مهاجرت برای تغییر دین
بسیاری از محققان مسلمان همکیشان خود را در غرب ترغیب میکنند کلام خدا را فعالانه منتشر کنند. دعوت برای کیشگردانی که در میان تعدادی از مسلمانانی که به اروپا مهاجرت میکنند، افزایش یافته است، بخشی از یک چارچوب بزرگتر هویتی و وظیفهای است که از طرف محققان سنی مذهب جهان عرب از دهه 1970 به بعد طراحی شده است. محققان اسلامی دریافتند که تحریم و تکفیر مهاجران یا نادیده انگاشتن مسلمانان مهاجر تنها آنها را با اسلام بیگانه میکند. آنها دریافتند به جای نادیده گرفتن آنها باید در حالی که از مهاجران مسلمان برای خدمت به اسلام استفاده میکنند، بر تقویت هویت آنها تمرکز کنند. آنها از مهاجران مسلمان خواستند خودشان را بخشی از ملت جهانی مسلمانان در نظر بگیرند؛ با عمل کردن به عنوان مسلمان ایدهآل به حضورشان در سرزمینهای غیرمسلمان مشروعیت ببخشند؛ مؤسسههای اسلامی مانند مسجد و سازمانهای خیریه بسازند؛ در خدمت منافع سیاسی مسلمانان در سراسر جهان باشند و در دعوت پیروان سایر ادیان به اسلام مشارکت کنند.
یوسف القرضاوی، تأثیرگذارترین فقیه و حقوقدان سنی معاصر مصری [که اخیراً شایعه شیعه شدن فرزندش و علاقه او به سیدحسن نصرالله جنجالآفرین شد] درباره «وظایف مسلمانانی که در غرب زندگی میکنند»، مینویسد: مسلمانان غرب باید مخلصانه دیگران را به دینشان فراخوانند. آنها باید در نظر داشته باشند که دعوت دیگران به اسلام نه تنها به محققان دینی و شیخها محدود نمیشود، بلکه تکلیف هر مسلمان وظیفهشناس و متعهدی است که در این کار مشارکت کند. در حالی که ما محققان و شیخهایی را میبینیم که خطبهها و سخنرانیهایی ایراد میکنند و کتابهایی در دفاع از اسلام مینویسند، تعجبآور نیست مسلمانانی پیدا کنیم که با استفاده از حکمت و نصایح منصفانه به دعوت دیگران به اسلام میپردازند.
محمد الغزالی (96-1917) محقق دینی مشهور مصری، شخصیت برجسته جنبش اخوان المسلمین و رئیس دعوت برای وزارت موقوفات دینی مصر، اظهار امیدواری میکند که صدها هزار مسلمان مهاجر «نه تنها به دین خودشان باقی خواهند ماند، بلکه در نشر و اشاعه آن پیشگام میشوند، اگر امت مسلمان از آنها بخواهد، برای رسیدن به این مقصود نهایت تلاش خود را میکنند».
حمید حسن، استاد مطالعات رسانه در دانشگاه الازهر در قاهره مینویسد که حضور مسلمانان در اروپا نمونهای از افراد تازه مسلمان شدهای است که از حالت تدافعی که طی قرنهای هجده و نوزده مشخصه بارز آن بود، به حالت جدیدی از بسط و توسعه درآمده است.
در برخی نوشتهها ایده تغییر دین لحن ستیزگرایانه و مهاجم دارد. یکی از منابع این نوشتهها صفر الخوالی، محقق سعودی است که غلبه بر غرب را با دعوت آنها به اسلام ممکن میداند و در این بحث از اصطلاحات صریح در این مبارزهطلبی استفاده میکند: و اگر کسی پرسید چرا ما نباید برای دعوت منابع انسانی به کره و ژاپن حمله کنیم؟... باید به این فرد پاسخ دهیم: نه ما باید مستقیم به اروپا و امریکا حمله کنیم. حق با کیست؟ کسی که میگوید به غرب حمله کنیم. چرا؟ زیرا غرب دشمنی است که ما باید به اعماق آن نفوذ کنیم... این دشمنی است که به ما حمله خواهد کرد و برای ما خطرناکتر است.
دعوت مسلمانان مهاجر به اسلامی کردن غربیها در برخی آثار مسلمانان غربی همنواییهایی پیدا کرده است. محمد القادی العمرانی، مسلمان سنی که در هلند زندگی میکند، رساله دکترایش را در دانشگاه مراکش درباره مهاجرت نوشت. او تغییر دین «تعداد قابلتوجهی از غربیان» به دین اسلام را یکی از نتایج مثبت مهاجرت میداند و ادعا میکند که در طول تاریخ ثابت شده که مهاجرت به منظور تجارت و دعوت به اسلام یکی از راههای سودمند نشر اسلام بوده است.
تحلیل توصیفات روایتهای تغییر دین
برخی سایتهای اینترنتی که از سوی عالمان مسلمان و سازمانهای اسلامی ایجاد شدهاند فضای قابلتوجهی به نوشتههای مسیحیانی که به اسلام رو آوردهاند، اختصاص دادهاند. تلاش برای کیشگردانی از سوی رسانههای چاپی، کتابها و فیلمهای دیویدی نیز انجام میشود، اما در این میان اینترنت به عنوان یک رسانه مؤثر برجسته و متمایز است.
سایتهای اینترنتی اسلامی گرایش به اسلام را از راههای مختلف تشویق میکنند: آشنایی مقدماتی با اسلام، اطلاعات پایه برای غیرمسلمانانی که میخواهند دینشان را تغییر دهند، اخباری که از اسلام به عنوان دینی که بسرعت در غرب و در دنیا در حال رشد است، یاد میکند و راهنماییهایی برای مسلمانان در غرب که چگونه دیگران را به اسلام دعوت کنند. چنین رهنمودهایی گهگاه با جزئیات میآید و رنگ و بوی کاملاً تبلیغاتی دارد.
روش عمدهای که سایتهای اینترنتی برای تشویق گرویدن به اسلام به کار میبرند از روی مدارک و اظهارات مسیحیانی که قبلاً به اسلام گرویدهاند برداشته شده است. شاید مشهورترین داستان تغییر دین زندگینامه «خودنوشت» مالکوم ایکس، ملیگرای سیاهپوست امریکایی باشد که زندگی قبلی خود را در حال قماربازی، مصرف موادمخدر و زندگی در کنار همسایگان بزهکار در بوستون توصیف میکند. بعد از گرویدن به اسلام او ریاست «امت اسلام» در امریکا را به عهده گرفت و بعد از مشرف شدن به مکه، اسلام واقعی را یافت. کاری که اینترنت کرده این است که این داستانها را به کرات و در حجم گسترده بیان میکند و از این طریق به اسلامگراها این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با این داستانها بمباران کنند.
این داستانها نقش دوگانهای بازی میکنند: برای مخاطب غیرمسلمان بالقوه به عنوان دفاعی از جنبههای مختلف تفوق اسلام بر مسیحیت عمل میکند. این داستانها سعی دارند اثبات کنند که هر گونه مشکلی بر سر راه تغییر دین قابل حل است. نقش دیگر این داستانها این است که به مسلمانان اطمینان خاطر میدهد دین آنها تنها دین راستین است و به آنها روشهایی را برای ترغیب غیرمسلمانان به گرویدن به اسلام آموزش میدهد.
نکته مشترک در تمامی این داستانهای تغییر دین، که به طور مستقیم و غیرمستقیم به آن اشاره میشود، مفهوم بازگشت است؛ ایدهای که میگوید هر کسی به طور طبیعی و ذاتی مسلمان به دنیا میآید – یعنی تسلیم امر و خواست خداوند است - که توسط خانواده و جامعه خراب میشود و درآمدن به اسلام به جای اینکه خارج شدن از دین قبلی باشد، در حقیقت بازگشت به فطرت انسانی است. بنابراین رو آوردن به اسلام به جای اینکه کاری نامتعارف و سرپیچی باشد، امری طبیعی و واضح است.