شرح گزارش از زبان شهیدحسن باقری (افشردی):
با توجه به تجربیاتی که در طی چند ماه جنگ و انجام عملیاتهای محدود به دست آوردیم، به این نتیجه رسیدیم که برخلاف ارتش عراق که به هنگام حمله نیروهایش نسبت به طرح مانور در بیخبری به سر میبرند، ما جزییات طرح عملیات را با ذکر نکات ریز و ظریف آن برای همه فرمانده لشگر (فرمانده گردان تا فرمانده دسته) بازگو میکردیم تا ضمن آگاهی از اهداف عملیات، چنانچه نقطه نظر اصلاحی دارند، از آن بهرهمند شده و استفاده کنیم. برای این منظور تعدادی کالک عملیاتی که از روی عکسهای هوایی تهیه شده بود در اختیار برادران قرار دادیم. چون بعضی از این نیروها برای شناسایی معابر وصولی به خطوط دشمن در رفتوآمد بودند، توصیههای حفاظتی بسیاری به آن شده بود.
با این حال متأسفانه یکی از عناصر شناسایی که با خود مدارکی را از منطقه عملیاتی به ویژه جبهه دارخوین به همراه داشت، به اسارت نیروهای دشمن درآمد و از آن پس ما شاهد تقویت خطوط پدافندی دشمن بودیم به طوری که خطوط خود را به سه رده تامینی تقسیم کرد. در خط اول از یک گردان مکانیزه با تعدادی تانک از تیپ 8 مکانیز بهره جست، و در خط سوم نیز یک گردان سواره نظام زرهی مستقر نمود.
از سویی چون فاصله بین خطوط تماس خودی با دشمن در جبهه دارخوین بین 8- 7 کیلومتر بود و توان نیروهای پیاده برای عبور از موانع و رسیدن به اهداف (طبق استانداردهای رزم کلاسیک) حداکثر سه کیلومتر است، لذا مجبور شدیم تا معابر دیگری را جستوجو کنیم، اما ادامه این روند (شناسایی) باعث حساسیت و هوشیاری دشمن شد، به همین لحاظ 18 روز قبل از شروع عملیات، باقیمانده گردان 3 مکانیزه را که در حمله قبلی دارخوین متلاشی شده بود و در فرصت پیش آمده در شلمچه مجدداً بازسازی کرده بود در خاکریز رده سوم احتیاط که قویترین احتیاط به شمار میآمد، مستقر نمود.
همچنین سه روز قبل از عملیات دشمن در ادامه فعالیتهای خود دو خاکریز تامینی دیگر احداث و یک گروهان تانک از تیپ 8 را پشت آنها مستقر نمود.
با وجود تمام تمهیدات پوششی و تامینی دشمن در خطوط پدافندی، فرماندهان خودی هیچ تغییری را در طرح مانور ایجاد نکردند و طبق پیشبینیهای صورت گرفته در سه محور مهیای عملیات شدند.
سازمانی که برای این عملیات در نظر گرفته شده بود متشکل از 11 گروهان رزمی سپاه و دو گردان ارتش بود که باید به صورت مشترک انجام وظیفه میکردند که در این رابطه چهار گروهان ارتش به همراه 90 نفر از نیروهای سپاه و یک گردان ارتش و پنج گروهان سپاه از نهر (شهر) شادگان به مواضع دشمن هجوم میبردند.
همچنین سپاه 4 گروهان به عنوان احتیاط منطقه در نظر گرفته بود ضمناً بنابر تجربیات عملیات قبلی، به سبب برتری نیروهای زرهی عراق، برای هر دسته 22 نفره از گروهانهای سپاه، سه نفر آرپیجیزن و برای هر 70 رزمنده، 22 نفر برای تخلیه مجروحین و شهدا و همچنین اسرای دشمن در نظر گرفته شد.
شرح عملیات:
طبق پیشبینیهای قبلی قرار بود نیروها بدون تحریک قوای دشمن، ساعت یک بامداد زیر خاکریزهای آنها باشند، اما برخلاف انتظار حرکت نیروها از نقطه رهایی که به سروصدا و عدم رعایت اصل غافلگیری انجام شد، باعث هوشیاری دشمن گردید. به طوری که یک ربع قبل از آغاز عملیات (45 دقیقه بامداد) در حالی که نیروها به 200 متری خاکریز صلاحالدین (محل استقرار عراقیها) رسیده بودند، ناگهان منطقه مثل روز روشن شد و دشمن کاملاً هوشیار، با شلیک بیحد منور، رزمندگان را مورد هدف قرار میداد. جنگ سختی در این محور (خط اول و دوم دشمن) در گرفت، در حالی که در ناحیه دیگر (خط سوم دشمن)، نیروهای خودی در اختفای کامل و رعایت اصل غافلگیری مواضع دشمن را تصرف کرده و پس از پنج کیلومتر پیشروی خود را از نهر شادگان به جاده اهواز- آبادان رساندند. با این حال دشمن به رغم از دست دادن مواضعش درخط سوم- که تهدیدی جدی به شمار میآمد- همچنان مقاومت میکرد.
از سویی مطابق طرح، پیشبینی شده بود برای مسدود کردن راههای ارتباطی و تدارکاتی دشمن در حین عملیات، همزمان با غروب آفتاب با کمک برادران شرکت نفت ترتیبی داده شود تا با انتقال جریان نفت سیاه به رودخانه کارون و به آتش کشیدن آن در ساعات اولیه صبح، علاوه بر ایجاد رعب و وحشت میان سربازان عراقی، معابر وصولی و تدارک لجستیکی و نیروی آنها را قطع کنیم.
همه کارها مطابق برنامه اجرا شده بود. نفت سیاه حجیمی به ضخامت 1- 2 سانتیمتر سطح رودخانه کارون را پوشانده بود. لیکن در ساعات دو بعد از نیمه شب بر اثر اصابت گلوله توپ یا خمپاره به منبع ذخیره نفت، ناگهان زبانههای آتش همه جا را فرا گرفت و به تدریج اطراف منطقه در هالهای از آتش قرار گرفت. اثر این اقدام اگرچه بعضاً باعث نگرانی ستاد فرماندهی و هدایت عملیات شد، اما در مجموع دستاوردهای مثبتی را در برداشت زیرا با روشنایی هوا همه شاهد دود بسیار غلیظ سیاه رنگ (متصاعد شده) از سوخت مواد نفتی بودیم که کاملاً منطقه عملیاتی را در بر گرفته بود، بهویژه در بخش شمالی منطقه درگیری و همین باعث رکود قابل ملاحظهای در نقل و انتقالات واحدهای پشتیبانی و آمادرسانی نظیر مهمات رسانی و یا بهداری و ... در حد فاصل جاده سلمانیه و محمدیه شد و این در حالی بود که تعدادی از نیروهای خودی بر اثر شدت درگیری مجروح و یا شهید شده و در منطقه باقی مانده بودند.
تشویش و نگرانی فرماندهان زمانی شدت بیشتری به خود گرفت که جریان حرکت باد به سمت جنوب باعث شد تا مرکز فرماندهی و هدایت عملیات تیپ 3 ارتش در هاله غلیظی از دود قرار گیرد و عملاً توان فعالیت را از نیروها سلب کند و آنها ناچار به سنگر فرماندهی سپاه که در 200- 300 متری مقر تیپ 3 قرار داشت نقل مکان کرده و با در اختیار گرفتن یکی دو بیسیم به هدایت نیروهایش مشغول شوند. هوا کاملاً تاریک و سیاه به نظر میرسید. جریان باد به تدریج دودهای منتشر شده در هوا را به سمت تنها سنگر فرماندهی عملیات نزدیک و نزدیکتر میکرد.
دود به 100 متری سنگر رسیده بود، تمام فضای کارون و قسمتهایی از جنگلهای حاشیه آن را به آتش کشیده بود. بروز بحران جدیتر شده بود. همه برادران در نگرانی و التهاب به سر میبردند و در حال تضرع از خدا طلب کمک و یاری میکردند که ناگهان- خدا شاهد است- باد عجیبی شروع به وزیدن گرفت که تا به حال در منطقه سابقه نداشت، به طوری که فیبرهای نصب شده روی سنگر را از جا کند و دودهای متصاعد شده را تا ارتفاع 100 متری از سطح زمین بالا برد و مانند یک طاق از بالای سر ما گذشت و کمی بعد باد فروکش کرد و دودها در سطح زمین پخش و منتشر شد.
از دستاوردهای این واقعه، سقوط خطهای اول و دوم دشمن بود که تا نزدیک صبح همچنان مقاومت میکردند. این جریان منجر به استیصال فرماندهان عراقی در هدایت عملیات شد، به نحوی که برابر دریافت خبرهای شنود فرماندهان عراقی عاجز و مستأصل مانده و به رده بالاتر اظهار میداشتند که ما نمیدانیم چه کار کنیم. بدین ترتیب نیروهای خودی موفق شدند با استفاده از فرصت، مواضع دشمن را تصرف کنند. تعدادی از نفرات دشمن را کشته و یا به اسارت درآوردند.
از نتایج دیگر تصرف پل قصبه بود و این در حالی بود که به سبب اختلال بیسیمی، ارتباط با فرمانده نیروهای عمل کننده به سختی صورت میگرفت و آنان به دلیل دشت باز بودن جبهه، موفق نشده بودند الحق نیروها را برقرار کنند، اما در ساعت 5/6 صبح خبر الحاق نیروهای جبهه شمالی با نیروهای جناح سمت چپ و تصر پل دریافت شد.
نکته حایز اهمیت در پدافند، ضرورت احداث خاکریزهای تامینی در کنار جاده اهواز- آبادان در جنوب این جاده بود که خوشبختانه ارتش عراق این کار را انجام داده بود. به هر صورت نیروهای خودی موفق شدند در ساعت 9 پدافند نسبی منطقه را فراهم سازند. لیکن به خاطر پراکندگی دشمن در منطقه و نبودن نیروی کافی در خطوط پدافندی خودی دشمن توانست ضمن ایجاد شکاف در بعضی از خاکریزها و حرکت به سوی پل حفار، تعدادی از نیروها و حدود یک گردان تانک خود را از چنگ رزمندگان برهاند. همچنین به علت وجود ردههای مختلف (موانع خاکریزی) درمواضع دشمن- که پیچیدگی خاصی را ایجاد کرده بود- پشتیبانی و مهمات رسانی به نیروهای خودی دچار مشکل و کندی شده بود، ضمن آن که باقیمانده نیروهای دشمن که در سنگرها پنهان شده بودند، مزاحمتهایی را برای رزمندگان فراهم میساختند.
از سویی باتوجه به وسعت خط پدافندی چهار کیلومتر زیر نهر مارد (شادگان) تا حدود سه کیلومتر در سمت جنوب و قلت نیروهای پدافندی، دشمن چندین بار با واحدهای زرهی و پیاده در منطقه پل حفار مبادرت به پاتک کرد، اما هر بار با مقاومت نیروها مواجه شد و به عقب بازگشت، سپس با سازماندهی و آرایش مجدد، پاتک دیگری را تدارک دیده و به طور مکرر آن را ادامه میدادند. شدت پاتکها به حدی بود که گاه رزمندگان را به حلقه محاصره خود در میآوردند، اما هر بار با مقاومت رزمندگان عقب رانده شده و خساراتی را هم متحمل میشدند.
در این وضعیت ما به فرمانده تیپ 3 ارتش فشار میآوردیم تا با به کارگیری نیروهای تحت امر خود به کمک برادران شتافته و به شکار تانکها اقدام نمایند، اما نتیجهای حاصل نشد. مقاومت دلیرانه رزمندگان، بینتیجه ماندن پاتکها و تحمل تلفات سنگین باعث شد که ناگهان 30 دستگاه تانک که بر روی آنها نفرات پیاده (عراقی) سوار بودند، به سمت مواضع خودی حرکت کنند. برادران ابتدا فکر کردند که آنها نیروهای کمکی خودی هستند، اما خیلی زود متوجه شدند که آنان نیروهای دشمن هستند که قصد تسلیم شدن دارند. با رسیدن آنها به مواضع خودی، برادران رزمنده آنان را به پشت جبهه انتقال دادند.
بدین ترتیب در اولین روز عملیات رزمندگان موفق شدند مواضع مهمی را از دشمن تصرف کرده و به پدافند بپردازند.
پیام امامخمینی به مناسبت شکست محاصره آبادان
بسماللهالرحمنالرحیم
تیمسار سرتیپ فلاحی، تیمسار ظهیرنژاد و جناب آقای محسن رضایی- ایدهم الله تعالی
تلگراف شما در خصوص فتح بزرگ که خداوند تعالی نصیب ارتش، نیروی هوایی و هوانیروز، سپاه پاسداران، بسیج، ژاندارمری، فداییان اسلام و سایر نیروهای مردمی فرموده و محاصره آبادان به طور کامل شکسته شده است واصل گردید. اینجانب این پیروزی بزرگ را به فرماندهان تمامی نیروهای مسلح و به سربازان ارجمند و سپاهیان نیرومند تبریک میگویم و امید است این سرافرازیها را که برای اسلام و میهن فراهم میکنند منظور نظر مبارک ولیالله اعظم، بقیهالله- ارواحناله الفداء باشد. و آخرین پیروزمندی را که بیرون راندن نیروی متجاوز کافر از سرزمینهای میهنمان است، ملت شریف به زودی مشاهده کند. اینجانب به اسم ملت بزرگ ایران از رزمندگان دلیر ارتش و سپاه و دیگر قوای مسلح- ایدهم الله تعالی- تقدیر و تشکر میکنم. از خداوند متعال توفیق، نصرت و عظمت اسلام و مسلمین و به خصوص نیروهای مسلح اسلامی را خواستار است.
والسلام علیکم، روحالله الموسوی الخمینی، پنج مهر 1360