تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۴  ، 
کد خبر : ۱۳۹۹۸۴

شکست‌های پی‌در‌پی


محمد نهاوندی‌فر
گرهارد مازور یکی از پژوهشگران برجسته امنیتی اجتماعی غربی معتقد است: «بحران آخرین مرحله از عمر یک سازمان یا یک فرد در حال انحطاط است». پژوهشگر دیگری به نام روزنتال اذعان می‌دارد: «بحران، مدیران و سیاست‌مداران را به طور جدی درگیر می‌سازد و آنها را از امور سیاسی و اجرایی روزمره به موقعیتی حساس وارد می‌کند». ویژگی دیگر مورد توافق پژوهشگران در خصوص بحران این است که یک شخص هنگامی با بحران روبه‌رو است که ابزار و مکانیسم‌های مورد نظر او جهت نیل به یک هدف کارایی خود را از دست داده باشند و او را به هدف مطلوب نرسانند.
اکنون پس از 3 ماه از ایام نفس‌گیر و حساس برای سیاست‌مداران بزرگ کشور باید بررسی نماییم که کدام یک از آنها در بحران و وضعیت نامطلوب از لحاظ شخصی و سیاسی قرار دارند؟ برای رسیدن یه این پاسخ راهی نداریم جز بررسی این که چه کسی صحنه‌ی پنهان سیاسی کشور را مدیریت می‌کرد و تمام توان خود را به کار گرفته بود تا دولت نهم تبدیل به دولت دهم نگردد و مبنای استراتژی خود را در «نه به احمدی‌نژاد» قرار داده بود. در واقع شکست‌خورده‌ی اصلی صحنه انتخابات دهم، و فردی که در حال حاضر دچار بحران می‌باشد همین شخص است.
علی‌رضا زاکانی، نماینده اصول‌گرای مجلس هشتم در اردیبهشت ماه سال 88 گوشه‌ای از این پرده را کنار می‌زند: «در کشور و در میان صف‌بندی‌های موجود یک صف‌بندی به دنبال نفی احمدی‌نژاد است که سمت و سوی آن را هاشمی‌ رفسنجانی سامان می‌دهد و اساس این حرکت نیز نه به احمدی‌نژاد است».
شکست غیر منتظره!
هاشمی ‌رفسنجانی، سیاست‌مدار باسابقه و معروف در صحنه سیاسی جمهوری اسلامی است که از همان ابتدای مبارزات انقلابی در کنار حضرت امام بوده و در صحنه‌های مختلف انقلاب نقش‌آفرینی کرد. او با سابقه ریاست مجلس شورای اسلامی و 8 سال ریاست جمهوری در حالی که ریاست مجمع تشخیص مصلحت را برعهده داشت بنا بر دلایل و مصلحت‌هایی سیاسی وارد صحنه انتخابات ریاست جمهوری نهم شد. هر چند در این میدان افراد متنفذ و مشهوری همچون علی لاریجانی و محمد‌باقر قالیباف رقیب او به حساب می‌آمدند اما هاشمی هیچ‌گاه فکر نمی‌کرد انتخابات حتی به دور دوم کشیده شود و خود را پیروز بی‌چون و چرای آن صحنه می‌دانست.
در آن ایام اکثر کارشناسان سیاسی از امکان رقابت شهردار وقت تهران و شخصیت سیاسی گمنامی که با گفتمان جدید وارد صحنه شده بود با هاشمی غافل بودند اما مردم نظر دیگری داشتند و طی یک رقابت فشرده در مرحله اول، هاشمی‌ رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری راه یافتند. به جرأت می‌توان گفت از این پس اکثر احزاب و گروه‌های سیاسی موثر در سطح جامعه بعضاً با تغییر مواضع بسیار آشکار به حمایت از هاشمی پرداختند و تمام توان رسانه‌ای خود را به کار گرفتند تا پیروز دور دوم باشند. اما مردم باز هم تصمیم دیگری داشتند: آنها نامزدی را انتخاب کردند که بر روی معدود پوستر‌های تبلیغاتی آن دورانش نوشته شده بود: «مردی از جنس مردم».
وقتی دل هاشمی از رقیبش صاف نمی‌شود!
در تمام دوران چهار ساله دولت نهم، هاشمی هیچ‌گاه نسبت به احمدی‌نژاد مهربان نشد و از همان ابتدا با سخت‌ترین انتقادات سعی در تضعیف او و دولتش داشت. سیدمرتضی نبوی مدیر مسئول روزنامه رسالت به خوبی این واقعیت را ترسیم می‌نماید: «هاشمی هیچ وقت دلش از احمدی‌نژاد صاف نشده است».
بحرانی جلوه دادن وضعیت کشور، انتقاد از فساد مالی موجود در بدنه دولت و تعبیر گدا‌پروری در خصوص سیاست‌های کلان اقتصادی دولت از جمله راهکار‌های هاشمی در جهت تخریب دولت نهم بود. میدان این تقابل البته همیشه در شخص ریاست مجمع تشخیص مصلت نظام خلاصه نمی‌شد، بلکه او سعی می‌کرد کمتر به طور مستقیم دولت را نقد کند و انتقادات را معمولاً از زبان شخصیت‌های تاثیر‌گذار دیگری که از او حرف‌ شنوی داشتند مطرح می‌نمود.
در هر صورت مدیریت ایجاد فضای سیاه و تاریک علیه دولت مشخصاً به صورت واحد انجام می‌شد که بسیاری معتقدند این انسجام را هاشمی‌ رفسنجانی شکل داده بود. در این بین فضای تخریب و تضعیف دولت توسط همین مدیریت واحد یه جایی رسید که مقام معظم رهبری در موارد متعدد از این فضا انتقاد کرده و از عملکرد دولت دفاع کردند.
معظم‌ له،پس از ایجاد سیاه‌نمایی های مکرر در خصوص بحرانی بودن وضعیت کشور فرمودند: «افرادی که سعی می‌کنند فضای کشور را بحرانی جلوه دهند یا نادانند یا خائن».
انتخابات دهم، صحنه انتقام!
بسیاری معتقدند انتخابات دهم ریاست جمهوری در واقع دور سوم انتخابات نهم بود و رقابت اصلی بین هاشمی ‌رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد رقم خورد. هاشمی برای نیل به هدف خود که همان استراتژی نه به احمدی‌نژاد بود با نزدیک شدن به ایام انتخابات دهم به دقت فضای سیاسی موجود در جامعه را رصد و افراد مختلف جهت ورود به رقابت انتخاباتی را بررسی می‌نمود. لیست افراد مورد نظر هاشمی برای حضور در این صحنه بسیار گسترده بود. هاشمی به تعبییر اطرافیانش به دنبال راست صالح بود که افراد مورد نظر او جهت نیل به این هدف را مربع لاریجانی، ولایتی، ناطق و روحانی تشکیل می‌دادند.
این اسامی را هاشمی در مصاحبه با زادسر نماینده جیرفت در مجلس هفتم فاش نمود. عده‌ای البته معتقدند قالیباف نیز در صورت تصمیم‌گیری قاطع می‌توانست در این لسیت قرار گرفته و با هاشمی تعامل نماید. از سوی دیگر هاشمی جریان نیروهای اصلاح‌طلب را نیز به خوبی مدیریت و نسبت به ورود خاتمی به صحنه مواضعی داشت. همزمان با تردید خاتمی برای ماندن در صحنه یا کناره‌گیری از انتخابات، اخباری مبنی بر دیدار هاشمی با دیگر کاندیدای اصلاح‌طلب منتشر شد.
ایرنا در اسفند‌ماه 87 در این خصوص گزارش می‌دهد: «در حالی که ورود خاتمی در صحنه انتخابات در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و ورود موسوی به انتخابات بر تشتت در مرکز تصمیم‌گیری جبهه دوم خرداد خواهد افزود، برخی منابع خبری نزدیک به حزب اعتماد‌ ملی از دیدار غیرمنتظره هاشمی‌رفسنجانی با کروبی خبر می‌دهند. این دیدار که گفته می‌شود انتخاباتی است در سکوت خبری و بدون اعلام رسمی برگزار شده است. اما منابع خبری آگاه تأکید کردند که رئیس مجمع تشخیص مصلحت به قصد منصرف کردن کروبی از کاندیداتوری و متقاعد کردن وی به حمایت از خاتمی دست به چنین اقدامی زده است».
با اعلام رسمی ورود به صحنه میرحسین موسوی، خاتمی فرصت را مناسب دیده و از این رقابت سخت و نفس‌گیر انصراف داد. با گذشت زمان تحقق استراتژی راست صالح نیز با تردید در مورد ورود به صحنه افراد مورد نظر هاشمی روبرو شد. از این پس تئوری دولت وحدت ملی از طرف ریاست مجمع مطرح و افرادی همچون لاریجانی و ناطق که خود حاضر به حضور در صحنه نشده بودند، گفتمان آن را شروع نمودند. برگزاری همایش 30 سال قانون‌گذاری توسط علی لاریجانی در مجلس هشتم شروعی رسمی بر ماجرای وحدت ملی بود.
هاشمی البته در این همایش به نوعی از اتفاقات بعدی نیز خبر داد: «بعید است مردم ضدانقلاب شوند، اما اگر احساس کنند رأی آنها در سرنوشت‌شان بی‌اثر است و متولیانی پیدا می‌شوند که رأی آنها را هر جور که می‌خواهند می‌خوانند، آنگاه دلسرد می‌شوند.» رئیس مجمع تشخیص در واقع با بیان این جملات، هشداری به دولت‌مردان داد که اگر بنا به هر دلیلی کاندیدای مورد نظر او رأی نیاورد اتفاقاتی دولت را تهدید می‌کند!
استراتژی دولت وحدت ملی با مخالفت همه جانبه اصولگرایان اصیل که آن را طرح عبور از احمدی‌نژاد می‌دانستند به دولت ائتلاف ملی تغییر نام داد. از این پس محسن رضایی دیگر مهره‌ی نزدیک به هاشمی پا به صحنه نهاد. البته هاشمی می‌دانست که رضایی امکان رقابت واقعی با احمدی‌نژاد را ندارد اما استفاده از او با اهداف خاص صورت گرفت. علی‌رضا زاکانی در همایش بسیج دانشجویی دانشگاه‌های استان تهران این اهداف خاص را برملا کرد: «هاشمی ‌رفسنجانی به محسن رضایی گفته است، اگر یک میلیون رأی از احمدی‌نژاد کم کنی باز هم مفید است.»
در آن سمت میدان موسوی مصمم‌ترین و جدی‌ترین رقیب احمد‌نژاد به نظر می‌رسید. در همین راستا و با پایان یافتن تعطیلات نوروز 88 برخی از رسانه‌ها از دیداری خبر دادند که در روزهای پایانی زمستان 87 انجام شده بود. این دیدار که پس از سپری شدن بیش از 15 روز مورد اطلاع رسانه‌ها قرار گرفت، دیدار میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی بود که طی آن رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حمایت خود را از موسوی اعلام داشته بود.
پس از این دیدار، موسوی نیز تلویحاً آن را تأیید کرده و گفت: «من به حمایت هاشمی رفسنجانی افتخار می‌کنم». موسوی البته در سخنان دیگر نیز به این حمایت اشاره می‌کند. او در مصاحبه با روزنامه الاتحاد امارات گفت: «من از صحنه انتخابات کنار نمی‌روم زیرا مردم ایران و هاشمی رفسنجانی از من حمایت می‌کنند.»
بدین ترتیب هاشمی رفسنجانی تمام توان خود را به کار گرفت تا با حمایت و پشتیبانی از 3 کاندیدای رقیب، در استراتژی مهم نه به احمدی‌نژاد موفق و پیروز واقعی دور سوم انتخابات نهم ریاست جمهوری باشد!
مدیریت متمرکز ستادهای انتخاباتی!
همسویی تبلیغاتی موجود در ستاد‌های انتخاباتی مثلث موسوی، کروبی و رضایی امری کاملاً واضح و مبرهن بود. این همسویی حتی در مناظره‌های تلویزیونی هم به خوبی قابل درک بود. هر سه نفر در یک نقطه مشترک القول بودند: « نه به احمدی‌نژاد»
هاشمی این استراتژی را مدیریت و چینش نیروهای خود در ستادها را به خوبی انجام داد. فائزه و فاطمه هاشمی به ستاد موسوی رفتند و بخشی از امور تبلیغاتی و تخریبی را بر عهده گرفتند.
در آن ایام شنیده شد که فائزه هاشمی مجری پروژه دختران فیروزه‌ای در ستاد‌های موسوی بود و در تنها یک نمونه از طرح‌های انتخاباتی خود 200 هزار مانتوی سبز را به دختران فعال در ستاد‌های موسوی هدیه کرد. نقش او همچنین در سازماندهی حرکات خیابانی چه قبل و چه بعد از انتخابات غیرقابل انکار است. حضور او در تجمعات و اعتراضات غیرقانونی پس از انتخابات به‌قدری مشهود و علنی صورت گرفت که در نهایت به بازداشت او و چنی تن از زنان دیگر خاندان هاشمی توسط نیروهای امنیتی منجر شد. بعدها البته اسنادی از فائزه هاشمی منتشر گردید که مبنی بر اینکه او در سخنانی رسماً مردم را به ایجاد آشوب فراخوانده و نسبت به برخی از مقامات عالی رتبه نظام توهین نموده است.
محسن هاشمی نیز کمک‌های مالی قابل توجهی به ستاد موسوی انجام داد و مهدی هاشمی برای کمک به موسوی به کمیته صیانت از آراء گسیل گردید. عبدالله جاسبی دیگر فرد نزدیک به هاشمی نیز به صورت علنی وارد میدان شده و از امکانات دانشگاه آزاد جهت کمک به ستاد‌های موسوی استفاده کرد. منابع خبری در این رابطه گزارش دادند تمام رایانه‌های موجود در ستاد‌های موسوی را دانشگاه آزاد تأمین نموده است و جاسبی نیز با جسارتی باور نکردنی صحت این خبر را تأیید نمود.
از سوی دیگر در همان ایام اخباری مبنی بر کمک‌های 5 میلیارد تومانی محمد هاشمی به ستاد محسن رضایی منتشر شد. رضایی هیچ‌گاه این اخبار را تکذیب نکرده و با قوت سعی در اجرای اهداف ایده دولت ائتلافی داشت. کروبی نیز که به توصیه‌های هاشمی در خصوص کناره‌گیری به نفع خاتمی یا موسوی توجه نکرده بود، اما با ورود کرباسچی به ستادش، دانسته یا ندانسته در زمین بازی‌ای که هاشمی طراح آن بود قرار گرفت. البته در این میان حمایت از ستاد موسوی برای هاشمی اهمیت ویژه‌ای داشت، این حمایت خاص باعث اعتراض برخی ستادها و رقبا نیز گردید، تا آنجا که کروبی در نامه‌ای خطاب به هاشمی ضمن اظهار ناراحتی از اطرافیان هاشمی، به حمایت‌های بی‌دریغ او از موسوی اینگونه اعتراض می‌کند: « امیدوارم به دوستان خود تذکر بدهید که از ادامه این حرکت تخریبی که جز به سود حریف نیست خودداری کنند و بدانید که به‌رغم برخی داعیه‌ها اکنون همه این رفتارها منتسب به حضرتعالی است و گرچه سهم برخی نهادهای عمومی مانند دانشگاه آزاد اسلامی را نمی‌توان در ترویج نامزد مورد نظر شما نادیده گرفت اما حق شهروندی شما در دفاع از نامزد خاص ملازمتی با خروج از دایره عدل و انصاف ندارد».
بدین ترتیب ستادهای سه گانه هاشمی علیه احمدی‌نژاد شکل گرفت.
زمانی که معادله‌ها به هم می‌ریزد.
تمام شواهد و قرائن حاکی از آن بود که جنگ روانی ستادهای سه گانه می‌تواند مردم را تحت تاثیر قرار داده و جایگاه دولت نهم را در بین آنها تضعیف نماید. اما محمود احمدی‌‌نژاد که در بین دوستانش که به ذکاوت و هوش بالا مشهور است به خوبی این حقیقت را دریافت که مدیریت جریان اصلی مخالفت با او نه با موسوی و خاتمی است نه با ناطق‌نوری و لاریجانی.
احمدی‌نژاد معتقد بود حقیقت مطلب را باید برای مردم مطرح نمود و آنها باید بدانند که نفر اصلی این ماجرا هاشمی رفسنجانی است، از همین رو در مناظره اول خود در برابر موسوی این نکته را مطرح نمود. شاید بتوان گفت هاشمی پس از مناظره احمدی‌نژاد با موسوی دچار اولین بحران جدی در انتخابات دهم شد و بدین ترتیب مجبور گردید تا حدودی به صورت علنی وارد صحنه مبارزه با محمود احمدی‌نژاد شود.
بلافاصله پس از مناظره دفتر هاشمی رفسنجانی بیانیه‌ای منتشر کرد، در بخشی از این بیانیه آمده: « ملت عزیز، آگاه و با شعور ایران همانگونه که مستحضرید در جریان مناظره آقایان مهندس موسوی و احمدی‌نژاد مطالب خلاف واقع و سراسر کذب علیه رئیس مجلس خبرگان رهبری و خانواده وی مطرح شد، در این مدت مراجعات گسترده‌ای به دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام انجام شد و طی آن بسیاری از علاقه‌مندان خواستار تجمع و تحصن در حمایت از حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بودند».
عده‌ای به جد معتقدند این ادبیات که در قالب بیانیه‌ای رسمی و در برابر افکار عمومی منتشر می‌شود زمینه‌سازی اذهان جهت اتفاقات بعد از انتخابات را فراهم می‌نمود. هاشمی البته به این اقدام بسنده نکرده و نامه‌ای سرگشاده را خطاب به رهبری معظم انقلاب منتشر نمود. ادبیات استفاده شده در این نامه به نحوی بود که بسیاری از نخبگان سیاسی و دینی را دچار حیرت کرد. کلمه به کلمه نامه حکایت از آن داشت که هاشمی رفسنجانی مرد ذکاوت‌مند عرصه‌های سیاسی کشور دچار بحران شده و با بغضی همراه با عصبانیت این نامه را نوشته است.
هاشمی البته حتی در بخشی از این نامه نیز سعی می‌کند زمینه لازم جهت اغتشاشات پس از انتخابات را فراهم کند، او ظاهراً در این مرحله متوجه شده بود که پیروز صحنه انتخابات نخواهد بود. از این رو خطاب به رهبر معظم انقلاب می‌نویسد: «بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر‌نمی‌تابد و آتش فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌کنیم».
شکست بزرگ
هاشمی رفسنجانی در روزهای آخر تمام سعی خود را کرد تا از میزان مقبولیت احمدی‌نژاد در میان مردم بکاهد. زمانی که زمزمه حمایت رسمی جامعه روحانیت مبارز از احمدی‌نژاد مطرح شد، هاشمی و ناطق‌نوری به عنوان دو تن از متنفذترین اعضای این تشکل مهم سیاسی مذهبی جامعه روحانیت را تهدید به استعفاء کردند. هر چند آیت‌الله مهدوی کنی، ریاست جامعه روحانیت مبارز شخصاً از احمدی‌نژاد حمایت کرد اما مخالفت‌های سرسختانه هاشمی هیچگاه اجازه نداد این تشکل در این خصوص به طور رسمی موضع گیری نماید. ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام در آخرین روزهای باقی مانده تا انتخابات اعتراضات رسمی به وزارت کشور را نیز آغاز کرد.
در این ایام روزنامه ها به نقل از او تیتر زدند: «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خواست وزارت کشور از شورای نگهبان برای افزایش تعداد صندوق‌ها را بسیار نگران کننده دانست». فائزه هاشمی نیز در این روزها با تمام توان سعی در تخریب دولت نهم داشت. خانم هاشمی برای نیل به این هدف دست به سفرهای استانی زده بود! و از تمام ظرفیت ها در این خصوص بهره می گرفت. عفت مرعشی همسر هاشمی رفسنجانی در روز 22 خرداد و در حین رأی دادن سخنانی بر زبان آورد که حاکی از استیصال موجود در اردوگاه مدیریت جناح مخالف دولت بود، او در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر اینکه توصیه شما به هواداران و نامزدها بعد از روز انتخابات چیست؟ گفت: «اگر تقلب شد بریزید به خیابان ها».
با تمام فشارها حماسه انتخابات دهم رقم خورد و 40 میلیون ایرانی به پای صندوق های رأی آمدند و به تعبیر مقام معظم رهبری زلزله‌ای سیاسی رقم زدند. شواهد و قرائن حاکی از آن بود که برای پس از انتخابات در هر صورت اتفاقی خاص پیش بینی شده است. شروع اتفاقات از شب 22 خرداد رقم خورد و در روزهای بعد ادامه یافت. هاشمی در روزهای ابتدایی اغتشاشات سکوت پیشه کرده و در این بین بستگان او میدان دار این قائله بودند. فائزه هاشمی دستگیر، و در مورد مهدی هاشمی اتهاماتی بسیار نگران کننده مانند نگه داری سلاح و اسید مطرح شد. نوع تحرکات از این دو نفر به گونه ای بود که توسط دستگاه قضایی ممنوع الخروج شدند.
خبرگزاری فارس این خبر را اینگونه گزارش داد: «یک منبع آگاه از ممنوع الخروج بودن فرزندان هاشمی رفسنجانی خبر داد. برپایه این گزارش، فائزه و مهدی هاشمی رفسنجانی که نقش آنان در تحریک و ساماندهی برخی تجمعات غیرقانونی و اغتشاشات و تخریب‌های روزهای اخیر آشکار شده است، ممنوع الخروج شده‌اند. پیش از این تشکل‌های دانشجویی و گروهی از دانشجویان دانشگاه‌های کشور با برگزاری تجمع در برابر دادستانی تهران خواستار برخورد قضایی با فرزندان هاشمی رفسنجانی شده بودند».
در این مرحله و با دستگیری تعداد زیادی از سیاسیون مطرح که قرابت های زیادی با هاشمی و احزاب کارگزاران و مشارکت داشتند، پرده از واقعیات بسیاری از مسائل برداشته شده و سیاست مدار با سابقه رفسنجانی در مرحله جدی تر و خطرناک تری از بحران قرار گرفت. هر چند مقام معظم رهبری در خطبه های تاریخی نماز جمعه پس از انتخابات سعی کردند هاشمی را از بحران خارج نمایند اما او بنا بر دلایلی که احتمالاً ریشه در شکست های پیاپی سیاسی داشت نتوانست از این فرصت استفاده نماید و بار دیگر با حضور در نماز جمعه تهران و ایراد خطبه های سؤال برانگیز به وضعیت بحرانی بازگشت.
اوج ناامیدی
زمانی که ستاد برگزاری نماز جمعه تهران خبر داد، نماز جمعه روز 26 تیر ماه به امامت حجت السلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی برگزار خواهد شد، بسیاری از دلسوزان انقلاب امیدوار بودند او با حضور در نمازجمعه و ایراد مواضعی اصولی و هوشمندانه از بحران خارج شود. اما تبلیغات رسانه های خارجی و داخلی وابسته به جریان انقلاب مخملی حکایت از این امر دیگری داشت. آنها بر این باور بودند حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران فاز دیگری از آشوب ها و اعتراضات خیابانی را رقم خواهد زد، از همین رو جوانانی سبز‌پوش از حوالی ساعت 9 صبح روز جمعه 26 تیر در اطراف دانشگاه تهران حلقه زده و شعار می دادند: «هاشمی، هاشمی، سکوت کنی، خائنی!».
هاشمی در خطبه اول با بیان مطالبی کلی سعی داشت بر جو متشنج حاکم بر دانشگاه تهران مسلط گردد. هر چند در همین سخنان نیز سعی کرد از طرفداران کاندیدای خاص دلجویی نماید. او در خطبه دوم رسماً به بحث انتخابات دهم ورود پیدا کرده و با بیان پیشنهاداتی جنجال برانگیز تلاش داشت نقش خود در صحنه سیاسی کشور را احیاء نماید:
«برای اعتماد سازی باید زندانیان سیاسی آزاد و از آسیب دیدگان دلجویی شود؛ نظام باید آزادی رسانه‌ها در چارچوب قانون را محترم شمارد؛ صدا و سیما به دو طرف فرصت دهد؛ از علما دلجویی شود».
هاشمی راه برون رفت از وضعیت بحرانی کشور را عمل به این پیشنهادات بیان کرد و در واقع سعی نمود به ژست پدر گونه خود بازگردد. روزنامه کیهان شنبه 27 تیر در خصوص بازتاب سخنان هاشمی در رسانه های خارجی اینگونه اعلام گزارش داد:
«روزنامه انگلیسی ایندیپندنت در گزارشی تحلیل در پیرامون خطبه های نماز جمعه نوشت: هاشمی رفسنجانی در سخنانی که تقویت کننده مخالفان بود به صراحت از برخی نهادهای حکومتی در ایران انتقاد کرد. این روزنامه در ادامه گزارش خود افزود: رفسنجانی اکنون اصلی ترین حامی جریان مخالف در درون حاکمیت دینی ایران است.
شبکه تلویزیونی یورونیوز هم یکی دیگر از رسانه های غربی بود که استقبال گسترده ای از اظهارات هاشمی رفسنجانی کرد. این لظهارات هاشمی را حمله شدید وی به شورای نگهبان تفسیر کرد. یورونیوز افزود: هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه تهران این ادعا که اعتماد مردم در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مورد لطمه قرار گرفته را متوجه شورای نگهبان کرد. خبرگزاری رویترز نیز آن بخش از صحبت های هاشمنی رفسنجانی مبنی بر این که ایران اکنون با یک «بحران» مواجه شده است را تیتر اول خود کرد».
هاشمی پس از ایراد خطبه های نماز جمعه در داخل کشور نیز با بحرانی جدید روبرو شد.
آیت‌الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو فقهای شورای نگهبان که از همسنگران قدیمی هاشمی رفسنجانی بود در خصوص سخنان نماز جمعه او اینگونه موضع گرفت: «من به عنوان عضو شورای نگهبان، عضو مجلس خبرگان رهبری و طلبه‌ای که در قم تحصیل کرده است، نسبت به سخنرانی هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران اشکالاتی وارد می‌کنم، هنوز انتخابات تمام نشده بود که موضوع تردید بیان شد و باید از آقای هاشمی رفسنجانی پرسید چه کسی بذر تردید را در جامعه افشاند؟ قبل از انتخابات چه کسی نامه نوشت و گفت "آتش فتنه را دور سازید" هنوز که انتخابات آغاز نشده بود، آیا این نامه بذر تردید نبود؟
آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است و این سخنان در خور مصلحت نظام نبود. هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران با طرح مسائلی به اصل مشروعیت نظام بی توجهی کرده است. مشروعیت حاکمیت در اسلام از طرف خدا و مقبولیت از سوی مردم است و صرف همراهی مردم مشروعیت نظام را ایجاد نمی‌کند».
آیت‌الله نمازی امام جمعه کاشان و عضو جامعه مدرسین نیز در همین خصوص گفت: «اظهارات هاشمی به گونه‌ای بود که دشمنان از آن سوءاستفاده و استقبال کردند».
آیت‌الله ممدوحی از اعضای مجلس خبرگان نیز در همین مورد بیان کرد: «معمولاً هاشمی رفسنجانی این طور صحبت نمی کرد و در سخنان ایشان عدم یکپارچگی و حرف های ضد و نقیض مشاهده نمی شد و حساب شده صحبت می‌کرد، اما نمی‌دانم چطور در این خطبه‌ها حرف‌های خودش را نقض کرده است. اظهارات متناقص هاشمی رفسنجانی هیچ اثری روی جامعه ندارد».
البته از آن سو افرادی بودند که به دفاع از سخنان متناقض و بحران زای هاشمی بپردازند.
نهضت آزادی در نامه ای خطاب به هاشمی ضمن استقبال از مواضع او و تأکید بر بحرانی بودن وضعیت کشور درخواستهایی را مطرح نمود: «توقع مردم از شما به عنوان رئیس منتخب مجلس خبرگان و رئیس منتصب مجمع تشخیص مصلحت نظام چیزی بیش از توصیه های اخلاقی به مدیران و کارگزاران نظام مبنی بر رعایت قانون است و انتظار می‌رود که راهکارهای عملی و اجرایی برخورد با بی عدالتی ها و بازگشت حاکمان به قانون و مجازات متخلفان از آنرا نیز پیگیری کنید. جنابعالی به نیابت از سوی مردم بر کرسی ریاست مهمترین و بالاترین نهاد حکومتی در نظام جمهوری اسلامی تکیه زده‌اید. اینک انتظار بحق مردم آن است که به نمایندگی از سوی آنان به وظیفه خطیرتان در برابر آنچه رخ داده و در حال رخ دادن است، بدان گونه عمل کنید که حق نمایندگی مردم اداء شده باشد».
چه کسی در بحران است؟
هاشمی که در هفته های قبل از ایراد خطبه های نماز جمعه اش سفری به قم داشت، بلافاصله بعد از این موضع گیری ها به مشهد سفر کرد. برخی خبرگزاری ها در مورد سفر او به مشهد اینگونه گزارش دادند: «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری عصر شنبه و یک روز پس از خطبه های معروفش در نماز جمعه تهران به مشهد سفر کرد. او در فرودگاه مشهد تنها به گفتن اینکه (هدف اصلی ام زیارت حرم حضرت امام رضا(ع) است، همچنین در این سفر با مسئولان و علمای گرانقدر حاضر در استان در مورد مسائل جاری کشور مذاکراتی خواهم داشت) اکتفا کرد و توضیحات دیگری در این خصوص ارائه نداد».
البته در حین سفر او به مشهد اخبار ضد و نقیضی از وضعیت بحرانی جسمی او نیز شنیده می شد: «به دنبال لغو برنامه های هاشمی رفسنجانی در سفر به مشهد شایعه بستری شدن وی در برخی محافل منتشر شد. در این حال محسن هاشمی بستری شدن رئیس مجلس خبرگان رهبری را رد کرد و گفت: ایشان در سلامت کامل به سر می برد. طبق شایعه منتشر شده برای عمل جراحی هاشمی رفسنجانی اتاق عمل در یکی از بیمارستانهای شهر مشهد آماده شده است».
سفر مشهد مقدس نیز از لحاظ سیاسی برای ریاست جمهور سال های نه چندان دور ایران ثمربخش نبود و او همچنان در بحران سختی به سر می برد. هرچند هاشمی در روزهای بعد سعی کرد وجهه خود را ترمیم و از رابطه صمیمی خود با رهبر انقلاب زیاد صحبت می کرد، اما سخنان مقام معظم رهبری در روز بعثت حضرت رسول اکرم«ص» هشداری بسیار خطرناک برای نخبگان کشور بود، معظم له فرمود: «همه باید مراقب گفتار و مواضع و حتی نگفتن های خود باشند، زیرا نگفتن مسائلی که باید گفت، عمل نکردن به وظیفه است و گفتن مسائلی که نباید گفت، عمل کردن بر خلاف وظیفه است.
نخبگان مراقب باشند، زیرا در امتحان عظیمی قرار گرفته‌اند و موفق نشدن در این امتحان، تنها مردود شدن نیست بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد. البته عقلانیت این سیاسی کاری های متعارف نیست، زیرا این سیاسی بازی ها خلاف عقل است و کسانی که سیاسی کاری را اقدام عقلایی می دانند، اشتباه می کنند. راه صحیح عقلانیت، همان راهی است که عبادت خدا را هموار کند و شاخص آن نیز این است که خود قضاوت کنیم، آیا سخنان و موضع گیری های ما برای رضای خدا و با نیت اخلاص است یا اینکه برای جلب توجه برخی افراد، بنابراین نباید خود را فریب دهیم».
عده ای شاید معتقد بودند، هاشمی می تواند با حضور در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری خود را از بحران نجات و به تمام این روزهای سخت که برای خود ساخته پایان دهد اما افسوس که این نظر جامه عمل نپوشید. 12 مرداد سال 88 نیز فرا رسید و مراسم تنفیذ رئیس جمهور منتخب ملت در کمال شکوه و افتخار برگزار شد، اما هاشمی رفسنجانی در این مراسم نیز حاضر نگردید تا از لسان مبارک رهبر معظم انقلاب بشنود که: «عده ای از نخبگان کشور در امتحانات اخیر مردود شدند».
آری، به ادعای برخی مرد بحران زده این روزها‌ی جمهوری اسلامی به معنای واقعی کلمه، اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات