تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۳۹۹۶۱

شهید مدرس، اندیشمندی فرهنگ‌ساز


«بزرگان و برگزیدگان جهان تا زنده‌اند غریب و تنهایند، ولی بعد از مرگ آنان همه ادعا می‌کنند که آشنا، هم‌سخن و هم‌فکرشان بوده‌اند.»
(نقل از یادداشتهای خصوصی شهید مدرس)
آیت‌الله سیدحسن مدرس قمشه‌ای در زمره افرادی است که بعد علمی و فرهنگی او تحت‌الشعاع بعد سیاسی قرار گرفته است. در تاریخ از او به عنوان یک روحانی سیاستمدار یاد شده و در خصوص زندگی سیاسی او بیش از 50 کتاب تاریخی و 400 مقاله و سخنرانی در روزنامه‌ها و مجلات و یادنامه‌ها به چاپ رسیده است، ولی از ابعاد فقهی، علمی و فرهنگی مدرس غفلت شده است. ضروری به نظر می‌رسد که برای اثبات این ادعا که «مدرس اندیشمندی فرهنگ‌ساز» است، نخست مقام علمی و سپس مدیریت فرهنگی او را مورد بررسی قرار دهیم. در تبیین مقام علمی شهید مدرس چند موضوع قابل بررسی است؛ سابقه تحصیلات، تدریس و تالیفات.
تحصیلات
شهید آیت‌الله مدرس مدت هفت سال در قمشه (از توابع اصفهان) به کسب مقدمات علوم و معارف دینی مشغول بود1 در 16 سالگی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت2 و مدت پنج سال در نهایت پشتکار و جدیت، صرف و نحو، منطق و بیان را نزد اساتیدی چون مرحوم میرزا عبدالعلی هرندی (م1306ق)، ملامحمد معروف به آخوند کاشی (م1333ق) و مرحوم جهانگیرخان قشقایی (م 1328ق) فراگرفت و به دنبال آن چهار سال دیگر در همان شهر درس خارج اصول را نزد مرحوم شیخ مرتضی یزدی (م1329ق) و استصحاب را از محضر سیدمحمدباقر درچه‌ای (م1343ق) آموخت.3
وی برای ادامه تحصیل در 1309 ق به نجف اشرف مهاجرت کرد4 و حدود هفت سال از محضر اساتید برجسته آن زمان همچون آیت‌الله حاج میرزا حسن شیرازی،‌ آیت‌الله محمدتقی شیرازی، محمدکاظم خوانساری و آیت‌الله سیدمحمدکاظم یزدی بهره جست و به مرتبه اجتهاد رسید.5
مرحوم مدرس در سال 1316 ق به اصفهان برگشت و در مدرسه جده کوچک و مدرسه جده بزرگ به تدریس فقه و اصول، منطق و شرح منظومه پرداخت.6 وی پنج‌شنبه‌ها درس اخلاق را بر اساس متن نهج‌البلاغه برای طلاب تدریس می‌کرد و به این شکل تدریس نهج‌البلاغه را در حوزه‌های علمیه زنده کرد.7
مدرس به خاطر دقت و عمق تدریس خود در اندک مدتی نامدارترین استاد حوزه علمیه اصفهان گردید و در ردیف با سابقه‌ترین مجتهدان پرنفوذ آن منطقه قرار گرفت8 و لقب مدرس را که پیش از آن سیدحسن قمشه‌ای داشت، کسب نمود.9
ملقب شدن شخصیت‌های علمی به صفت «مدرس» پیش زمینه‌های تاریخی دارد؛ چنان که میرزا محمدعلی رشتی، حکیم معروف آقاعلی و میرزا مهدی آشتیانی به سبب تدریس طولانی لقب مدرس به آنها داده شده است.10
در مکتب درس شهید مدرس شاگردانی چند تربیت شدند که دانشوران و فضلای عصر خویش بوده‌اند. برخی از شاگردان وی عبارتند از:
1- آیت‌الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، حکیم، فیلسوف و عارف وارسته.
2- سیدکمال‌الدین نوربخش دهکردی، استاد دانشگاه. دارای تالیفات فراوان در عرفان و حکمت.
3- استاد جلال‌الدین همایی، ادیب و محقق، مورخ و شاعر معاصر.
4- بدیع‌الزمان فروزانفر. محقق و ادیب نامور.
5- آیت‌الله حاج میرزاعلی آقاشیرازی، عارف فقیه و حکیم مشهور.
6- شیخ محمد باقرنجفی.
7- آیت‌الله سیدمرتضی پسندیده، برادر بزرگ تر امام خمینی.
8- آیت‌الله محمدعلی لواسانی و ...11.
مقام علمی مدرس به جایی رسیده بود. که علما و اساتید حوزه‌های علمیه از او به «اجله علمای عصر»12، «مردی فوق‌العاده»13، «سرآمد همه در فقه و اصول و قوه قضاوت و در حد کمال»14، «مردی فاضل و دانشمند»15، «افتخار جامعه روحانیت»16، «اگر از یک مرجع بالاتر نبود، کمتر هم نبود» تعبیر کرده‌اند.17
آیت‌الله سید حسن مدرس به دلیل مراتب و درجات علمی و تقوا در دوره دوم مجلس شورای ملی از سوی مراجع تقلید نجف، مرحوم آخوند خراسانی و ملاعبدالله مازندرانی به عنوان مجتهد طراز اول نامزد گردید، تا مطابق متمم اصل دوم قانون اساسی در ایران ناظر مصوبات قوه مقننه باشد.
شایان ذکر است وی از همه بیست فقیه بزرگ نامزد شده برای این مسئولیت به همراه چهار فقیه دیگر توسط مجلس برگزیده شد.18
مدرس با توجه به اینکه عضو فقهای طراز اول مجلس بود و در اصفهان به تدریس فقه و اصول مشغول بود، مراجع تقلید از وی خواستند به تهران سفر کند و در جلسات مجلس شورای ملی شرکت جوید.19
وی با ورود به تهران در اولین فرصت درس خود را در ایوان زیر ساعت مدرس سپهسالار (شهید مطهری فعلی) آغاز نمود و تأکید می‌کرد که «کار اصلی من تدریس است و سیاست کار دوم من است.»20 شهید مدرس در زمان دولت مهاجر در ترکیه در اسلامبول بیکار ننشست و در مدرسه ایرانیان آن شهر مشغول تدریس و مسائل فرهنگی بود.21
فعالیت‌های شهید مدرس در مجلس شورای ملی، چه به عنوان فقیه ناظر و یا وکیل مردم منحصر به امور سیاسی نبود، بلکه در امور فرهنگی و آموزش و پرورش نقش سازنده‌ای داشت. او معتقد بود تربیت نیروی انسانی متخصص که کلید رشد، توسعه و سربلندی هر جامعه است، زمینه‌ساز تمدن و خوداتکایی و خودکفایی و قطع وابستگی هم هست و هیچ گونه تحول در هیچ جامعه‌ای پدید نمی‌آید، مگر اینکه تحول در آموزش و پرورش و نظام فرهنگی و آموزش به وجود آید. بر همین اساس در مجلس شورای ملی در نطقهای خود بر امور زیر پافشاری می‌کرد:
1- جذب معلمان و اساتید مجرب از خارج کشور برای تعلیم و تربیت و آموزش متخصص در داخل کشور.22
2- تأسیس مدارس ابتدایی و بزرگسال در سراسر روستای کشور.
3- تلاش برای فراهم شدن زمینه تحصیل برای بانوان. 23
4- اهتمام ورزیدن مدرس برای تحصیل کسانی که بضاعت مالی ندارند.24
5- پیشنهاد تأسیس دارالترجمه به وزارت معارف.25
6- بسترسازی فراگیری علوم دینی و غیردینی برای همه افراد جامعه.26
تألیفات
شهید آیت‌الله مدرس با وجود کثرت اشتغالات سیاسی و اجتماعی و با آنکه بیشتر دوران زندگی‌اش در مبارزات اجتماعی و سیاسی گذشته و همواره با عوامل استبداد در ستیز بود، علاوه بر تدریس در بالاترین سطوح حوزه، نویسنده و اهل قلم بود و هرگاه فرصتی هر چند کوتاه می‌یافت به نگارش رسالاتی می‌پرداخت. آثار وی بیشتر به زبان عربی بود و آثاری نیز به زبان فارسی تدوین نموده است. برخی از آثار وی به شرح زیر می‌باشد:
1- کتاب زرد (این کتاب در بررسی و تحلیل تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر است.)
2- حاشیه بر کتاب النکاح مسجد شاهی.
3- تعلیقه برکفایة الاصول.
4- اصول تشکیلات عدلیه.
5- رساله‌ای درتربیت.
6- رساله‌ای در شرط متأخر در علم اصول فقه.
7- رساله‌ای در لزوم و عدم لزوم قبض در موقوفه و غیر آن.
8- شرح رسائل.
9- مجموعه الرسائل الفقهیه.
10- تقریرات میرزا حسین خلیلی رازی.
11- نطقها و مکتوبات و مقالات سیاسی و اجتماعی، چاپ شده در مطبوعات.27
یکی از دغدغه‌های فرهنگی آیت‌الله مدرس حوزه‌های علمیه بود، چنان که نقل شده است گاهی که درباره حوزه‌های تحصیلی طلاب نجف و قم سخن به میان می‌آمد، مدرس می‌گفت: افسوس که من تکلیف خود را در دخالت در سیاست دانستم و از اداره امور روحانی به دور افتادم والا می‌دانستم که وظایف تحصیلی طلاب علوم دینی در این عصر چگونه باید باشد.
یکی از فضلای معروف اصفهان به نام حاچ آقاعباس کرمانی که خود از دانشمندان و علمای عالیقدر بوده و سالها در نجف اشرف تحصیل می‌کرده‌ است، پس از بازگشت به ایران مدتی در مجلس درس مدرس حاضر گردید، وی اظهار می‌کند که ای کاش می‌توانستم در تهران بمانم و تقریرات آیت‌الله مدرس را گوش کنم. من تمام اساتید اصفهان و نجف را درک کرده‌ام، ولی چنان یافتم که سخنان آنان نسبت به تحقیقات مدرس مانند معلم مکتبی بوده و با آنچه آیت‌الله مدرس تقریر می‌کند فاصله‌ای زیادی دارد.28
آیت‌الله سیدحسن مدرس در 28 تیر ماه 1304 از سوی احمدشاه به سمت نیابت تولیت مدرس سپهسالار برگزیده شد. از آن تاریخ، وی سرپرستی امور داخلی و خارجی مدرسه را بر عهده گرفت و فعالیت‌های خود را شروع کرد.29 مدرس در مدت عهده‌داری نیابت مدرسه سپهسالار توانست در دو محور موفقیتهایی به دست آورد:
الف- برنامه‌ریزی درسی برای طلاب
پیش از مدیریت شهید مدرس برای طلاب مدرسه سپهسالار برنامه خاصی وجود نداشت. برخی از طلاب علوم دینی به درستی از اوقات خود استفاده نمی‌کردند و با جدیت به درس و مباحثه نمی‌پرداختند. آیت‌الله مدرس با شناختی که از اوضاع طلاب و مدرسه داشت برای جلوگیری از اتلاف وقت و پیشرفت درسی طلاب طرح امتحان را برای آنان به اجرا گذاشت. بنابراین هر محصلی مجبور بود در ابتدای ورود از دروسی که خوانده امتحان بدهد تا چنانچه نمره قبولی کسب نمود در مدرسه پذیرش شود و امکانات در اختیار او قرار گیرد.
طلبه‌ای که با این شرایط وارد مدرسه می‌شد ملزم به رعایت برنامه‌های درسی و امتحانی می‌گردید. برنامه‌های درسی مشتمل بر علوم جدید و قدیم بود. در پایان هر سال طلاب موظف بودند هر آنچه خوانده‌اند امتحان بدهند و در صورت موفقیت و کسب نمره قبولی ادامه تحصیل در مراتب بالاتر برای آنان فراهم می‌گردید. از دیگر برنامه‌های مدرسه این بود که طلاب اجازه نداشتند شبها از مدرسه خارچ شوند و در صورت تکرار، جریمه‌ای برای خاطی در نظر گرفته می‌شد.
شهید مدرس اولین موسس برنامه رسمی مدرسه سپهسالار بود که با تهیه نظامنامه‌ای برای طلاب، نظم و ترتیبی به امور تحصیلی مدرسه عالی سپهسالار داد و با اجرای این نظامنامه افراد جدیدی جذب مدرسه شدند.
علاوه بر این او برای اعضای و کارکنان مدرسه سپهسالار حقوق و مزایای مناسبی تعیین نمود.30
آیت‌الله مدرس در برنامه‌های درسی مدرسه سپهسالار دانشهای جدید را گنجانید و به همین منظور اساتیدی را برای تدریس دعوت کرد و مخصوصاً کوشش می‌کرد طلاب، علوم را به خوبی بیاموزد تا در جامعه بی‌سواد معرفی نشوند و توان پاسخگویی به مسائل جدید را داشته باشند. آنچه در کتاب زرد منعکس کرده گویای همین اندیشه است که مسلمانان باید مسلح به سلاح علم و تقوا باشند؛31 چرا که ترقی هر قوم به علم است. اسلام فراگرفتن علم را واجب دانسته، اما علم به تنهایی کافی نیست. مسلمانان باید به دو بال علم و تقوا مجهز باشند. انگلیسیها علم دارند، اما تقوا ندارند. اگر مسلمین علم و تقوا داشته باشند، هیچ کس بر آنها مسلط نمی‌شود.32
اقدام جالب و ابتکاری آیت‌الله مدرس در مدرسه سپهسالار تدوین یک برنامه آموزشی و پژوهشی تخصصی ویژه تفسیر قرآن مجید بود. شهید مدرس گروهی از اساتید مجرب و متخصص را دعوت کرد تا تفسیری جامع و متناسب با فهم و سطح فکر و فرهنگ مردم نوشته شود. این ابتکار نخستین بار در تاریخ تشیع، از سوی او مطرح می‌گردد؛ چنان که برخی می‌گویند: تفسیری از این نوع که شما می‌خواهید نوشته شده است. مدرس می‌پرسید: کدام تفسیر؟ در جواب تفسیر «طنطاوی» را معرفی می‌کنند. استاد شهید بعد از آنکه یک مجلد آن را به طور کامل مطالعه می‌کند چنین نظر می‌دهد:‌
«اینها روح قرآن را نفهمیده‌اند، ما باید خودمان کار را شروع کنیم.»
آنگاه یک طرح کوتاه، ولی بسیار آموزنده و جامع برای نوشتن آن کتاب آماده می‌کند که متاسفانه با دستگیری، تبعید و شهادت این مرد بزرگ این طرح مانند بسیاری از آرزوهایش بی‌نتیجه می‌ماند.33
ب- توسعه فضای آموزشی
آیت‌الله سیدحسن مدرس در زمان نیابت مدرسه سپهسالار در خصوص توسعه فضاهای آموزشی خدماتی انجام داد. وقتی او عهده‌دار این مسئولیت گردید کلیه روستاهای موقوفه در ورامین ویران شده بود، وی برای احیا و عمران موقوفات اعم از زمینهای زراعی و مغازه‌ها زحمات فراوانی کشید و برای ازدیاد درآمد تلاش کرد تا زمینهای موقوفه اطراف مدرسه سپهسالار را به صورت مغازه درآورد و درآمد آنها را صرف مخارج مدرسه می‌کرد.34
روزهای پنج‌شنبه و جمعه در هوای گرم تابستان به روستاهای ورامین و زنجان می‌رفت تا زمینهای موقوفه مدرسه را آیاد سازد. تلاش شهید مدرس سبب گردید که درآمد موقوفه‌ها در سال اول 13 هزار تومان و در سال دوم بالغ بر 16 هزار تومان گردد.35 بازسازی مدرسه سپهسالار از حجرات گرفته تا صحن و مسجد و کاشیکاریهای گنبد مورد نظر آیت‌الله مدرس بود. برای این کار از اصفهان استادان ماهر کاشیکار و کارشی‌ساز را دعوت کرد تا بنا را به نحو شایسته‌ای بازسازی کنند که هنوز نمونه‌هایی از کاشیکاریها در داخل ایوان غربی و ایوان جنوبی طرف مقصوره و قسمتهای دیگر مسجد باقی مانده است.36
مدرس منطق «نظم حوزه‌ها در بی‌نظمی‌ است» را مردود می‌دانست و می‌کوشید امور مالی و درسی حوزه را منظم کند. او به خاطر تلاش برای به نظم آوردن موقوفات مدارس در دو مرحله مورد حمله مسلحانه قرار گرفت؛ مرحله نخست در مدرسه جده کوچک و مرحله دوم در مدرسه سپهسالار انجام گرفت و در هر دو سوءقصد شهید مدرس جان سالم به در برد.37
آیت‌الله مدرس پس از سالها تلاش در احیای فرهنگ دینی، عصر دوشنبه شب 16 مهر 1307 در حالی که از مدرسه سپهسالار به منزل بازمی‌گشت، توسط ماموران رضاشاه دستگیر و به خواف تبعید و پس از نه سال از آنجا به کاشمر تبعید گردید و سرانجام در ماه مبارک رمضان 1356 ق ستاره پرفروغ فقاهت و سیاست غروب کرد و به دست مزدوران رضاشاه به شهادت رسید.38
(*علی سکندری، نشریه مشکوه، شماره 88)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات