* دفتر امام چه زمانی به طور رسمی فعالیت خودش را شروع کرد؟
** دفتر امام و امام در قم بود. یک دفتری آنجا بود و افرادی مشخص در آنجا نشسته بود و جواب مسائل شرعی را میدادند اما دفتر رسمی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود که امام به تهران آمدند و اینجا به اسم دفتر امام تاسیس شد.
* چند خاطره از دفتر حضرت امام(ره) بگویید.
** دفتر حضرت امام(ره) به فراخور شخصیت حضرت امام(ره) که یک عالم سیاسی بود ویژگی خاصی داشت و محل رجوع اهالی سیاسی بود.
قبل از شروع نهضت، امام(ره) مدرس بود. زمانی که دکتر امینی بر سرکار بود، نزد امام(ره) آمد و درخواست وقت ملاقات خصوصی با امام(ره) کرد، امام به ما اعلام کرد که همه ما در اتاق حاضر باشیم، زیرا امام(ره) هیچگاه جلسهای خصوصی با هیچکدام از روسای ممکلت انجام نمیداد حتی با مهندس بازرگان هم این برخورد را داشتند، در جلسات ایشان همیشه افراد دیگری هم بودند. آن روز دکتر امینی آمد برای ملاقات امام(ره) که نهضت امام هنوز شروع نشده بود، قبل از شروع نهضت، امینی و مراجع دیگر میخواستند امام(ره) را در جلسهای شرکت دهند، نماینده تولیت همه را دعوت کرد، امام(ره) فرمود «من نمیتوانم بیایم، تب دارم»، دکتر امینی گفت «بله، از صورتتان پیداست» و مقداری نشست و رفت.
سال بعد نهضت امام(ره) شروع شد، در پی انجمنهای ولایتی و ایالتی، «علم» بر سر کار آمد؛ در آن زمان امام(ره) احساس وظیفه کرد و مراجع را جمع کرد و با خط خود به تمام علما نامه نوشت و دعوت کرد که همه آنها هر هفته جلسهای داشته باشند ولو این که بنشینند و چای بخورند، امام(ره) از همان زمان میخواست یک وحدتی میان همه روحانیون ایجاد کند تا از وجود این اتحاد بعدها بتوانند بهرهبرداری کنند. تا زمان تبعید، امام(ره) همه کارهایش را انجام داد.
امام(ره) 10 ماه در ترکیه بود و همواره یک مامور ایرانی از ساواک ایران همراه ایشان بود. مرحوم حاجآقا مصطفی برایمان تعریف میکرد که در تمام این مدت امام(ره) تقاضای از این مامور نکردند. آنها پرده را میکشیدند تا جنگل پشت آن دیده نشود، حتی امام(ره) یک بار نگفت پرده را کنار بزنید من نگاه کنم، هیچ تقاضایی از آنها نداشت. البته امام(ره) بر سر قبر مولانا رفتند.
* خود حضرت امام(ره) تقاضا داشتند که بر سر مزار مولانا بروند؟
** بله خودشان اصرار داشت.
* از زمان بعد از ترکیه بگویید؟
** امام(ره) بعد از ترکیه به عراف رفتند و از نجف وارد کاظمین شدند که حاجآقا مصطفی تعریف میکرد «وقتی وارد فرودگاه شدیم نمیدانستیم که باید کجا برویم بنابراین تاکسی گرفتیم و رفتیم کاظمین. امام(ره) آنجا تلفن زدند به منزل حاجی نصرالله خلخالی که از رفقایشان در نجف بودند و پس از آن طلاب نجف مطلع شدند که امام(ره) وارد کربلا شده است، نماز جمعه در صحن کربلا خوانده و استقبال کردند.»
امام 14 سال در نجف بودند و در این مدت خواندن زیارت کنار قبر امیرالمومنین(ع) را در هر شب ترک نکردند. ایشان هر شب زیارت جامعه کبیره را میخواندند. در اویل، نماز مغرب و عشا را در مدرسه آقای بروجردی میخواندند و سر ساعت 9 برنامه امام(ره) این بود که در حرم حاضر شوند (نظم امام این بود) سر ساعت و به موقع خودش کارش را انجام میداد.
* دفتر امام(ره) بعد از انقلاب کجا بود قم یا تهران؟
** امام(ره) وقتی وارد ایران شدند حدود 10 روز در تهران بود، بعد از 22 بهمن وارد قم شد، در آنجا امام(ره) به دلیل کثرت جمعیت بالای پشتبام میایستاد. اولش در مدرسه فیضیه بود، مسئول ملاقات من بودم. از آن وقت که مساله کثرت جدی شد و 2 نفر زیر دست و پا جان خود را از دست دادند، امام(ره) ملاقات مدرسه فیضیه را ترک کرد و به خانه آمدند، هر روز ملاقات زیادی داشتند. ملاقات خصوصی و عمومی. ملاقات خصوصی امام(ره) در اتاق بود و ملاقاتهای عمومی در منزل دامادشان مرحوم اشراقی برگزار میشد.
آن روز که حزب خلق مسلمان حرکت کرد به طرف خانه امام(ره) و امام(ره) مشغول صحبت بود، من به ایشان گفتم خلق مسلمانها دارند میآیند، امام(ره) فرمود جلوگیری نکنید، بگذارید بیایند. البته مردم قم فهمیدند و عصر از طرف پایین شهر حرکت کردند. بعدازظهر آن روز بود که امام(ره) قلبش درد گرفت.
آن روز که اینها آمدند، امام(ره) انتظار نداشت که از خانه یک مرجع تقلید (آقای شریعتمداری) که حزب خلق مسلمان برای او بود، این اعمال صورت گیرد. شریعتمداری ادعا داشت که تبریز به او واگذار شود و استاندارش را خودش تعیین کند. روز قبل از این جریان امام(ره) به خانه او رفت و به او گفت که من و شما آفتاب لب بام هستیم و عمرمان به آخر رسیده است. خلق مسلمان به طرف بیت امام(ره) حرکت کردند، میخواستند تظاهراتی علیه امام انجام دهند، آن روز ملاقات برای یک عدهای از خلخالیها بود که امام(ره) داشت برای آنها صحبت میکرد.
با اقدام آنها، امام(ره) رنگش تغییر کرد، به منزل آقای اشراقی رفتند و همین منشا بیماریهای قلبی امام(ره) بود، به همین دلیل پرفسور معصومی گفت که باید شبانه به تهران حرکت کنید. امام(ره) بر روی برانکارد بود و کاغذ کوچکی به دست من داد و گفت «این را به اخوی بدهید». به کاغذ نگاه کردم، نوشته بود پولهایی که در بانک است، مربوط به دارایی و مال من نیست، مربوط به وجوهات شرعی است، مال شخصی نیست به آقای پسندیده بگویید که این را بدهید به طلاب. امام(ره) را به بیمارستان قلب (رجایی) آوردند و ایشان 2 ماه بستری بود. امام(ره) در روز امضای حکم بنیصدر توان سخن گفتن نداشت.
در ذهن بنی صدر هم کرده بودند که امام(ره) 2 ، 3 روز بیشتر نیست و به همین زودی میرود. بعد از بیمارستان به دربند آمدند و در آنجا منزلی اجاره کردند، امام(ره) که دید خانه مقداری مجلل است، حاضر نشدند در آن جا بماند. در اردیبهشتماه امام(ره) به جماران منتقل شدند، که به تقاضای آقای جمارانی بود.
* مراقبتهای حضرت امام درباره نحوه فعالیت اعضای دفتر ایشان چه بود؟
** امام(ره) دستور داد اعضای دفتر حق دخالت در امور مملکت را ندارند، توصیه و سفارش نکنند، تلفن های زیادی نشود، زیرا تلفن ها مخصوص مسائل شرعی بود. امام(ره) گاهی نگاه می کرد اگر چراغ اتاقی روشن بود، فوراً آیفن می زدند که چرا چراغ این اتاق روشن است، تذکر می دادند که روز است و چراغ باید خاموش باشد. ایشان این اندازه عنایت داشتند. ساعت 8 نامه هایی که برای امام(ره) فرستاده شده بود را به ایشان می دادیم، امام می گفتند چرا در نامه های برایم می آورید همیشه تعریف است؟ مطمئناً فحش هم در این نامه ها نوشته شده، چرا آنها را نمیآورید.
* چرا نمیبردید؟
** من مسئول نامه نبودم، اما جالب است ایشان می گفتند حتی نامه فحش را بیاورید و نمی شود در این تعداد نامه یک فحش نباشد.
* حضرت امام(ره) از مشکلات مردم چگونه مطلع میشدند؟
** مشکلات مردم را مرتب گوش می کردند، رادیوی خارجی گوش می کردند، تلویزیون هم می دیدند و تا ساعت 10 که می خواستند بخوابند، برنامه ها را می دیدند و نامه ها را بررسی می کردند. همچنین افرادی با ایشان ملاقات می کردند و اخبار را به ایشان میگفتند.
روزی 24 یا 25 نفر از مسئولان یا غیرمسئولان خدمت حضرت امام(ره) میآمدند.
مهندس موسوی که خود اهتمام فراوانی بر حمایت از قشر مستضعف داشتند، خاطره ای نقل می کنند که حضرت امام تاکید داشتند اگر قیمت اقلامی می خواهد افزایش یابد، ایشان را در جریان بگذارند. پس از آن روی افزایش قیمت چند قلمی که مورد مصرف قشر مستضعف بود، خط کشیدند.
*در دفتر حضرت امام(ره) به تعبیر رایج امروزی، از همه خط و جناح ها بودند؟
**آن وقت اینطور نبود، امام(ره) هیچ گاه نمی گذاشت گروه خاصی باشد، اگر یک گروه شکست می خورد فوراً جبران می کرد؛ به آن طرف هم عنایت میکرد.