در روزهای اخیر شاهد ابتکار عمل جدید جمهوریاسلامی ایران برای کاهش تنشهای منطقهای و ایجاد بسترهای لازم برای نیل به امنیت در عراق بودهایم. دعوت ریاست جمهوری کشورمان از همتای عراقی خود برای سفر به تهران و بحث و گفتگو برای دستیابی به فرمولهای امنیت در عراق آسیبدیده از نا امنی و ترور و خشونت، باری دیگر بر اهمیت نقش و جایگاه منطقهای ایران در ایجاد صلح و ثبات اشاره دارد.
هر چند که این نقش هرگز کمرنگ نشده بود، اما درخواست مقامات، موسسات تحقیقاتی، اندیشمندان و سیاستمداران غربی برای مراجعه به ایران برای حل و فصل بحران عراق اعتراف صریح به جایگاه ایران در معادلات منطقه محسوب میگردد.
پیشنهاد کمیته تحقیق کنگره آمریکا در مورد همکاری دولت این کشور با ایران و سوریه برای ایجاد ثبات در عراق، از مهمترین نکات حائز اهمیت در این خصوص است. در نگاهی گذرا به اخبار با سیل توصیههای رهبران دنیا به آمریکا برای مذاکره با ایران و استمداد در خصوص بحران عراق روبهرو میشدیم. دلیل این امر، آن است که شکست سیاستهای کاخ سفید در عراق، اعتماد مردم آمریکا به استراتژیهای دولتمردان آمریکا را کاهش داده است. این افت اعتماد به میزانی بود که اغلب رسانههای معتبر جهان سقوط جمهوریخواهان را در انتخابات اخیر آمریکا پیشبینی میکردند.
ابتکار اجلاس سه جانبه که بزودی در تهران برگزار خواهد شد، به اراده کشورهای منطقه برای تامین امنیت اشارت دارد. در سفر آقای متکی به سوریه، وزیر ایرانی پس از دیدار با بشار اسد در دمشق گفت: دو کشور ایران و سوریه به خروج نیروهای خارجی از عراق و اشاعه ثبات در آن کشور توافق کردند.
اراده کشورهای منطقه برای دستیابی به الگوهای درونزاد امنیت منطقهای در زبان و قلم نویسندگان آمریکایی نیز رسوخ کرد. روزنامه واشنگتن پست نیز با بیان اینکه آمریکا در موقعیت خطرناک و منزوی در جهان قرار گرفته است، تصریح کرد که سیر حوادث اخیر نشان میدهند که کشورهایی از جمله ایران به عنوان قدرتهای منطقهای خلاءهای منطقهای را بدون کمک آمریکا پر خواهند کرد. چاک هاگل، تحلیلگر این روزنامه تجدید روابط دیپلماتیک عراق و سوریه را پس از 20 سال بخش دیگر این فرایند میشمرد. وی تصریح میکند که حلقه تکاملی این فرایند دیدار بیسابقه بین روسای جمهوری ایران، سوریه و عراق در تهران خواهد بود. وی یادآور میشود که این حوادث به ما میگویند که قدرتهای منطقهای خلاءهای منطقهای را پر خواهند کرد و آنها به سوی همکاری در جهت منافع خود بدون آمریکا حرکت خواهند کرد، این تشویقکنندهترین ترتیب اقدامات خاورمیانه طی سالهاست.
اکنون سفر آقای طالبانی رئیس جمهور عراق به ایران و گفتگو با آقای احمدینژاد، در راستای هموارسازی اجلاس سه جانبه تهران سرآغازی برای همکاریهای مشخص امنیتی دو کشور است.
هر چند که ایران همواره اعلام کرده که در راستای تامین امنیت عراق آماده هرگونه همکاری با دولت مشروع این کشور است، اما در عین حال ضرورت خروج نیروهای اشغالگر به عنوان مهمترین اقدام برای حصول امنیت در عراق، امری است که دائما از سوی سیاستمداران کشورمان مورد تاکید قرار گرفته است.
اما اجلاس تهران به جز کمک به سیر تحقق امنیت در عراق به موضوع دیگری نیز میپردازد. حل و فصل و نیز بهبود روابط عراق و سوریه که طی سالیان درازی در تیرگی قرار داشت، یکی دیگر از اهداف اجلاس تهران را در بر دارد.
با آن که بیش از 25 سال از قطع روابط رسمی سوریه و عراق میگذرد، اما از همان آغاز اشغال عراق توسط آمریکا، نشانههایی از گسترش تنش بین سوریه و دولتهای نوپای عراق را شاهد بودهایم. هر چند این تیرگی در سیاستهای صدام ریشه داشت، اما به دلیل اشغال عراق توسط آمریکا، همواره نوعی سوءظن عمیق نسبت به سیاستهای آمریکا در عراق در میان کشورهای منطقه و برخی از کشورهای دیگر جهان وجود داشته که این سوءظن به طور طبیعی به دولتهای جدید عراق نیز تعمیم داده میشد. موضوع عبور تروریستها از مرزهای سوریه به عراق، تامین نیروهای معارض و ستیزهجوی عراقی توسط برخی گروههای سوری، تحرکات نظامی آمریکا در مرزهای سوریه و برنامههای ضد سوری آمریکا از منشاء خاک عراق، به عمق این تیرگی روابط افزود.
طی دیدار اخیر ولیدالمعلم، وزیر امور خارجه سوریه به عراق نوریالمالکی نخستوزیر عراق، از سوریه به علت عدم مراقبت کافی از مرزهایش برای جلوگیری از ورود تروریستها به عراق انتقاد کرد. با این حال او در خلال همین موضعگیری، خواستار تفاهم بیشتر سوریه و عراق شد. نوریالمالکی با تفکیک کامل روابط و مسائل آمریکا و سوریه با روابط عراق و سوریه، نسبت به بهبود روابط دو کشور ابراز علاقه کرد.
از سرگیری روابط دیپلماتیک دو کشور پس از سالها سردی روابط، سرآغاز گسترش مناسبات در همه عرصههاست.
اگرچه آغاز مناسبات دیپلماتیک عراق و سوریه چشمانداز امیدوارکنندهای از همکاریهای دو کشور را ایجاد کرده است، اما آیا این مجال آغازین، به اندازی کافی پتانسیل حصول فرمولهای امنیتی منطقه را داراست؟ آیا عراق میتواند از پس انبوه سوءتفاهمها بین دو کشور و دستاندازیهای آشکار آمریکا در سیاست خارجی عراق و تخریب وجهه سوریه سر برون آورده و به نتایج کاربردی امنیتزا دسترسی یابد؟ و از سویی دیگر آیا سوءظن دوامداری که در افکار عمومی علیه سوریه ایجاد شده، میتواند با روند کند مناسبات کنونی دو کشور عراق و سوریه برطرف شود؟ آیا سوریه میتواند امیدوار به توسعه روابط خود با عراق و بهبود چهره جهانی خود باشد؟
اینجاست که نقش ایران به عنوان محور وفاق منطقهای رخ مینماید. ایران از سویی به دلیل مناسبات حسنه با دولت شیعی عراق و از سویی دیگر به دلیل روابط و تفاهمات دیرپای خود با سوریه در اغلب موضوعات سیاسی و بینالمللی، تنها کشوری است که توانایی استفاده از پتانسیلهای موجود در روابط آغازین عراق و سوریه را داراست. قدرت، جایگاه منطقهای، استقلال بینظیر سیاسی و بینالمللی و دارای بودن گفتمانی کاملا مستقل در صلح و ثبات منطقه، از خصوصیات مثبت ایران بوده که باید انگیزه عراق و سوریه را برای بهبود مناسبات و حصول ثبات و آرامش در عراق را ایجاد کند. با توجه به ثبات ذکر شده، چنانچه اراده واقعی سیاستمداران دو کشور به ایجاد روابط دوستانه و حصول امنیت در منطقه معطوف بوده و نسبت به فتنهانگیزی آمریکا هوشیار باشند و نیز اگر سوریه در پیوند با اراده ایرانی در راستای امنیت عراق بیش از پیش همگام باشد، میتوان به حصول صلح و ثبات و کوتاه شدن دست فتنهخیز آمریکا از منطقه امیدوار بود.