*آقای قنبری برخی معتقدند جریان موسوم به اصلاحطلب بعد از انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم، به پایان کار خود رسیده و این جریان نیازمند بازسازی است. نظر شما چیست؟
**اگر معیار برای فعال بودن اصلاحطلبان حضور تشکلهای حزبی و رسانههای اصلاحطلب باشد، درست است که جریان اصلاحطلب در وضعیت فعلی جایگاه مناسبی ندارد و با محدودیتهایی مواجه است، اما اگر منظور منزوی شدن جریان اصلاحات است، باید بگویم جریان اصلاحطلبان در عرصههای مختلف تقویت شده و بهلحاظ جایگاه و پایگاه اجتماعی، نسبت به گذشته وضع بهتری دار
*جریان اصلاحطلب معمولا با عنوان جریان معترض شناخته میشود؛ آیا این اعتراض به دولت است یا به نظام؟
**در این که اصلاحطلبان به دولت اعتراضاتی دارند، شکی نیست، اما این جفا به اصلاحطلبان است که بگویید اصلاحطلبان معترض به نظام هستن
*یعنی اصلاحطلبان پایبند به قانون اساسی و اصول نظام هستند؟
**نسبت اصلاحطلبان با قانون اساسی و چهارچوبهای نظام اگر نگوییم بسیار قویتر از نسبت اصولگرایان است کمتر از آنان هم نیست و فکر میکنم اصلاحطلبان و اصولگرایان هر دو به این چهارچوبها پایدار و وفادار هستند.
*این پایبندی در عمل هم نشان داده میشود یا تنها در بیان مطرح است؟
**اصلاحطلبان همواره پایبندی خود را به اصول و ارزشها حفظ کردهاند و به این اصول و ارزشها اعتقاد دارند و این اعتقاد را نشان دادهان
*خواست اصلاحطلبان هم در چهارچوب قانون است؟
**اصلاحطلبان واقعی فراتر از چهارچوبهای قانونی چیزی نمیخواهند و خارج از این راه حرکت نمیکنند.
*اما در بین این جریان اقداماتی رخ میدهد که خلاف این حرف را نشان میدهد؟
**برخی تحت عنوان اصلاحطلب کارهایی انجام میدهند که مطلوب نیست و باید دید آیا آنها واقعا اصلاحطلب هستند یا اینکه در لباس اصلاحطلب ظاهر شدهاند. چه بسا شاید برخی از آنان از سوی رقیب به میدان میآیند تا جریان اصلاحطلب را بدنام کنند!
*یعنی کسانی که اعتراض خود را به سمت نظام سوق میدهند اصلاحطلب نیستند؟!
**من هشدار میدهم که اصلاحطلبان نباید بگذارند برخی رقبا، افراد و ابزاری را بین آنان بفرستند و معتقدم برخی افراد، از سوی رقیب بین اصلاحطلبان میآیند تا آنان را تحریک کنند که حرکاتی که در چارچوب نظام نمیگنجد انجام دهند؛ در حالیکه سیر کلی حرکت اصلاحطلبان واقعی به سمت چهارچوبها و اصول نظام بوده است.
*پس اصلاحطلبان با اصل نظام مخالفتی ندارند؟
**اصلاحطلبان خود را بیگانه با نظام نمیدانند و نظام را متعلق بهخود و از آن خود میدانند و اصلاحطلب واقعی مؤمن به ارزشها و اسلام است.
*آیا اصلاحطلبان به بهانه نقادی اصول نظام را زیر سؤال نبردهاند؟
**در هر جامعهای اختلاف نظر و اختلاف سلیقه بین افراد طبیعی است و انتقادات اصلاحطلبان به دولت، ربطی به وفاداری آنان به چهارچوبهای نظام ندارد و شاید به خاطر همین اصول و ضرورت تقویت این اصول است که اصلاحطلبان را وادار میکند کناره نگیرند و مجبور میشوند انتقاداتی را مطرح کنند.
در هر جامعهای نیاز به نقد وجود دارد و در ایران هم پیش از انتخابات فضای خوبی برای نقد کردن پدیدآمده بود و پس از انتخابات هم نظر رهبری بر این بوده که نقد باید باشد و ایشان نقد سازنده را ضروری دانستهاند و نقد اساسا لازمه رشد و توسعه و پیشرفت است و اگر اصلاحطلبان مشی انتقادی دارند، به خاطر دلسوزی است و نمیشود انتقادات از دولت را به حساب مسائل دیگر گذاشت.
*نظر شما به عنوان یک اصلاحطلب درباره نقش رهبری در جامعه اسلامی چیست؟
**اصلاحطلبان به اصول و چهارچوبهای نظام معتقدند و یکی از اصول قانون اساسی ولایت فقیه است و اصلاحطلبان در رابطه با ولایت فقیه تردید ندارند و اصلاحطلب واقعی خود را معتقد به اصل ولایت فقیه دانسته و این اصل یکی از اصول اعتقادی اصلاحطلبان است و همواره باید این اصل مدنظر آنان باشد.
*و آیا اصلاحطلبان رهبری را فصلالخطاب میدانند؟
**قطعا؛ اصلاحطلبان همواره سعی در تقویت جایگاه و اصل ولایت فقیه داشتهاند و هیچگاه در مسیر تقویت نظام مشکلی نداشتهاند؛ این در حالی است که رقبای اصلاحطلبان اتهاماتی را متوجه اصلاحطلبان کردهاند و هیچ تریبونی نیز در اختیار اصلاحطلبان نبوده که به این اتهامات پاسخ دهند.
برخی موضعگیریها در این مسیر نبوده و به عقیده بسیاری در راستای تضعیف جایگاه رهبری بوده است!
این یک اتهام به اصلاحطلبان است که میگویند رهبری را تضعیف کردهاند و اصلاحطلبان واقعی تقویت اصول نظام و رهبری را جزو اعتقادات خود میدانند و اساسا بدون رهبری تقویت نظام امکانپذیر نیست.
*در تجمعات اصلاحطلبان شعارهایی ساختارشکنانه شنیده میشود. این شعارها را چگونه ارزیابی میکنید؟
**شکی نیست کسانی که خارج از چهارچوب نظام حرکت میکنند، در بین اصلاحطلبان واقعی نمیگنجند، چون ارزشهای جامعه و مردم برای اصلاحطلبان هم محترم است.
اصلاحطلبان چرا نسبت به این شعارها و ساختارشکنیها موضعگیری جدی نمیکنند؟
اصلاحطلبان باید شعارهای انحرافی را ریشهیابی کنند که کسانی که این شعارها را میدهند، آیا اصلاحطلبند یا اینکه از طرف رقبا برای بدنام کردن آنها وارد میشوند. اصلاحطلبان باید در اینباره کاملا مراقب باشند.
*خط قرمز اصلاحطلبان چیست و کجاست؟
**خط قرمز ما مشخص است. ما قانون اساسی و رهبری را خط قرمز میدانیم و به جز این دو موضوع بقیه را قابل نقد میدانیم و همه باید نقدپذیر باشند.
*این خط قرمزها در بین اصلاحطلبان رعایت میشود؟
**اصلاحطلبان همواره باید چراغ قرمزها را مدنظر داشته باشند و اصلاحطلب واقعی راضی نمیشود که چراغ قرمزها را نادیده بگیرد؛ چون اگر این چراغ قرمزها وجود نداشته باشد، هرج و مرج میشود و سنگ روی سنگ بند نمیشود. به همین دلیل، معتقدم عبور از قانون اساسی و اصول آن هیچ گاه جزو اهداف و استراتژیهای جریان اصلاحات نبوده است.
*آینده جریان اصلاحات را چگونه ارزیابی میکنید؟
**با توجه به وضعیت آشفته کنونی فضای سیاسی کشور، پیشبینی آینده دشوار است، اما فکر میکنم گرایش عموم اصلاحطلبان شرکت در فرآیندهای سیاسی است.
نان برخی افراطیون دراغتشاشات است
حجتالاسلام رسول منتجبنیا نیز از اعضای مؤسس حزب اعتماد ملی، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز و مدیر گروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است. منتجبنیا که سابقه نمایندگی سه دوره اول مجلس شورای اسلامی و ریاست کمیسیون دفاع مجلس سوم را دارد، نماینده امام خمینی و رییس سازمان عقیدتی سیاسی شهربانی کل کشور، مشاور رییسجمهور در دولت خاتمی، قائممقام ستاد قرارگاه خاتم و ستاد کل پدافند، عضو حزب جمهوری اسلامی و نماینده رهبر معظم انقلاب در انجمن اسلامی معلمان هم بوده است.
وی از جمله اصلاحطلبانی است که اعتقاد ویژهای به اصل ولایت فقیه دارد و در انتخابات اخیر هم اگرچه فعالیت چشمگیری نداشت، اما رسما از مهدی کروبی حمایت کرد. وی معتقد است: «هیچ اصلاحطلبی خواستار وجود بحران در کشور نیست. اتفاقا میخواهم بگویم که عدهای افراطگر و افراد تندرو و رادیکال هستند که موافق وجود بحران و ابقای بحرانها در جامعه هستند. چراکه نان خود و منافع خویش را در وجود این بحرانها میبینند و حاضر به پایان یافتن آنها نیستند. این در حالی است که اصلاحطلبان همیشه با در نظر گرفتن مواضع کشور و مردم خواستار پایان یافتن بحرانهای کشور بودهاند.»
در حال حاضر و با توجه به وقوع جریانات اخیر که عده زیادی از جامعه آن را منتسب به اصلاحطلبان میدانند، آیا اصلاحطلبان خود را داخل نظام سیاسی ایران قلمداد میکنند یا حساب خود را از نظام جدا کردهاند؟
ما باید تعریفی از جریان اصلاحطلبی داشته باشیم تا وضعیتشان مشخص شود. تعریفی که ما از اصلاحطلبان قائل هستیم، عبارت است از حرکت در چهارچوب خط امام و قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی، چرا که بین اصلاحات و انقلاب و براندازی تفاوتهای زیادی وجود دارد. در حقیقت براندازی و انقلاب از ساقط کردن نظام سیاسی نشأت میگیرد، اما معنی واقعی اصلاحات از بین بردن ناهنجاریها و ناشایستگیهای نظام برای اعتلای بیشتر نظام جمهوری اسلامی است. بنابراین مشخص است که اصلاحطلبان بیشترین تعلق را نسبت به انقلاب و نظام و قانون اساسی دارند. اصلاحات بر خلاف حرکتهای رادیکالیستی است که قصد تیشه زدن به نظام را دارند و ما معتقدیم که زمان حرکتهای براندازانه و انقلاب در انقلاب نیست و ما به انقلاب همچنان اعتقاد داریم و معتقدیم که باید در چهارچوب این انقلاب حرکت کنیم و آن را رشد و پرورش بدهیم، چراکه ما هنوز به آرمانهای انقلاب دست پیدا نکردهایم و هنوز در اول راه هستیم و باید تلاش کنیم که اگر کجرویها و سیاستهای غلطی وجود دارد آن را اصلاح کنیم. بنابراین جریان اصلاحات همچنان درون نظام است و بر مبنای مستحکم خط امام و قانون اساسی حرکت میکند.
*پس این جریانات اخیر و تلاش برخی از اصلاحطلبان از راههای گوناگون برای ایجاد التهاب در کشور را در چه چهارچوبی میتوان بررسی کرد؟
**من معتقدم که این اقدامات و بیانیههای صادره از سوی برخی افراد نیز در راستای اصلاحات بوده است. البته باید بگویم که حرکتهای ساختارشکنانه روی داده در این اواخر، هیچ ارتباطی با اصلاحطلبان و بزرگان این جریان ندارد. من تنها بیانیههای صادر شده را جزیی از حرکتهای اصلاحطلبانه میدانم. چراکه هنوز مشخص نیست که فاعل و انجام دهنده این حرکات ساختارشکنانه چه کسانی هستند و همچنان این پرسش مطرح است که آیا این حرکات تصنعی است یا واقعی؟ چه بسا این حرکات از درون برخی نیروهای افراطی داخلی باشد که برای متهم کردن و زیر سؤال بردن اصلاحطلبان این حرکتها را سازماندهی کرده باشند و من این قضیه را منتفی نمیدانم. البته احتمال ورود اپوزیسیون خارجی و سوء استفاده از این جمعیتها نیز در این بخش وجود دارد و میتوان هر احتمالی را داد، اما انتصاب این حرکتها به اصلاحطلبان خط امامی، صد در صد منتفی است.
*پس علت اصلی تعدیل مواضع از سوی آقای کروبی و همچنین ارسال نامههای محرمانه آقای خاتمی به برخی سران نظام را در برائت جستن آنها از این حرکات ساختار شکنانه تلقی میکنید؟
**البته من از محتوای نامههای آقای خاتمی خبر ندارم، اما حرکات آقای کروبی و همچنین بیانیه برخی دیگر از دوستان قطعا در این چهارچوب بوده است. به نظر من حرکتهای اصلاح طلبان و بیانیههای دوستان همیشه در همین چهارچوب بوده و از آن خارج نشدهاند. در حقیقت این حرکات برای مبارزه با ناهنجاریها و بیعدالتی و مبارزه با ظلم و ستم و قانونشکنی و قانونگریزیهاست.
*آیا اصلاحطلبان همچنان رهبری را به عنوان فصلالخطاب خودشان قبول دارند یا خیر؟
**هر کسی که در این مملکت جمهوری اسلامی را قبول دارد، قانون اساسی را نیز قبول دارد و هرکسی که قانون اساسی را پذیرفته است، اصل رهبری را نیز قبول دارد و خود را مقید میداند که به مقام معظم رهبری و دیگر ارکان نظام احترام بگذارد.
*پس چرا برخی از اصلاحطلبان به دعوت چندین باره رهبری برای بازگشت آرامش به جامعه توجهی نکردند؟
**ببینید، این موضوع دلیل نمیشود که سلایق گوناگون وجود نداشته باشد و نظرات آنها مطرح نشود. این در حالی است که اعتقاد به اصل ولایت فقیه در بین همه آقایان وجود دارد. اصل ولایت فقیه در قانون اساسی بر آن تأکید شده و با توجه به پذیرفتن قانون اساسی از سوی اصلاحطلبان که اصل رهبری هم جزیی از آن است، اما هیچ اصلاحطلبی خواستار وجود بحران در کشور نیست. اتفاقا میخواهم بگویم که عدهای افراطی و افراد تندرو و رادیکال هستند که موافق وجود بحران و ابقای بحرانها در جامعه هستند. چراکه نان خود و منافع خویش را در وجود این بحرانها میبینند و حاضر به پایان یافتن آنها نیستند. این در حالی است که اصلاحطلبان همیشه با در نظر گرفتن مواضع کشور و مردم، خواستار پایان یافتن بحرانهای کشور بودهاند.
*آیا به صورت مشخص امکان نام بردن از این گروه افراطی وجود دارد؟
**نه. من هیچ نامی از کسی نمیبرم... .