شهراد اثنیعشری
مخالفتهای پیدرپی نمایندگان تشکلهای اصولگرا در شورای هماهنگی مرتب معرفی نامزد نهایی را به تاخیر میانداخت تا با اعلام ورود هاشمی به صحنه انتخابات، معادلات قدرت و محاسبات جناحی به هم ریخت. ولایتی که طرفدار نامزدی هاشمی بود، به احترام ورود وی از عرصه رقابت کنار رفت. مدتی بعد احمد توکلی دیگر نامزد سرشناس اصولگرا تحت عنوان کمک برای رسیدن به وحدت نظر بیشتر در معرفی نامزد نهایی، مانند ولایتی عرصه را ترک کرد. اختلافات همچنان در شورای هماهنگی ادامه داشت تا اینکه این شورا در نهایت به دو دسته (بنه) و (حزب) تقسیم شدند.
جمعیت ایثارگران و ائتلاف آبادگران به سمت بدنه اجتماعی شورای هماهنگی متمایل شدند و جریان سنتی اصولگرا هم به سمت بخش احزاب شورا حرکت کرد. در این مقطع زمانی شورای هماهنگی در بخش احزاب همچنان بر گزینه لاریجانی به عنوان نامزد اصلح تاکید میکرد و بدنه اجتماعی شورا هم طرفدار احمدینژاد بود. پس از مدتی که اختلاف نظرها باعث تاخیر در معرفی گزینه برتر شد، محمدباقر قالیباف فرمانده پیشین نیروی انتظامی کشور به عنوان گزینه جدید در دایره تصمیمگیری شورا قرار گرفت.
لبخند همیشگی او، عملکرد مناسب و منطقی در نیروی انتظامی و قدرت بالای مدیریتی از قالیباف در نزد مردم چهرهای مطلوب و دلخواه پدید آورده بود، طوری که جمعیت ایثارگران به دلیل استقبال مردم از او و طبق نظرسنجیهای به عمل آمده تصمیم گرفت وی را به عنوان نامزد خود معرفی کند.
این تصمیم در حالی اتخاذ شد که سنتیها همچنان طرفدار لاریجانی و آبادگران متمایل به احمدینژاد بودند. بالاخره پس از کشمکشهای فراوان قرار شد جناح اصولگرا با چند نامزد وارد انتخابات شود. این درحالی بود که محسن رضایی بنابر دلایلی در دقیقه 90 انصراف خود را از حضور در انتخابات اعلام کرد! نتایج انتخابات که مشخص شد، شگفتی و تعجب سراسر کشور را فرا گرفت زیرا شخصی حائز آرای مردم شد که از حمایت هیچ حزب و تشکیلات رسمی شناخته شده، برخوردار نبود. نامزد شورای هماهنگی رای لازم را نیاورد و قالیباف نیز که با تبلیغات عظیم احتمال پیروزی خود را بیش از پیش تقویت کرده بود، موفق به اخذ آرای لازم نشد و در عوض احمدینژاد به کاخ ریاست جمهوری راه یافت که ریشه در هر دو گروه داشت. هم عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین بود و هم عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران. با پیروزی آبادگران در انتخابات ریاست جمهوری، اصلاحطلبان از صحنههای قدرت کنار رفتند و قوای سهگانه بدست نسل جدید اصولگرایان افتاد، نسلی که نام آبادگران را بر خود نهاد و توانست برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی، حکومت را یکپارچه و یکدست کند.
این گروه در حال حاضر شوراها، مجلس هفتم و دولت نهم را در دست دارند، قدرتی که هیچ گروهی در طول سالهای گذشته نتوانست بدست آورد. پیروزی آبادگران محصول حرکتهای سازمان یافته سنتگرایان نیست، اگرچه همگی آنها در نحوه حضور در صحنه قدرت نقش مهمی داشتند، بلکه ناشی از حرکت جدید اشخاصی است که از دل این جناح علم عدالتخواهی را بر دوش گرفتند و مخالف سیاستهای راست و چپ بودند.
گفتمان عدالتخواهانه احمدینژاد پیکره جامعه را با خود همراه کرد و اینک او با طرح ایده «دولت اسلامی» مصمم به پیاده کردن شعارها و برنامههایی است که وعده آنها را پیش از این به مردم داده بود.
ماشاالله شمسالواعظین روزنامهنگار درباره ظهور موج آبادگری میگوید: «این طبقه از شوراهای محلی به عرصههای سیاسی وارد شدند و بعد در مجلس هفتم و اکنون در انتخابات ریاست جمهوری و بعدها به قول آقای باهنر برای مجلس خبرگان خیز برخواهند داشت که یکی از مشخصات اصلی آن وفاداری به سیستم سیاسی تا آخرین مرحله است»
وی با ابزار این عقیده که در سرایت و انتقال وفاداری به عرصه سیاسی، خصلتهای ویژه و انحصاری ساختهای نظامی در هر کشور است، میگوید: «استفاده از این افراد در شرایطی صورت میپذیرد که نظام در ادوار مختلف نیروهای وفادار خود را از دست داده و آنها پس از یک دوره به نیروهای منتقد یا اپوزیسیون درونساختی تبدیل شدهاند.»
با این توصیف شاید بتوان اذعان کرد که آبادگران محصول شکافهای طبقاتی و ناکامیهای اقتصادی دولتهای گذشته است، شکافهایی که اینک پس از چند سال در قالب یک گفتمان تازه و بر محور عدالتخواهانه استوار شده است تا پیگیر مطالبات اقتصادی مردم باشد.
اینک محمود احمدینژاد سمبل آبادگران که با شعار مبارزه با فقر و فساد و گسترش عدالت بر کرسی اجرایی کشور نشسته، خواهان استمرار دولتی اسلامی است که بتواند مانند سالهای اولیه انقلاب، شعارهای آرمانگرایانه را در بستر لایههای اجتماعی تعمیم دهد.
3- رئوس اهداف و برنامههای آبادگران:
نامزد جمعیت آبادگران که در انتخابات ریاست جمهوری برخلاف تمام پیشبینیها و نظرسنجیها گوی سبقت را از سیاستمدار کهنهکار کشور ربود، پس از چندین سال توانست به رویای یکپارچگی حکومت تحقق عینی بخشد. احمدینژاد با آرای 17میلیونی در دور دوم انتخابات سال 84 بدون استفاده از تبلیغات سنگین توانست کلید ساختمان پاستور را حداقل برای 4سال بدست آورد.
وی که از احزاب و جناحهای کشور به دلیل حمایت نکردن از او در انتخابات گلایه دارد، پیروزی خود را مدیون فعالیت آبادگران (شاخه شورای شهر) و عملکرد نه چندان مناسب رقیب میداند.
او پس از تنفیذ حکم ریاستجمهوریاش توسط مقام رهبری اظهار میدارد: «ریشه بسیاری از مشکلات در بیعدالتی و تبعیض است و من میکوشم بسیاری از مشکلات را با توزیع فرصتها و رفع فقر، مبارزه با تبعیض و فساد برطرف کنم و این اقدامات را سرلوحه برنامههای خود قرار می دهم.»
احمدینژاد گفت: «مدیران و کارگزاران دولت اسلامی هیچ شأنی جز خدمتگذاری ندارند و این حرکت باید روش جاری سازمانها شود. امروز مردم ما مشکلات زیادی دارند مانند اشتغال، معیشت، عدم تناسب درآمدها با هزینههای حداقلی و ... مبنای دولت ما نیز استفاده از عناصر پاک، شجاع و مردمی استوار است.»