کریم جعفری
سه هفته پس از آنکه ابومصعب زرقاوی رهبر القاعده عراق در حملهای هوایی به همراه چند تن از همراهانش در حومه بعقوبه کشته شد، انتظار آن بود که از شدت حملات تروریستی در عراق کاسته شده و از زاویه شوک وارده به تروریستها و آنها در موضع انفعالی قرار گیرند.
اما با گذشت دو هفته از قتل رهبر تروریستها، انفجار، قتل، ترور و آدمربایی همچنان در عراق، به حضور در بغداد و حومه آن با شدت هرچه تمامتر ادامه دارد که شدت عملیات افراد مسلح تا آن جا بود که در برخی روزها تعداد کشتهشدگان حملات تروریستی به بیش از یکصد کشته و زخمی میرسید، با این حال همانگونه که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران تحولات عراق پیشبینی میکردند، نه تنها از بار عملیاتی تروریستها در عراق کاسته نشد، بلکه در برخی مواقع شاهد افزایش اینگونه حملات هم بودیم.
اما در تحلیل این موضوع که چرا پس از مرگ زرقاوی عملیاتهای تروریستی همچنان ادامه دارد دلایلی چند را میتوان برشمرد.
1- سازماندهی مناسب؛ فعالیت شاخه عراق سازمان القاعده با ورود ابومصعب زرقاوی شکل جدید و پیچیدهای به خود گرفت. هرچند قبل از ورود زرقاوی ابوایوب مصری (جانشین فعلی زرقاوی) جهت آماده کردن مقدمات وارد عراق شده بود، اما ورود زرقاوی به عراق، نظم تشکیلاتی القاعده در عراق را پیاده کرده قدرت اطاعتپذیری در القاعده و تبعیت از فرماندهی (همانگونه که در افغانستان شاهد آن بودیم) به عنوان میراث وارد عراق گردید. زرقاوی پس از ورود به عراق به سرعت مقدمات تهیه شده توسط ابوایوب مصری را گسترش داد و با ارتباط با سران قبایل سنی مرکز فعالیت خود را مثلث مرگ (بغداد –فلوجه- تکریت) انتخاب کرد. به قدر مسلم پس از مرگ زرقاوی این انسجام به دلیل دوم که در زیر میآید از هم نپاشید.
2- تدبیر جانشینی، اصولاً در سازمانهایی نظیر القاعده که به صورت شجرهای اداره میشوند، تدبیر امر جانشینی از قبل اندیشیده شده است. دلیل این امر هم آمادگی تمام افراد عضو سازمان برای کشته شدن است. در سازمانی مانند القاعده، آمادگی برای مرگ امری طبیعی به شمار میرود. به عنوان مثال در جمهوری چچن هنگامی که جوهر دودایف کشته شد به سرعت جانشین وی معرفی گردید، استقلال طلبان چچن تاکنون چهار فرمانده خود را از دست دادهاند، اما به واسطه معرفی سریع جانشین، جنگجویان چچنی همچنان به تحرکات خود ادامه میدهند.
3- برنامهریزی؛ عامل دیگری که در ادامه ناآرامیها در عراق دخیل میباشد، برنامهریزی خوب و کاملی از چگونگی عملیاتها است. براساس اطلاعات منتشره در روزهای اخیر پس از آنکه زرقاوی کشته شد در محل اختفای وی اسناد و مدارکی به دست آمد که نشان از برنامهریزی بلندمدت آنها برای ادامه عملیات داشت.
4- تامین مالی؛ القاعده در عراق از نظر مالی هیچگونه تنگنایی ندارد. هرچند در بدو امر و شروع فعالیت از نظر مالی در مضیقه بودند اما با تدابیر اندیشیده شده – نظیر وارد کردن پول- اخاذی- قاچاق- و مهمتر از همه دریافت منابع مالی از بعثیهای سابق، تروریستها را در وضعیتی قرار داده تا بتوانند وسایل مورد نیاز خود جهت عملیات را تهیه کنند.
5- تامین تسلیحاتی: فراوانی اسلحه در عراق (انواع و اقسام آن) بخصوص سلاحهایی که صدام هنگام سرنگونی خود از قدرت از پادگانها و اسلحهخانهها خارج کرد، نیاز به ورود تسلیحات متوسط تروریستها را منتفی ساخت. شلیک موشکهای سنگین کاتیوشا تا خمپاره و گاهی اوقات موشکهای زمین به هوا توسط جنگجویان در عراق، نشان از توان آنها دارد. گو اینکه، این افراد در بیشتر حملات خود از سلاحهای سبک و نیمهسنگین چون تیربار و موشکانداز آرپیجی استفاده میکنند. بعد دوم توان تسلیحاتی تروریستها در عراق ساخت بمب توسط آنها است. این افراد در پایگاههای القاعده در افغانستان فن ساخت انواع بمبها را فرا گرفتهاند و امروز به عراق آمده و به شدت به انتشار آن اقدام میکنند. امری که زرقاوی تا زمان مرگ به شدت به آموزش آن پایبند بود.
6- ورود به اندازه تلفات: شعارهای تند القاعده در عراق باعث شده تا این گروه به اندازهای که تلفات دارد، افراد را جذب کند. این جذب نیرو آن چنان شدید است که نه تنها عراقیها بلکه جوانانی را از سراسر کشورهای عربی به عراق کشانده و به شوق جهاد راهی میادین درگیری میکند.
7- در پایان باید گفت حضور فعلی تروریستهای القاعده در خیابانهای بغداد و سایر شهرهای عراق به عوامل چند دیگری نیز بستگی دارد که به صورت گذرا میتوان به 1- خواست برخی از کشورهای منطقه و حمایت آنها از تروریستها 2- ساخت زیربنای تروریستی توسط صدام قبل از سرنگونی رژیم 3- منافع گروهی برخی از احزاب عراق و... به هر حال القاعده و تروریستها همچنان در عراق به فعالیت مشغول هستند و تا زمانی که عوامل بالا در پیوند با هم عمل میکنند، نباید انتظار داشت از حملات کاسته و یا پایان گیرند.