تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۴۰۳۷۴

امام خمینی(ره)، پوینده راه انبیا


آیت‌الله جوادی آملی
بزرگان اهل معرفت، آنها که اهل سیر و سلوک‌اند، هر کدام از آنها را وارث ولیی از اولیای الهی می‌دانند. این که می‌گویند: «علما ورثه انبیایند»، هر کسی سهمی از وراثت و علم‌الوراثه دارد. علم‌الوراثه در مدرسه‌ها نیست، در مدرسه‌ها علم‌الدراسه است. در این درس و بحث نیست. خیلی‌ها به مدرسه می‌روند، عالم می‌شوند، مرجع می‌شوند، مجتهد و فیلسوف و مفسر می‌شوند، اینها بهره‌شان علم‌الدراسه است. و خیلی از اینها هم ممکن است در اواخر عمر آنچه خوانده‌اند یادشان برود، در دوران پیری فراموشی دامنگیرشان می‌شود. علمی که از مدرسه آمد، گاهی ممکن است در پیری از یاد انسان برود؛ ولی علم‌الوراثه در سایه ارتباط با انبیا و اولیا نصیب انسان می‌شود. همان‌طوری که مال دو جور است: یک وقت انسان مالی را کسب می‌کند، یک وقت مالی را به ارث می‌برد. علم هم همین‌ طور است. مالی که انسان کسب می‌کند، مربوط به پیوند و ارتباط نیست؛ ولی مالی که به عنوان میراث نصیب او می‌شود، این ارتباط لازم است. چون هرکسی از کسی ارث نمی‌برد، مگر اینکه با او رابطه داشته باشد. علم‌الوراثه بر اثر پیوند معنوی است.
وجود مبارک امام باقر سلام‌الله علیه به قطاده که یکی از بزرگان اهل تفسیر کوفه بود فرمود: "تو چه فتوا می‌دهی؟" گفت: "من طبق قرآن فتوا می‌دهم." فرمود: "چگونه طبق قرآن فتوا می‌دهی در حالی که و ما ورثک‌الله من القرآن حرفا؟!" خداوند یک حرف را از راه علم‌الوراثه از حروف قرآن به تو یاد نداد! با اینکه قطاده از علمای معروف اهل تفسیر بود، شاگردان فراوانی در حوزه علمیه تفسیری‌اش داشت. پس این اولین مقدمه که علم دو قسم است: یک علم کسبی است که علم‌الدراسه است، یک علم پیوند و ربط معنوی که علم‌الوراثه است.
مطلب دوم اینکه این که گفته شد ورثه انبیایند، هرکدام از این علما، وارث پیامبری از انبیای الهی‌اند. بعضی وارث آدم‌اند، بعضی وارث نوح‌اند، بعضی وارث ابراهیم‌اند، بعضی اسحقاق و یعقوب‌اند، بعضی وارث داود و سلیمان‌اند تا برسد به وارث موسی و عیسی و تا برسد به وارث رسول گرامی علیهم آلاف التحیه والثنا. چون همه اینها حجتهای خدا هستند. و همان طوری که انبیای الهی بهره‌هایشان، مأموریت‌ها و برنامه‌هایشان فرق می‌کرد، علمائی که از وراثت برخوردارند و جای انبیا نشسته‌اند، نصیب و بهره آنها هم فرق می‌کند، این مطلب دوم.
مطلب سوم آن است که همان‌طور که در ارث بعضی‌ها ارثشان دو برابر است، بعضی ارثشان یک برابر، در ارثهای معنوی هم این چنین است. همان طور که ارث برادر دو برابر خواهر است، می‌بینیم بعضی از علما ارثشان دو برابر دیگران است. اینها به منزله پسرند، بعضی‌ به منزله دختر. همان طور که در ارثهای مالی و مادی تفاوت هست، در ارثهای معنوی هم بعضی‌ها بهره مؤنث می‌برند، بعضی‌ها بهره مذکر.
مطلب چهارم این است که ائمه علیهم‌السلام هم مثل انبیای گذشته است. این که فرمود: «علمای امت من مثل انبیای بنی اسرائیل‌اند»، مصداق کاملش ائمه‌اند.
مطلب پنجم آن است که علمای شیعه وارثان ائمه علیهم‌السلام‌اند. و هر کدام از ائمه برنامه‌ای داشتند، موهبتی داشتند، نصیب خاصی از دستورات الهی داشتند. علمای ما هم این طوراند. سهم آنها و برنامه آنها هم یکسان نیست. بعضی‌ها نظیر مرحوم مدرس سالیان متمادی یا تحت نظر بود، یا زندان بود، سرانجام مسموم شد، این می‌تواند وارث موسای کاظم سلام‌الله علیه باشد. همان بهره‌ای که وجود مبارک امام کاظم سلام‌الله علیه داشت، مرحوم سیدحسن مدرس که شاگرد او و جز امت و پیرو اوست، با او از راه علم‌الوراثه این ارتباط را فراهم می‌کند.
مطلب ششم آن است که سهم امام چقدر است؟ امام وارث کیست؟ آنچه به نظر می‌رسد در مطلب ششم، این است که امام راحل رضوان‌الله علیه وارث سالار شهیدان، حسین بن علی بن أبیطالب است. راهی را که أبی عبدالله رفت؛ البته فاصله خیلی بیش از اینهاست. سیدالشهدا و ائمه بالاتر از ملائکه‌اند. مردم امام را که با ائمه نمی‌سنجند! امام را با علمای دیگر می‌سنجند. امام را با شیخ طوسی می‌سنجند، با شیخ مفید می‌سنجند، با سیدمرتضی می‌سنجند، با این علما می‌سنجند.
ائمه علیهم‌السلام طبق بیانی که وجود مبارک امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه دارد، فرمود: "لایقاس بنا"، البته آنجا به اسم ظاهر تعریف می‌کند، نه ضمیر. لایقاس بنا احد! هیچ کسی را ولو فرشته باشد، نمی‌شود به علی و اولاد علی تشبیه کرد. آنها حساب دیگری دارند، آنها معلم ملائکه‌اند؛ ولی در بین علما و مراجع، در بین شاگردان ائمه وقتی که حساب می‌کنید، امام راحل رضوان‌الله علیه ارتباطش به سیدالشهدا بیش از دیگران است. خوب؛ حالا ببینیم مورث او که سالار شهیدان حسین بن علی سلام‌الله علیهما است، چه کرد؟
وجود مبارک رسول گرامی فرمود: "حسین از من است" و ذات أقدس اله هم در سوره مبارکه احزاب فرمود پیامبر اسوه شماست. لقد کان لکم فی‌ رسول‌الله اسوه حسنه. پس خوب؛ همه ما باید به این خاندان اقتدا کنیم، برای اینکه أبی عبدالله به منزله جان پیغمبر است. پیغمبر اسوه ما، قدوه ما، پیشوای ماست؛ ما به اینها اقتدا می‌کنیم، باید به ائمه هم اقتدا کنیم.
امام حسین سلام‌الله علیه برای ترسیم خطوط کلی نهضتش چند اصل را تشریح کرد. اول این بود که مردم را آگاه کرد. فرمود: مردم، ببنید دستگاه اموی چه می‌کند! با بیت‌المال چه می‌کند، با دین چه می‌کند، با عبادات چه می‌کند، با ناموس مردم چه می‌کند، با امنیت مردم چه می‌کند، با منابع مردم چه‌ می‌کند با مواهب طبیعی چه می‌کند!! این را مردم مدتها روشن کرد. فرمود: "الا ترون أن الحق لا یعمل به و أن الباطل لا یتنهی عنه؟! آیا می‌بینید که دستگاه، دستگاه ظلم است یا نه؟ می‌بینید باطل عمل می‌شود؟ می‌بینید وحی خدا فراموش شده است؟ می‌بینید هوا و هوس دارد حکومت می‌کند؟ می‌بینید یا نمی‌بینید؟! مدتها مردم را روشن کرد. بخش عظیمی از تاریخ سیدالشهدا سلام الله علیه را ترسیم کرد. ده سال در زمان امام حسن، ده سال بعد از امام حسن؛ بیست سال سالار شهیدان تبلیغاتش این چنین بود. این خط اول
خط دوم را ترسیم کرد، فرمود: مردم! حالا که دیدید دستگاه اموی دستگاه ظلم و جور است، وظیفه شما چیست؟ این حرف را حضرت کجا فرمود؟ ممکن است در مسجد گفته باشد در حضور چند نفر، در جلسات علمی گفته باشد، در خانه‌ها گفته باشد، اما صبر کرد این حرف را در یک منطقه بین‌المللی هم بگوید. بعضی از مراکز محل اجتماع رسمی زائران بیت خداست؛ مثلا روز هشتم همه در مکه هستند که از آن به بعد عازم احرام حج‌اند، به طرف سرزمین عرفات که شب نهم را عرفات بمانند برای اینکه روز نهم وقوف واجب است، آنجا ادراک کنند. روز هشتم یک سخنرانی رسمی در مکه کرد که همه بودند. وقتی هم که از مکه حرکت کرد، آمدند، به یک سه راهی رسیدند، قبل از اینکه جمعیت متفرق بشوند، فرمود: متفرق نشوید، من یک پیامی از پیامبر اکرم دارم. "من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحلال‌الله و حرام‌الله، جائرا ناکثا لعهدالله و لم یغیر به ولم یبدله له حق علی‌الله سبحانه و تعالی أن یدخله مدخله." فرمود: " ایها الناس، (به صورت ایها الناس، فرمود) ای مردم، من خودم از پیغمبر شنیدم که اگر مردمی ببینند دستگاه ظلم، سلطانی، پادشاهی دارد جور می‌کند، دارد ظلم می‌کند، این مردم قیام نکنند، جلوی او را نگیرند و باطل را ابطال نکنند و حق را زنده نکنند، خداوند این مردم را با آن پادشاه جائر یکجا به جهنم می‌برد." خیلی این حرف بلند است! نگویید به من چه! خداوند ستم پذیر را با ستمگر یکجا به جهنم می‌برد. مبادا خیال کنید شما اهل بهشت‌اید! تنها وظیفه ما نیست! وظیفه هر مسلمانی است. اگر می‌خواهید جهنم نروید، اگر می‌خواهید با آنها یکجا نسوزید، قیام بکنید. اگر می‌خواهید با یزید یکجا نسوزید، قیام کنید.
مطلب سوم: خوب کی قیام می‌کند؟ فرمود: ولیر غب المؤمن فی لقآءالله حقا. فرمود: مردم! شما مزه لقا الله را بچشید، برایتان روشن بشود که دنیا پلی است و سر پل که کسی خانه نمی‌سازد، روی پل که نمی‌ایستد و مرگ هم قنطره است! انسان از پل می‌گذرد به آن طرف پل؛ من موت الا قنطره، صبرا بنی الکرام! فرمود: ولیر غب المؤمن فی لقآالله حقا. مؤمن لقای خدا را را مورد رغبت خود قرار بدهد، به او شوق داشته باشد. این بیان نورانی سالار شهیدان از آن آیه قرآن کریم گرفته شد که: فلیقاتل فی سبیل الله والذین یشرون الحیاه الدنیا بالآخره. در این آیه ذات أقدس اله هدف را اول ذکر می‌کند، بعد اشخاص را. از جاهائی که مفعول مقدم بر فاعل است برای اهمیت مسئله همین است. نمی‌فرماید کی بجنگد! می‌فرماید: در راه خدا بجنگد.: "فلیقاتل فی سبیل الله،" کی؟ الذین! خوب این الذین "نام یک صنف نیست. نام یک گروه نیست، ندارد علما، کسبه، دانشجو و حوزوی، اینها ندارد. فرمود: آنهایی که آخرت را خریدند و دنیا را فروختند؛ این شرط ارتش حسینی است. "فلیقاتل فی سبیل الله." کی؟ الذین یشرون الحیاه الدنیا و الاخره". نه سن شرط است، نه شهری و روستائی بودن شرط است، نه حوزوی و دانشگاهی بودن شرط است. فرمود: کسی که دنیا را فروخت و آخرت را خرید. اینها باید باشد. این را ذات اقدس اله در قرآن کریم فرمود، همان را سید الشهدا سلام الله علیه دارد در کربلا عملی می‌کند. این حرف را در بین راه فرمود، در مکه هم فرمود: "من کان باذلا فینا مهجته و موطنا علی القاءالله نفسه فلیرحل معنا: کسی که وطن او لقاالله است، اهل آب و خاک نیست، او همراه من به عراق بیاید! خوب؛ شب عاشورا هم مشابه این مطلب را شاگردان او گفتند. بعد قیام کرد و دیدید که بالاخره جهانی را زیر و رو کرد و امروز هم که سراسر عالم را شما بررسی می‌کنید، نام مبارک سیدالشهدا هست.
وجود مبارک امام را حل رضوان‌الله علیه وارث این امام است. او هم همین کار را کرد. وقتی به مقام شامخ مرجعیت رسید، یعنی به عصری رسید که دیگر حالا فتوای او نافذ است؛ مدتها با اعلامیه‌ها، سخنرانیها، جلسات عمومی و خصوصی مردم را از ظلم و انحرافهای دینی دستگاه پهلوی آگاه کرد. به مردم گفت: مگر نمی‌بینید دستگاه پهلوی، دستگاه انحراف از دین است؟ بساط دین را دارند بر می‌چینند. نه از عفت خبری هست، نه از نماز خبری هست، نه از روزه خبری هست، نه از حج واقعی خبری هست، نه از قرآن و حفظ قرآن و تفسیر قرآن؛ نه از استقلال، نه از آزادی، نه از امنیت! بیت‌المال مسلمین؛ یعنی نفت، یعنی بنزین، به ارتش اسرائیل داده می‌شد که بریزد روی سر بیت‌المقدس و مردم محروم فلسطین. این یعنی چه؟ شما بیت‌المال مسلمین را بگیرید به عنوان بنزین، بریزید روی بیت‌المقدس! آن وقت رابطه تنگاتنگ بین پهلوی و اسرائیل برقرار بود! سفارت اسرائیل در ایران به دستور امام بسته شد، به جایش سفارت فلسطین باز شد. سربازان ایرانی، را می‌بردند در ظفار به جنگ مسلمانها، به سود اسرائیل! دیگر چیزی باقی نمانده بود. تنها مسئله حجاب نبود، تنها مسئله نماز نبود. خوب این نفت و گاز بیت‌المال است، مال مسلمین است.
شما بدهید به ارتش اسرائیل که این را بریزد روی سر مردم محروم فلسطین و روی بیت المقدس. کار یکی دو تا نبود!
این مردم نه مالک امنیت بودند، نه مالک استقلال بودند!‌ امام راحل رضوان‌الله علیه حرف جدیدی نیاورد. فقط بیانات سیدالشهدا را تشریح کرد: انی لا أری ال الا سعاده و الحیاه مع‌الظالمین بر ما فرمود: این زندگی ننگ است. شما ببنید فرمایشات امام راحل رضوان‌الله علیه همه‌اش از بیانات سیدالشهدا سلام‌الله علیه است. آن سخنرانی معروفشان هم در عصر عاشورا در مدرسه فیضیه بود. روز یازدهم ایشان را گرفتند، دوازدهم آن قیام مردم تهران و ورامین که پانزده خرداد بود. 15 خرداد، دوازه محرم بود؛ فرمایش امام رضوان‌الله علیه در عصر عاشورا در مدرسه فیضیه روی همین بیان بود که: بیت‌المال دارد هدر می‌رود، جوانها دارند هدر می‌روند، امنیت از دست رفت، استقلال از دست رفت، آزادی از دست‌ رفت، دین هم از دست رفت.
و اگر کسی ستم‌پذیر باشد، ستم‌پذیر مانند ستمگر یکجا به جهنم می‌رود. آن که می‌گوید: به من چه، در قیامت که نمی‌گویند: به تو چه! می‌گویند: تو هم بیا. آن که امروز گفت به من چه، این چنین نیست که در قیامت او را رها کنند که. می‌گویند: تو با ظالم یکجا باید با هم بسوزید.
این را وجود مبارک سیدالشهدا در آن مجمع عمومی فرمود: "یا ایها الناس! من خودم از پغمبر شنیدم که اگر ملتی قیام نکند، با ظالم یکجا به جهنم می‌رود". همین بیانات نورانی سیدالشهدا سلام‌الله علیه را وجود مبارک امام راحل رضوان‌الله علیه تشریح کرد. همان کسانی که سیدالشهدا را یاری کردند، گفتند: لبیک یا امام، درباره امام راحل هم همان افراد بودند. چه از حوزه، چه از دانشگاه، چه از اقشار مختلف مردم.
قبرستانها برکتش به همین این شهدا است. هر شهری برکتش و هر روستائی به برکت شهدا زنده است. در فرهنگ ما این است؛ در زیارت وارث یا غیروارث به شهدا عرض می‌کنیم: طبتم و طابت‌الارض التی فیها دفنتم. یعنی شما طیب و طاهرید، زمینی هم که شما آمیدید، طیب و طاهر می‌شود. خوب پانصد هزار جوان امام راحل را لبیک گفتند. این پانصد هزار بعضی شهید شدند، بعضی مفقودند، بعضی جانبازند، بعضی آزاده. مجموع کسانی که در این جنگ و انقلاب به پای رکاب امام راحل حرکت کردند، پانصد هزار جوان است. أعم از شهدا، مفقودان، جانبازان و آزادگان. چون آنها فرزندان شما بودند، از جای دیگر که نیامدند! شما اینها را تربیت کردید، علاقه سالار شهیدان در جان اینها تعبیه شد، اینها به عشق سیدالشهدا حرکت کردند و مرثیه سیدالشهدا در خاکریز و خط مقدم جبهه طنین انداز بود و کشور را أبی عبدالله حفظ کرد. کشور را حسینه حفظ کرد. اگر شهادت‌طلبی، عشق به شهادت، ادامه راه سالار شهیدان نبود، این کشور رفته بود! شما در جریان بوسنی و هرزگوین دیدید اینها چه جور تجاوز کردند. اینها یک درنده‌ای هستند که به هیچ چیز رحم نمی‌کنند!، این کشور را سیدالشهدا حفظ کرد، کربلا حفظ کرد، عشق به شهادت حفظ کرد. هر کدام از شماها و فرزندان شما در أقصی نقاط این ایران اسلامی به جبهه رفتند یا در انقلاب حضور داشتند، یا در زمان دفاع مقدس حضور داشتند و همچنین در زمان دوران هشت سال سازندگی، اینها همه به برکت سیدالشهدا بود. و امام راحل همان راه را طی کرده است.
مطلب بعدی این است که ذات أقدس اله در سوره 47 که به نام مبارک رسول گرامی است علیه و علی آله آلاف التحیه و الثنا، فرمود: اگر خدا بخواهد دینش را یاری بکند، می‌تواند. خوب ابرهه آمده برای ویران کردن کعبه، با طیر ابابیل مسئله را حل کرد. از این کارها خدا زیاد کرد: لوشاءالله لنتصر منهم و لکن لیبلوا بعضکم ببعض. فرمود: عالم، عالم آزمون و تکامل است. خدا اگر بخواهد دین خودش را یاری کند، یقیناًً می‌تواند؛ اما او می‌خواهد شما را امتحان بکند. این درباره مسئله جهاد. در مسائل مالی هم به شرح ایضا. یک مطلبی را در سوره مبارکه یاسین دارد، فرمود: در مسائل مالی نیز همین‌طور است. خوب خدا اگر بخواهد، می‌تواند به فقرا رسیدگی کند، احتیاجی به کمک دیگران نیست. عده‌ای که تفکر یهودیت داشتند، گفتند: أنطعم من لویشاءالله اطمعه؟ خوب اگر کمک به فقرا خوب است، خود خدا بکند. چرا ما بکنیم؟ در حالی که خدا می‌فرماید: ما شما را امتحان می‌کنیم. این عالم، عالم امتحان است. در مسائل دینی و جهاد، آن را در سوره 47 فرمود: لو یشاءالله لنتصر منهم و لکن لیبلوا بعضکم ببعض. خدا می‌آزماید، امتحان می‌کند بعضی را به بعضی در مسائل مالی نیز همین‌طور است، در مسائل علمی هم همین‌طور است. حالا یک عالم بگوید که خودشان بروند درس بخوانند، یاد بگیرند. این امتحان الهی است. این استعداد نصیب همه نمی‌شود! آنی که وقتی یاد گرفت، موظف است دیگران را یاد بدهد! هر کسی در عالم سهمی دارد. علم قبل از جهل است.
مرحوم کلینی رضوان‌الله تعالی علیه این حدیث نورانی را نقل کرد که ذات أقدس‌اله از هیچ جاهلی تعهد نگرفته که متعلم بشود، مگر اینکه قبلاً از عالم تعهد گرفته است که معلم باشد! خوب اگر تعلم واجب عینی یا کفائی است، تعلیم هم به شرح ایضا. تعلیم هم واجب کفائی یا عینی است. در مسائل علمی این طور است، در مسائل مالی اینطور است، در مسائل جهاد این طور است. خدا امتحان می‌کند. لکن لیبلوا بعضکم ببعض. تا هیچ کسی نگوید خدا دین خودش را یاری کند! البته می‌تواند یاری کند، اما برای تکامل ما ما را امتحان کرده. در مسائل انفاق اینطور است، در مسائل تعلیم این طور است، در مسائل دیگر نیز همین‌طور است. هر کسی هم نعمتی که دارد، مسئول است که این نعمت را به جا مصرف بکند. و وجود مبارک امام راحل رضوان‌الله علیه این مطلب را ارث برد.
صدها عالم دینی در حوزه‌ها آمدند، همین‌ها را خواندند. خوب ما همه‌مان رفتیم، خواندیم، یاد گرفتیم این حرفها را! سیدالشهدا کی بود، چکار کرد، برای چه جنگ کرد، اینها علم الدراسه است! اما امام راحل علم‌الوراثه داشت! این را از سیدالشهدا ارث برد. شما از هر عالمی سئوال بکنید حالات سیدالشهدا، را خوب برای ما تشریح می‌کند؛ تحلیل هم می‌کند. اما وقتی که می‌گوید بیاید میدان، می‌گوید: ببخشید! اما وقتی نوبت به امام رسید، گفتند: تبعید، گفت: بسیار خوب! زندان، بسیار خوب! آوارگی، بسیار خوب! شنیدن تهمت و فحش، بسیار خوب! بعضی از شما سن‌تان کافی نیست، بعضی از شما هم در صحنه نبودید. هیچ فحشی نبود که در قاموس پهلوی باشد و در شب نامه‌ها به امام نگفته باشد! به خیلی از علما که چهار تا فحش بدهی، می‌گوید: به من چه؟! این رخش باید تا تن رستم کشد! مگر هر اسبی می‌تواند رستم ببرد؟ چه شب نامه‌هایی پخش می‌کردند! به این پسر پیغمبر چه چیزها که نگفتند، ارمنی گفتند، زرتشتی گفتند، همین دستگاه پهلوی! مزدور گفتند، جاسوس گفتند! هیچ فحشی نبود که به این پسر پیغمبر ندهند. این را یک آدم درس خوانده تحمل نمی‌کند. کسی که عالم به علم الدراسه است، تحمل نمی‌کند. می‌گوید: به من چه؟! من آبرویم را بدهم برای چه؟ اما آن که علم الوراثه دارد، ارث می‌برد از سیدالشهدا اینچنین است. الان چند سال است که امام رحلت کرده، پیاده چند فرسخ راه بروید حرم، این همان عشق الهی است! چه‌طور کربلا را پیاده می‌روند؟ همان‌طور است دیگر اینها برای نفت و گاز که این کار را نمی‌کردند! اینها برای دین این کار را می‌کردند. برای حفظ دین بود. آن وقت این امانت الهی الان به دست ما سپرده شده. محبت امام در دلهای شرق و غرب هست. محبت امام در دلهای شرق و غرب هست، او این چنین است. آنگاه می‌بینید قدم‌به‌قدم، بعد تحلیل می‌کنید، برنامه‌های سیدالشهدا نیز همین‌طور بود. یک سخن نورانی در نهج‌البلاغه هست، بعد در بیانات امام راحل رضوان‌الله علیه هم هست. آن بیانی که در نهج‌البلاغه هست این است که حضرت امیر عرض می‌کند: خدایا! تو می‌دانی این همه قیامهای ما، جنگ‌های ما برای این نبود که خاکی بگیریم، کشوری بگیریم، حکومتی در جانمان لذیذ باشد، بیائیم سلطنت بکنیم، بر مردم حکومت بکنیم، نه! قبل از حکومت و بعد از حکومت هم برای ما یکسان است. خدایا! تو می‌دانی ما برای دنیا قیام نکردیم. لم یکن بما کان منافسکم فی سلطان، انتماسکم لو کان الدنیا. این خطبه نهج‌البلاغه در فرمایشات سیدالشهدا هست که: خدایا! تو می‌دانی ما برای دنیا این کارها را نکردیم. در جریان امام راحل هم همین‌طور بود. بارها مناجات می‌کرد، در سخنرانیهایش، در پیامهایش، در صحبت‌های عمومی و خصوصی که خدایا! تو می‌دانی فقط برای حفظ دین توست. و خدا وعده نصرت به چنین افرادی را داد. و هیچ کس نگوید که خود خدا بدهد. خدا به شما داد تا شما در راه دین تلاش و کوشش بکنید.
این بیان نورانی باز در نهج‌البلاغه هست که وجود مبارک امیرالمومنین سلام‌الله علیه فرمود: خدا استضار کرد، فرمود: دین خدا را یاری کنید، خدا استقراض کرد، فرمود: به خدا قرض‌الحسنه بدهید، لن یستنصرکم ینتصرکم من ذل و لم یستقرضکم من قل و استنصرکم و له جنود السموات والأرض و استقرضکم و انه خزائن السموات و الأرض. اینکه خدا در قرآن این چنین فرمود: ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم. این نه برای آن است که معاذالله خدا ذلیل است، خوار است، نیازی دارد؛ از شما کمک خواست! این‌طور نیست. از شما کمک خواست در حالی که خزائن آسمان و زمین پیش خداست. بنابراین همه ما را ذات أقدس اله آزمود. و وجود مبارک امام راحل این راهها را طی کرده و بعد از یک مدتی هم ملاحظه فرمودید، گرچه دوران تبعیدش خیلی طول کشید، اما الحمدالله به أحسن وجه موفق شد و این دین را که امانت الهی است، به دست همه ما سپرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات