حمید قیصری
انتظار طولانی مدت برای داشتن ملاقاتی در یکی از پایگاههای نیروی دریایی روسیه با گفتوگویی جنجالی و عجیب همراه شد. یک افسر بازنشسته روسی، میگوید در تلاش است تا حقوق دوران خدمت خود را بگیرد. او محل خدمت خود را در حوالی سواحل لبنان و در دهه 1980 ذکر میکند. در آن زمان خاورمیانه یکی از عرصههای اساسی مواجهه قدرتهای بزرگ در جنگ سرد بود. هماکنون نیز به نظر میرسد که این منطقه، منطقه انتخابی روسیه برای حیات بخشی دوباره به کشمکشهای قدیمی با رقیب، بر سر نفوذ و اقتدار در آن باشد.
در این هفته، روسیه مواضع خود را در خصوص دو موضوع حساس منطقهای با وجود عدم رضایت آمریکا مورد تاکید مجدد قرار داد؛ ابتدا آنکه باید با دولت حماس که در انتخابات اخیر فلسطین پیروز شده است، چه رفتاری داشت و سپس آنکه در قبال ایران چه موضعی میباید اتخاذ نمود. در نشست دیپلماتیکی در مسکو، روسها مواضع خود را در خصوص دو گزینه بازدارنده اعمال قدرت نظامی و یا تحریم، در قبال ایران، تصریح کردند. در همین حال، روسیه موافقت خود را نیز با اعطای کمکهای مالی به دولت فلسطینی تحت رهبری حماس اعلام نمود و این در حالی بود که آمریکا و اتحادیه اروپا با توجه به عدم توقف روند فعالیتهای انتحاری در اسرائیل، کمکهای خود را به این دولت به حال تعلیق درآورده بودند.
در مواجهه با مواضع اخیر روسیه، به بازی گرفتن عنصر حماس و مدارای با ایران از سوی روسیه، با توجه به تجربیات خود روسها و نیز مجاورت ایران با مناطق حساس قفقاز روسیه و البته نقش بسیار حساس روسها به عنوان تنها قدرت هستهای مستقر در منطقه، بسیار عجیب به نظر میرسد. دیمتری پسکوف از سخنگویان رسمی کرملین بر این نکته که حساسیت روسیه نسبت به ایران، دقیقاً برابر با حساسیت آمریکاست، تاکید میکند. با این وجود به نظر میرسد در نگاهی دقیقتر، علاقهمندیهای دو کشور در این موضوع به نحو قابل بحثی، متمایز از یکدیگر باشد.
در نظرگاه کرملین، ایران همسایه خوشرفتاری است که خود را از قائله چچن به دور نگاه داشت و روسها به واقع علاقهمندند که ایران را بر مشی فعلی خویش نگاه دارند. از سوی دیگر روسها به هیچ وجه به اندازه آمریکا نگران امنیت اسرائیل و تهدیدهای متوجه آن نیستند.
دیمتری سایمز از اعضای مرکز مطالعات نیکسون در واشینگتن میگوید، پاکستان اتمی که متحد آمریکا در منطقه محسوب میشود، برای روسها نگرانی بسیار بزرگتری نسبت به ایران محسوب میشود. با این اوصاف روسها نیز در این بازی قمارگونه، به طور متقابل به ایران در ساختن تاسیسات هستهای یاری میرسانند. سال گذشته، روسیه متعهد گشت که تعدادی موشک زمین به هوا را در اختیار ایران قرار دهد. این موشکها هنوز در تعهد روسیه بوده و تحویل داده نشدهاند و به نظر نیز نمیرسد اگر آمریکا قادر به متقاعد کردن روسیه شود، این موشکها در اختیار ایران قرار گیرند.
ممکن است مساله دیگری باشد که با وجود این نگرانیها از اهمیت بیشتری نسبت به آنها برخوردار باشد و آن علاقهمندیهای خاص روسیه است. دیمتری ترنین، از اعضای مرکز مطالعاتی کرنگی در مسکو، میگوید که قصد اصلی روسیه از نقشآفرینی اینگونه در خاورمیانه آن است که نشان دهد: «روسیه جزیی از اتحاد آنها نیست» یا آنگونه که یکی از اعضای رسمی دولت آمریکا میگوید پیغام روسیه آن است که «ما بازگشتهایم!» نفت بشکهای 70 دلار به روسیه اعتماد به نفسی بخشیده است که از زمان فروپاشی اتحاد شوروی تاکنون در روسیه دیده نشده بود.
برای اثبات آنکه روسیه جزیی از اتحاد غربی ـ آمریکایی و البته ملزم به رعایت مقتضیات این اتحاد نیست، روسیه نیازمند آن است که کاری به وضوح متفاوت از آمریکا انجام دهد و آنگونه که جورج میرسکی، یک تحلیلگر مسائل مسکو، استدلال میکند، به دلایل بسیاری خاورمیانه بهترین مکان برای روسیه برای چنین عرضاندامی است. به نظر میرسد چنین دستور کاری، بهترین توجیه برای دعوتی باشد که پوتین، رئیسجمهور روسیه از رهبران حماس به عمل آورد تا از مسکو دیدن کنند که این بازدید در ماه پیش محقق شد.
علاوه بر این روسها از این توجیه منطقی و دارای عمومیت برخوردارند که حماس در یک پروسه انتخاب دموکراتیک، به قدرت رسیده است و البته برای چنین دولتی، مطمئناً گفتوگو بهتر از فرآیند «منزویسازی» است و فراتر از همه اینها، روسیه هیچگاه ـ علیرغم خواست اکثر کشورها در این خصوص ـ حماس را بهعنوان یک گروه تروریست بازنشناخته است و این بدان معناست که روسیه به دنبال تبدیل مخاصمات حاضر به سیاستورزیهای صلحآمیز است؛ به همان ترتیب که ارتش جمهوریخواه ایرلند نیز دچار چنین تغییر مواضعی شد.
یوگنی پریماکف، نخستوزیر و وزیرخارجه سابق روسیه که هنوز نیز از حدی از نفوذ در روسیه برخوردار است، روابط روسیه را با فلسطینیها، سوریها و سایر دولتهایی که «فرصتهای مناسبی» برای نقشآفرینی در خاورمیانه در اختیار روسیه میگذارند، از نظر تاریخی خوب میداند. پریماکف اطمینان دارد که رهبران حماس پیش از این به توافقی خاموش با آمریکا و سایر احزاب فلسطینی دست یافته بودند، هرچند که در انظار عمومی، نقش معترض خویش را حفظ کردند.
در حقیقت، جمله آن عضو رسمی دولت آمریکا که «ما بسیار، بسیار ناخشنود شدیم» نشانگر آن است که تصمیم روسیه بر پشتیبانی از حماس، روسیه را تا حد زیادی از توافقات از پیش صورت گرفته، دور ساخته است. پیروزی حماس در انتخابات فلسطین ـ که پوتین آن را طوفانی شدید برعلیه «سیاست آمریکایی» لقب داد ـ به نظر میرسد که منجر به شکلگیری یک تقابل کامل ـ هرچند گذرا ـ شده است. آنگونه که آینوم آیدان، یک دیپلمات سابق اسرائیلی در مسکو میگوید، حماس به دنبال مرجعی برای شناسایی خود بود و روسیه نیز به دنبال فرصتی بود تا استقلال خود را از سایر قدرتها به منصه ظهور برساند.
با این اوصاف، نه آنگونه که پریماکف توافق اندیشیده خواند و به خاطر همین تلقی نیز اشتهار بسیار یافت، دعوت از حماس از سوی پوتین، شاهدی بر یک روند جدید است که همانا تاکید محکم روسیه بر مصلحتاندیشی و سیاستورزی است.
برای روسها این خطر وجود دارد که ممکن است سیاستهای جدید خارجی آنها، به مثابه پارهای از سیاستهای اقتصادی تحت رهبری کرملین، ناموفق و غیرکارآمد از کار درآیند. تا اینجای کار، استراتژی آزردن و آشفتن آمریکا در خاورمیانه، بیآنکه گسیختگی مخاطرهآمیزی را تجربه کند، ادامه یافته است. علیرغم پارهای از فشارها در واشنگتن بر جورج بوش، مبنیبر اعمال پارهای مجازاتها علیه پوتین، به دلیل سیاستهای داخلی و خارجی او، خواست آنچنان قاطعی در مجموعه دولت آمریکا مبنی بر اعلام چیزی بیش از نارضایتیها و ملامتهای مقطعی نسبت به سیاستهای روسیه تحت رهبری پوتین وجود ندارد.
ایران ممکن است چنین وضعیتی را تغییر دهد. شکاف میان مواضع آمریکا و روسیه گسترده شده است. آنچنان که یکی از مقامات آمریکایی میگوید هر دو کشور در خواندن صفحات یک کتاباند، هرچند که هر دو، صفحهای مشابه را نمیخوانند، اما از آنجا که ایران تبدیل به حساسیت و دلمشغولی اساسی برای آمریکا شده است، این شکاف اهمیتی مضاعف یافته است. در پارهای از مواضع روسیه منافع شخصی و ملی (بهخصوص منافع مالی) به سختی قابل صرفنظر هستند.
همین تمایلات شاید کلید اصلی ماجرای عجیبی باشد که براساس آن پارهای از اطلاعات پنتاگون و نیروهای آمریکایی توسط نیروهای روسی پیش از جنگ و سپس در جریان جنگ آمریکا برعلیه عراق در سال 2003 در اختیار عراقیها قرار گرفت (این مسالهای است که با انکار کرملین مواجه شده است.) یکی از مسائل اسرارآمیز، سفرهای پیش از جنگ به بغداد، از دو مسیر غیرمعمول ـ ژنرالهای بازنشسته روسی و نیز کاروانهایی در قالب افراد معمولی، اسناد و مدارک ناگفته دیگر از بغداد تا سوریه ـ بود که گفته میشود این سفرها با هدایت سفیر روسیه صورت میگرفتهاند. بهنظر میرسد آمریکاییها کمتر از آنچه که انتظار آن میرفت، در خصوص چنین مسائلی آشفته شدهاند.
این شاید بدان معنا است که آنها به نتایجی دست یافتهاند که براساس آنها، مقامات دیپلماتیک مزبور، بهگونهای مستقل از دولت روسیه دست به چنین اعمالی زدهاند و یا شاید آمریکاییها با این استدلال که روسها هرچه کردهاند، در نهایت کار تفاوت چندانی نداشته و روسها ناموفق بودهاند، تاکنون خود را تسلی دادهاند و شاید هم درگیر و دار بحران حساس خاورمیانه، اینگونه تصمیم گرفتهاند که بیآنکه بحثهای کهنه را پیش کشند، تنها به تعاملی که در حال حاضر در خاورمیانه با روسیه دارند، بپردازند.