علیرضا افسر
برخی از مفاهیم سابقهای همپای قدیمیترین جوامع انسانی دارد و در واقع همراه با زندگی اجتماعی انسانها آنها نیز پای به عرصه وجود در زندگی اجتماعی گذارده است. در عالم واژگان نیز بعضی از کلمات در سطحی هستند که مورد تقدیس و عنایت همگان قرار میگیرند و یا به عکس مورد نفرت و بیمهری عمومی قرار میگیرند. عدالت چه با پسوند فردی و چه با پسوند اجتماعی و سیاسی چیزی نیست که مورد تقدیس و حمایت قرار نگیرد و ظلم نیز در طرف مقابل مورد نفرت قرار میگیرد.
مفهوم و تعریف عدالت
با مراجعه به کتب لغت در مفردات راغب اصفهانی میخوانیم: العداله و المعادله لفظ یقتضی المساواه و یستمل..... عدالت و معادله دارای معنای برابری است و به همین خاطر همواره در مقایسه بین اشیا کاربرد دارد. عدل همان تقسیم به دو نیم مساوی و هماهنگ است.
در افصاح آمده است: عدل یعنی انصاف و آن به معنای این است که آنچه بایسته شخص است به او داده شود و آنچه بر گردن او است از او گرفته شود.... عدالت در کار به معنای استقامت در آن است و عدالت در قضاوت یعنی حکم به عدل نمودن.
استاد شهیدمرتضی مطهری در کتاب عدل الهی میفرماید: عدل قرآن آنجا که به توحید یا معاد مربوط میشود به نگرش انسان به هستی و آفرینش شکل خاصی میدهد آنجا که به نبوت و تشریع قانون مربوط میشود یک مقیاس و معیار قانونشناسی است آنجا که به امامت و رهبری مربوط میشود یک شایستگی است و آنجا که پای اخلاق به میان میآید آرمان انسانی است و آنجا که به اجتماع کشیده میشود یک مسئولیت است.
و در تعریف عدل میفرماید چهار معنی یا چهار مورد استعمال برای این کلمه است:
الف: موزون بودن: اگر مجموعهای را در نظر بگیریم که در آن اجزای مختلفی بکار رفته است و هدف خاصی در آن منظور است باید شرایط معینی در آن از حیث مقدار لازم هر جز و از لحاظ کیفیت ارتباط اجزا با یکدیگر رعایت شود و تنها در این صورت است که آن مجموعه میتواند باقی بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را ایفا نماید.
ب: معنی دوم عدل؛ تساوی و نفی هرگونه تبعیض است، گاهی میگویند فلانی عادل است؛ منظور این است که هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمیشود بنابراین عدل یعنی مساوات.
ج: رعایت حقوق افراد و اعطاکردن به هر ذیحق؛ حق او را و ظلم عبارت است از پامال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران؛ و معنی حقیقی عدالت اجتماعی بشری؛ این عدالت متکی بر دو چیز است یکی حقوق و اولویتها یعنی افراد بشر نسبت به یکدیگر و مقایسه با یکدیگر نوعی حقوق و اولویت پیدا میکنند و یکی دیگر خصوصیت ذاتی بشر است که طوری آفریده شده است که در کارهای خود الزاماً نوعی اندیشههای اعتباری استخدام میکند و با استفاده از آن اندیشههای اعتباری به عنوان آلت فعل به مقاصد طبیعی خود نائل میشود.
عدالت نباید فدای مصلحت بشود
تبعیض و رفیقبازی و باندبازی و دهانها را با لقمههای بزرگ دوختن و بستن؛ همواره ابزار لازم سیاست قلمداد شده است اکنون مردی زمامدار و کشتی سیاست را ناخدا شده است که دشمن این ابزار است. هدف و ایده او مبارزه با این نوع سیاستبازی است.
طبعاً از همان روز اول ارباب توقع یعنی همان رجال سیاست؛ رنجش پیدا میکنند؛ رنجش منجر به خرابکاری میشود و دردسرهایی فراهم میآورد؛ دوستان خیراندیش به حضور علی(ع) آمدند و تقاضا کردند که به خاطر مصلحت مهمتر؛ انعطافی در سیاست خود پدید آورد؛ پیشنهاد کردند خودت را از دردسر این هوچیها راحت کن بعضی از اینها از شخصیتهای صدر اولند؛ تو فعلا در مقابل دشمنی مانند معاویه قرار داری چه مانعی دارد که به خاطر مصلحت فعلا موضوع مساوات و برابری را مسکوتعنه بگذاری؟
علی(ع) جواب داد: اتا مرونی ان اطلب النصر بالجور و الله ما اطور به ما سمر سمیر وام نجم فی السماء نجما؛ لوکان المال لی لسویت بینهم فکیف و انما المال مال الله
شما از من میخواهید که پیروزی را به قیمت تبعیض و ستمگری به دست آورم؟ از من میخواهید که عدالت را به پای سیاست قربانی کنم؟
خیر سوگند به ذات خدا که تا دنیا دنیا است چنین کاری نخواهم کرد و به گرد چنین کاری نخواهم گشت؛ من و تبعیض؟ من و پایمال کردن عدالت؛ اگر همه این اموال عمومی که در اختیار من است مال شخص من و محصول دسترنج خودم بود و میخواستم میان مردم تقسیم کنم هرگز تبعیض روا نمیداشتم؛ تا چه رسد که مال مال خداست و من امانتدار خدایم.
این بود نمونهای از ارزیابی علی(ع) درباره عدالت و این است ارزش عدالت در نظر علی(ع)...
دستگاه قضایی و مبارزه با فساد
نقش و جایگاه دستگاه قضایی کارآمد صالح در مبارزه با فساد و تجاوز بر هیچ کس پوشیده نیست. چنانچه قوه قضاییه «از استقلال و اقتدار و شایستگیهای لازم برخوردار باشد» بهطور قطع «میتواند به عنوان شمشیر برندهای در برابر بیعدالتی و ظلم و قلدری بایستد و از حقوق مردم و محرومان دفاع و در برابر زورگویان و متجاوزان به حقوق عمومی مقابله و مقاومت و امنیت و نظم اجتماعی و عدالت عمومی و حمایت از محرومان را تضمین و تامین کند.
امیر مومنان(ع) در دوران خلافت و ولایت خود بر استفاده از قضات شایسته و بایسته تاکید فرمود و در فرمان حکیمانه به مالک اشتر شرایط و ویژگیهای قضات را به شرح ذیل بیان نمود.
1: از بهترین و برترین افراد باشند. 2: با حوصله و دارای شرح صدر باشند. 3: اطلاعات لازم را برای یک قضاوت عادلانه از زوایای مختلف به دست آورند. 4: با شهامت اخلاقی اشتباهات خود را بپذیرند و آن را جبران کنند. 5: زود به خشم نیایند و در مقابل پافشاری دو طرف دعوا «برای احقاق حق» کنترل خود را از دست ندهند. 6: روح قدرتمند داشته باشند و از قدرتمندان نترسند. 7: عزتنفس و همت عالی داشته باشند و اسیر آز و طمع نگردند.
8: ثروتمندان و زورمداران نتوانند آنان را تطمیع و یا تهدید کنند. 9: اهل تحقیق باشند و با سهلانگاری و آسانگیری از مسائل نگذرند. 10: در مواجهه با امور مشتبه و گنگ و پیچیده احتیاط و تامل را از دست ندهند. 11: با دو طرف دعوا گشادهرو باشند و بدون ابراز خستگی و ناراحتی به هرکدام از آنان فرصت سخن گفتن بدهند. 12: گرفتار مکر و حیله فریبکاران نشوند و در مقابل تملق و چاپلوسی اراده خود را از دست ندهند.
منابع در روزنامه محفوظ است.