سرگه بارسقیان
ساعت 5/1 بعد از ظهر روز 31 اگوست 1978 (9 شهریور 1357) اتومبیلهای دولتی مقابل در ورودی هتل الشاطی طرابلس توقف کردند تا مهمانان معمر قذافی را به دیدار رئیسجمهور لیبی برند. مهیمانانی که در طول اقامتشان در لیبی از 25 آگوست (3 شهریور) خبری از حضورشان منتشر نشد و هیچگونه تماس تلفنی از جانب آنان صورت نگرفت. این در حالی است که یکی از این سه مهمان قذافی، عباس بدرالدین (رئیس خبرگزاری لبنان) بود که برای پوشش خبری حضور و دیدار مهمانان قذافی، دو تن دیگر را همراهی میکرد. کاردار سفارت لبنان در طرابلس هم سه روز پس از سفر این هیات سه نفره از حضورشان آگاهی یافت و آن هم به علت تماس عباس بدرالدین با وی بود.
بعداز ظهر روز 9 شهریور 57 تلفن سفارت لبنان در لیبی زنگ میزند. منشی تلفن را بر میدارد. صدایی را میشنود که صدای شیخ محمد یعقوب ـ دیگر عضو این هیات سه نفره ـ بود. وی درخواست میکند که با نزار فرحات کاردار سفارت لبنان صحبت کند. زمانی که این کلمات را بر زبان میراند، تلفن قطع میشود. نزار فرحات ساعت 3 صبح روز بعد با هتل الشاطی تماس میگیرد تا از مسئولین هتل در مورد بازگشت مهمانان سوال کند، مسئولین هتل میگویند: ما هیچ چیزی نمیدانیم.
بدین ترتیب نطفه پیچیدهترین پرونده ربوده شدن سیاسی ـ تاریخی دوره معاصر بسته میشود چرا که میهمانان اصلی، امام موسی صدر از روحانیون برجسته شیعی لبنان و بنیانگذار مجلس اعلای اسلامی شیعیان و جنبش امل لبنان بود. پروندهای که به رغم گذشت 28 سال همچنان مفتوح مانده و سرنوشت یکی از اثرگذارترین چهرههای تاریخ معاصر ایران و لبنان و بل منطقه را در هالهای از ابهام برده است.
مجتهد حقوقدان
امام موسی صدر در روز 14 خرداد سال 1307 هچری شمسی در شهر قم به دنیا آمد. تبار خانوادگیاش به سید صالح شرفالدین از روستای شحرور در جبل عامل جنوب لبنان و ریشه اجدادی وی به امام موسی بن جعفر(ع) میرسد. پدر او آیتالله سیدصدرالدین صدر، جانشین آیتالله شیخ عبدالکریم حائری موسس حوزه علمیه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود. جد پدری او آیتالله سیداسماعیل صدر، جانشین مرحوم آیتالله میرزا حسن شیرازی و مرجع مطلق زمان خود و نیای مادریاش آیتالله حاج آقا حسین قمی، جانشین آیتالله سیدابولحسن اصفهانی و رهبر قیام مردم مشهد علیه رضاشاه بود.
سیدموسی صدر در 15 سالگی و پس از اتمام سیکل اول و بخش مقدمات علوم حوزوی راهی حوزه علمیه قم میشود و دروس دوره سطح را در محضر حضرات آیات سید محمدباقر سلطانی طباطبایی، شیخ عبدالجواد جبل عاملی، امام خمینی و سیدمحمد محقق داماد فرا میگیرد. از 1326 تا 1338 به فراگیری دروس خارج فقه پرداخت و درسآموز استادان فرهیختهای چون حضرات آیات سیدحسین طباطبایی بروجردی، محقق داماد، صدر و سیدمحمد حجت در قم و سیدمحسن حکیم، سیدابوالقاسم خویی، شیخ حسین حلی و شیخ مرتضی آل یاسین در نجف شد. از حضرات آیات سیدرضا صدر و علامه سیدمحمد حسین طباطبایی و آیتالله شیخ صدرا بادکوبهای فلسفه آموخت.
در دوره حضور در حوزه علمیه قم بود که با سیدموسی شبیری زنجانی، دکتر بهشتی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی و شیخ ناصر مکارم شیرازی آشنا شد و در نجف با سیدمحمد باقر صدر دوستی گزید. در کنار تحصیلات حوزوی و پس از گرفتن دیپلم در سال 1329به عنوان اولین دانشجوی روحانی در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد شد و در سال 1332 فارغالتحصیل گردید. در دوران دانشگاه در رویارویی با تبلیغات ضد اسلامی فعالیت کرد و از طرفداران جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران بود. قبل از عزیمت به نجف اشرف در 1333، از سوی علامه طباطبایی مسئولیت نظارت بر نشریه «انجمن تعلیمات دینی» را بر عهده گرفت.
در نجف، به عضویت هیات امنای جمعیت «منتدی النشر» درآمد و پس از بازگشت به قم ضمن اداره یکی از مدارس ملی این شهر، مسئولیت سردبیری مجله تازه تاسیس «مکتب اسلام» را عهدهدار گردید. از مهمترین اقدامات امام موسی صدر در آخرین سال اقامت در شهر قم، تدوین طرحی گسترده جهت اصلاح نظام آموزشی حوزههای علمیه بود، که با همفکری دکتر بهشتی و آیتالله مکارم شیرازی صورت گرفت. امام موسی صدر که به درجه اجتهاد رسیده بود به تربیت شاگردان بسیاری همت گماشت که معروفترین آنان در ایران آیتالله شیخ یوسف صانعی از مراجع تقلید نو اندیش و در لبنان شهید عباس موسوی دبیر کل سابق حزبالله لبنان است.
از انجمن نیکوکاری تا جنبش امل
امام موسی صدر در سال 1338و در پی وصیت آیتالله سید عبدالحسین شرفالدین رهبر متوفی شیعیان لبنان و توصیههای حضرات آیات بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین، ایران را به مقصد شهر «صور» در جنوب لبنان ترک کرد و جانشین آیتالله شرفالدین شد.
صدر فعالیت اجتماعی خود را با بازسازی تشکیلات «انجمن نیکوکاری» آغاز و برخی موسسات عمومی را به منظور پرداختن به امور تربیتی، حرفهای، بهداشتی، اجتماعی و حوزوی تاسیس کرد. فعالیتهای امام صدر، نتایج مثبتی را در پی داشت که مهمترین آن، دادن نقش اساسی به زنان در فعالیت اجتماعی و توسعهای بود که این امر با ایجاد دورههای مبارزه با بیسوادی، از بین بردن پدیده تکدیگری در شهر صور و حومه آن از طریق برنامههای خدماتی، بهداشتی، اجتماعی و ایجاد صندوق صدقات همراه شد.
همچنین مرکز فنی و حرفهای جبل عامل را تاسیس کرد و اداره آن را به شهید دکتر «مصطفی چمران» سپرد و افراد مبارز بسیاری که با تجاوزهای اسرائیل مقابله میکردند، از این مرکز دانش آموخته شدند. در تابستان سال 1345 و پس از اجتماعات عظیم و چند روزه شیعیان لبنان در بیعت با وی، رسما از حکومت وقت درخواست کرد تا همانند دیگر طوائف آن کشور، مجلسی برای سازماندهی طایفه شیعه و پیگیری مسائل آن تاسیس گردد. مجلس اعلای اسلامی شیعیان که اولین بخش از برنامه درازمدت امام صدر به شمار میرفت، در اول خرداد سال 1348 تاسیس و خود او با اجماع آراء به ریاست آن انتخاب گردید.
امام موسی صدر از بهار سال 1348 تا اواسط زمستان سال 1352 با دولت وقت لبنان به گفتوگو نشست، تا آن را برای اجرای پروژههای زیربنایی و وظایف قانونی خود در قبال مناطق شیعهنشین و محروم آن کشور ترغیب نماید. در پی امتناع دولت لبنان از پذیرش این مطالبات و نیز اتمام حجت با آن، جنبش محرومان لبنان در اوایل سال 1353به رهبری امام موسی صدر شکل گرفت. هدف استراتژیک امام موسی صدر آن بود تا طایفه شیعه لبنان را همسان دیگر طوائف در تمامی عرصههای حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن کشور مشارکت دهد. در سال 1349 رهبران مذهبی مسلمانان و مسیحیان جنوب لبنان را در چارچوب «کمیته دفاع از جنوب» گردهم آورد، تا برای مقاومت در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی چارهاندیشی نمایند.
در بهار سال 1344 گروهی از جوانان مومن شیعه را به مصر اعزام نمود، تا در دورهای شش ماهه فنون نظامی را فراگیرند. با بازگشت این جوانان که اولین کادرهای مقاومت لبنان بودند، عملیات ایذایی مشترک رزمندگان فلسطینی ـ لبنانی در شمال فلسطین اشغالی آغاز گردید. امام صدر در اعتراض به ادامه جنگ داخلی در لبنان در سال 1354 در مسجد «العاملیه» بیروت تحصن کرد و روزه گرفت و پس از تشکیل دولت آشتی ملی که در خواستهای امام صدر را اجرا کرد، به تحصن خود پایان داد. در همین سال، تشکیل واحدهای مقاومت لبنان «امل» شاخه نظامی جنبش محرومان را در یک همایش مطبوعاتی اعلام کرد.
سفری بیبازگشت
امام موسی صدر علاوه بر بازسازی موقعیت شیعیان در ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی لبنان نقش بسزایی در تحولات سیاسی ـ نظامی لبنان و منطقه داشت. وی در اردیبهشت 1355 به حافظ اسد ـ رئیسجمهور پیشین سوریه ـ پیشنهاد داد با اعزام نیروهای سوری به لبنان، موازنه قوا و آرامش را به این کشور بازگرداند. اقدامی که ترتیبات نظامی و امنیتی قلب خاورمیانه را تا امروز تحت تاثیر قرار داده و هر نوع چیدمان جدی در ساختار ژئوپلتیک این منطقه را منوط به خروج نیروهای سوری از جنوب لبنان کرده است. به واقع امام موسی صدر ضمن نهادسازی در داخل لبنان همچون مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان و جنبش امل به تنظیم مناسبات سیاسی ـ امنیتی این کشور با منطقه پرداخت.
اولویت نخست امام موسی صدر بازگشت آرامش به این کشور و پایان جنگ داخلی بود. صدر با سران عرب به منظور پایان دادن به جنگی داخلی لبنان، رایزنی کرد که نتیجه آن، تشکیل دو همایش در ریاض و قاهره در سال 1967 و ورود «نیروهای بازدارنده عربی» به لبنان بود. امام صدر در سال 1978 و در پی حمله اسرائیل به لبنان به برخی کشورهای عربی همچون سوریه، اردن، عربستان سعودی و الجزایر سفر کرد. در اول تابستان 1978 (1357) به الجزایر سفر و یک هفته در آن کشور با مقامات مهم الجزایری گفتوگو کرد. دراین سفر، یک پیمان مشترک بین جبهه آزادی بخش الجزایر و سازمان امل به امضا رسید و پایه یک همکاری مشترک ریخته شد.
این مذاکرات، یکی از موفقیتآمیزترین گفتوگوهایی بود که امام موسی با دولتهای عربی برقرار کرد. در ضمن مباحثات، دولت الجزایر به وی پیشنهاد کرد که بهتر است روابط خود را با دولت لیبی بهبود ببخشند، چون دولت لیبی سخت به امام موسی حمله میکرد. صدر در جواب مسئولین الجزایری میگوید که از طرف ما هیچ ناراحتی نسبت به دولت لیبی وجود ندارد. اگر مشکلی هست، از طرف مسئولین لیبی است. طرف الجزایری پاسخ میدهد: اگر ما قادر باشیم روابط شما را با لیبی بهتر کنیم، آیا شما حاضر هستید؟
صدر هم موافقت کلی خود را اعلام میکند. دولت الجزایر هم با مقامات و سفارت لیبی تماس گرفته و از آنها میخواهد در بهبود روابط بین امام موسی و دولت لیبی اقدام کنند. در واقع پیشهاد سفر امام صدر به لیبی از جانب الجزایر مطرح شد و وی پس از آن در 6 مرداد 1357 در دفتر خود پذیرای کاردار سفارت لیبی در لبنان شد و او از امام موسی صدر برای حضور در کنگره عمومی خلق لیبی و گفتوگو با سرهنگ معمر قذافی دبیر کل کنگره دعوت و درخواست کرد که این سفر در 28 یا 30 مرداد انجام شود. امام صدر این دعوت را پذیرفت و در مورد تعیین زمان سفر با تامل برخورد کرد.
در تاریخ 29 مرداد به کاردار لیبی اطلاع داد که مایل است سفر در تاریخ 3 شهریور انجام شود و اینکه ناگزیر به ترک لیبی پیش از 10 شهریور است تا بتواند به همسر بیمارش که در حال درمان در فرانسه است رسیدگی کند و نیز باید برای پارهای کارهای ضروری به لبنان بازگردد. همچنین نام اعضای هیات همراه خود را به کاردار لیبی اعلام کرد. سفارت لیبی در لبنان بلیت سفر امام و همرانش شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین را به او تقدیم و به موجب نامهای به خطوط هوایی الشرق الاوسط به شماره 4/3/430 در تاریخ 24/8/1978 چند صندلی در جایگاه ویژه هواپیما برای ایشان رزرو کرد.
با وجود آنکه امام موسی صدر مقصد بعدی خود پس از لیبی فرانسه اعلام کرده بود اما مقامات طرابلس ادعا کردند صدر و همراهانش شب 9 شهریور بدون ملاقات با قذافی طرابلس را به مقصد رم پایتخت ایتالیا ترک کردند. برخی اخبار نشان میدهد که امام صدر با قذافی دیدار کرده و با وی درباره موضوع جنگ داخلی لبنان و نقش لیبی اختلاف نظر داشته است. برخی منابع آگاه بینالمللی نیز گفتند که امام موسی صدر و همراهانش پس از دیدار با قذافی بازداشت شدند و تا سال 1979 مکان بازداشتشان معلوم بود.
دولت لیبی رسما اعلام کرد که در ساعت 8 بعدازظهر روز 31 آگوست، امام موسی صدر، شیخ محمدیعقوب و عباس بدرالدین در هواپیمای «آلیتالیا» به شماره 881 از لیبی به شهر رم مسافرت کردهاند و برای اثبات مدعای خود لیست مسافرین هواپیما را انتشار داده که در آن، اسامی این سه نفر هم آمده است. حتی دولت لیبی مدعی است که چون جای درجه یک برای این مسافران در هواپیما نبوده، اجبارا سه نفر از افراد را از درجه یک به درجه توریستی انتقال داده و این 3 نفر را به جای آنها در قسمت درجه یک جایگزین کرده است. حتی نام کسی که آنها را بدرقه کرده و به فرودگاه رسانده، هم در این بیانیه ذکر شده است. ساعت 10 صبح روز بعد، دو نفر وارد هتل «هالیدی این» شهر رم میشوند.
یکی از آنها خود را شیخ محمد یعقوب معرفی می کندو لباس عادی داشته. فرد دیگر خود را موسی صدر معرفی میکند که معمم بوده است. آنها دو اتاق به شماره 701 و 702 اجاره میکنند و پول یک هفته را هم از قبل میپردازند. این دو نفر فقط 10 دقیقه در هتل میمانند. آن کسی که خود را امام موسی معرف کرده بود، تغییر لباس میدهد و با لباس شخصی از هتل خارج میگردد و دیگر برنمیگردد.
در حالی که چمدانهای داخل اتاق و پاسپورتها روی میز گذاشته شدهاند. پاسپورتها و چمدان متعلق به امام موسی و شیخ محمد یعقوب بوده است، بزرگترین ادعای لیبی این است که لیست مسافران هواپیما موجود بوده و اسم این دو تن در آن ذکر شده است و وارد ایتالیا شدهاند. بعد به هتل هالیدی وارد شدهاند، اما در اینکه بعد از هتل به کجا رفتهاند، دیگر از خود سلب مسئولیت میکند.
همراهی با انقلاب ایران
سفارت لیبی در بیروت در تاریخ 6 مهر 1357 تلگراف وزارت خارجه لیبی را خطاب به مجلس اعلای اسلامی شیعیان فرستاد که در آن گفته شده بود «کلیه رسانههای تبلیغاتی اتفاق نظر دارند که دلایل موجود ورود وی (امام صدر) به رم را ثابت میکند و ناپدید شدن وی ممکن است زیر سر سرویسهای امنیتی گوناگون ایران، اسرائیل، آمریکا و نیز بریگادهای سرخ و سازمانهای افراطی آلمان باشد.» لیبی انگشت اتهام را به سوی رژیم پهلوی که با اوجگیری مبارزات انقلابی ـ خصوصا پس از 17شهریور ـ 57 روبرو بود نشانه رفت و اینکه مراوده امام صدر با انقلابیون ایران، ساواک را به یکی از مظنونان اصلی بدل میسازد. از اینکه امام صدر با جریانات انقلابی نزدیکی ویژهای داشت شکی نیست.
در حلقه نزدیکان وی، حاج احمد خمینی، صادق طباطبایی (خواهرزادهاش) دکتر ابراهیم یزدی و دکتر مصطفی چمران دیده میشدند که از حامیان و بانیان انقلاب 57 بشمار میآیند. این رابطه به سالهای دور برمیگشت. امام صدر در سالهای حضور در حوزه علمیه قم با امام خمینی و دکتر شهید بهشتی آشنا شد. در پی دستگیری امام خمینی در اوایل تابستان 1342، امام موسی صدر راهی اروپا و شما آفریقا گردید، تا از طریق واتیکان و الازهر، شاه ایران را برای آزادسازی امام تحت فشار قرار دهد. در پی تبعید امام به ترکیه در پاییز سال 1343، امام موسی صدر اقدامات مشابهی را به انجام رساند، تا ضمن تامین امنیت آن بزرگوار، ترتیبات انتقال ایشان به عتبات عالیات را فراهم سازد.
در نیمه دوم دهه چهل و پس از آماده شدن اولین کادرهای نظامی مقاومت لبنان، دهها تن از جوانان مبارز ایرانی به لبنان آمدند و زیر نظر آنان فنون نظامی را فرا گرفتند. در اواخر دهه چهل و مقارن با تاسیس مجلس اعلای اسلامی شیعیان، امام خمینی در پاسخ برخی فضلای ایرانی مقیم نجف، امام صدر را امید خود برای اداره حکومت پس از شاه نامید. در زمستان 1350 و بر اساس تقاضای مراجع وقت، امام موسی صدر درباره برخی زندانیان سیاسی با شاه گفتوگو کرد، که بعضی از آنان از جمله هاشمی رفسنجانی اندکی بعد از زندان آزاد گردیدند.
به دنبال درگذشت مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی در پاییز سال 1356، وی پسر عموی خود شهید آیتالله سیدمحمدباقر صدر را بر آن داشت تا بیش از پیش به حمایت از امام خمینی برخیزد. امام موسی صدر در بهار سال 1357 لوسین ژرژ نماینده روزنامه لوموند در بیروت را به نجف فرستاد، تا با انجام اولین مصاحبه بینالمللی با امام خمینی، افکار عمومی جهانیان را با انقلاب اسلامی ایران آشنا سازد. امام موسی صدر در دیدار های مکرر خود با رهبران سوریه، عربستان سعودی و برخی دیگر کشورهای جهان عرب، اهمیت انقلاب اسلامی ایران، پیروزی قریبالوقوع آن و ضرورت همپیمانی آنان با این انقلاب ار به آنها گوشزد کرد.
وی در شهریور 1357 و یک هفته پیش از ربوده شدن خود، با انتشار مقاله «ندای پیامبران» در روزنامه لوموند، امام خمینی را به عنوان تنها رهبر انقلاب اسلامی ایران معرفی کرد. با پیروزی انقلاب به رهبری امام خمینی پیگیری برای کشف ماجرا وضعیت تازهای به خود گرفت به خصوص که دسترسی به اسناد وزارت خارجه و ساواک و بازجویی از عوامل دستگیر شدهای مانند سران ساواک نشان داد که رژیم پادشاهی ایران در آن حادثه نقشی نداشته است. آرزوی سفر معمر قذافی به ایران و تبریک پیروی انقلاب به بنیانگذار آن ناکام ماند و از آن پس سایه ربودن امام موسی صدر توسط دولت لیبی بر روابط تهران - طرابلس سنگینی کرد.
در دوره ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی که قرابت خانوادگی با امام موسی صدر دارد ـ همسر وی خواهرزاده صدر است ـ روند پیگیری سرنوشت امام موسی صدر شدت گرفت اما دولت لیبی همچنان سیاست انکار در دخالت و تطمیع دادستانی ایتالیا برای رنگ واقعیت بخشیدن به داستان حضور امام موسی صدر در رم را دنبال کرد
همچنان محبوس
قرائن متعددی حکآیت از آن دارد که امام موسی صدر همچنان زنده بوده و چون برخی دیگر از علمای اسلامی، شرایط زندان حبس ابد را میگذراند. آخرین خبری که در 13 اردیبهشت 1380 توسط سایت «جبهه نجات ملی لیبی» بر روی شبکه جهانی اینترنت منعکس گردید مدعی آن است که امام موسی صدر دراواخر سال 1376 توسط برخی زندانیان زندان ابوسلیم شهر طرابلس مشاهده گردیده و اندکی پیش از ماه رمضان گذشته به مکانی دیگر انتقال یافته است. با خروج نیروهای نظامی سوریه از لبنان و در پی آن گشایش تدریجی پرونده دو هزار و 46 شهروند ربوده شده این کشور، بار دیگر سرنوشت امام موسی صدر چهره مورد توجه محافل سیاسی و حقوق بشری قرار گرفت.
بررسی تفصیلی پرونده امام موسی صدر در کمیسیون حقوق بشر مجلس لبنان و سخنان شدیداللحن یکی از نمایندگان از دولت از یکسو و اظهارات «ولید جنبلاط» رئیس حزب سوسیالیست ترقی خواه دروزی لبنان درباره سرنوشت وی از سوی دیگر، بار دیگر این پرونده را به محافل و مطبوعات لبنان کشاند.
برای اولین بار یک شخصیت برجسته سیاسی در لبنان مانند ولید جنبلاط از «کشته شدن امام موسی صدر و همراهانش پس از ربوده شدن» سخن گفت. جنبلاط در گفتوگو با روزنامه لبنانی «السفیر» پس از ارائه تحلیلی از نقش «احمد جبریل» دبیر کل جبهه خلق برای آزادی فلسطین در رخدادهای گذشته و حال لبنان پرسید: «چرا امام صدر کشته شد و چرا پس از این ماجرا، دیگران جز برخی انسانهای شریف در این باره سکوت کردند؟». وی سپس با یادآوری ترور ناکام امام موسی صدر در بیروت هنگامی که وی برای پایان دادن به جنگ داخلی تلاش میکرد، گفت: نظر من این است که صدر کشته شد زیرا پشتوانه لبنان بود و قربانی یک توطئه عربی شد و پس از او ما وارد جنگ بیهوده و پرهزینه داخلی شدیم.
جنبلاط مدی شد، احمد جبریل این ماجرا را به تفصیل میداند اما توضیح بیشتری در این ارتباط نداد، گرچه چندی بعد در گفتوگو با هفته نامه لبنانی «الشراع» با تکرار همین فرضیه، آن توطئه عربی را «همکاری نظامی و اطلاعاتی سوریه و لیبی و هواپیمایی این دو کشور» معرفی کرد و گفت: گرچه تاریخ این حرفها گذشته است اما برای روشنگری امروز مهم است زیرا تاریخ باز میگردد.
این در حالی است که در فروردین سال جاری سید حسن نصرالله، دبیر کل حزبالله لبنان اعلام کرد امام موسی صدر، همچنان زنده و در زندانهای لیبی محبوس است. با این وجود قرائن دال بر زنده و محبوس بودن وی در سالهای اخیر تقویت شده و اسناد گوناگون نشان دهنده آن است که سرویسهای اطلاعاتی لیبی مسئولیت مستقیم بازداشت وی را بر عهده دارند.
فراتر از همه این پیگیریها و اظهارات متفاوت و گاه متنافض پرونده تا چندی پیش دستگاه قضایی ایتالیا همواره منکر ورود امام موسی صدر و همراهانش به خاک رم بود و اظهارات قذافی و حکومت لیبی را تکذیب میکرد و دستگاه قضایی لبنان نیز قذافی و 17 نفر از دولتمردان وقت لیبی را به عنوان متهم به دادگاه فراخواند.
در این ارتباط، عبدالصمد قاضی تحقیق پرونده در لبنان در اردیبهشت سال جاری استعفا کرد اما «شارل رزق» وزیر دادگستری لبنان با این کنارهگیری موافقت نکرد. هر چند عبدالصمد مسائل شخصی را علت کنارهگیری خود اعلام کرده بود اما برخی منابع در بیروت اعلام کردند که فشارهای شماری از شخصیتها و احزاب لبنان دلیل اصلی تقاضای کنارهگیری قاضی یاد شده بوده است.
پرونده ربوده شدن امام موسی صدر در حالی وارد بیست و هشتمین سال خود میشود که نتایج ماخوذه از کمیتههای پیگیری پرونده و نیز اظهارات مسئولین لبنانی دال بر مسئولیت مستقیم معمر قذافی رهبر لیبی در این ماجرا و ضرورت پاسخگویی طرابلس درکشف حقیقت و رهایی رهبر شیعیان لبنان و همراهان وی است. ورود پرونده به فاز فشار بر لیبی ـ پس از مرحله اثبات دخالت دولت قذافی- آغاز سیر جدیدی از تحرکات است که همکاری نهادهای مسئول بینالمللی، دولتهای ایران و لبنان و ایتالیا و نیز واداشتن طرابلس به پذیرش مسئولیت ربوده شدن امام موسی صدر را میطلبد.