* شاه شما را متهم میکند که مخالف تمدن و گذشتهگرا هستید، جواب شما به این مطلب چیست؟
** این خود شاه است که عین مخالفت با تمدن است و گذشتهگراست. مدت 15 سال است که من در اعلامیهها و بیانیههایم خطاب به مردم ایران، مصرانه خواستار رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی مملکتم بودهام. اما شاه سیاست امپریالیسم را اجرا میکند و کوشش دارد که ایران را در وضع عقبماندگی و واپسگرایی نگاه دارد.
رژیم شاه، رژیم دیکتاتوری است. در این رژیم آزادیهای فردی پایمال و انتخاب واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شدهاند. نمایندگان را شاه، با نقض قانون اساسی تحمیل میکند.
انعقاد مجامع سیاسی و مذهبی ممنوعاند. استقلال قضایی و آزادی فرهنگی به هیچ وجه وجود ندارد. شاه قوای سهگانه را غصب کرده و یک حزب واحد ایجاد نموده و از این بدتر، پیوستن این حزب را اجباری کرده است، از متخلفان انتقام میگیرد. کشاورزی ما که تولیدش حتی تا 23 سال پیش اضافه بر احتیاج داخلیمان بود و ما صادرکننده این مازاد بودیم، فعلاً از میان رفته است. مطابق ارقامی که نخستوزیر شاه در دو سال پیش به دست داده است، ایران 93 درصد از مواد غذایی مصرفی خود را وارد میکند و این است نتیجه به اصطلاح اصلاحات ارضی شاه. دانشگاههای ما نیمی از سال بستهاند و دانشجویان هر سال چندین بار مضروب و مصدوم میگردند و به زندان افکنده میشوند.
شاه اقتصاد ما را از میان برده و درآمد حاصل از نفت را که ـ ثروت آینده مردم ماست ـ تبذیر میکند و آن را برای خرید اسلحههایی به کار میبرد که جنبه تجملی و قیمتهای سرسامآور دارند. این امر به استقلال ایران لطمه میزند. من مخالف شاه هستم، درست به دلیل آنکه سیاست وی که وابسته به قدرتهای خارجی است، پیشرفت مردم مرا در معرض خطر قرار میدهد. وقتی شاه ادعا میکند که ایران را به مرز تمدن بزرگ میرساند دروغ میگوید و این مطلب را بهانه قرار داده است تا ریشه استقلال مملکت را قطع کند و خون مردم را جاری سازد. کارگران، کشاورزان، دانشجویان و کسبه، زنان و مردان علیه قدرت ارتجاعی و گذشتهگرای وی مبارزه میکنند.
به دلیل این واقعیتهای غیرقابل بحث است که شاه میکوشد موضع مخالف ما را در قبال رژیمش، وارونه جلوه دهد و ما را مخالف تمدن و گذشتهگرا قلمداد نماید. اگر ما روزی موفق به سرنگون کردن وی شویم وی برای کارهایی که بر ضد پیشرفت و ترقی اقتصادی و فرهنگی مردم ما کرده است محاکمه خواهد شد، در آن روز تمامی عالم از جنایات وی آگاه خواهند گردید.
* شما را مخالف با تمدن قلمداد میکنند و شما نیز همین اتهام را بر شاه برمیگردانید و این مطلب لزوماً قانعکننده نیست. لطفاً ممکن است موقع و موضع خود را راجع به سه موضوع اصلی ایران بیان بفرمایید: اصلاحات ارضی، صنعتی کردن مملکت و زنان؟
** هدف از اصلاحات ارضی که ما خواستارش هستیم کشاورز را از محصول کارش بهرهمند خواهد ساخت و مالکانی را که برخلاف قوانین اسلامی عمل کردهاند مجازات کرد.
* زمینهایی که گرفته شدهاند به مالکان قدیمیاش برگردانده خواهند شد؟
** مسلماً نه، درست همین مالکاناند که در طول سالها، درآمدهایی را بر هم انباشته بودند بیآنکه مقررات اسلام را در خصوص توزیع آنها اجرا نمایند. بدین ترتیب ثروتی را که حق جامعه بوده و باید به جامعه برسد نزد خود نگه داشته و برخلاف قوانین اسلامی ثروتمند شدهاند. بنابراین اگر ما به قدرت و حکومت برسیم ثروتهایی را که این مالکان به ناحق متصرف شدهاند، ضبط خواهیم کرد و براساس حق و انصاف میان محتاجان مجدداً توزیع خواهیم نمود.
درخصوص صنعتی کردن مملکت، کاملاً با این امر موافقیم ولی ما خواستار یک صنعت ملی و مستقل هستیم که در اقتصاد مملکت ادغام شده و همراه با کشاورزی در خدمت مردم قرار گیرد، نه یک صنعت وابسته به خارجه و براساس مونتاژ، نظیر صنعتی که فعلاً در ایران مستقر ساختهاند. سیاست شاه از لحاظ صنعتی و کشاورزی مملکت ما را به نفع قدرتهای استعماری به صورت یک جامعه مصرفی درآورده است.
درخصوص زنان، اسلام هیچگاه مخالف آزادی آنها نبوده است. برعکس اسلام با مفهوم زن شیء شدن و به عنوان شیء مخالفت کرده است و حیثیت وی را به وی باز داده است. زن مساوی مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیتهای خود را انتخاب کند اما رژیم شاه است که با غرق کردن آنها در امور خلاف اخلاق میکوشد تا مانع آن شود که زنان آزاد باشند و اسلام شدیداً معترض به این امر است. این رژیم آزادی زن را، البته نظیر آزادی مرد، از میان برده و پایمال ساخته است. زنان مانند مردان، زندانهای ایران را پر کردهاند و در اینجاست که آزادی آنها در معرض تهدید و خطر قرار گرفته است. ما میخواهیم که زنان را از فسادی که آنها را تهدید میکند آزاد سازیم.
* درباره وصف مارکسیست اسلامی که رژیم مرتباً استعمال میکند، چه فکر میکنید؟ آیا با دستجات چپ افراطی روابط سازمانی دارید؟
** این شاه است که اصطلاح مذکور را به کار برده و اطرافیانش از وی تبعیت کردهاند. این مفهوم، مفهومی نادرست و حاوی تناقض است که برای از اعتبار انداختن و از میان بردن مبارزه مردم مسلمان ما بر ضد رژیم شاه درست کردهاند. مفهوم اسلامی که براساس توحید و وحدانیت مؤسس است، با ماتریالیسم در تضاد است. اصطلاح مارکسیست اسلامی یک اصطلاح خلاف حقیقت است. یک عبارت دیگر شاه و دستگاه تبلیغاتیاش، عبارت از «اتحاد میان ارتجاع سیاه و خرابکاری سرخ است.» این عبارت نیز هدفی را که در بالا گفتیم، تعقیب میکند.
یعنی میخواهد که مردم مسلمان را وحشتزده سازد و بذر ابهام را در میان آنها بپراکند تا مخالفتشان را نسبت به رژیم که جامع و غیرقابل بحث و انکار است، از میان ببرد. هیچ گاه میان مردم مسلمانی که بر ضد شاه در حال مبارزهاند و عناصر کمونیست افراطی یا غیرافراطی اتحاد وجود نداشته است. من همواره در اعلامیههای خود خاطرنشان ساختهام که مردم مسلمان بایستی در مبارزه خود همگون و متجانس باقی بمانند و از هر نوع همکاری سازمانی با عناصر کمونیست برحذر باشند.
بدین ترتیب است که ما با شاه مبارزه میکنیم و خواهیم کرد و به همین دلیل است که شاه سعی دارد مبانی مبارزه ما را وارونه جلوه دهد.
* با توجه به فقد روابط سازمانی، آیا یک اتحاد تاکتیکی را با مارکسیستها برای سرنگون کردن شاه مدنظر دارید؟ و روش و طرز رفتار شما با آنها پس از موفقیت احتمالیتان چگونه خواهد بود؟
** نه! ما حتی برای سرنگون کردن شاه با مارکسیستها همکاری نخواهیم کرد. من به هواداران خود گفتهام که این کار را نکنند. ما با طرز تلقی و مفاهیم آنها مخالف هستیم؛ ما میدانیم که آنها از پشت به ما خنجر میزنند و اگر روزی به قدرت برسند، رژیم دیکتاتوری برقرار خواهند کرد که مخالف با روح اسلام است اما در جامعهای که به فکر استقرار آن هستیم، مارکسیستها در بیان مطالب خود آزاد خواهند بود، زیرا ما اطمینان داریم که اسلام دربردارنده پاسخ به نیازهای مردم است. ایمان و اعتقاد ما قادر است با ایدئولوژی آنها مقابله کند.
در فلسفه اسلامی از همان ابتدا مسئله کسانی مطرح شده است که وجود خدا را انکار میکردهاند. ما هیچگاه آزادی آنها را سلب نکرده و بدان لطمه وارد نیاوردهایم. هر کس آزاد است که اظهار عقیده کند ولی برای توطئه کردن آزاد نیست.
* به نظر شما، علت شعلهور شدن آتش شورشهای ایران چیست؟ چرا این طغیانها در حال حاضر رخ دادهاند؟
** فشار و قهری که شاه و پدرش اعمال کردهاند و بدبختیهایی که مردم ما دچارش شدهاند- مردمی که از آزادیشان، استقلالشان، پیشرفتشان و زندگی خوبشان محروم شدهاند و با وعدههای دروغ، خصوصاً در 15 سال اخیر مغزشان را پر کردهاند- منشأ تظاهرات مذکور است. خرابی وضع اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، وسعت دامنه قهر و فشار به درجه تحملناپذیری رسیدهاند. آخرین شورشها مقدمه انفجار عظیمی است که نتایجش غیرقابل محاسبهاند. هدف از تظاهراتی که پلیس در مقام مقابله و با شرکت افراد مزدور ترتیب داده است و هدف از کشتارهایی که در هر شهر و هر روستا پیش میآید، آن است که مانع از سرنگون شدن شاه گردد.
* فکر میکنید که فرزند شما به قتل رسیده است؟ اگر چنین نیست، چرا مرگ وی علت انفجار و تظاهرات شده است؟
** من با قطع و یقین نمیتوانم بگویم چه اتفاق افتاده است، ولی میدانم که وی شب قبل از درگذشتش صحیح و سالم بود و مطابق گزارشهایی که به من رسیده است، اشخاص مشکوکی آن شب به خانه وی رفتهاند و فردای آن شب وی فوت کرده است. چگونه؟ من نمیتوانم اظهارنظری بکنم. نارضایی مردم به این مناسبت ابراز شد. مسلماً مردم خدمتگزاران خود را دوست میدارند و مرا و نیز پسرم را خدمتگزار خود میدانند. دنبال این جریان هر کشتاری که رژیم ترتیب داد، تظاهرات تازهای را به مناسبت چهلم کشتهشدگان موجب گردید اما مطلب اصلی و اساسی پسر من نیست. مسئله اساسی عصیان و شورش همه مردم بر ضد ستمگرانی است که بدانها ستم میکنند.
* برنامه سیاسی شما چیست؟ آیا میخواهید که رژیم را سرنگون سازید و به جای این رژیم چه نوع رژیمی را میخواهید برقرار کنید؟
** کمال مطلوب ما ایجاد یک دولت و حکومت اسلامی است. معذالک نخستین اشتغال خاطر ما سرنگون کردن این رژیم خودسر و خودکامه است. در مرحله اول بایستی قدرتی به وجود آورد که به احتیاجات اساسی مردم پاسخ دهد.
* مقصودتان از حکومت اسلامی چیست؟ آنچه از این تعبیر خود به خود به نظر میآید امپراتوری عثمانی و یا عربستان سعودی است.
** تنها مرجع استناد برای ما، زمان پیغمبر(ص) و زمان امام علی(ع) است.
* آیا به نظر شما، بازگشت به قانون اساسی (1324) 1906 یک راهحل معتبر است؟
** قوانین اساسی (قانون اساسی و متمم آن) (1324) 1906 به شرط آنکه مورد اصلاح قرار گیرد، میتواند مبنای دولت و حکومتی باشد که ما توصیه میکنیم، این حکومت در خدمت آرمان اسلامی قرار میگیرد.
* آیا این قانون اساسی، رژیم سلطنتی را حفظ خواهد کرد؟ و آیا یک حکومت سلطنتی و یا جمهوری را مدنظر دارید؟
** رژیمی که ما برقرار خواهیم کرد به هیچ وجه یک رژیم سلطنتی نخواهد بود. این مطلب خارج از موضوع است و مطرح نیست.
* به سلطنت رسیدن پسر شاه فعلی برای شما قابل قبول خواهد بود؟
** ما مخالف پدر شاه بودهایم. ما مخالف شاه فعلی و مخالف همه سلسلهاش هستیم زیرا مردم ایران آن را نمیخواهند.
* آیا خود شما در نظر دارید که در رأس حکومت قرار گیرید؟
** شخصاً نه! نه سن من و نه موقع و مقام من و نه میل و رغبت من متوجه چنین امری است. اگر موقعیت پیش آید ما در میان کسانی که در جریان مفاهیم و فکر اسلامی مربوط به حکومت هستند، شخص یا اشخاصی را که مستعد مقصد چنین امری باشند انتخاب خواهیم کرد.
* شما همواره در مقابل درخواست مصاحبه توسط مطبوعات بینالمللی، سکوت را حفظ کردهاید. چرا؟
** مطبوعات بینالمللی بیشتر به دبدبه و کبکبه و طمطراق و تشریفات رسمی توجه دارند: تخت جمشید، تاجگذاری شاه و ... و یا در حد اعلی توجهشان معطوف به قیمت نفت است نه به بدبختیهای مردم ایران و یا فشاری که تحمل میکنند. ظاهراً شاه هر سال صد میلیون دلار برای تبلیغاتش در خارج پول خرج میکند.
از این جهت در طول 15 سال گذشته، خصوصاً من حرفهای خود را خطاب به مردم ایران زدهام و همین کار را ادامه خواهم داد. به من گفتهاند که روزنامه شما مستقل است و به مسائل واقعی ایران از قبیل شکنجهها، کشتارها و بیعدالتیها میپردازد.
من امیدوارم که این مصاحبه به آشنا ساختن آرمان مردم من کمک کند.
* آیا سیاست موافق شاه در قبال اسرائیل یکی از دلایل مخالفت شما با رژیم است؟
** آری، زیرا اسرائیل سرزمین یک قوم مسلمان را اشغال کرده و جنایات بیشماری مرتکب شده است. عمل شاه در حفظ روابط سیاسی با اسرائیل و دادن کمک اقتصادی به وی، برخلاف منافع و مصالح اسلام و مسلمانهاست.
* آیا آرزومند آن هستید که ایران علیه اسرائیل در صفوف کشورهای عربی وارد شود؟
** من همواره مصراً خواستهام که مسلمانان سراسر جهان متحد شوند و بر ضد دشمنانشان از جمله اسرائیل مبارزه کنند. متأسفانه دعوتهای مرا رژیمهای مختلفی که در کشورهای مسلمان بر سر کار آمدهاند، نشنیدهاند. من امیدوارم که بالاخره این دعوتها شنیده شود و من در این راه پایداری خواهم کرد.
* آخرین رشته عملیات نظامی اسرائیل منجر به اشغال یک سرزمین عربی دیگر یعنی جنوب لبنان شده است که مردم آن شیعهاند در اینباره چه فکر میکنید؟
** مردم جنوب لبنان باید به هر وسیله که شده به خانههای خود بازگردند و وظیفه دارند که برای بازپس گرفتن سرزمین خود مبارزه کنند پیش از آنکه اسرائیلیها مردم خودشان را در آنجا مستقر سازند. شخص من از مردم ایران و شیعیان جهان درخواست کردهام که به کمک برادران خود در جنوب لبنان بشتابند. این دعوت نتیجهای داشته است اما تنها حکومتها هستند که با توجه به احتیاجات این مردم، وسایل لازم در اختیار دارند و تنها حکومتها هستند که امکان دارند به اسرائیل فشار بیاورند که مجبور به تخلیه این سرزمین بشود.
* یک دسته از سربازان ایرانی جزو نیروهای ملل متحد در جنوب لبنان است. فکر میکنید که این کمک مثبت است؟
** ما رژیم ایران را تجربه کردهایم. هیچ دلیلی وجود ندارد که بتوان باور کرد این رژیم که همواره به ضرر اعراب به اسرائیل کمک کرده است، این بار در خدمت یک آرمان مقدس عمل کند. به اعتقاد من کار ایران بیشتر در این جهت است که مانع از اظهار عقیده دشمنان اسرائیل بشود.
* موقع و موضع شما در قبال امریکا چیست؟
** در طی اعلامیهها و بیانیههای 15 سال اخیر خود چندین بار موقع و موضع خویش را در قبال امریکا و قدرتهای بزرگ دیگر بیان کردهام که از ثروتهای ممالک فقیر بهرهبرداری میکنند و عمال خود را در این ممالک تحمیل مینمایند و قهر و خشونتی را که بر مردم دنیای سوم تحمیل میشود، تأیید مینمایند. امریکا که منشأ کودتای 1953 (1332) و بازگشت و سپس حفظ شاه بر سر قدرت بوده است سیاست خود را تغییر نداده است.
تا وقتی که وضع بدین منوال است، موقع و موضع من در قبال امریکا همچنان تغییرناپذیر خواهد ماند.
* آیا مثل برخی فکر میکنید که امریکا میخواهد یک رژیم آزادمنش (لیبرال) در ایران مستقر سازد؟
** یعنی اعلامیه راجع به احترام و رعایت حقوق بشر؟ این مطلب چیزی جز حرف نیست و من بدان باور ندارم. کافی است که ملاحظه کنیم که کارتر رئیس جمهوری امریکا در جریان دیدارش در تهران، پشتیبانی خود را از شاه تجدید کرد و علاوه بر آن عملاً نیز این پشتیبانی مورد تکذیب قرار نگرفت. به هر حال ما هیچ گاه رژیمی را با سیما و صورتی لیبرال و آزادمنش و مضمون و محتوایی دیکتاتوری و استبدادی قبول نخواهیم کرد.
* در قبال اتحاد شوروی که همسایه بزرگ ایران است موضع و موقع شما چیست؟
** همان موضع و موقعی که در قبال امریکاست. ابرقدرتها مردم ما را استثمار کردهاند و من فرقی میان آنها و حتی بین آنها و انگلیس هم نمیبینم. هنگامی که ایران واقعاً مستقل گردید در آن صورت میتواند روابط سالمی با تمامی ممالک عالم برقرار سازد.
* آیا فکر میکنید که رژیم شاه قادر است که آزادمنشی پیشه کند؟
** هرگز! حتی اصول دموکراسی و آزادی در تضاد بنیادی با این رژیم با وجود خود شاه هستند. برای ما هیچ مصالحه ممکنی با وی وجود ندارد. جنایات وی بیشمارند. نخستین کار یک رژیم آزاد آن خواهد بود که محاکمه شاه را ترتیب دهد براساس این امر که وی ثروتهای مملکت را جمع کرده و آنها را به بانکهای خارجی منتقل ساخته است. بایستی که وی جواب جنایاتی را که مرتکب شده است بدهد. آزادسازی واقعی تا هنگامی که شاه بر اریکه قدرت است، امکانناپذیر خواهد بود.