته میشدند و در صورت تمرد، تیرباران میکردند. حدود 80 درصد کشتهشدگان جنگ تحمیلی، از شیعیان عراق و اکراد هستند. کینه و عداوت صدام حسین و حزب بعث عراق نسبت به شیعیان هیچ گاه تخفیف نیافت که علل فراوانی داشت اهم آنها:
1- کینه مذهبی به موجب تعالیم بعث و به مستند کتاب محمد رسول ص رسول العرب تالیف، میشل عفلق، بنیانگذار حزب بعث که 15 سال آخر عمر مجبور به اقامت در عراق شد و حکم اعدام وی ازسوی شاخه حزب بعث سوریه به صورت غیابی صادر گردید. علفق که در عراق پیشاپیش سردمداران بعثی و حتی صدام حسین حرکت میکرد و حرمت خاصی داشت در این سرزمین مرد و به خاک سپرده شد و یک روز سراسر عراق تعطیل و یک هفته عزاداری اعلام شد.
در این کتاب علفق میگوید حضرت محمد پیامبر اعراب است و غیر عرب مسلمان محسوب نمیشود با این دیدگاه تئوریسین حزب بعث به این استدلال ابلهانه میرسد که چون غیراعراب به زبان عربی آشنا نیستند بنابراین تعالیم دین را نمیفهمند و به آن ایمان نمیآورند. صدام با کینه و عداوت خاص نسبت به شیعیان ایرانی، جنگ تحمیلی را به جنگ مسلمین و اعراب علیه قوم مجوس (زردشتیان) تعبیر میکرد و متاسفانه بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی به طور مادی و معنوی در جنگ تحمیلی علیه ایران موضع گرفتند. ملک حسین که از نظر مادی مدیون ملت ایران بود و خود را از نوادگان پیامبر اکرم ص می خواند در آغاز جنگ و در کنار صدام حسین اولین توپ را به خاک ایران و شهر آبادان پرتاب کرد.
2- کینه قومی: صدام حسین به نژاد ایرانی حسد و کینه و دشمنی ویژه داشت و میگفت خداوند در خلقت سه چیز مرتکب خطا!! شده است: پشه، قوم ایرانی و قوم یهود، این حرف بیشرمانه و جاهلانه را در جلسات حزب بعث میگفت و ضدیت با ایرانیان را به شدت ترویج می کرد. آثار مادی و معنویی ایرانیان در عراق را تا آخرین لحظه حکومت که زمان به او مهلت داد نابود و محو و مخفی نگهداشت، سلاطین صفوی، زندیه، افشار و قاجار که جواهرات نفیسی را به بارگاه ائمه اطهار تقدیم و هدیه کرده بودند به یغما برد و حتی به یک قطعه فرش نفیس که مساحت آن 400 متر بود و از ابریشم و مردم مومن نائین بافته بودند توسط شاه عباس به بارگاه حضرت علی هدیه شد در این فرش نفیس و گرانبها و کمنظیر این عبارت نقش بسته بود: هدیه کلب آستان علوی، عباس صفوی.
این فرش به دستور صدام حسین با به قطع و حذف عبارت مذکور ناقص و مدتها این فرش نفیس در شرایط بدی نگهداری و از دید مردم مخفی گردید که مردم عراق تحت تاثیر ایرانیان و هنر آنها قرار نگیرند. بالاخره در جنگ تحمیلی صدام این فرش معیوب و بید خورده را به قیمت یک میلیارد و دویست میلیون فرانک به دولت فرانسه فروخت و به جای آن تعدادی هواپیماهای بمبافکن میراژ -1 دریافت و به وسیله این هواپیماها شهرها و روستاهای ایران و زن و مرد ایرانی را به خاک و خون کشید. خصومت صدام به مراتب از امویان و عباسیان وهابیان نسبت به شیعیان و به خصوص قوم ایرانی شدیدتر و تحریکآمیزتر بود. لازم به تذکر است که قبور ائمه در کربلا و در نجف اشرف بارها توسط خلفای سلسههای اموی و عباسی و غیره و وهابیان با خاک یکسان شد و مجددا توسط ایرانیان بازسازی و ساخته شد.
صدام بر این باور بود که بقاع متبرکه مظاهر حضور و دخالت ایرانیان در عراق است و با ویرانی این اماکن مقدسه تعلق ایرانیان به بقاع مذکور قطع و رابطه بین شیعیان دو کشور گسسته خواهد شد. صدام حسین و حزب بعث بارها میخواستند که بقاع را منهدم کنند که سقوط حکومت امان نداد ولی اکنون این هدف را بعثیها و وهابیها و گروه القاعده به شدت دنبال میکنند. نمونه آن ویرانی بارگاه امامین حضرت جواد و عسگری علیهماالسلام است (سامره) بنا بود که هفته گذشته بارگاه سیدالشهدا و حضرت ابوالفضل نیز همچون بارگاه امامین در سامره ویران شود که این توطئه کشف و عاملین آن دستگیر شدند.
ایرانیان مقیم عراق نقش بارزی از نظر خدمات ارزشمند معنوی و مادی به عراق داشتهاند علما و فقهای بزرگ شیعه ایرانی در استقلال عراق نقش بارز داشتهاند حوزههای علمیه به برکت وجود آنها رونق یافته و آباد گردیده و بسیاری از شیعیان عراق از کمکهای مالی مراجع شیعه طی قرون گذشته بهرهمند بوده و هستند از دوران شیخ طوسی تا به امروز که به سیستانی در عراق اقامت دارد و حاضر نیست به هیچ وجه تابعیت ایرانی خود را با جایگاه حساس مذهبی و سیاسی در این کشور و از لحاظ بینالمللی پیدا نموده از دست بدهد، کمکهای مادی و معنوی و دستورات ایشان جهت وحدت مردم عراق و یکپارچگی و سیادت سرزمین عراق بر احدی پوشیده نیست.
حرمت و شان این عالم بزرگ شیعه ایرانی در میان مسئولین عراقی اعم از سیاستمداران و نظامیان که اکثراً ایشان تقلید میکند موجب مباهات هر ایرانی است. صدام حسین و سایر جنایتکاران بعثی خونجگر میخورند که میبینند این شخصیت بزرگ مذهبی ایرانی چگونه عراق و عراقیها، رهن اشاره و دستورات ایشان هستند. با بزرگواری دستور میدهد که کشتار شیعیان اعم از زن و مرد صغیر و کبیر به دست بعثی و وهابها و گروه القاعده صورت میگیرد صبر پیشه کنند و کظم غیط کنند و انتقام؟؟؟ بگیرند که خونریزی مابین مسلمانان و عراقیها موجب شادی بیگانگان و دشمنان عراق است.
صدام حسین در ظلم و ستم نسبت به ایرانیان و کشتار ایرانیان مقیم و اعدام بسیاری از علما و فقها و شیعه که مردم شیعه آنها را مراد خود میدانند ترحم روا نداشت، اموال آنان را مصادره و خاندانهای بسیاری را بدون حتی بردن اموال منقول از خاک عراق تبعید نمود و آنان که همسر عراقی داشتند و فرزندان آنها را بهزعم اینکه عراقی هستند در عراق بهعنوان اسیر و زندانی نگهداشت. تا از هرگونه فعالیت تبلیغاتی آنها علیه رژیم بعثی که سخت آسیبپذیر بود در امان باشد.
4- سیاست کاهش جمعیت شیعه – صدام حسین در طی سالها حکومت جابرانه و ستمگرانه راههای گوناگون را برای کاهش جمعیت شیعیان که اکثریت ملت عراق را تشکیل میدادند اتخاذ کرد اهم آنها، اعطای تابعیت به اتباع عرب و حتی اعطای تابعیت به سایر مسلمان غیرشیعه، تا بدینوسیله اقلیت بودن اهل سنت را جبران کند، تشویق اهل سنت به سکونت در مناطقه شیعهنشین و بالعکس تحمیل مهاجرت شیعیان به اقامت در مناطق سنینشین تا بدینوسیله شیعیان در مناطق مهجور در غربت و تنهایی به سر برند و هرگونه فعالیت آنها توسط اهل سنت کنترل شود. بدون شک اگر صدام حسین چنین سیاستی را نسبت به شیعیان روا نمیداشت و اخلاف وی نیز به کشتار مداوم شیعیان نمیپرداختند، اینک بدون اغراق اکثریت جمعیت عراق که در برگیرنده 90 درصد بود، از شیعیان تشکیل میشد.
5- تبعیض بین شیعیان ایران و سایر اتباع دول خارجی به هنگام دیدار از عراق. عراق به جای اتخاد یک سیاست معقولانه و استفاده مالی از زائران ایرانی در اتباع مقدسه، ایرانیان را با یک برنامهریزی سختگیرانه و به صورت نظامی به صورت جمعی در مرز تحویل و با مامورین بعثی مکلف به زیارت عتبات مقدسه در زمان معین و مهلت معین میشدند، دیدار آنها از سایر شهرهای عراق ممنوع و میباید طی زمانی حداکثر پنجروز با یک برنامه فشرده خاک عراق را ترک گویند.
آنچه در محاکمه صدام حسین و سایر جنایتکاران همدست و یاور وی در محاکمات سه فقره پرونده مشاهده میشود و قابل توجه دولت جمهوری اسلامی ایران میباشد اجمالاً به شرح زیر است: در کلیه جلسات دادگاه که صدام حسین و سایر همدستان وی که تاکنون 37 جلسه بوده، متهمین در پرونده دجیل محکومیت به همراه وکلای مدافع عراقی و بیگانه بارها گفتهاند که در حادثه دجیل شیعیان مزدور ایران دخیل و دولت ایران مسئول حادثه دجیل میدانند. بارها صدام و برزان و طه یاسین رمضان و وزیر دفاع و طارق عزیز به عنوان شاهد، دخالت مستقیم ایران را در این ترور نافرجام ذکر کردهاند بدون اینکه شکات و شهود و قضات بر دخالت ایران در این حادثه صحه گذارند. صدام حسین و برادر ناتنی وی و رییس دادگاههای انقلاب عراق محکوم به اعدام شدند در این جلسات که دولت ایران از سوی متهمین و وکلای آنها به دخالت در این ماجرای دخیل معرفی شدند، لازم بود که فرصتی به نماینده یا وکیل دولت ایران نیز داده میشد که مستند به اتهامات علیه ایران پاسخ دهد.
در پرونده انفال و کشتار اکراد نیز صدام حسین و سایر متهمین جنایات به خصوص بمبباران شیمیایی حلبچه، ایران را عامل این کشتار!! معرفی کردهاند، چون واقعاً شرم دارند که در برابر افکار عمومی جهانی به چنین جنایتی اعتراف کنند، لذا در این پرونده نیز ایران را مقصر اصلی معرفی میکنند اگر در جریان این پرونده نیز نماینده ایران فرصت نیابد که از اقامه اتهامات و رد آن دفاع کند، صدام، طه یاسین رمضان، علیحسن عبدالمجید و وزیر دفاع به اعدام محکوم خواهد شد. در سومین پرونده که معروف به انتفاضه و قیام شیعیان است، موضوع کشتار شیعیان عراق و قیام مردم این کشور را متوجه دولت جمهوری اسلامی ایران خواهند نمود.
چون در پروندههای دجیل و انفال هم جنایتکاران بعثی خود را بیتقصیر و دولت ایران را دخیل دانستهاند. شایسته است دولت جمهوری اسلامی ایران تا زمان نهایی شدن و قطعیت حکم اعدام صدام حسین و سایر متهمین در رد اتهامات بیاساس و واهی آنان یا نمایندهای معرفی کند و یا اینکه به صورت کتبی به دفاع بپردازد. گرچه مقامات قضایی عراق میگویند دادگاه عالی جنایی خاص درخصوص جنگ تحمیلی علیه ایران و کویت نیز تشکیل و به مدافعات و لوایح کتبی دولت جمهوری اسلامی ایران که به مقامات عراقی تسلیم شده است خواهند پرداخت این امر به معنای طولانیتر شدن اجرای حکم اعدام برای عاملان سه فقره پرونده مطروحه است که هنوز پرونده انفال خاتمه نیافته و رسیدگی به پرونده انتفاضه انجام نشده است.
مردم عراق و دولت عراق به تسریع و تعجیل حکم اعدام اصرار میورزند و معتقدند که حذف این جنایتکاران امید بعثیها و وهابیها و گروه القاعده را به این که صدام مجدداً به قدرت برسد بر باد خواهد داد، هرجند ممکن است عملیات تروریستی النهایه تشدید و کشتارهای شیعیان افزایش یابد. در این صورت رسیدگی به جنایات بدون مرزی صدام حسین و ورود خسارات مادی و معنوی و پرداخت خسارات وارد طی 8 سال جنگ تحمیلی که به موجب اسناد مثبته و سازمان ملل متحد حدود هزار میلیارددلار است بدون حضور جنایتکاران نمیباید بررسی شود.