تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۸  ، 
کد خبر : ۱۳۹۹۰۶
مصاحبه با مهدی کروبی، درباره شخصیت و اندیشه‌های امام

امام با حذف منتقدان مخالف بود


زهره آشتیانی
* مطالب زیادی درباره اندیشه سیاسی امام(ره) تاکنون مطرح شده و هر کدام از افراد یا گروه‌های سیاسی به نوعی با استناد به رفتارها و بیانات و نوشته‌های امام(ره) در برهه‌های مختلف تحلیل خاصی را از این اندیشه ارائه کردند. به نظر شما جوهره اندیشه امام(ره) چیست؟
** اندیشه سیاسی امام(ره) نشات گرفته از تفکر دینی و اندیشه عرفانی، حکمت و فقاهتی ایشان است؛ امام(ره) یک فقیه و مرجع تقلیدی است که استاد فلسفه و عرفان است. بنابراین امام(ره) ‌فقیهی بود که تفکر قوی سیاسی داشت و معتقد بود که اسلام و احکام اسلامی باید پیاده شود و حکومت دینی تشکیل شود. این در حالی است که ما فقهای بسیاری داشتیم که به مانند امام(ره) اندیشه سیاسی ندارند یعنی معتقد نیستند که در زمان غیبت یک روحانی و عالم به صحنه سیاسی وارد شود و قصد تغییر حکومت داشته باشد، آنها احساس می‌کنند که تنها رسالتشان تبلیغ دینی است. پس از نظر آنان از خصوصیات فقها آگاه بودن به علوم اسلامی و آموزش‌های دینی و اداره حوزه‌ها و پرورش طلبه‌ها و ارائه احکام دینی است و نباید وارد مبارزه سیاسی و تشکیل حکومت شوند و معتقدند که باید تا ظهور حضرت مهدی در این شرأیط بمانند و یا حتی ابراز می‌دارند که قدرت وارد شدن به عرصه مبارزه را ندارند؛ ولی تفکر امام(ره) اینگونه نبود، ایشان معتقد بود برای ساختن جامعه دینی باید تغییر حکومت داد و لذا ضمن مبارزات سیاسی به تغییر رژیم اعتقاد داشت، پس کسی که چنین اندیشه‌ای دارد و خواهان تغییر نظام است حکومتی را که مدنظرش است در دو کلمه جمهوری اسلامی خلاصه کرده است، بدین معنا که چارچوب‌های اسلام رعایت شود و قوانین منطبق با احکام اسلام باشد و در عین حال ارکان حکومت متکی بر آرای مردم شکل گیرد و این در مقابل نظر کسانی است که به رأی معتقد نیستند و رأی را تنها تزیینی و تشریفاتی می‌دانند و کار باید دست نخبگان و چند نفر باشد پس هرچند که امام(ره) اعتقاد به اداره کشور به دست نخبگان داشت ولی تاکید می‌کرد که همان نخبگان باید توسط مردم انتخاب شوند، یعنی ایشان کاملا معقد بود که سقف تعیین کننده مردم هستند. همانطور که زمانی از امام(ره) درباره نوع حکومت هم سوال کردند که ایشان برای اولین بار در پاسخ به خبرنگار روزنامه لوموند از حکومت دینی نام برد که خبرنگار از ایشان پرسید آیا منظور شما از حکومت دینی، حکومتی به مانند عربستان است که امام(ره) در پاسخ گفت:‌ «منظور من تشکیل حکومتی مانند حکومت پیغمبر(ص) و علی(ع) است.» البته بعدها در توضیح همان مدل حکومتی که مدنظرش بود از حکومت دینی سخن گفت که متکی بر آرا مردم است.
* امام(ره) از همان دوران نسبت به جریان تحجرگرا احساس خطر می‌کرد؟
** بله و الان مهمترین خطری که متوجه تفکر امام(ره) است تحجر و التقاط است که امام(ره) نیز با این دو جبهه مبارزه می‌کرد که در این راستا حتی در پیام‌های خود همواره به شدت به تحجر حمله می‌کند و در جایی می‌گوید: «خون دلی که پدر پیرتان از تفکر تحجری خورده از هیچ دشمنی چنین ضربه‌ای نخورده است.» ‌بنابراین امام(ره) همواره با این دو خطر مبارزه می‌کرد، تحت آنکه بگویم رأی مردم تزئینی است و دیگر تحجری که به اسلام واقعی ضربه می‌زند. پس از دیدگاه امام(ره) کسی که خواهان استقرار حکومت دینی بدون حضور رأی مردم است، ریشه حکومت دینی را قطع می‌کند و البته کسی که می‌گوید دین باشد ولی مردم نباشد مردم را از دین جدا می‌کند و لذا امام(ره) از مبارزین با این دو خطری بود که انقلاب اسلامی را تهدید می‌کرد.
* شما در قسمتی از صحبت‌های خود گفتید که از همان دوران انقلاب یک طیفی به مخالفت‌ با امام(ره) می‌پرداختند. آیا این طیفی که اکنون درصدد تخریب تفکر و شخصیت امام(ره) هستند به نوعی دنباله‌روی همان جریاند؟
** در آن زمان عده‌ای بودند که تفکرشان این بود که رأی مردم ارزشی ندارد و این تفکر اکنون هم وجود دارد.
* در همان دوران امام(ره) چگونه با این تفکر مقابله می‌کردند؟
** شما می‌توایند درباره شخصیت‌های مطرحی که آدم‌های فاضل و محترمی هم هستند و از این حرف‌ها می‌زنند تحقیق کنید و ببینید آیا کسی اسم اینها را در دهه اول انقلاب شنیده‌ است، این افراد که اکنون سردمدار هم هستند در دهه اول انقلاب در هیچ یک از بخش‌های قضایی، دولت، مجلس و نهادهای انقلابی و یا حتی احکام امام(ره) حضور نداشتند. پس کسانی از این حرف‌ها بزنند که در همه‌جا حضور داشته‌اند مثل آیت‌الله خامنه‌ای، هاشمی، ‌موسوی خوئینی‌ها که هرجای تاریخ انقلاب را ورق بزنید حضور داشته‌اند. پس این تفکر وجود داشته و آرام‌آرام گسترش یافته است. به عنوان مثال در همان زمان تفکری برای تقابل با حضور خانم‌ها وجود داشت، و این درحالی است که امام(ره) از همان زمان مخالف چنین تفکری بودند و معتقد بودند که خانم‌ها باید در هر عرصه‌ای حضور داشته‌ باشند که به دنبال آن حتی زمانی که خواست نامه‌ای را به گورباچف بفرستد یک خانم را همراه آنها فرستاد.
* ولی همانطور که می‌دانید در حال حاضر برخی از همان شاگردان امام(ره) ‌چنین مسائلی را مطرح می‌کنند؟
** من نمی‌خواستم در این‌باره صحبت کنم ولی مجبورم جواب سوال شما را بدهم، ببینید وقتی کسی در قدرت است همه بسیار خوب از آن دفاع می‌کند ولی وقتی دیگر آن فرد حضور ندارد برخی حاضر نیستند از آن دفاع کنند و هنگام صحبت کردن منفعت و ضرر خود را در نظر می‌گیرند.
* به نظر شما اگر امام(ره) زنده بودند چگونه با گسترش نفوذ چنین جریانی در حکومت جلوگیری می‌کردند؟
** اگر امام(ره) زنده بودند این افراد میدان نداشتند و جرات نمی‌کردند در فضایی که مردم و جامعه و امام(ره) به وجود آوردند این حرف‌ها را بزنند.
* پس حالا که امام(ره) نیستند نزدیکان ایشان چگونه باید به مقابله با این جریان بپردازند؟
** در وهله اول باید به وجود این خطر اعتقاد داشته باشیم و باور کنیم که این خطر بیشتر هم می‌شود.
* چرا؟
** چون مطامع و آزهای حکومتی و دنیوی و سلیقه‌ای موجب تشدید آن می‌شود، البته اگر هم نگوییم مطامع حکومتی باید بدین موضوع اشاره کنیم که هر فردی فکر و سلیقه‌ای دارد که قصد اجرأیی‌شدن آن را دارد ولی در مقابل این تصمیم خود با رأی مردم مواجه می‌شود، بنابراین به این نتیجه می‌رسد که باید رأی مردم را تضعیف کند. پس در چنین شرأیطی گفته می‌شود که رأی شرعی نیست و لذا می‌توان به حامیان خود گفت که می‌توانید در کسب آرا و شمارش آن تقلب کنید؛ اما ما باید در مقابل این جریان بر روی اندیشه امام(ره) در اعتقاد به آرأی مردم تکیه کنیم و از سوی دیگر مردم را درباره این موضوع حساس کنیم، این در حالی است که جریان دیگری که متاسفانه به خاطر اغراض سیاسی آنها اسیر مطامع حکومتی شده‌اند سردی و تردید را در مردم به وجود آوردند و مسائلی چون انسداد، و یا خروج از حکومت و مباحثی که رأی مردم دیگر اثر ندارند را مطرح کردند. بنابراین باید مردم را به تعیین سرنوشت‌شان حساس کرد و نباید به آنها القا کرد که چون عده‌ای تعیین‌کننده هستند شما در انتخابات و تعیین سرنوشت خودتان حضور نداشته باشید. امام(ره) هم همواره بر حضور مردم تاکید می‌کرد، زیرا اگر مردم حضور داشته باشند دیگر این تفکر نمی‌تواند نقش اساسی داشته باشد و باید این را فراموش کنیم؛ حق گرفتنی است نه دادنی و اگر مردم عرصه را رها کنند حقشان ضایع می‌شود. پس در آستانه انتخاباتی دیگر پیشنهاد من این است که همه باید در این عرصه حضور داشته باشند.
* اما در اینجا به سال‌های عقب‌تر و دوران امام(ره) برمی‌گردیم، در آن دوران امام(ره) با مخالفتشان چگونه برخورد می‌کردند؟
** ببینید در همان زمان امام(ره) با برخی از افراد چون کمونیست‌ها مخالف بود ولی درحالی که از حقوق شهروندی آنها دفاع می‌کرد می‌گفت که آنها نمی‌توانند در حکومت حضور داشته باشند؛ اما امام(ره) همواره افرادی را که از دیدگاهش قصد تخریب نظام را نداشتند به عرصه حکومت راه می‌داد و با آنها تحمل و مدارا می‌کرد و هنگامی که درگیری‌های مسلحانه شکل گرفت حذف و برخورد جدی با برخی جریان‌ها شروع شد هرچند که امام(ره) با حذف منتقدان مخالف بود. امام(ره) به حکومت با سعه صدر می‌نگریست و حتی تندترین نقدها به خود را می‌پذیرفت و سفارش می‌کرد که عکس‌العملی نسبت به آنها نشان داده نشود. حتی در زمانی که برخی از علما نامه‌های تند و اهانت‌آمیزی را به ایشان نوشتند، ولی امام(ره)‌به دستگاه قضایی سفارش کرد که هیچ برخوردی با آن افراد صورت نگیرد. بنابراین ایشان در مقابل مخالفان همواره تحمل و مدارا در پیش می‌گرفت.
* حالا به دوران پس از امام(ره) ‌می‌پردازیم، طی سال‌های گذشته همواره برای سالگرد ارتحال امام(ره) مراسم‌هایی برگزار می‌شود که صرفا به تمجید و بحث محتوایی این موضوع پرداخته می‌شود، ‌به نظر شما چگونه باید این مراسم برگزار شود که مردم به صورت خود جوش به برگزاری این مراسم بپردازند تا اینکه از روی تکلیف به اجرای آن بیندیشند؟
** امام(ره) ‌حکومتی را به نام جمهوری اسلامی به وجود آورده است، لذا من معتقدم که بهترین خدمت به امام(ره)‌ این است که در طول سال هرگاه مراسم‌ها و یا کنگره‌هایی برگزار می‌شود افکار و اندیشه‌های امام(ره) را به نسل جوان منتقل کنیم.
در این راستا باید آثار علمی امام(ره) به مردم ارائه شود تا به آنها گفته شود که امام(ره) تنها یک مبارز انقلابی و فقیه نبوده بلکه ضمن آن یک متفکر و فیلسوف بوده است، بنابراین اصلی‌ترین مساله این است که در این مراسم‌ها ما باید اندیشه‌های سیاسی امام(ره) را برای مردم بازگو کنیم، یعنی اینکه زهد، ‌ساده‌زیستی، روحیه مشاوره‌ای، عدم طمع به حکومت، تاکید بر اجرای قانون و عدالت از منظر امام(ره) را بیان کنیم. این گفتنی است که امام(ره) بر اجرای قانون و عدالت تاکید بسیار داشت و در این‌باره حتی بین نزدیکان خویش و دیگر افراد جامعه تبعیض قائل نمی‌شد و در مورد اجرای قانون با همه یکسان برخورد می‌کرد. برای تبیین این ویژگی امام(ره) داستانی را برای شما تعریف می‌کنم، در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب اختلافاتی میان دولت بنی‌صدر به عنوان رئیس جمهور و رجایی در جایگاه نخست‌وزیری وجود داشت در این میان یکی از نزدیکان امام(ره) و منصوبین او که طرفدار بنی‌صدر بود برای سخنرانی به شهر مشهد رفت. در آنجا ایشان در سخنرانی خود حرف‌هایی علیه رجایی زدند که این باعث شد که طرفداران رجایی تجمع اعتراض آمیز برپا کردند و نظم جلسه را برهم زدند، در این درگیری‌ها کمیته‌ای برای پایان غائله و درگیری میان طرفداران بنی‌صدر و رجایی سخنران را به کمیته بردند؛ در آنجا زمانی که کمیته‌ای ها که قصد حرف زدن با او درباره علت موضوع را داشتند ایشان برخورد تندی می‌کند و دست به اسلحه می‌برد و با کمیته‌ای ها مشاجره می‌کند، به دنبال این ماجرا در ساعات آخر شب نماینده امام(ره) در مشهد به دفتر امام(ره) تلفن زدند تا گزارشی از این قضیه ارائه کنند در آن شب آقای رحمانی که اکنون مسئول سازمان عقیدتی و سیاسی نیروهای انتظامی است در دفتر حضور داشتند که قضیه را برای او تعریف کردند و از او خواستند تا قضیه را با امام(ره) درمیان بگذارد. پس رحمانی این موضوع را به داخل منتقل کرد و مرحوم آیت‌الله اشراقی هم ماجرا را به امام(ره)‌گفتند، که امام(ره) پس از شنیدن ماجرا گفتند به آنها بگویید تا به هر طریقی که شده ایشان را به تهران منتقل کنند و البته تاکید کرده بودند که اگر آن فرد قصد دست بردن به اسلحه داشته دستور دهند که او را بزنند، در این میان رحمانی نیز به نماینده امام(ره) در مشهد می‌گوید که به هر طریقی که شده قضیه را تمام کنید ولی وقتی ایشان دوباره به نزد امام(ره) برمی‌گردند امام(ره) به ایشان تاکید می‌کند «که آیا به آنها گفتید که در صورت تندی او را بزنند» و لذا آقای رحمانی مجددا با مشهد تماس می‌گیرند و تاکید می‌کنند که امام(ره) اینطوری دستور داده‌اند؛ بنابراین باید گفت که امام(ره) حتی درباره یکی از نزدیکان خویش قانون را اجرا کرد.
اما یکی از ویژگی‌های شخصیتی امام(ره) این بود که هیچگاه از امکانات حکومتی برای مصارف شخصی‌اش استفاده نمی‌کرد و حتی بستگانش را از استفاده امکانات دولتی منع کرده بود و حتی اگر روسای کشورهای دیگر ایشان را دعوت می‌کردند نه خودش می‌رفت و نه به بستگانش اجازه رفتن می‌داد. در این‌باره نیز ماجرایی را برای شما تعریف می‌کنم تا ابعاد ویژگی‌های شخصیتی امام(ره) بیشتر برای شما روشن شود. امام(ره) هنگامی که در نجف بودند هر شب به حرم می‌رفت و یا زمانی که در کربلا بود هر صبح و شب به حرم می‌رفت ولی وقتی ایشان به ایران آمد در طول مدت ده سالی که رهبر بود هیچگاه به زیارت نرفت چون ایشان نمی‌خواستند از مزایای حکومتی استفاده کند و در این راستا حتی در طول مدتی که رهبر بود هیچ‌وقت قبول نکرد تا از نزدیکانش مسئولیت حکومتی و دولتی برعهده گیرند. اما در همان دوران بود که روزی حافظ اسد از خانواده امام(ره) دعوت کرد تا به سوریه بروند در این راستا چون همسر ایشان و فرزندانشان به این سفر نمی‌رفتند عده‌ای برنامه‌ریزی کردند تا تعدادی از نوه‌های دختری ایشان به عنوان خانواده امام(ره) به سوریه بروند، به هر حال قرار شد تا آنها در این باره از امام(ره) اجازه بگیرند،‌ پس آنها به محضر امام(ره) می‌آیند و از ایشان کسب اجازه می‌کنند که امام(ره) به آنها اجازه نمی‌دهد و می‌گوید تا من زنده هستم نباید از این امکانات حکومتی استفاده کنید ولی ‌نوه‌های ایشان اصرار به رفتن می‌کنند که امام(ره)‌به آنها می‌گوید اگر بروید من دستور می‌دهم تا از روی پله‌های هواپیما شما را برگردانند، بنابراین ایشان اجازه استفاده از قدرت حکومت را به خانواده و نزدیکانشان نمی‌دادند.
بنابراین وقتی ما قصد داریم اندیشه‌های امام(ره) را برای نسل جوان بگوییم باید از سیره عملی امام(ره) در حکومت یعنی زندگی شخصی، نحوه برخورد با حقوق مردم، صداقت و شفافیت ایشان در دفاع از محرومیت سخن بگوییم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات