چند روز پیش رئیس جمهور با فراخوانی از اساتید دانشگاه درخواست کرد تا طرحهای خود را برای پیشبرد عدالت در کشور، ارائه نمایند. این خبر مرا به سالها پیش برد. آنجا که خاتمی در ابتدای دور اول ریاستش بر جمهوری اسلامی، اول مهر را در روستای دور افتاده بنمار، با نواختن زنگ مدرسهای در آن روستا آغاز کرد و طی سخنانی دانشآموزان را به کمک و همراهی دولت فرا خواند. از آن طرح به نام طرح بنمار یاد شده و گروهی مسئول پیگیری این طرح شدند، چندی بعدی هم به برندگان طرح بنمار، جوایزی سمبلیک اهدا شد و طرح بنمار هم به خاطرهها سپرده شد.
اکنون، کشور ما دو دوره ریاست جمهوری را پشت سر گذاشت و کرسی اصلاح طلبان در اختیار اصولگرایان قرار گرفت. باز هم اول ریاست و اعلام فراخوان برای کمک و همیاری دولت. شاید این قسمت از این نوشتار، پیوست چندانی با ما قبل و ما بعدش نداشته باشد، اما به عنوان درد دل میتوان به آن پرداخت. در مملکت ما چه شده که بیان چنین طرحهایی در ابتدا با مقاومت روبهرو میشود؟ چرا اکثر مطالبی از این قبیل و بیشتر شعارهایی که جنس و ساختارشان امید دهنده و اصلاح گراست، به محض بیان؛ با روگردان مردم و مواجهه با جملاتی از جنس ناامیدی روبهرو میشود؟ مگر یاری خواستن از مردم، کارشناسان، صاحبان ایده، نظر و ... امری است نکوهیده که چنین سرانجامی را در پی دارد؟ فکر نمیکنیم که شاید دلیل آن، فقط بیان چنین مطالبی باشد، آن هم برای دلخواشی؟
واقعیت را بپذیریم که آنقدر افراد مختلف در کسوتهای مختلف از این حرفهای زیبا گفتهاند و در عمل به آن بیتوجهی شده که دیگر پشتوانه و دلگرمی برای گروه وسیعی از مردم باقی نمانده است.
ولی اکنون با تمام این احوال باز اسم طرح دکتر احمدی نژاد را به فال نیک میگیریم و به بررسی آن میپردازیم. دکتر احمدی نژاد، اساتید دانشگاه را فراخواند تا طرحی برای عدالت گستری به دولت بدهند.
1- در این مورد میتوان این مساله را بیان کرد که مگر نه اینکه ایشان با شعار عدالت گستری و مهرورزی، کسب کرسی ریاست کرد؟
پس چطور برنامهای ابتکاری و راهگشا برای بسط و گسترش عدالت در اختیار خود ندارد؟ و یا اگر دارد چرا طلب استمداد از اساتید دانشگاه نموده است؟به این قضیه از دو منظر میتوان نگریست، الف) دکتر احمدی نژاد مشکل جامعه را بیعدالتی شناسایی کرده و با شعار رفع تبعیض و بسط عدالت بر مسند ریاست مردم تکیه زده، به امید اینکه فردا روزی در چنین فراخوانی «تازه» به فکر طرحی برای اجرای عدالت بیفتد. ب) دکتر احمدی نژاد از پیش طرحی مدون برای اجرای عدالت تهیه نموده و به پشتوانه آن رقبای انتخاباتی خود را به رقابت طلبیده و اکنون که سر بلند از این رقابت بیرون آمده است در چنین فراخوانی جذب دیگر نظرات برای تکمیل طرح خود شده است.
2- دومین مسالهای که میتوان از زوایای مختلف به آن پرداخت گسترهای است که دکتر احمدی نژاد از آنها دعوت به عمل آورده است. اینکه اساتید دانشگاه مجموعهای از نخبگان و صاحبنظران در عرصههای مختلف میباشند، بدون شک قابل قبول است، اما میتوان گفت که گستره دعوت شدگان لازماند، ولی ممکن است «کافی» نباشند. آیا میتوان گفت که رئیس جمهور برای گروههایی غیر از اساتید، یعنی دانشجویان، معلمین، صاحبان صنایع، ارباب جراید و رسانه و ... دانشی متصور نیست تا از آنان هم طلب کمک نماید؟
3- نکته دیگری هم که باز میتوان به آن از زاویهای دیگر نگریست، موضوع مورد مطالبه است!
اجرای، عدالت و گسترش آن موضوع قابل بحثی است اما بسیار کلی و گسترده است. اصلا بیعدالتی خود معلول علتهای گستردهای است که به شدت عواملی تهدید کننده برای اجرای عدالت به حساب میآیند. علتهایی که مردم آن را با پوست و گوشت خود احساس کردهاند و در آن به عینیت رسیدهاند و قطعا علاوه بر اساتید دانشگاههاو گروههای دیگر، مردم عادی و آحاد ملت نیز میتوانند راه حلهایی کارگشا به دولت ارائه نمایند.
آقای رئیس جمهور و مدیران ایشان باید بدانند که همین موضوعاتی که دولت ایشان در چند هفته اخیر با آن دست و پنجه نرم کردهاند از عوامل تهدیدکننده عدالت است. آیا جبران کسری بودجه گندم و بنزین از صندوق ذخیره ارزی عدالت است؟ آیا شهریههای دانشگاه و فرصتهای تحصیلی در مقطع کنونی عدالت است؟ واضحتر میگوییم، آقای دکتر! آیا پرداخت ترمی 450 هزار تومان برای دانشجویان ورودی جدید و ترمی بیش از یک میلیون تومان برای مقاطع کارشناسی ارشد را جزیی از عدالت میدانید؟ اگر اینها عدالتاند، که مرحمت فرموده در اجرای آن بیش از پیش بکوشید، ولی اگر عدالت نمیدانید_ که میدانیم اینطور است - لطفا برای حل چنین مشکلاتی از اساتید دانشگاه، دانشجویان و ... کمک بگیرید، چرا که اگر قرار به حل شدن بود، تا به حال مدیران شما و مدیران قبل از شما آن را حل کرده بودند.
آقای رئیس جمهور! اجرای عدالت و عدالتگستری همین مسائل ریز و درشت است که به راحتی قابل حل میباشد، ولی اگر برای حل آن، مجموعه دولت- مجلس دچار مشکل شدهاند، لطفا فراخوانی بدهید و از مردم اعم از اساتید، دانشجویان، معلمان، صاحبان رسانه و ... دعوت به عمل آورید تا شما را در این مساله یاری نمایند.