تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۶  ، 
کد خبر : ۱۴۰۲۵۴
به مناسبت پنجمین سالگرد ترور حریری

لبنان؛ از ترور حریری تا تشکیل دولت حریری

نویسنده: حسن رستمی اشاره: 14فوریه سال 2005 خودرویی در لبنان منفجر شد. شاید در نگاه اول کسی تصور نمی‌کرد اتومبیل "مرسدسی " که در یک چشم به هم زدن در شعله‌های آتش اسکلتی بیش از آن باقی نماند، چگونه نقطه عطفی را در تاریخ سیاسی جدید کاج‌های همیشه سبز رقم زند.

به گزارش فارس، در 14فوریه سال 2005 (25بهمن 1383)، بر اثر وقوع انفجار در یکی از خیابان‌‏های اصلی بیروت، «رفیق حریری» و 20 تن از همراهان وی کشته شدند تا این ترور سرآغاز تغییرات اساسی در لبنان شود.
ترور رفیق حریری در واقع نقطه عطفی در تاریخ معاصر لبنان بود. این ترور نقطه پایانی بر آرامش نسبی 14ساله‌ای بود که لبنان پس از پایان جنگ داخلی به این سو در حال تجربه آن بود؛ حادثه‌ای که سرنوشت و‌ آینده لبنان را دستخوش آشوب و بلوا کرد.
با ترور رفیق حریری نخست‌وزیر اسبق لبنان، ثبات، امنیت و وحدت این کشور ضربه سختی خورد و در این میان علاوه بر دولت‌های غربی، سوء استفاده برخی گروه‌های داخلی از آن منجر به بحران و پیچیده‌‌تر شدن اوضاع در این کشور شد.
بسیاری حریری را فردی می‌دانند که لبنان را پس از 15 سال جنگ خونین داخلی، احیا کرد. وی تاجر و میلیونری بود که با استفاده از حلقه‌های مالی موفق شد سرمایه گذاران خارجی را به لبنان جلب کند و شرکت‌های خصوصی بازسازی را در بیروت به راه اندازد.
حریری از خانواده‌ای سیاسی و یا قبیله‌ای بانفوذ در کشور نبود. وی در سال 1944در یک خانواده فقیر سنی مذهب در "صیدا " در جنوب لبنان به دنیا آمد و پس از گذراندن دروس تربیت معلم به خارج از کشور رفت. آن گونه که خود گفته است در پی دیدن "اتفاقی " یک آگهی استخدام پایش به عربستان باز شد. دیری نپایید، کارگر مزارع سیب که در خوشبینانه‌ترین حالت روزانه دو دلار و نیم در آمد داشت موفق به تاسیس یک شرکت ساختمانی در عربستان شد. حریری به خاطر روابط عمومی بالایی که داشت خیلی زود به خاندان سعودی نزدیک شد و دیری نگذشت که به عنوان کارفرمای خصوصی فعالیت‌های شاهزاده "فهد " که بعدها شاه عربستان سعودی شد، مشغول به کار شد. به دنبال این فعالیت‌ها بود که حریری توانست ثروت هنگفتی بیندوزد و در بین یکصد مرد ثروتمند جهان قرار گیرد.
نخست‌وزیر سابق لبنان جایگاه خوبی در بین رهبران جهانی داشت و حتی هنگامی که از صحنه قدرت کنار رفت و به اپوزیسیون پیوست، مهمانان پرنفوذ جهانی را پذیرا می‌شد اما برخی از فعالیت‌های وی برای کشور وام‌های سنگینی به بار آورد و باعث افزایش نرخ بهره و رکود رشد اقتصادی در لبنان شد.
14 فوریه سال 2005 لبنان یکی از سرنوشت‌ساز‌ترین حوادث را تجربه کرد و نقطه عطفی در تاریخ سیاسی جدید این کشور رقم زد. گرچه با گذشت پنج سال از ترور رفیق حریری هنوز عاملان اصلی ترور وی مشخص نشده‌اند اما از همان ابتدا انگشت اتهام به سوی مقامات ارشد سوریه نشانه رفت و بدنبال آن در پی فشارهای بین‌المللی، ارتش سوریه در سال 2005 به تدریج خاک این کشور را ترک کرد و فرماندهان ارتش سوریه و لبنان با برگزاری مراسمی در مرز مشترک دو کشور به طور رسمی پایان حضور 29 ساله نظامیان سوریه در خاک لبنان را اعلام کردند.
علاوه بر خروج نیروهای سوریه از لبنان، این کشور طی این سال‌ها با حوادث مختلفی روبرو بوده است.
برگزاری انتخابات پارلمانی، روی کار آمدن احزاب مخالف سوریه، تشکیل کمیته حقیقت یاب درباره ترور رفیق حریری توسط سازمان ملل، ترور دو تن از روزنامه نگاران لبنانی به نام‌های "سمیر قصیر " و "جرج حاوی " که از منتقدان سرسخت حضور سوریه در لبنان بودند و کشته شدن "جبران توینی " نماینده پارلمان و سردبیر روزنامه النهار و نیز ترور "پیرجمیل " وزیر صنایع سابق لبنان و فرزند امین جمیل رئیس جمهور اسبق لبنان از تحولات جاری در این کشور بوده است.
در این مدت گفت‌وگوهای داخلی میان گروههای سیاسی لبنان برای تشکیل دولت وحدت ملی، تهاجم گسترده رژیم صهیونیستی به لبنان، درخواست برای تشکیل دولت وحدت ملی توسط مخالفان و برگزاری تحصن و اعتصاب‌های اعتراض آمیز و شهادت شهید "عماد مغنیه " از فرماندهان حزب الله در انفجار دمشق، تصمیم "فواد سنیوره " نخست وزیر لبنان در غیرقانونی خواندن شبکه ارتباطی حزب‌الله و برکناری رئیس دستگاه امنیتی فرودگاه بیروت و در پی آن درگیری بین جریان معارض و طرفدار دولت لبنان، نشست وزرای خارجه اتحادیه عرب در قاهره و توافق برای اعزام هیئت عربی به بیروت، عقب نشینی دولت فواد سنیوره از دو مصوبه خود در قبال حزب الله و نیز نشست گروههای سیاسی لبنان در دوحه قطر و توافق برای انتخاب "میشل سلیمان " فرمانده ارتش به عنوان رئیس جمهور لبنان و سعدالحریری برای تصدی پست نخست وزیری از سوی نمایندگان پارلمان لبنان بود.
در 12 ژوئیه 2006 رژیم صهیونیستی به بهانه آزاد کردن دو نظامی خود تهاجم گسترده‌ای را به لبنان آغاز کرد. در این جنگ بر اساس آمار رسمی منتشر شده، از زمان آغاز تهاجم رژیم صهیونیستی به لبنان، یکهزار و 130 لبنانی که بیشتر آنان را غیرنظامیان تشکیل می‌دادند، شهید و سه هزار و 600 نفر نیز مجروح شدند. در این جنگ 226نفر از نیروهای نظامی ارتش صهیونیستی به هلاکت رسیدند و 491 نفر نیز مجروح شدند.
اسرائیل از حمله به لبنان دو هدف عمده را دنبال می‌کرد: یکی نابودی حزب‌الله لبنان در جنوب و دیگری آزاد کردن دو نظامی خود.
در این جنگ اسرائیل به هیچ یک از دو هدف فوق نرسید. حزب‌الله لبنان که فاقد تجهیزات و ادوات یک ارتش کلاسیک بود و جنگ نابرابری را در برابر ششمین ارتش دنیا اداره کرد،سه هزار 465 فروند موشک به سوی مناطق صهیونیست‌نشین سرزمین‌های اشغالی شلیک کرد که علاوه بر ایجاد ناامنی روانی برای صهیونیست‌ها، برتری و ابتکار عمل را در میدان جنگ در دست گرفت.
حتی بسیاری از شخصیت‌های برجسته از مقامات رژیم صهیونیستی از حزب‌الله به برنده میدان جنگ یاد کردند.
"شائول موفاز " وزیر جنگ سابق و نماینده کنست رژیم صهیونیستی به شکست این رژیم در نبرد با حزب‌الله لبنان اعتراف کرد و گفت: " باید بپذیریم که در این جنگ شکست خورده‌ایم. "
"عمیر پرتس " وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی نیز گفت: "نتایج ناگوار این جنگ برای اسرائیل، ما را به بازبینی در مسائل داخلی ملزم کرد. "
ژنرال "یوسی کوپرواسر " رئیس اطلاعات نظامی وقت اسرائیل در گفت‌وگو با نیوزویک اعتراف کرد: " نصرالله شجاعتش برای مقابله و ایثار، غرور از دست رفته اعراب را احیا کرد. "
"یوسی آلفر " یک مقام ارشد موساد نیز درباره نصرالله گفت: " او آدم زیرکی است و با اقدامات خود مایه حسادت دوست و دشمنان است. "
به دنبال این شکست بود که "دان حالوتس " رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی از سمت خود استعفا داد.
بلافاصله پس از پایان جنگ اسرائیل در لبنان بحث خلع سلاح حزب‌الله در دستور کار نیروهای موافق به اصطلاح طرح‌های آمریکا و اروپا در لبنان قرار گرفت. در قطعنامه 1701 که از سوی آمریکا و فرانسه در شورای امنیت ارائه و با اجماع اعضای آن تصویب شد، بندی در خصوص اجرای قطعنامه 1559 در نظر گرفته شده که یکی از مهم‌ترین مفاد اجرایی آن متعلق به خلع سلاح گروهها شبه نظامی در لبنان است.
کشورهای غربی از حزب‌الله لبنان به گروهی شبه نظامی یاد می‌کنند و به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی بر خلع سلاح این جنبش پافشاری دارند و برای ایجاد کمربندی امنیتی در اطراف اسرائیل در تلاش هستند. در این میان درباره سلاح حزب الله میان مقامات دولتی لبنان نیز اختلاف نظر وجود دارد و برخی موافق خلع سلاح و برخی دیگر مخالف این اقدام هستند که البته مقامات لبنانی قبل از جنگ در چارچوب گفتمان ملی به دنبال راهکاری جامع برای این مساله بودند.
بعد از جنگ نیز گفت‌وگوهای داخلی لبنان بر سر تشکیل دولت وحدت ملی ادامه یافت که به دلیل اختلاف در برخی از مسائل از جمله تشکیل دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری و خلع سلاح حزب الله این مذاکرات به شکست انجامید . بعد از آن نیز دولت سنیوره کمک‌های خود را برای کمک به بازسازی لبنان با تعلل همراه ساخت و در گرایش به سمت سیاست‌های آمریکا و متحدانش بحث مشخص شدن سرنوشت سلاح حزب الله را مطرح کرد و در ادامه این سیاست‌ها موجب شد که در آخرین جلسه گفت‌وگوهای گروه‌های لبنانی برای تشکیل دولت وحدت ملی، گروه 14 مارس ، به یکباره و با نادیده گرفتن مذاکرات و رایزنی‌های صورت گرفته، اعلام کند که یا باید با آنها آنچنان که می‌خواهند گفت‌وگو شود و یا به نقطه صفر باز خواهند گشت.
مساله دیگری که موجب شکست گفتمان داخلی گروههای لبنانی شد بحث تشکیل دادگاه مربوط به ترور رفیق حریری بود. حزب الله لبنان با اصل تشکیل دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری مخالف نبود بلکه خواستار تعدیلات لازم در اساسنامه تشکیل دادگاه بین المللی برای بررسی ترور حریری است و به دلیل سرسختی نیروهای حاکم در به تصویب رساندن طرح پیش نویس این دادگاه، پنج تن از وزرای شیعه و یک وزیر مسیحی طرفدار امیل لحود رئیس جمهور لبنان از کابینه سنیوره خارج شدند. سرانجام دولت سنیوره بدون در نظر گرفتن خواسته‌های مخالفان، 21 نوامبر2006 با تشکیل نشست‌ خود بدون حضور وزیران شیعه این کشور طرح‌ جنجالی و اختلاف برانگیز طرح تشکیل دادگاه بین المللی برای ترور رفیق حریری را تصویب کرد.
گروه حاکم همچنین در نشست‌های خود طرح به اصطلاح اقتصادی را برای ارایه به همایش اقتصادی پاریس 3تصوب کرد. در پی این اقدامات گروه حاکم بود که مخالفان اعلام داشتند دولت سنیوره مشروعیت خود را از دست داده و مصوبات و تصمیم‌گیری آن فاقد مشروعیت است و قابلیت اجرایی ندارد؛ زیرا بر اساس قانون اساسی لبنان که مورد تائید و قبول تمامی گروه‌ها و جناح‌های سیاسی این کشور است و در تصمیمات مهم کشوری بر آن تکیه می شود اگر یک طائفه از طوائف لبنان از کابینه خارج و در آن حضور نداشته باشد، دولت حاکم مشروعیت خود را از دست می‌دهد.
مخالفان نیز در پاسخ به فراخوانی سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان و گروههای مخالف دولت سنیوره و در اعتراض به سیاست‌های دولت سنیوره در شهر بیروت تجمع کردند و خواستار استعفای دولت سنیوره شدند و شعار " ما دولت پاک می‌خواهیم " را سر دادند.
از آن پس مخالفان و طرفداران آنان با حضور مستمر در دو میدان "شهدا " و "ریاض الصلح " که به مرکز تجمعات سیاسی معروف است،گردهم آمدند و برخواسته‌های خود برای تشکیل دولت وحدت ملی پافشاری کردند.
مخالفان که از گروه‌های مختلف از جمله شیعیان، اهل تسنن، مسیحیان، دروزیان و دیگر قومیت‌های لبنانی‌اند، تهدید کرده بودند در صورتی که دولت سنیوره و گروه حاکم به خواسته های آنها تن ندهند، بر دامنه اعتصاب‌های و اعتراض‌های خود خواهند افزود.
با وجودی که گروه 14مارس تلاش داشت ارتش را به درگیری با نیروهای مخالفان دولت سنیوره بکشاند، این تحصن‌ها با هشدارهای سید "حسن نصرالله " که در آن از تظاهرکنندگان خواسته بود از هر گونه اقدام خشونت آمیزی پرهیز کنند، در کمال آرامش و بدون درگیری برگزار شد.
تداوم این اختلاف‌ها و کوتاه نیامدن هیچ یک از طرف‌های سیاسی از خواسته‌های خود باعث تشدید اوضاع بحران داخلی لبنان شد و مخالفان تهدید کردند دست به نافرمانی مدنی می‌زنند.
دو مساله اساسی حل بحران لبنان را با مشکل مواجه می‌کرد که هر دو طرف سیاسی در این کشور بر خواسته‌های خود در این زمینه اصرار داشتند: یکی از آنها تشکیل دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری بود و دیگری تشکیل دولت وحدت ملی و اختصاص یک سوم بعلاوه یک پست‌های وزارتی در دولت آتی به مخالفان دولت کنونی.
مخالفان دولت می‌گفتند، با تصویب دادگاه بین‌المللی برای پرونده ترور رفیق حریری مشکلی ندارند اما این دادگاه نباید وسیله‌ای برای سرکوب سیاسی برخی گروههای لبنانی تبدیل شود.
آنها همچنین اعتقاد داشتند که این دادگاه باید پس از پایان یافتن کار کمیته تحقیق بین المللی، تشکیل شود.
نیروهای 14مارس ادعا می کردند که مخالفان در صدد هستند با کسب این تعداد از کرسی‌های وزارتی در آینده از حق وتو برای مخالفت با طر‌ح‌های دولت برخوردار شوند.(توسعه دولت کنونی به 30 کرسی به طوری که نیروهای دولت کنونی بتوانند ، 19 کرسی و نیروهای مخالف دولت نیز 11 کرسی را در دست داشته باشند.)
در این بین رایزنی‌های منطقه‌ای نیز ادامه داشت، عمروموسی دبیرکل اتحادیه عرب و " مصطفی عثمان " اسماعیل فرستاده ویژه رئیس جمهوری سودان نیز در این مدت با انجام سفرهای متعدد به بیروت تلاش کردند با ارائه طرح‌هایی برای حل بحران لبنان اقدام نمایند و دیدگاههای سران دو گروه را به هم نزدیک کنند اما هیچیک موفق به انجام این کار نشدند.
در همین ارتباط ،ایران و عربستان نیز تلاش کردند از راههای دیپلماتیک به بحران داخلی لبنان پایان داده شود و گفت‌وگوهای "عبدالعزیز خوجه " سفیر عربستان در لبنان با "محمد رضا شیبانی " سفیر ایران در لبنان و نیز دیدار و گفت‌وگوهای دکتر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ایران در آن زمان با همتای سعودی وی "بندر بن سلطان " در پایتخت‌های دو کشور در این راستا انجام گرفت. این رایزنی‌ها با سفر "سلیم الحص " نخست وزیر سابق لبنان و نیز از چهره‌های سیاسی و مستقل لبنان به عربستان، سوریه و سپس به ایران با هدف دستیابی به راه حلی برای برون رفت از بحران جاری در این کشور صورت گرفت.
نشست محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران و ملک عبدالله پادشاه عربستان در ریاض نیز، امید لبنانی‌ها را به حل بحران سیاسی کشورشان را زنده کرده بود.
در پی شدت یافتن درگیری‌های داخلی در لبنان، رایزنی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای پیدا کردن راه حلی برای برون رفت از این بحران بیشتر شد.
اما این تلاش‌ها به نتیجه‌ای نیانجامید و هر طرحی که از سوی دولتی و یا مقامات لبنانی ارائه می‌شود باب طبع گروه‌ها و یا گروهی واقع نمی‌شد و تداوم این وضعیت به زمان پایان ریاست جمهوری امیل لحود منتهی شد.
احزاب مخالف پیشنهاد کرده بودند تا با تشکیل کابینه وحدت ملی ضمن اداره کشور تا پایان دوره ریاست جمهوری امیل لحود زمینه برای انتخاب رئیس جمهور جدید نیز فراهم شود. جریان حاکم لبنان همچنین پیشنهاد معارضان را برای برگزاری انتخابات زود هنگام نپذیرفت و بنابراین لبنان هر چه به پایان دوره ریاست جمهوری امیل لحود نزیک شد، بحران سیاسی در لبنان شدت گرفت و جریان حاکم مانع هرگونه توافق با احزاب مخالف بود.
سرانجام لحود در سوم آذرماه با پایان مهلت قانونی ریاست جمهوری با اعلام حالت فوق‌العاده مسئولیت اداره کشور را به فرمانده ارتش "میشل سلیمان " سپرد و کاخ ریاست جمهوری را ترک کرد. پس از ترک کاخ ریاست جمهوری امیل لحود، رایزنی‌ها برای انتخاب فردی برای تصدی پست ریاست جمهوری ادامه یافت که سرانجام سران دو گروه با نامزدی میشل سلیمان فرمانده ارتش لبنان برای تصدی پست ریاست جمهوری موافقت کردند. میشل سلیمان در تحولات سیاسی لبنان خط مشی بی‌طرفانه‌ای در پیش گرفت و از قرار دادن ارتش در مقابل گروههای معارض و مخالف سیاست‌های دولت سنیوره خودداری کرد و مانع از برگزاری تحصن نیروهای مخالف علیه دولت سنیوره نشد و از عهده نقش خود در حفظ و برقراری امنیت تظاهرکنندگان و نهادهای دولتی و خصوصی کاملا برآمد گرچه این اقدام سلیمان باعث شد که وی را به جانبداری از نیروهای مخالف دولت متهم کنند.
سلیمان علاوه بر در پیش گرفتن سیاست بیطرفانه در تحولات لبنان، توانایی خود را در سرکوب گروه موسوم به "فتح‌الاسلام "در اردوگاه نهرالبارد که این درگیری به مدت سه ماه به طول انجامید، به نمایش گذاشت که این امر موجب تقویت جایگاه او در لبنان شد به طوری که دو جناح مخالف و موافق جریان حاکم با نامزدی وی برای تصدی پست ریاست جمهوری موافقت کردند.
لبنان در سال 2007 میلادی شاهد درگیری های خونین ارتش این کشور با گروهی موسوم به فتح الاسلام بود. این درگیریها در اردوگاه آوارگان فلسطینی نهرالبارد در شمال لبنان روی داد و در جریان آن بیش از 400 نفر از جمله 168 نظامی کشته شدند. ارتش لبنان سرانجام پس از صد و شش روز نبرد، سرانجام موفق به شکست گروه فتح الاسلام و تسخیر کامل اردوگاه نهرالبارد در حومه شهر طرابلس شد. در آخرین روز نبرد، ارتش لبنان توانست "شاکر العبسی " رهبر گروه فتح ‌الاسلام را به همراه ده‌ها تن دیگر از اعضای این گروه، به قتل برساند و با دستگیری باقی مانده اعضای این گروه به حیات آن خاتمه دهد. با آنکه گروه فتح الاسلام اینک از بین رفته است، اما اختلاف نظر بر سر ماهیت این گروه و ارتباطات آن، در داخل و خارج لبنان همچنان باقی است.
لبنان در حالی این تحولات را پشت سر می‌گذارد که مداخلات خارجی به ویژه آمریکا در امور داخلی لبنان بر پیچدگی بحران در این کشور بیش از بیش می افزود و مانع از توافق گروههای سیاسی لبنان می شد حتی این دخالت موج گسترده اعتراضات مردمی و تشکل های سیاسی لبنان را در پی داشت.
پس از جنگ 33روزه، قدرت‌های غربی به مداخلات خود در لبنان بیش از پیش افزودند بگونه‌ای که "دیوید ولش " معاون وزیر امور خارجه دولت بوش آشکارا گفت: "رئیس‌جمهوری آینده لبنان، باید مخالف لحود، سوریه و حزب‌الله باشد. "
دخالت‌های آمریکا در امور داخلی لبنان به حدی است که مردم و گروه‌های سیاسی این کشور، بارها در برابر سفارت آمریکا در بیروت تظاهرات کرده و با محکوم‌کردن این دخالت‌ها، خواستار اخراج "جفری ویلتمن " سفیر سابق آمریکا از کشورشان شده‌اند.
لبنان در سال 2007 شاهد موج جدیدی از ترورها بود که آخرین آن ترور سروان "وسام عید " از نیروهای امنیتی لبنان بود که بر اثر انفجار قوی در منطقه مسیحی نشین بیروت کشته شد. در این انفجار بیش از 20 نفر دیگر در این حادثه زخمی شدند.
در این سال همچنین سرتیپ "فرانسوا الحاج " فرمانده عملیاتی ارتش این کشور که فرمانده مستقیم ارتش در جریان درگیری های ارتش در اردوگاه نهرالبارد هم بود براثر انفجار یک خودروی بمب گذاری شده در مسیر عبور خوروی وی که در منطقه "بعبدا " نزدیک کاخ ریاست جمهوری روی داد، کشته شد. ترور الحاج در حالی روی داد که در صورت انتخاب میشل سلیمان به سمت ریاست جمهوری وی یکی از گزینه‌های اصلی برای پست فرماندهی ارتش محسوب می‌شد.
علاوه بر این لبنان در این سال شاهد ترور "ولید عیدو " و "انتوان غانم " دو نماینده مجلس از سران حاکم در عملیات‌های مشابه بود. هدف طراحان این ترور دامن زدن به اختلافات داخلی میان گروههای سیاسی این کشور بود چرا که هر زمانی که گروههای سیاسی لبنان به توافق نزدیک می‌شوند، حوادثی در این کشور روی می‌دهد که این جریان‌ها را از رسیدن به توافق از هم دور می‌کند.
یکی از مسائل مهم درسال 2007 میلادی در لبنان تهدید‌های مکرر رژیم صهیونیستی برای حمله مجدد به لبنان بود اما مقاومت لبنان اعلام کرده بود هرگونه حمله تازه رژیم صهیونیستی به لبنان این بار برای این رژیم بسیار گران تمام خواهد شد به گونه‌ای که سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان اعلام کرد در صورت بروز هرگونه جنگ تازه مقاومت چهره منطقه را تغییر دهد. اعلام این توان مقاومت ضربه سنگینی به افکار عمومی رژیم صهیونیستی وارد کرد و عملا جنگ روانی این رژیم بر ضد لبنان را خنثی کرد.
ترور "عماد مغنیه " معروف به "حاج رضوان " از فرماندهان بلندپایه حزب الله لبنان در سال 2008 به دست نظامیان صهیونیست از ترورهایی بود که در خارج از لبنان صورت گرفت و در انفجار دمشق به شهادت رسید. درباره عاملان ترور مغنیه خبرگزاری‌ها و مطبوعات عربی اخبار زیادی منتشر کرده‌اند و غربی‌ها بلافاصله بعد از این ترور انگشت اتهام را به سمت سوریه نشانه رفتند ولی بر اساس نظرسنجی انجام شده از سوی "روزنامه العرب " چاپ لندن، 90 درصد از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی، اعلام کردند که این ترور کار رژیم صهیونیستی بوده است.
تحلیلگران سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی را عامل ترور "عماد مغنیه " از فرماندهان ارشد نظامی حزب‌الله می‌دانند و دلیل آن را دامن‌زدن به هرج و مرج داخلی در این کشور ارزیابی می‌کنند.
ناظران سیاسی لبنان بر این باورند که رژیم صهیونیستی در راستای جبران خسارت‌های رژیم در جنگ 33 روزه‌ و ضربه زدن به حزب الله دست به ترور شخصیت‌های سیاسی لبنان می‌زند و با این اقدامات قصد دارد به هرج و مرج و ناآرامی در این کشور دامن بزند.
درگیری میان جناح حاکم بر لبنان و مخالفان در برخی از مناطق بیروت نیز از دیگر تحولات مهم در عرصه سیاسی این کشور بود که برخی در صدد بودند با به راه انداختن این درگیری‌ها مردم را مقابل ارتش قرار دهند و دلیل این مدعا اینکه تیراندازان ناشناس با سوء استفاده از فضای حاکم بر لبنان از پشت بام‌ یکی از ساختمانهای مرکزی بیروت به سمت مردم عادی که در اعتراض به اوضاع معیشتی نامساعد و قطعی طولانی برق در این کشور دست به تظاهرات زده بودند، تیراندازی کردند که در پی آن 9 تن از مردم عادی و غیرنظامی این کشور کشته شدند. حتی خبرنگار خبرگزاری فارس نیز از این درگیری‌ها مصون نماند و "مصطفی امهز " خبرنگار فارس در لبنان که از امداد رسانان نیز بود بر اثر اصابت گلوله به گردنش به شهادت رسید. وی 32ساله، متاهل و دارای دو فرزند بود. امهز در طول جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان در شهر "طیبة " واقع در جنوب لبنان به فعالیت مشغول بود.
یکی از رویدادهای مهم دیگر مبادله غیر مستقیم اسیران میان حزب‌الله و رژیم صهیونیستی بود. 16 ژولای 2008 طی عملیات تبادل اسرا بین رژیم صهیونیستی و حزب‌الله با میانجیگری آلمان، سمیر قنطار و چهار تن از مبارزان مقاومت اسلامی در جنگ 33 روزه سال 2006 که با پیروزی استراتژیک مقاومت اسلامی لبنان به پایان رسید، به اسارت گرفته شده بودند، آزاد شدند. در این عملیات همچنین اجساد 199 شهید لبنانی فلسطینی و عرب در مقابل 2 جنازه اسیر اسرائیلی که در عملیات «الوعد لصادق» 12 ژولای 2006 به اسارت گرفته شده بودند، تحویل حزب‌الله داده شدند و به اعتراف محافل صهیونیستی دستاورد تازه‌ای برای مقاومت لبنان رقم خورد این در حالی بود که رژیم صهیونیستی در آغاز جنگ 33 روزه در سال 2006 اعلام کرده بود هیچگونه مبادله اسیران با حزب الله صورت نخواهد گرفت و این رژیم آمده بود تا نابودی حزب الله نبرد را ادامه دهد.
انتشار گزارش نهایی وینوگراد از دیگر تحولات مهم در عرصه لبنان بود. این گزارش جنگ 33روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان در تابستان سال 2006 را "شکستی جدی " برای اسرائیل خواند. این کمیته همچنین بدون نام بردن از شخصی خاص تاکید کرد، مقامات سیاسی،فرماندهان نظامی اسرائیل به طور مشترک مسوول شکست در جنگ لبنان هستند.
اما تحولات لبنان در سال 2008 میلادی علاوه بر پیامدهای سیاسی، پیامدهای اقتصادی نیز به همراه داشت و این کشور شاهد اعتصاب صنفی و کارگری به ویژه در بخش مربوط به حمل نقل بود. این اعتصاب‌ها در اعتراض به مشکلات اقتصادی دولت فواد سنیوره نخست وزیر کنونی و اوضاع بد معیشتی صورت گرفت.
سه شنبه 17اردیبهشت سال 1387(هفتم ماه می 2008) دولت لبنان طی دو مصوبه، شبکه مخابراتی حزب الله را غیرقانونی و "وفیق شقیر " رئیس دستگاه امنیتی بیروت را از مقام خود برکنار کرد. حزب‌الله این اقدام دولت سنیوره را "اعلام جنگ " علیه خود خواند و اعلام کرد که این شبکه در جنگ 33روزه با رژیم صهیونیستی در سال 2006 نقشی محوری و اساسی داشته است و از دولت فواد سنیوره خواست تا در تصمیمات خود تجدید نظر کند. در پی اقدام دولت سنیوره، معارضان دولت لبنان در این روز خیابان‌های منتهی به بیروت و فرودگاه بین‌المللی این کشور را در اعتراض به اوضاع وخیم معیشتی با به آتش‌کشیدن لاستیک خودروها مسدود کردند. درگیری بین نیروهای معارض و جریان حاکم لبنان نیز در چندین مناطق شهر بیروت آغاز شد. در جریان این درگیری‌ها، معارضان علاوه بر بستن راههای منتهی به فرودگاه بین المللی بیروت، راه بین المللی که شرق لبنان را از طریق گذرگاه " المصنع " به سوریه متصل کردند، بستند. پنجشنبه 18 اردیبهشت ماه روز دوم درگیری‌های مسلحانه در بیروت بین جریان معارض و طرفدار دولت آغاز شد. علاوه بر بستن فرودگاه بین المللی بیروت، درگیری به دیگر شهرهای این کشور نیز کشیده شد. سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در این روز طی نشست خبری در جمع خبرنگاران رسانه‌ها ، تصمیم دولت فواد سنیوره در غیرقانونی خواندن شبکه مخابراتی حزب الله و برکناری "وفیق شقیر " رئیس دستگاه امنیتی فرودگاه بیروت را اعلام جنگ علیه حزب الله دانست و از دولت خواست تا در تصمیم خود تجدید نظر کند . جمعه20اردیبهشت ماه پس از چند روز درگیری نیروهای موافق و مخالف دولت لبنان، گروه مخالف دولت ، پیروزی خود را بر جریان حاکم لبنان و شبه‌نظامیان " المستقبل " به رهبری "سعد الحریری " جشن گرفتند. به دنبال این درگیری شورای امنیت سازمان ملل طرف‌های درگیری در لبنان را به آرامش فراخواند. مصر و عربستان سعودی نیز خواستار برگزاری نشست وزرای خارجه اتحادیه عرب در قاهره شدند. چندین کشور عربی نیز در پی این درگیری، اتباع خود را از این کشور خارج کردند. شنبه 21 اردیبهشت ماه درگیری‌ها به شمال لبنان گسترش یافت. ارتش لبنان با لغو اقدامات دولت لبنان علیه حزب‌الله از همه افراد مسلح خواست خیابان‌ها را ترک کنند. ارتش اعلام کرد رئیس امنیتی فرودگاه در سمت خود باقی خواهد ماند و در عین حال قول داد که درباره شبکه مخابراتی حزب الله تحقیق کند. با خروج افراد مسلح از سطح خیابان‌ها در روز یکشنبه22 اردیبهشت، درگیری‌ها در بیروت جای خود را به آرامش داد. بدنبال درگیری های شدید شبانه بین طرفداران دولت تحت حمایت غرب با نیروهای معارض، نیروهای ارتش در شهر طرابلس در شمال این کشور مستقر شدند. وزرای خارجه اتحادیه عرب نیز در نشست اضطراری دوشنبه 23 اردیبهشت خود به این توافق رسیدند که به منظور میانجیگری میان موافقان و مخالفان دولت لبنان یک هیئت بلندپایه به بیروت اعزام کنند.
اتحادیه عرب به منظور میانجیگری میان طرف‌های درگیر در لبنان، تصمیم گرفت هیئتی به ریاست "عمرو موسی "، دبیر کل این اتحادیه، و "شیخ حمد بن جاسم بن جابر آل ثانی "، نخست وزیر قطر را به بیروت بفرستد. هیأت وزارتی اتحادیه عرب چهارشنبه 25اردیبهشت ماه به بیروت رفت و بلافاصله با "نبیه‌بری " رئیس پارلمان این کشور برای بررسی بحران اخیر این کشور بحث و تبادل نظر کرد.
"نبیه بری " در این جلسه با نخست وزیر قطر، دبیر کل اتحادیه عرب و وزرایی از الجزایر، یمن، عمان، اردن، جیبوتی، امارات متحده عربی، بحرین و مغرب گفتگو کرد. هیئت وزارتی اتحادیه عرب در سفر به بیروت با سران گروههای سیاسی این کشور دیدار و گفت‌وگو کرد. سرانجام دولت لبنان پنجشنبه 26اردیبهشت ماه سال جاری به طور رسمی از دو مصوبه اخیر خود بر ضد حزب‌الله لبنان که به چند روز درگیری شدید میان نیروهای معارض و طرفدار دولت انجامید و این کشور را به سمت بحران سوق داد، عقب نشینی‌ کرد.
"غازی عریضی " وزیر اطلاع رسانی دولت لبنان پس از جلسه کابینه اعلام کرد، موافقت دولت با لغو دو مصوبه (غیرقانونی بودن شبکه مخابراتی حزب‌الله و برکناری مسئول امنیتی فرودگاه بیروت)، در پی نامه اخیر "میشل سلیمان " فرمانده ارتش لبنان به "الیاس المر " وزیر دفاع این کشور درباره لغو این دو مصوبه صورت گرفته است.
وی تصریح کرد، این تصمیم در راستای تاکید بر مصالح ملی و تامین امنیت شهروندان و تسهیل در امر ماموریت هیئت وزارتی اتحادیه عربی و زمینه‌سازی برای اجرای ابتکار اتحادیه عرب صورت گرفته که سرگرم دیدار از لبنان برای حل بحران این کشور است. در این درگیری‌ها ، دستکم 60تا 80 نفر کشته و 205 نفر دیگر زخمی شدند.
کمیته وزارتی اتحادیه عرب پنجشنبه 26اردیبهشت برای پایان دادن به بحران سیاسی لبنان طرح شش ماده‌ای ارائه کرد که جناح مخالف و موافق دولت بیروت با آن موافقت کردند و قرار شد رهبران دو جناح عمده سیاسی لبنان مذاکرات خود را تحت نظارت قطر در دوحه پایتخت این کشور آغاز کنند.
وزیر امور خارجه قطر از توافق شش ماده‌ای بین معارضان و جریان حاکم لبنان خبر داد و گفت این گفت‌وگوها در قطر از سرگرفته می‌شود. در این روز پروازهای فرودگاه بین‌المللی بیروت نیز از سر گرفته شد. بر اساس این طرح گروههای سیاسی لبنان گفت‌وگوهای خود را در هتل "شرایتون " دوحه از سر گرفتند و چهارشنبه یکم خرداد ماه، نخست وزیر و وزیر خارجه قطر با اشاره به توافق گروه‌های لبنانی برای انتخاب "میشل سلیمان " فرمانده ارتش به عنوان رئیس جمهور جدید، رسما پایان نشست دوحه را اعلام کرد.
شیخ "حمد بن جاسم آل ثانی " اعلام کرد: گروه‌های لبنانی پس از پنج روز گفت‌و‌گو درباره پایان دادن به بحران سیاسی کشور خود امروز به توافق رسیدند و این مذاکرات تحت نظارت کمیته وزارتی اتحادیه عرب پایان یافت.
وی افزود: توافق گروه‌های لبنانی شامل انتخاب میشل سلیمان فرمانده ارتش لبنان به عنوان رئیس‌جمهور جدید ظرف 24 ساعت آینده، تشکیل دولت وحدت ملی و تکیه بر قانون انتخابات 1960 است.
نخست وزیر قطر درباره دولت وحدت ملی لبنان گفت: در این دولت 16 پست وزارتی از آن جناح اکثریت، 11 پست متعلق به مخالفان و 3 پست هم به انتخاب رئیس جمهور خواهد بود.
و سرانجام پنجم خردادماه سال جاری "میشل سلیمان " فرمانده ارتش لبنان با رای نمایندگان پارلمان لبنان به عنوان رئیس جمهور جدید این کشورانتخاب شد و به بحران سیاسی چندین ماهه در این کشور پایان داد. او دوازدهمین رئیس جمهور این کشور بود که از سوی پارلمان برای مدت شش سال انتخاب ‌شد.
لبنان در سال 2009 میلادی شاهد تحولات مهمی در عرصه داخلی خود بود که برگزاری انتخابات پارلمانی یکی از آنها به شمار می رود. این انتخابات هفتم ژوئن (17 خرداد) برگزار شد. جریان حاکم در لبنان موسوم به 14 مارس به رهبری سعد الحریری و اپوزسیون موسوم به هشت مارس به رهبری حزب‌الله و شامل گروه‌های هم پیمان مسیحی رقبای مهم در این انتخابات بودند.
با وجود آنکه پیش‌بینی می‌شد گروه هشت مارس در انتخابات پیروز شود، جریان 14 مارس با کسب بیش از 70 کرسی از مجموع 128 کرسی پارلمان پیروز انتخابات شد. گروه هشت مارس نیز 55 کرسی را از آن خود کرد.
اپوزسیون لبنان پرداخت رشوه‌های کلان انتخاباتی و بازگشت فشرده و غیر پیش‌بینی شده لبنانی‌های ساکن خارج به کشور برای رای دادن به جریان 14مارس را عوامل اصلی پیروزی جریان 14مارس در انتخابات دانستند.
پارلمان لبنان پس از برگزاری انتخابات در اولین ماموریت خود برای پنجمین بار "نبیه بری " را به عنوان رئیس پارلمان برگزید. وی از سال 1992 تاکنون ریاست پارلمان را بر عهده دارد.
بعد از انتخاب رئیس جدید پارلمان، وی نمایندگان را به اجرای رایزنی‌ها برای تعیین نخست وزیر جدید دعوت کرد.
سعدالحریری رئیس فراکسیون پارلمانی المستقبل شنبه ششم تیر از سوی "میشل سلیمان " رئیس جمهوری لبنان مامور به تشکیل کابینه شد. حریری روز پنجشنبه 19 شهریور (10 سپتامبر) به رئیس جمهوری لبنان اعلام کرد که در پی مخالفت معارضان در پارلمان با ترکیب پیشنهادی وی برای تشکیل کابینه از تشکیل دولت جدید انصراف داده است. میشل سلیمان، چهارشنبه 25 شهریور (16 سپتامبر) سعد حریری را پس از آنکه از ادامه تلاش برای تشکیل کابینه جدید انصراف داده بود، بار دیگر مامور تشکیل کابینه کرد.
اختلافات احزاب سیاسی لبنان درباره وزارتخانه‌ها و اینکه مربوط به کدام گرایش سیاسی باشد و نیز دخالت‌های خارجی از جمله موانع بر سر راه تشکیل دولت لبنان بود.
سرانجام پس از رایزنی‌های بسیار سعدالحریری شامگاه دوشنبه نهم نوامبر (18 آبان) پس از انتظار 136روزه رسما تشکیل دولت جدید لبنان را اعلام کرد.
پس از اعلام رسمی تشکیل دولت، پارلمان لبنان پس از سه روز بررسی بیانیه وزارتی با اکثریت 122رای از مجموع 128رای، به دولت این کشور رای اعتماد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات